Pillow Party Massacre

Pillow Party Massacre

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Pillow Party Massacre 2023 1080p AMZN WEBRip DDP2 0 x264-Kitsune
Pillow Party Massacre 2023 720p AMZN WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Pillow Party Massacre 2023 1080p AMZN WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Pillow Party Massacre 2023 1080p WEBRip x264-RARBG
Pillow Party Massacre 2023 1080p WEBRip x265-RARBG
Pillow Party Massacre 2023 WEBRip x264-ION10
Pillow Party Massacre 2023 WEBRip 720p-YTS
Pillow Party Massacre 2023 WEBRip 1080p-YTS
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

webrip
web
x264
BRip
1080
TS
720p
720
x265
YTS
Opublikowano: 2023-05-06
Pobrania: 44
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫ ‫

‫«قتل‌عام در بالش‌پارتی»

‫می‌شه یه‌کم یواشکی‌تر بریزی؟

‫- بس کن دیگه. ‫- بجنبین.

‫عه، ببخشید که نمی‌خوام مچم رو بگیرن.

‫خب، الان ملکه «تولو» امسال ‫جلوت وایستاده سامانتا.

‫واقعا خیال کردی مچ من رو می‌گیرن؟

‫- مشکلی نیست. بیا. بیا. ‫- باشه.

‫خیلی‌خب.

‫دیگه وقتشه همه مونتاگوهای عزیز ‫کاپولت‌هاشون رو پیدا کرده...

‫و واسه آخرین رقص آروم امشب...

‫به پیست رقص تشریف بیارن.

‫یارتون رو محکم بغل کنین ‫و اگه می‌شه،

‫محکم فشارشون بدین.

‫تا حالا بهت گفتم چقدر خوشگلی؟

‫امشب پنجاه بار بیشتر نگفتی. ‫این‌دفعه پنجاه و یکمین بارت بود.

‫آها، خب، هر دفعه جدی گفتم.

‫مطمئنی هیچ‌جوره نمی‌تونم قانعت کنم...

‫- باهامون بیای بیرون؟ ‫- کاش می‌تونستم.

‫اذیت نکن دیگه، یواشکی بیا.

‫بابام واقعا من رو می‌کشه.

‫می‌دونم، ولی می‌خوام باهات تنها باشم.

‫خودم می‌دونم دلت می‌خواد.

‫نظرت چیه به جای خلوت‌تری بریم؟

‫همین الان بریم؟ کجا بریم؟

‫حتما شوخیت گرفته.

‫می‌خوای بریم؟

‫بریم همدیگه رو تو آرامگاه ‫جوراب‌های ورزشی کثیف...

‫و کلی کثافت دیگه ببوسیم؟

‫وای که چقدر قلبم تند می‌زنه.

‫من بدم نمیاد برم، ‫تو هم دنبالم بیا.

‫- چطورین عوضی‌ها؟ ‫- سلام!

‫باید تا میکی و آلانا همه کارها رو نکردن، ‫یه چیزی نصیبمون بشه دیگه.

‫انگار باورم می‌شه...

‫خودت سخاوتمندانه بهشون ‫در این راه کمک نکردی.

‫خب، کارتر کجاست؟

‫آها، منتظرمه.

‫قراره مدتی با هم باشیم.

‫- اما از دستت اَش. ‫- گفته بودم.

‫وای خدایا. من که قرار نیست ‫باهاش از اون کارها بکنم.

‫صرفا قراره به دقیقه تنها باشیم.

‫اوهوم.

‫خیلی‌خب. باید اعتراف کنم.

‫دیگه تابلوئه که تو...

‫کارتر فیشر رو دست شناخته بودی ‫و ما اشتباه می‌کردیم اَش.

‫آره.

‫می‌دونستم بالاخره به جناح شوم می‌پیونده.

‫همیشه می‌پیوندن.

‫وای اَش. وای اَش عزیزم.

‫خداحافظ.

‫ ‫

‫کارتر؟

‫کارتر؟

‫اینجایی؟

‫- پشم‌هام! از این کارها نکن! ‫- واسه چی؟

‫آخه قراره از هوش بری رفیق.

‫نگو که دلت به تاپ‌تاپ نیفتاد.

‫- سلام خانم‌ها. ‫- وای خدا.

‫عذر می‌خوام. ممنون.

‫جانم؟ ای عجیب‌الخلقه.

‫راستش، حاضرم شرط ببندم...

