Simulant

Simulant

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Simulant 2023 720p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-DMMA
Simulant 2023 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-DMMA
Simulant 2023 1080p HMAX WEBRip DDP5 1 x264-PTerWEB
Simulant 2023 720p HMAX WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Simulant 2023 1080p HMAX WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Simulant 2023 1080p WEBRip x264-RARBG
Simulant 2023 1080p WEBRip x265-RARBG
Simulant 2023 WEBRip x264-ION10
Simulant 2023 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Simulant 2023 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
Opublikowano: 2023-05-08
Pobrania: 49
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫ما در «نکسرا» اطمینان حاصل می‌کنیم ‫تمام همگون‌هامون از چهار اصل پیروی کنن.

‫اولین اصلمون صدمه نزدن به هیچ انسانیه.

‫دومین اصلمون همگون‌ها رو ‫از هرگونه اصلاح خودشون...

‫یا باقی همگون‌ها منع می‌کنه.

‫سومین اصلمون انجام اعمال ‫خلاف قوانین بین‌المللی...

‫یا کشوری رو ممنوع می‌کنه.

‫چهارمین اصلمون حکم می‌کنه همگون‌هامون ‫از کل دستورات اربابشون پیروی کنن.

‫آینده با «نکسرا» تا ابد موندگاره.

‫«همگون»

‫سلام غریبه.

‫سلام.

‫مواظب باش!

‫سلام، چیکار می‌کنی؟

‫می‌خواستم بیام تو، ولی نتونستم.

‫بیا بریم صبحانه بخوریم.

‫صبح به خیر.

‫ممنون.

‫دوباره همون خواب رو دیدم.

‫بعد از تصادفمون چی شد؟

‫بیا بحثش رو وسط نکشیم.

‫«پاهم»،

‫«پلیس اطاعت هوش مصنوعی»،

‫خادم و محافظ بشر ‫و مجری اصوله.

‫«پاهم»،

‫«پلیس اطاعت هوش مصنوعی»،

‫... از گلیمش درازتر کرده. ‫همگون‌ها پرستار بچه محسوب می‌شن.

‫نباید بذارن همگون‌ها ‫مربی کلاس ژیمناستیک دخترم باشن.

‫بچه‌هامون رو می‌خوابونن. ‫اصلا...

‫پرونده مذکور باز شد.

‫- همگون خاموش است. ‫-

‫- پیغام جدید دریافت شد. ‫-

‫سلام کسلر، منم.

‫تو بخش خودمون می‌بینمت. ‫گمون کنم پیداش کردم.

‫صبح به خیر مأمور کسلر.

‫نام ثبت‌شده: اسمه.

‫شناسه همگون: تی‌کی۳۶۸.

‫وضعیت: از سه سال پیش...

‫خاموش است.

‫دیگه لزومی نداره یه بار زندگی کنین.

‫آینده با «نکسرا» تا ابد موندگاره.

‫کیه؟

‫بفرمایین؟

‫تی‌کی۳۶۸ شناسایی شد.

‫بهت دستور می‌دم این رو بذاری.

‫خاموش شو.

‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

‫دیگه لزومی نداره یه بار زندگی کنین.

‫- کجاست؟ ‫- نمی‌دونم! بهم حمله کرد.

‫اون طرف رو بگرد!

‫آهای!

‫این دیگه چه کاریه؟! ‫ای بابا!

‫این پیغام از طرف...

‫«پلیس اطاعت هوش مصنوعی» ابلاغ شده است.

‫یه پالس الکترومغناطیسی ‫تو ناحیه‌تون شلیک شده.

‫نترسین.

‫اکثر دستگاه‌های الکترونیکی ‫تا چند لحظه دیگه روشن می‌شن.

‫لطفا اگه دستگاهتون روشن نشد،

‫با سازنده‌اش تماس بگیرین.

‫یادتون باشه، مجازات پناه دادن...

‫به همگون‌های ثبت‌نشده ‫حبس دز زندان‌های «پاهم»...

‫و حداکثر جریمه پنج هزار واحدیه.

‫ممنون.

