Pierwsze 200 wierszy.
آمریکا اول
چند تا سیاه پوست باید بمیرن تا ما این متجاوزین مادر قحبه رو بگیریم؟
نماینده "پاول" کجاست؟
داره با اون سناتورهای مخالف قانون .حقوق شهروندی میجنگه
... فقط 23 تا بازداشتی
.و رؤسا هنوز دور از دسترس ...
.عمو "لوئی" باید یه چیزی بهت بگم
.من "بنی مانگانو" رو کشتم
... اگه علیه پدرت شهادت ندی
.برای یه مدت طولانی میفرستمت زندان ...
."عموت ایده خوبی داشت "استل
.زن و شوهر نمیتونن علیه هم شهادت بدن
... نمیخوام دخترم رو ببینی
.یا دستت بهش بخوره ...
.حقیقت همینه "عمر"، و خودت هم میدونی
،"حقیقت اینه "مالکوم .که تو راهت رو گم کردی
باید اقرار کنم که وقتی نشست .میخواستم بکشمش
.اون یه زن وسوسه کننده ست
خواهر "الیس" با من ازدواج میکنی؟
کاپیتان "عمر" از دوستی تو با ما خبر نداره؟
تو رفته بودی خونه "مالکوم ایکس"؟
آره
.سریعاً این مسجد رو ترک کن
.تو یک زباله بی ارزشی
.روزگار بدی شده رفیق
.تو این شغل، یا بکش یا کشته میشی
،یه حرکت اشتباه کنی .افرادم کله اینا رو هوا میدن
.من ارتباط فرانسوی را پس میگیرم
از کی بیشتر میترسی؟
من یا "بونانو"؟
.من طرف تواَم
... بونانو" میخواد کل محموله رو واسه خودش بفروشه"
.بدون کمک خانوادههای دیگه ...
.افراد "جو بونانو" اون بالا هستن
.هیچ کدومتون قرار نیست زنده از اینجا بره
.اگه مواد میخواین، به من پول میدید
.پیشنهادت رو قبول میکنم
."وقتشه از شهر بری "جو
.هارلم" مال منه"
... موضوع خشونت پلیس باز هم صدر اخبار شده
با شلیک به یک سیاه پوست نوجوان ... .توسط یه ستوان پلیس
فکر میکنید وضعیت کنونی، نقطه عطف بحران تازه بشه؟
خوب من فکر میکنم رفتار گستاخانه و .وحشیانه پلیس در قتل، موضوع خیلی مهمیه
.و یکی از اونها چاقو کشیده
.همون که کشته شده - .واقعاً امیدوارم اینطور باشه -
ما باید توی شهرمون، نظم و قانون .داشته باشیم
شما فکر میکنید اکثریت پلیسهای نیویورک، دست به ماشه وایستادن؟
،نه، ما هرگز چنین ادعایی نداریم
... ما حتی ادعا نداریم که اونا رسماً
... بیخیال بابا
.هیچ برداشت خوبی نمیشه از قضیه داشت
.داریم میریم
تظاهرات جلوی ایستگاه پلیس در حال حاضر .ایدهی بدیه
... ایدهی بد اینه که یه پلیس
بدون دلیل به یه جوون سیاه پوست ... شلیک کنه
.حتی اگه اونا بگن چاقو داشته یا نداشته ...
فکر میکنی قراره چی بشه؟
."تعلیقِ افسر "گیلیگان
،اونا برای کشتن یه سیاه .پلیسها رو تعلیق نمیکنن
.اوضاع باید تغییر کنه
آره، تنها چیزی که عوض میشه .اسامی قربانیهاست
،پلیسها فقط یک چیز میدونن .و اون هم خشونته
.مثل "مالکوم" حرف میزنی
.خب، اون درست میگه
.موشک جواب موشک
.این درست نیست
قانون حقوق شهروندی هر لحظه ممکنه تصویب بشه .اونم بدون شلیک حتی یه گلوله
... خب، هنوز که تصویب نشده
.و هنوز وقت برای شلیک گلوله هست ...
... ما این تظاهرات رو انجام میدیم
.حتی اگه تو فکر کنی بی فایده ست...
.من نمیگم بی فایده ست
.کاری که شما میکنید رو تحسین میکنم
،ولی راستش ... وقتی توی "آلکاتراز" زندانی بودم
.هر روز با خشم هزار برابری رنج میکشیدیم ...
... ولی بعدش یه روز
.دیگه به اینجامون رسید ...
... و نگهبانها و زندانیها
.مثل سگ افتادن به جون هم ...
این چیزیه که من حس میکنم الان .توی خیابون داره اتفاق میافته
.اعتراض مسالمت آمیز حیاتی ـه
... تظاهرات آرام شروع شد
.ولی هیجانات بالا گرفت ...