‫با این که شبیه نانسی درو لباس پوشیدی،

‫سینه‌بندی چرمی بستی ‫که مشتاقی بازش کنی،

‫- خب؟ ‫- بزن به چاک عوضی.

‫ببین، همین الانش هم ‫استاد دستور دادن به مردانی.

‫فقط یه شلاق کوچولو کم داری و...

‫گفت بزن به چاک، هری، رفع زحمت کن! به سلامت!

‫خب، هر موقع آماده بودی در خدمتم.

‫نظرت چیه بری باز هم «دپش مد»،

‫«سیگ سیگ اسپوتنیک» ‫و از همون مزخرفات پخش کنی؟

‫- اصلا قرار نیست آماده باشم. ‫- تلاش خوبی بود.

‫من عاشق دی‌جی‌ام.

‫وایستا، شاید بهتر باشه...

‫آها، البته اگه خودت نمی‌خوای...

‫آخه لزومی نداره.

‫- ولی... ‫- زود باش.

‫وایستا ببینم، چه سریع برگشتی. ‫وسط پیست رقص دویدی؟

‫ملت می‌فهمن ما اینجاییم‌ها.

‫شوخی آوریل بود!

‫- چه ممه قشنگی داری اَش. ‫- پشم‌هام.

‫شرمنده اَش. خیلی وقت بود ‫برنامه‌ریزی کرده بودم.

‫وای، بی‌خیال!

‫پشم‌هام، عصبانی شد.

‫اَش رو می‌گی؟ ‫نه بابا، چیزیش نمی‌شه.

‫آره. ملکه همین کارهاست.

‫وای، بهتره حواسمون رو جمع کنیم، ‫آخه جبران می‌کنه.

‫درسته که دفعه قبل ‫بدجوری اذیتت کرده بود،

‫ولی واقعا از تصورم خارج بود مایلز.

‫راستش، خودش چند هفته دیگه...

‫فیلمش رو به ملت نشون می‌ده...

‫و عین خودمون می‌خنده.

‫عجب. اَش واقعا رفت خونه، ها؟

‫آره. حتما خیلی عصبانیه.

‫نه، چیزیش نیست. ‫بی‌خیال.

‫خودش طی چند سال اخیر ‫چند بار دستمون انداخته؟

‫خیلی دستمون انداخته. چیزیش نیست.

‫خیلی‌خب، آخرین آهنگ امشب رو پخش می‌کنم،

‫این آهنگ واسه خودم خیلی عزیزه.

‫پس همه‌تون باید بیاین وسط، ‫عرق بریزین،

‫بترکونین و با این آهنگ قر بدین.

‫- باید برم مستراح. ‫- وای پسر.

‫بلند شو. خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، ردیفی. ‫امان از دستت پسر.

‫اشلی؟

‫داری شوخی می‌کنی دیگه؟

‫همه بخوابین رو زمین!

‫- کجاست؟ کجاست؟ ‫- متأسفم.

‫متأسفم، متأسفم. ‫بهش شلیک کردن.

‫- چی؟ ‫- بهش... بهش...

‫چی شده؟ چی شده؟

‫خانم فیشر، خانم فیشر.

‫ظاهرا بهش شلیک کردن.

‫متأسفم. دارن می‌برنش بیمارستان.

‫- چی؟ نه، نه! ‫- متأسفم، متأسفم.

‫نه! نه!

‫آره، خودم می‌دونم آلانا. ‫من هم می‌خوام ببینمت.

‫ولی گمون نکنم زمان مناسبی باشه.

‫نمی‌خوام جو رو خراب کنم.

‫نه، خودم می‌دونم خوش می‌گذره. ‫ولی مطمئن نیستم.

‫آخه الان نمی‌تونم جواب قطعی بدم.

‫ببین، همین الان فرود اومدم.

‫می‌شه لطفا بعدا بهت زنگ بزنم؟

‫آره. آره، آره.

‫آلانا، آره، قول می‌دم. ‫بعدا زنگ می‌زنم، خب؟

‫خیلی‌خب. خداحافظ.

‫من هم خیلی دوستت دارم. ‫خیلی‌خب، خداحافظ.

‫جوآن. جوآن!

‫خب، قراره تا آخر تابستون ‫تو خونه مامان‌بزرگ...

‫- چهارنعل بری؟ ‫- گه نخور.

‫نمی‌خوای صحبت کنی؟

‫البته این کارت هم واسه کنار اومدن مفیده.

‫خب، وقتی آدم این‌قدر افسرده باشه،

‫حد و مرزش چقدره؟

‫اولی رو رفت بالا.