‫آهای، یکی اینجا پیدا کردم.

‫دنبال اون یکی نیستم.

‫دستگاه‌های الکترونیکی ‫چند لحظه دیگه روشن می‌شن.

‫لطفا اگه دستگاهتون روشن نشد،

‫با سازنده‌اش تماس بگیرین.

‫برگردین تو!

‫جاده رو خلوت کنین!

‫زنه!

‫مدل هیسپانیکه!

‫زن نسل چهارمه!

‫- مدل هیسپانیکه! ‫- آهای، همین‌جاست!

‫ممنون که همکاری می‌کنین.

‫گیرت انداختم.

‫آره، گیرش انداختیمش.

‫مشکل همگونمون حل شد.

‫لطفا تو خونه مونده ‫و خونسردیتون رو حفظ کنین. ممنون.

‫حالا که «نکسرا» داره آماده می‌شه ‫تا جدیدترین اخبار...

‫از همگون‌های نسل هفتمشون رو منتشر کنه،

‫بحث ذی‌شعور بودن یا نبودنشون هم بالا گرفته.

‫شک‌گرایان همچنان ابراز نگرانی می‌کنن...

‫که همگون‌ها دارن خودمختار می‌شن ‫و به انضمام جامعه در میان.

‫آرون کسلر، از مأموران اطاعت همگون‌ها،

‫امروز صبح با شلیک ‫یه پالس الکترومغناطیسی ۲۱،

‫میدون بازار رو مختل کرده بود.

‫شاهدان مدعی شدن دنبال همگونی خاموش بود...

‫که مستقل از اربابش زندگی می‌کرد.

‫رادیو رو خاموش کن.

‫ای بابا.

‫ای بابا.

‫ ‫

‫من که ندیدم دوستی داشته باشه.

‫اکثرا آدم توداری بود.

‫هر از گاهی با آقای روزن صحبت می‌کرد،

‫همسایه دیوار به دیوارشه، ‫ساکن واحد ۴۰۶ـه.

‫آدم خوبیه.

‫نقد هم حساب می‌کنه.

‫از همگون‌ها متنفرم.

‫آره، من هم ازشون خوشم نمیاد.

‫دارین می‌رین در رو ببندین.

‫خودش قفل می‌شه.

‫شما کی باشین؟

‫روزن هستم. روزن... کیسی روزن هستم.

‫سـ...

‫ساکن واحد ۴۰۶ـم. ‫همسایه‌شون بودم.

‫همسایه بودی،

‫کره و شکر قرض می‌گرفتی ‫و به ماهیش غذا می‌دادی؟

‫آره، آره، از همین کارها می‌کردیم. ‫دو...

‫دو سه باری جاروبرقیم رو بهش قرض داده بودم.

‫خبر داری همگونه؟

‫همگونه؟

‫نه، خبر نداشتم. خبر نداشتم...

‫مطمئنین؟

‫نشانم رو بخون رفیق. ‫گمون کنم مطمئن باشم.

‫درسته، آره، آره. ببخشید.

‫سه سال خاموش بود.

‫نمی‌خواستم یهو مزاحمتون بشم.

‫نوارتون رو دیدم و در رو باز کردم.

‫صرفا می‌خواستم ببینم ‫همه‌چی روبه‌راهه یا نه.

‫که این‌طور.

‫تعریف کن.

‫مرسی. آره، اسمش تروتسکیه.

‫خب، اگه کاری داشتین، ‫من خونه خودمم.

‫باشه.

‫بیا پسر.

‫خب، امشب واسه خودمون ‫تو «پاپیون» میز رزرو کردم.

‫من تو فکرش بودم لیسا برامون غذا درست کنه.

‫عزیزم، باید یه شب برم بیرون. خب؟

‫باید یه شب با همدیگه بریم بیرون.

‫خیلی‌خب، ولی «پاپیون» نریم.

‫قبوله. هرجایی قبوله، خب؟ ‫فقط...

‫مسلما بهتره جای خوبی بریم؛ ‫ولی هرجایی قبوله.

‫- خیلی‌خب. ‫- خیلی‌خب.

