A Woman of Substance

A Woman of Substance

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

A Woman of Substance S01E02 Episode 2 1080p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-FFG
Komentarz od warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 A Woman of Substance 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tagi

webdl
Opublikowano: 2026-03-29
Pobrania: 48
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 196 wierszy.

اوه، اون هیچ‌وقت قرار نیست بازنشسته بشه

لابد باید ببریم و با تیر بزنیمش

مادر و اون اراده‌ی لعنتیش! (می‌خندد)

مجموعه‌ی "هارت" به یه مدیریت جدید نیاز داره

دوره‌ی مامان تموم شده

دیگه نوبت ماست

اوم-هوم. درسته. مرد ۳: درسته

داشتم فکر می‌کردم چی بیشتر از همه بهش ضربه می‌زنه

ضررهای کاری، یا اینکه همه‌ی بچه‌هاش ازش متنفرن

اما حدس می‌زنم اونقدر سرش شلوغ باشه

که داره قیمت سهام رو چک می‌کنه، اصلاً اسم‌هامون هم یادش نیاد

همم

این حرف‌ها ضبط نمی‌شه دیگه، آقای فیرلی؟ (صدای خاموش شدن ضبط صوت)

سال‌ها منتظر بودم بچه‌هام یه چشمه از خودشون نشون بدن

یا یه ذره جاه‌طلبی داشته باشن. (آرام می‌خندد)

یه کودتا! تقریباً تحت تاثیر قرار گرفتم

امیدوارم بدونید

که من سعی نکردم اونا رو توی تله بندازم

اما وقتی فهمیدم دارن برای تصاحب قدرت نقشه می‌کشن

اون گزارش توکیو که خواسته بودید

اوه، ممنونم عزیزم

حداقل اوضاع داره به ثبات می‌رسه

داریم به بازارها اطمینان می‌دیم

خب، سرتون خیلی شلوغه، برای همین

اوم، پاولا، ایشون آقای جیم فیرلی هستن

یه مجله رو اداره می‌کنه که هیچ‌کس اسمش رو هم نشنیده

در واقع، خیلی‌ها اسمش رو شنیدن

و ایشون نوه‌ی شخصی هستن که من قدیما می‌شناختم

من نوه‌ی ادوین فیرلی هستم

نوه‌ی من پاولا، مدیر عملیات

از دیدنتون خوشحالم

بله، خب، ممنون آقای فیرلی

ترتیبی می‌دم که مجله‌تون دوباره راه بیفته

واقعاً؟

هدفم از آوردن شما این نبود

اما... ممنونم

یه "فیرلی" و خبرنگار؟

مادربزرگ، مطمئنم که باهاش مصاحبه نکردی

البته که نه

خیانت توی خونِشه

و خیانت ممکنه یواشکی سراغت بیاد

من می‌رم و مطمئن می‌شم که تا بیرونِ ساختمون همراهی بشه

آقای فیرلی؟ آقای فیرلی؟

دارید می‌رید پایین؟ می‌تونم چند لحظه باهاتون حرف بزنم؟

ببخشید. می‌شه نگه دارید؟

داریم می‌ریم پایین

ما وسط یه بحرانیم

تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

داشتم به یه مصاحبه دوباره گوش می‌دادم

و یه سری اطلاعات دستم اومد

امیدوارم با در میون گذاشتنش، مادربزرگت ترغیب بشه

که بهم اعتماد کنه

باز چه نقشه‌ای تو سرته؟

هر کاری که لازم باشه می‌کنم تا ما رو قبول کنه

احتمالش صفره

اون ازت متنفره

تو نسبت به من چه حسی داری؟

اینقدر خودت رو محتاج نشون نده

وقتی پای تو وسط باشه، محتاجم

رقت‌انگیزه

دوستم داری؟ تمومش کن

"دوستت دارم." بگو

دوستت دارم. خودت می‌دونی که دارم

و به اون هم می‌گم. فقط نه امروز

اون نیم قرنه که ازت متنفره

تنفر از کلِ خانواده‌ی تو توی رگ‌هاشه

به درک کلِ خانواده‌م

گور بابای همه چیز جز تو... اینجا نه. ...و من

جیم

برو

همه دارن این‌ور و اون‌ور می‌دوئن و از قیمت سهام حرف می‌زنن

فکر کردم امروز بیسکویت می‌طلبه

می‌دونی جری، هرچی پیرتر می‌شم، آدم‌های کمتری می‌مونن که بتونم بهشون اعتماد کنم

ولی تو صدر لیستی. (آرام می‌خندد)

در واقع، با این وضعیتی که پیش می‌ره

ممکنه توی لیست فقط تو و پاولا مونده باشید

خانم هارت. ممنون، جری

اما! (می‌خندد)

اما، منتظرم بمون. اما

یکی می‌بینه

همه خوابن

این شب رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، هیچ‌وقت. منم همین‌طور