‫راستی، حالا که حرف از زندگی داغون شد، ‫اسمش چی بود؟

‫مامان کارتر، خانم فیشر رو می‌گم. ‫سلام رسونده بود.

‫چند روز پیش یه سر اومده بود اینجا.

‫با شنیدن تسلیتش حس عجیبی بهم دست داد.

‫ای خدا. خیلی خوشحالم که خونه نبودم.

‫- به نظرت حالش خوب بود؟ ‫- آره، ظاهرا خوب بود.

‫صرفا می‌خواست حال شما دخترها رو بپرسه،

‫ببینه تابستون امسال چیکار می‌کنین...

‫ وضع درستون چطوره.

‫ای خدا، دائما یه اتفاقی می‌افته. ‫اصلا تمومی نداره.

‫نمی‌خوای بیشتر توضیح بدی؟

‫یعنی زندگیم به حد کافی ‫بالا و پایین مزخرف نداشته...

‫که منظورم رو بفهمی؟

‫آها، آره، درسته. ‫باید رمان بنویسی.

‫خیلی‌خب، مثلا همین امروز رو تعریف کنم.

‫مامان حتی از اون دنیا...

‫تونست سلامت روانم رو خدشه‌دار کنه.

‫مادرت خیلی عوضیه. ‫تقاص بلایی که سرت آورده رو پس می‌ده.

‫راستش، سعی می‌کنم کمی دوری کنم.

‫تابستون تو دانشگاه مونده بودم.

‫به درخواست دکتر ماکلی...

‫اومدم خونه که گذشته‌ام رو ‫پشت سر بذارم، ولی بفرما!

‫آره.

‫باورم نمی‌شه مامان حاضر بود ‫واسه اذیت کردنت بمیره.

‫گه نخور. خودت پرسیدی دیگه.

‫همه‌شون ازش متنفر بودن،

‫حداقل این‌قدر ازش متنفر بودن...

‫که طردش کنن و مزخرفاتش رو به ما بسپارن.

‫ولی نه‌خیر، الان که از دنیا رفته، ‫همه‌شون اومدن،

‫کلی ازش تعریف می‌کنن...

‫و می‌گن چه آدم خوبی بود، ‫خاک بر سر درغگوشون.

‫آره، دقیقا واسه همین...

‫نمی‌خواستم مراسم بگیریم.

‫می‌دونستم همه‌شون میان.

‫تازه دقیقا بعدش...

‫کل دخترها و آلانا بهم پیام می‌دن...

‫که بریم دریاچه برنت بریج، ‫انگار هیچی نشده.

‫واقعا فقط دلم می‌خواد...

‫از حقیقت ماجرا صحبت کنیم.

‫گیج شدم. هنوز داری از مامان شکایت می‌کنی؟

‫از همه‌چی شاکی‌ام. نمی‌دونم.

‫گاهی اوقات واقعا حس می‌کنم تنهای تنهام،

‫انگار تنها کسی‌ام که اینجا وایستاده...

‫و وانمود نمی‌کنه زمین نمی‌چرخه.

‫اون‌جوری بهتر می‌شه؟

‫چی رو می‌گی؟

‫اگه به رسمیت بشناسیش ‫و خودت رو تو غمش غرق کنی،

‫حالت بهتر می‌شه؟

‫به نظرم اگه باهاش مواجه بشیم، ‫ممکنه پرونده‌اش رو ببندیم.

‫ای گاو ماده کثیف. بخندونش.

‫راستش، مواجهه با مشکلات ‫همیشه دلیل نمی‌شه...

‫آدم حلشون کرده باشه.

‫خودت که می‌دونی خیلی دوستت دارم، مگه نه؟

‫ولی باید بهت بگم...

‫اگه قرار باشه تا آخر تابستون...

‫تو خونه مامان‌بزرگ غر بزنی،

‫فعالیت مغزم خیلی زیاد می‌شه...

‫و تنها راه پاک‌سازیش...

‫اینه که یه گلوله توش خالی کنم.

‫خیلی بی‌شعوری.

‫پس اگه نمی‌خوای ‫تو مراسم دیگه‌ای شرکت کنی...

‫و شاهد چرت و پرت‌های فامیل‌هامون باشی...

‫که می‌گن چه آدم خوبی بودم،

‫پیشنهاد می‌کنم...

‫دو سه تا نفس عمیق بکشی، خب؟

Pillow Party Massacre subtitles in other languages

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left