‫«پاهم»، «پلیس اطاعت...»

‫مگه نباید خونه می‌موندی ‫که حالت بهتر بشه؟

‫چیزیم نیست. کمی کتک خوردم دیگه.

‫خب، حتما وحشت کرده بودی، ‫آخه برق...

‫کل بلوکشون رو قطع کردی.

‫پالس الکترومغناطیسی به اون گندگی رو ‫فقط مواقع اضطراری شلیک می‌کنن.

‫همگونه می‌تونست تعمدا ‫به شهروندان حمله کنه.

‫به نظر من که اضطراری ‫محسوب می‌شه، قبول ندارین؟

‫دستور مستقیمم رو نادیده می‌گرفت.

‫حتی وقتی ازش خواستم خاموش بشه، نشد.

‫راستش، بعدش ازم پرسید ‫حالم خوبه یا نه،

‫انگار تا حدی احساس همدلی داشت.

‫من محل سکونتش رو دیدم، خب؟

‫به عمرم چنین سطحی از آگاهی ندیده بودم.

‫دفترچه خاطرات دست‌نویسی ‫مملو از افکار شخصیش داشت...

‫و دفتر طراحی‌ای داشت ‫که کلی نقاشی قشنگ توش کشیده بود.

‫همسایه‌اش هم تو یکی از نقاشی‌هاش بود.

‫به نظرم باید برگردیم و باهاش صحبت کنیم.

‫همگونه به اسم خودش ثبت شده؟

‫- نه. ‫- خب، پس کاریش نداشته باش.

‫بذار تحقیق کنم دیگه.

‫ببین، ما کلی کار داریم.

‫نظرت چیه بری خونه؟

‫از من بشنو،

‫این یکی فرق می‌کنه.

‫اشکال‌زدایی انجام شد.

‫نابهنجاری‌ها شناسایی شدن.

‫مفاهیم محدودیت‌ها دستکاری شدن.

‫اصولمون تحت‌تأثیر قرار گرفتن.

‫سلام، به کسی نگو من اومدم اینجا.

‫به نظرم باید مراقبت...

‫از موجود زنده دیگه‌ای رو یاد بگیری.

‫خب، جریان چی بود؟

‫همگونه رو هک کردن.

‫یکی محدودیت‌هاش رو دستکاری کرده.

‫مفهوم کلماتی چون «صدمه»، ‫«اصلاح» و «پیروی» رو تغییر داده...

‫و بعدش بررسی احساسی باقی اصول رو ‫نفی کرده تا خنثی‌شون کنه.

‫یعنی یکی کاری کرده ‫بتونه بهم صدمه بزنه.

‫هدف تعریف اصول، محافظت از ماست.

‫ولی برخی صدمات به تفسیر...

‫خود فرد بستگی دارن.

‫مفاهیم محدودیت‌های همگون‌ها ‫باید تفاوت‌های ظریفی داشته باشن...

‫- که بتونن کار کنن. ‫- آها.

‫- کمی آروم‌تر توضیح بده. ‫- هکره کاری کرده بود کاملا خودمختار بشه.

‫فیلمه رو نگه دار.

‫طرف همسایه‌اشه.

‫چی؟

‫تو خیلی از خاطراتش هست.

‫با «نکسرا» تماس بگیر و ببین ‫کارمندی به نام کیسی روزن داشتن یا نه.

‫باشه.

‫می‌خواین حافظه‌اش رو کلا پاک کنم، ‫با بخش مزایده تماس بگیرم...

‫و دوباره بفروشیمش؟

‫نه، نه، بیا فعلا...

‫ببینیم چقدر خطرناکه.

‫کی چنین کاری باهات کرده؟

‫آینده با «نکسرا» تا ابد موندگاره.

‫اذیت نکن دیگه، بذار بیام تو.

‫اون تو خبری نیست.

‫- نقل‌مکان کرده. ‫- کی رفته؟

‫دیروز رفت.

‫- کجا رفت؟ ‫- نمی‌دونم. نپرسیدم.

‫خب، بذار برم تو واحد کیسی.

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left