Pierwsze 200 wierszy.
..آنچه گذشت
قرار ملاقات بايستي توي يک .زمين بي طرف باشه
يه قطعه زمين اختصاصي ..سرخپوست ها هست که ده دقيقه
.با اينجا فاصله داره
.خيلي خصوصيه
خوآن کارلوس" قرار ملاقات کارتل و ايرلندي ها براي مبادله ي اسلحه
.رو مشخص کرد
نامه ها کجان ؟
هنوز پيش "تارا"ست ؟
.اون رو قاطي اين قضيه نکن
.خيلي دير شده
.ما يه تهديد داخلي داريم
دکتر؟
.اون زن ِ معاون کلابتونه
.ما حلش مي کنيم
.چي؟! اوه خداي من
چيکار مي کني ؟
."جکس"
.حالت خوب مي شه
اوه خدايا.. بابا ؟!؟
.خداي من, لعنتي
اينجا چيکار مي کني ؟
.کلي" بابات رو کشته"
.کلي" بايد بميره پسرم"
مي خواي بهم بگي چه بلايي سر "پايني" اومده ؟
,خودت بايد بدوني .تو پسر "کلي" ـي
.کلي" بابام رو کشته"
تو مي دونستي ؟
."نه, "اوپ
.سر همين ميز مي ميري
"اوپ"
.بزارش زمين
"خواهش مي کنم "اوپ .مجبورم نکن بکشمت
.اوه, لعنتي
.صداي شليک شنيدم
.اوه لعنتي
چي شده ؟
.آمبولانس خبر کن
!واي خدا
.همين الان آمبولانس خبر کن
به خاطر صداي شليک .کلانترا مي ريزن سر اين قضيه
.منو ببر بيرون
.توي گاراژ اين اتفاق افتاد
.آره, زودباش, زودباش
.به شماره سه, دو .. سه
من به "روزولت" چي بگم ؟ - بگم کار مکزيکيا بوده ؟
.نه, بگو کار سياهپوستا بود
.آره, آره
.هي, من حواسم به "اوپي" هست
.از شر اسلحه ها خلاص شو و خون رو تميز کن
.داريم حسابي تو اين کار حرفه اي مي شم
..بيرون گاراژ دوتا سياهپوست
.بهش شليک کردن..
اگر مي خواي درجه ي بالاتري تو اين کلاب ..داشته باشي, تا موقعي که من بهت بگم
.به همه همين داستانو مي گي
.فهميدم
.دورش رو نگه دار
.بزن به چاک
.اوه, خدايا
فکر مي کني زنده مي مونه ؟
.نمي دونم
.هي, تو هم بايد از اينجا بري, برو
.آره
.من مي کشمش
.نه, تو بايد بزاري من بفهمم چه اتفاقي افتاده
.با مادرت صحبت کن
جما" و "آنسر" بابام رو توي کلبه" .پيدا کرده بودن
.مي دونستن که کار "کلي" بوده
.مي خواسته شبيه حمله ي کارتل نشونش بده
تو اينارو از کجا مي دوني ؟
.آنسر" ديشب من رو تا کلبه دنبال کرده بود"
.خدايا
جلوي مراقبتهاي ويژه ي سمت .کرين" پيادت مي کنم"
لايلا" مياد دنبالت ؟" .آره -
."بايد يه مدت آفتابي نشي "اوپ
"به بچه ها مي گم که رفتي سمت "کلبه
.من حقيقت رو پيدا مي کنم, قول مي دم
تنها چيزي که من نياز دارم !يه قول ديگست
فشار خونش چنده ؟ - .هشتاد روي شصت -
چقدر مايع تو بندش داره ؟ - .آه.. دو ليتر -
جفت سرنگ ها وصلن ؟ - جفت سرنگ ها وصلن دکتر -
خيلي خب, با او.آر تماس مي گيرين ؟ - همين الان دکتر -
داشتم مي رفتم اونجا تا يه موتور سلف .جديد براي کاميونم بگيرم
به سمت در حياط که رسيدم .يه ماشين شاسي با سرعت زد بيرون
.مدلش هم "يوکان" بود به گمونم
.به نظر دوتا مرد سياهپوست ميومدن
.شيشه هاي ماشين هم دودي بود
.نتونستم درست ببينمشون
.رفتم داخل حياط
.کلي" رو پيدا کردم که رو زمين بود"
چيزي هم گفت ؟
در مورد تيزاندازا ؟
.نه.. تقريبا بيهوش بود
.من با اورژانس تماس گرفتم
هيچ کس ديگه اي هم توي حياط نبود ؟
.نه .حدود يه ساعت قبلش همه رفته بودن
پس "کلي" تنها بود ؟
.آره
.گاراژ رو تا ديروقت براي من باز نگه داشته بود
آره ؟ دوربين هاي امنيتي چي ؟
.ضبط نمي کنن
!!البته که ضبط نمي کنن
