Pierwsze 200 wierszy.
باشد که اگر مغلوب مرگ شدیم
،و کف اقیانوس بسترمان شد
،خدایی که صدای امواج خروشان را میشنوی
روح ملتمس ما را نجات دِه
!به سلامتی چهار هفته
نه قربان. ممنونم
بهسلامتی رو جواب ندادن بدشانسی میاره، پسر
قصد بیاحترامی نداشتم
کسی که مشروب نمیخوره باید دلیل قانعکنندهای داشته باشه
...حقیقتش
فکر کردم این خلاف قوانین باشه، قربان
جدا؟
بله قربان. توی دفترچه مقررات خوندم
فکر نمیکردم اهل مطالعه باشی
من دنبال دردسر نیستم
پس به حرفم گوش کن
اینم تو مقرراتت هست
به سلامتی چهار هفته
آره، آره. آبانبار باید تمیز بشه
یکی از وظایفت همینه پسر
یا نکنه اینو نخونده بودی؟
اول وسایل و ساعت کوکی رو تمیز میکنی
بعدش باید خونه رو مرتب کنی
و بیرون هم کلی کار هست
شنیدی پسر؟
آره قربان
!بله قربان
بله قربان
وقتی مِه خوابید
شیفت کاریت صبح تا شبه
صبح تا شب؟ انتظار داشتم با فانوس کار کنم
نگهداری از فانوس با منه
طبق مقررات باید شیفتهامون عوض بشه
شیفت شبه که خیلی سخته، پسر
شیفت من. شب تا صبح
...یه تازهکار انداختن به جون من
.وظایفت رو انجام بده فانوس مال منه
"دفترچه راهنمای نگهداری از فانوس دریایی"
!حرومزاده
به سلامتی تو، زیبای من
سقف رو تختهکوب کن
ولی قبلش آبانبار رو تمیز کن
و فانوس هم روغن نیاز داره
چشم قربان
!برو
تکون بخور
!نمیری اون بالا
روغن آوردم - خسته شدی؟ دفعه بعد از این استفاده کن -
اینطوری کمتر خسته میشی
نفس بکش پسر
گفتم نفس بکش پسر
بعدش اون بشکه رو ببر پایین بذار همونجایی که پیداش کردی
مگر اینکه بخوای کل فانوس رو به آتیش بکشی
بعدش برو بقیه وظایفت رو انجام بده
از الان عقب افتادی
بله قربان - خیلی آرومی. کودنی؟ -
خیر قربان
من که باورم شده بود
باشد که اگر مغلوب مرگ شدیم
،و کف اقیانوس بسترمان شد
،خدایی که صدای امواج خروشان را میشنوی
روح ملتمس ما را نجات دِه
هنوزم بدمزهست؟
یکم خوشحال باش پسر
الان وقت گپ زدنه
باید ازش لذت ببری
دو هفته دیگه هیچکدوممون حوصله حتی یک کلمه حرف زدن نداریم
من زیاد اهل حرفزدن نیستم
فکر میکنی فقط خودت اینطوری هستی؟
خیر قربان
چون نیستی
نیستی
..."کشتی "چیکوپی عجب کشتی زیبایی بود
با ظرافت و دقت ساخته شده بود
در سال ۱۸۶۴ هیچ کشتیای به زیبایی اون نبود
...ولی یک اتفاق ناگوار افتاد
...روی کشتی شورش شده بود
میپرسی چرا؟ چرا؟
میپرسی بدترین بخش زندگی یک ملوان چیه، پسر؟
زمانیه که کار بین طوفان و امواج متوقف بشه
...سکوت... رکود
پلیدتر از خود شیطان
کسالت آدم رو تبدیل به اهریمن میکنه
و دریا به کسی رحم نمیکنه پسر
تنها داروش... شرابه
ملوانها رو خوشحال و راضی نگه میداره
،باعث میشه آروم بشن ...باعث میشه
احمق بشن
الحق که میدونستم یه ذره شوخطبعی تو وجودت داری، پسر
خب یه حرفی بزن پسر
...چی باعث شد که نگهبان قبلیت بره؟
وردست قبلیم؟
مُرد
دیوانه شد
شروع کرد به یاوهگفتن راجع به آژیر و پری دریایی و نشونههای بد
،و در آخر
عقل به طور کامل از سرش پریده بود
فکر میکرد فانوسدریایی اینجا افسونشدهست
میگفت خود المو مقدس یکی از شخصیتهای مذهبی مسیحیان) (که از محبوبیت زیادی بین دریانوردان برخوردار بود