.برخی از معترضین دست به خشونت زدن
... تنش بین جامعهی هارلم و پلیس
.بالا گرفته ... - مراقب باشید -
.هیچ نشونی از "بونانو" نیست رئیس
.هفتههاست کسی توی "نیویورک" اون رو ندیده
.دود شده رفته هوا
باید اعتراف کنم، "جانسون" خوب بلده .چطوری بازی کنه
خب، مواد چی شد؟
،"جانسون" گفت امروز میرسه "کانادا"
.و ما هم سهممون رو وقتی برسه اینجا میگیریم
عصبانی نیستی که رابط دست اونه؟
هی، بیخیال، بذار دردسرهای کیری .واسه اون باشه
،تا وقتی گرفتاری درست نکنه .من و اون مشکلی نداریم
.باید باهات حرف بزنم
خصوصی - آره -
،وقتی وکیل یهودیت سر میرسه .میدونی که خبر خوبی در کار نیست
خب، گم شید
.گفتنش بهت اصلاً آسون نیست
"رابط فدرالمون گفته، "رابرت مورگنتان سعی کرده با یه خبرچین که خیلی .بهت نزدیکه، قرارداد مصونیت امضاء کنه
.کسی شهادتش که میتونه برات حبس ابد بیاره
کی؟
."دخترت "استلا
نه، کسشره
.رابط ما عضو دبیرخانه دپارتمان قضایی هست
.صورتجلسات قرارهای "مورگنتان" رو میبینه
.استلا" این کار رو نمیکنه"
.یعنی ... آخه ... نمیتونه درست باشه
.درسته
"استلا"، خبرچین محرمانه "رابرت مورگنتان" .بود وقتی که تو دستگیر شده بودی
بیا جیگر
اوهو
حالا فقط مونده هفت ساعت رانندگی ."تا برسیم به خونه عزیزمون "هارلم
.آره، با بزرگترین محموله دریایی مواد تاریخ
بزرگترین - آره -
.هنوز نرسیدیم اونجا
باشه خب - خوب به نظر میان -
بزن بریم
.خب، میتونی بری
،یا همونطور که شما فرانسویها میگین "سَفَق به خیق"
چطوری میخوای اینا رو از مرز رد کنی؟
بامپی" توی "آلکاتراز" با برادر یکی از مامورای" .مرزداری توی شهر "ویندسور کانادا" هم بندی بود
.بهش رشوه دادیم
.من مشتاق برگشت به "فرانسه" هستم
.کشور شما بگا رفته ست
.آره، کل دنیا بگا رفته ست
.بخاطر همین مردم عاشق نشئه شدنن
... و بعد از کل مشکلاتی که پشت سر گذاشتیم
رانندگی برای حمل محموله، به نظر .آسون ترین قسمتش باشه
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!جلوی پلیسهای قاتل رو بگیرید
!دستت رو به من نزن
!ما جایی نمیریم
ترجمه و زیرنویس : م.اهورا
پدرخوانده هارلم فصل دوم - قسمت دهم "تنفر از نفرت ساخته شده"
.ترسوندیم
!تو با "رابرت مورگنتان" حرف زدی؟
!هان؟ - ... نه، من -
بگو - اونجوری نیست -
بگو - ... اون -
... سعی کرد من رو مجاب کنه علیه تو شهادت بدم
.ولی بهش گفتم بره کونش رو بده ...
!نه، نه، مزخرف نگو
فاینمن" بهم گفت که تو یه" !خبرچین محرمانه بودی
!نه، اینجوری نیست بابا
چند ماه قبل، من از دستت خیلی ... عصبانی بودم، من فقط
.بهش چند تا چیز در مورد کارت گفتم
چی بهش گفتی؟ - .چیز زیادی نبود -
... فقط گفتم که تو
"یه قسمت از هر قرارداد ساختمون "ورلد فیر .رو میگیری و با "بامپی جانسون" کار میکنی
!چرا همچین گوهی خوردی؟
،چون تو بجای مجازاتی که "بنی" حقش بود ."اون رو فرستادی "فلوریدا
!اوه، نه، پشتت رو به من نکن
.داری بهم آسیب میزنی
.خب، تو هم داری به من آسیب میزنی
.نمیدونم چرا انقدر از من متنفری
... نیستم. من
،وقتی "مورگنتان" اطلاعات بیشتر خواست
.گفتم که هرگز علیه تو شهادت نمیدم
هرگز
.بعد یه نوار رو برام پخش کرد - کدوم نوار؟ -
... یه نوار هست که اون
صدای صحبت من با عمو "لوئیز" رو ضبط .کرده که من بهش میگم "بنی" رو کشتم
به "لوئیز" گفتی؟
.بهم گفت بهش اعتماد کنم و منم گفتم
.نمیدونستم تلفن شنود داره
اوه، یا مادر مقدس
.مشکلی نیست بابا .ما ردیفش کردیم
برادرم میدونه که "مورگنتان" اون صحبت رو ضبط کرده؟
میدونه؟
.آره، سعی هم کرد روش سرپوش بذاره
.بهتره توی همین اتاق بمونی
زندانی هستی. فهمیدی؟
نمیتونی این اتاق رو ترک کنی، خب؟
،فقط بگو که اینجا میمونی
استلا"، لطفاً؟"
!پاشو بابایی
پاشو
.باشه، بیدارم
.عکست توی روزنامه ست
عکس من تو روزنامه ست؟ .بذار ببینم
آره - .بذار ببینم -
.آره، خودمم
اون کیه؟
.این مرد، دکتر "مارتین لوتر کینگ جونیور" هست .رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییهای آفریقاییتبار بود) "سخنرانی معروف او به نام "من رویایی دارم (.همچنان الهام بخش جنبشهای آزادیخواهانه است
.اون انسان بزرگیه
.نه به بزرگی تو
عزیزم
یه کم بابات رو راحت بذار .و برو لباس بپوش
.خواهرت پشت میز صبحانه نشسته
No comments yet. Be the first to leave one.