خيلي خب وقتي "کلي" به هوش .اومد مي خوام باهاش صحبت کنم
.بقيه ـتون.. در دسترس باشين
.سلام
سياهپوستاي "ناينر" بودن ؟
.حتما بايد خودشون باشن
.مطمئن نيستم
.خال کوبي اي ازشون نديدم
"سلام "جما
.اين تقصير منه
نه, نه, نه, "کلي" از من .خواست که بمونم
.مي دونست يه اتفاقي قراره بيافته
ما هنوز هيچي نمي دونم "تيگي", باشه ؟
...من مي دونم, من مي دونم
..يه برادر از من کمک مي خواد .من پشتم رو بهش مي کنم
!هــي
!!هــي
اوضاع خيلي بده ؟
.دکتر گفت اوضاش وخيمه
.يکي از گلوله ها به ريه اش خورده
کجا مي برينش ؟
.من زنشم
.داريم براي جراحي آمادش مي کنيم
.دنبالم بياين تا در جريان قرارتون بدم
.نيازي نيست
.فقط زنده نگهش دارين
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
پـسـرانِ آنـارکــي , فـصـل چهارم , قـسـمـت سـيزدهــم
تـــرجـــمـــه از نوژن ، (Mikado) ميکادو ، (Chandler Bing) اشکان
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
گروهبان "روزولت" ممنون .که به ما ملحق شدين
سرزمين "واهيوا" به نظر مي رسه .از نظر منطق براي ما چالش برانگيزه
.مي دونين که "کلي مارو" ديشب تير خورده
.بله, مي دونم
انتقام از جانب سياهپوستا بوده, درسته؟
.وضعيتش وخيمه
.دوتا از اعضاي کليدي ديگشون رو هم در بند داريم
به نظرتون اين ملاقات صورت مي گيره ؟
.ايرلندي ها اينجان
.و همينطور کارتل
,اگر اين موقعيت رو واگذار کنن .همشون چيزاي زيادي رو از دست مي دن
...حدس من اينه که .تلر" فرماندهي رو به دست مي گيره"
در هر صورت ما بايستي به اين قضيه .واکنش درست نشون بديم
.اين به اين معني هست که شما "کلي" رو نمي گيري
به نظر مي رسه قسمت بوده !شخص ديگه اي عدالت رو اجرا کنه
شب سختي داشتي ؟
.کلي" تير خورده"
.تو بيمارستان "سينت.توماس"ـه و وضعيتش وخيمه
کار کيه ؟
.مطمئن نيستم
."من هنوز هم مي خوام بيام بيرون, "تارا
.معامله با ايرلندي ها امروز انجام مي شه
و بعدش چي ؟
بعدش من خانوادم رو مي چپونم تو ماشين و
.گورم رو از چارمينگ گم مي کنم
به همين راحتي "جکس" ؟
.لباسات رو عوض کن, خون رو بشور - .."آره "تارا -
.به همين راحتي..
..ببين .مي دونم که تعيير ساده اي نيست
من هم توهم ورم نداشته, اين ..رو هم مي دونم که تو الان ذهنت
.آزاد نيست
..باهات مخالفم !تاحالا انقدر ذهنم آزاد نبوده
..به حرفم گوش کن عزيزم .حسي که تو داري حس خشمه
از "فيل" و "اليدا" بخواه کمکت کنن .تا وسائلت رو جمع کني
.من امشب برمي گردم
.باشه
.باشه
"جکس"
.بهم بگو دوستم داري
"دوست دارم, "تارا
تو هم منو دوست داري؟
اي کاش مي تونستم جلوي خودم رو .بگيرم و دوستت نداشته باشم
"دوسِت دارم, "جکسون
ظرف بزرگتر لازم نداري؟
.برشتوک دوست دارم
.پيش "تارا" بمون
.اون امروز به کمک ات احتياج داره
.حتماً رفيق
.اگه "جما" رو ديدي، بهش بگو کارش دارم
.خيلي خب
.سلام
حالش چطوره؟
.دوباره بردنش براي جراحي
.يه مشکلي با ريه هاش دارن
.سيگار کوفتي
.لعنتي
خبري از "بابي" يا "جوس" نشده؟
.از "جوس" که نه
.خوشبختانه ديگه تو نخ کارهاي قبليش نيست
.ما مشکل جدي تري داريم
.با "لوون" صحبت کردم
.بابي" وارد (زندان) "استاکتون" شده، ولي خروجش ثبت نشده"
يعني چي؟
.شايد "لني" بتونه بهمون بگه
No comments yet. Be the first to leave one.