آتشش رو درون فانوس گذاشته
میگفت فانوس رستگاری میاره
همش داستانه
دیدم با یه مرغدریایی درگیر شدی
بهتره به حال خودشون بذاریشون
کشتن مرغدریایی بدشانسی میاره
اینم داستانه
!کشتن مرغدریایی بدشانسی میاره
بهم توجه نکن پسر
اصلا توجه نکن
برامون یکم قهوه درست کن
شب طولانیای داریم
یه ذره قهوه برامون خوبه
!از وظایفت غفلت کردی پسر
!انکار نکن
این چیه؟
قربان؟ - چیه؟ -
من دوبار شستم و سابیدمش قربان
سگ دروغگو
سابیدمش - این هنوز چرک و کثیفه -
نشسته شده و نسابیده شده
نکنه از اذیتکردنم لذت میبری؟
چی گفتی؟
...من که گفتم
چطور جرئت میکنی رو حرفم حرف بزنی ای سگ؟
...ببین
وقتی این شغل رو انتخاب کردم قرار نبود نه زن خونهدار باشم نه برده
!کار درستی نیست
این کلبه داغونتر و کثیفتر از هر کمپ و اردوییه که تا حالا تو عمرم دیدم
خدمتکار قصر ملکهی انگلستان هم نمیتونه بهتر از من اینجا رو تمیز کنه
...چون دارم میگم کف زمین رو دو بار سابیدم قربان
و من میگم تو همچین کاری نکردی
،و میگم دوباره بساب
و این دفعه درست بساب
!و بعدش ۱۰ بار دیگه هم بسابش
و اگه بهت بگم که تکتک تختههای روی زمین رو در بیاری
،و با انگشتهای خونیت تمیزشون کنی
بازم باید همینکارو بکنی
و اگه بهت بگم تکتک میخهایی که تو تمام سوراخها فرو رفته رو بکنی
و با دهنت اونقدر زنگزدگیهاشون رو لیس بزنی
،که تمام میخها مثل کیر نهنگ برق بزنن
و بعد با تختهها و میخهایی که کندی این خونه رو دوباره از اول بسازی
،و مدام این کارو تکرار کنی !اینکارو میکنی
و به خدا و پیغمبر قسم
تمام مدت لبخند هم میزنی چون داری لذت میبری
!لذت میبری چون من میگم
دوباره رو حرفم حرف بزنی بهت دستمزد نمیدم
شنیدی پسر؟
بله قربان
حالا بساب، سگ
!بساب
همش یک رنگ باشه پسر
بله قربان
رنگسفید باید یکدست باشه، پسر
!روشن! براق
!باید مثل سکهی فاحشهخونه بدرخشه
اینطوری ملوانها میتونن توی روز هم ببیننش
!توی طوفان که نمیتونن ببیننش
آروم باش، پسر
این کار خوبیه
و توی گزارشم ازت تعریف میکنم
!گزارشم خیلی مهمه
یه چند متر میبرمت پایینتر
!آروم
!بهتر از من کسیو نداشتی
!آروم
!چقدر غر میزنی پسر
!نمیزنم - !چرا -
!تکون نخور - !نمیخورم -
!برو گمشو! برو گمشو
مرسی پسر
وینزلو
افراییم وینزلو
...این دو هفتهی باقیمونده رو
دوستدارم منو به اسمم صدا بزنی
...نگاش کن
پسر داره دستور میده
وینزلو - باشه. باشه -
،برای من فرقی نداره افراییم وینزلو
خب بگو ببینم چی باعث شد یکی مثل تو به این صخرهی ملعون بیاد؟
مگه من چطوریم؟
مثل دخترا خوشگلی
...شوخی کردم پسر، شوخی کردم
وینزلو - وینزلو -
...چی باعث شد
به این صخره بیای، افراییم وینزلو؟
قبل از این چکار میکردی؟
هیزم - هیزم؟ -
از کانادا هیزم میاوردیم
خلیج هادسون؟ - همونه -
چیزی که میگن حقیقت داره؟
تا جایی که چشم کار میکنه جنگله؟
بله قربان. درخت کاج، صنوبر، کاج سفید
"مردم اونجا به همشون میگن "شاخ و برگ
پس از درخت بریدن خسته شده بودی؟
بله قربان
سرزنشت نمیکنم
خیلی کار سختیه
آدم اذیت میشه
میگن اونجا یک مرد بیشتر از دوتا اسب کار میکنه
نه ممنون من نمیخوام
No comments yet. Be the first to leave one.