باید برای کار آماده بشم

جواب بده، اما هارت

کجا بودی؟

خیلی متاسفم. الان اینجا رو جمع می‌کنم

سینی صبحانه‌ی من باید برداشته بشه

اوه، البته

کجا داری می‌ری؟

فکر کردم... موهام رو دیدی؟

به نظر می‌رسه

می‌خواید گیره‌ها رو براتون درست کنم؟

فکر می‌کنی نیاز به درست کردن داره؟

نه، به نظرم زیباست فقط... چرا داری تمیز نمی‌کنی؟

اینجا رو نگاه کن

انتظار دارم شوهرم هر لحظه سر برسه

توی مهمونی خیلی گل کاشتم، مگه نه؟

معرکه بودید. همه همینو می‌گفتن

کنجکاوم بدونم "آدام" چطوری ازم تشکر می‌کنه

شاید بتونید بعضی از اون لباس‌ها رو پرو کنید

که ازم خواستید براتون تغییر بدم

تا در بهترین حالتتون به نظر بیاید، اگه

اون ایده‌ی هوشمندانه‌ای که برای تغییر دادنشون داشتید یادتون هست؟

اگه بخواید، الان می‌تونم بیارمشون

فکر کنم گفتید برای هر لباس یه شیلینگ

این رو گفتم؟

بله، همین رو گفتید. اما

با این همه جاه‌طلبی، باید خیلی مراقب باشی

هیچ مردی دلش نمی‌خواد نگرانِ زنی باشه

که کلی فکر و خیال توی سرشه

اونا بیشتر به گردنِ زن‌ها علاقه دارن

و تو اون مدل گردنی رو داری که مردها رو دیوونه می‌کنه

باید به رُخشون بکشی

حتماً یه پسری هست

که بخوای بدجوری از راه به درش کنی، هست؟

بهم بگو

خانم فیرلی، تنها چیزی که قصد دارم درست کنم لباسه

برم بیارمشون؟

می‌خوای ازم سوءاستفاده کنی، آره؟

فکر می‌کنی احمقم. البته که نه، من

چرا سینی صبحانه‌ی من هنوز اینجاست؟

متاسفم خانم فیرلی

اون نمی‌فهمه داره چی می‌گه

پدر، حرفم رو باور کنید، شایعاتِ اعتصاب

چرنده. اونا از پس هزینه‌هاش برنمی‌ان

تو چی فکر می‌کنی، اولیویا؟

خب، من، اوم

ما نباید اجازه بدیم رابطه‌مون با کارگرها

از اینی که هست بدتر بشه

می‌ترسم میانجی‌گری یکی از نقاط قوت تو نباشه، جرالد

تو نظری داری؟

داشتم فکر می‌کردم شاید احساساتِ ادوین بیشتر به دردِ

یه موقعیت حساس مثل این بخوره

فکر نمی‌کنم احساساتی‌گریِ سست‌عنصرانه‌ی ادوین

کمکی بکنه. اولیویا کاملاً درست می‌گه

مثل همیشه

ما به یه رویکرد متفاوت نیاز داریم

مهمه که ادوین خم و چمِ کار رو یاد بگیره

اما تکلیف تموم کردنِ دانشگاه چی می‌شه؟

تابستون رو وقت داری

و اگه اشتباه نکنم، ادوین

تو نتونستی هیچ برنامه‌ای با دخترِ سر ویکرام بریزی

خب... بله

از اونجایی که به نظر می‌رسه "پریا" اصلاً به این جرالدِ ما علاقه نداره، وظیفه‌ش می‌افته گردن تو

یه روزی نصفِ این کارخونه مال تو می‌شه ادوین

وقتشه که شروع کنی... (نفسش بند می‌آید)

محض رضای خدا

خیلی معذرت می‌خوام، جناب فیرلی

داری چه غلطی می‌کنی؟ دارم کمک می‌کنم

ما وسط حرف زدنیم

بشین

ببخشید، آقا ادوین

"کمک کردن"

واقعاً که، تو دیگه بچه نیستی ادوین

امروز بعدازظهر می‌ری به کارخونه

و جرالد راه و چاه رو یادت می‌ده. متوجه شدی؟

بله پدر. خوبه. جرالد؟

بله پدر

چی شد؟ پام گیر کرد

جلوی جناب فیرلی؟

اتفاقی بود

هی

اوه

اگه یه بار دیگه بهش دست بزنی، دارت می‌زنم

صدام رو می‌شنوی؟

در مورد "مری" هم همین‌طوره

اوه. ببخشید، من... می‌رم کنار تا راه باز شه... نه، نه، نه

نه، نه. نمی‌خوام از جلوی راهم کنار بری

نمی‌تونم این رو تحمل کنم. تو حتی بهم نگاه هم نمی‌کنی

خب، من حق ندارم نگاه کنم

همون‌طور که حق نداشتم

خدایا، خیلی خجالت می‌کشم

ولی من نه

من می‌خوام با تو باشم

ما نمی‌تونیم این کار رو با "ادل" بکنیم

پس بلایی که اون داره سر ما میاره چی؟

اون حالش خوب نیست. بله

همیشه. مدام

اما محض رضای خدا

مگه این بیماری‌ای نیست که خودش برای خودش درست کرده؟

دکترها همیشه همین رو بهم می‌گن

من تلاشم رو کردم

اما اون اصرار داره که توی بدبختی زندگی کنه

و قبلاً فکر می‌کردم این تنها انتخابِ من هم هست

اما دیشب اون

شاید دوباره مثل سابقش بشه

همیشه اونقدری بهم امید می‌ده... فقط اونقدری که باورم بشه

که هنوز همون زنیه که عاشقش شدم

و قبلاً فکر می‌کردم این یعنی امید. ولی نیست

این دیوونگیه

دیشب با تو

اون امیدِ واقعی بود

خب، پس می‌ترسم منم به بدیِ خواهرم باشم

چون نمی‌تونم چیزی رو که بهش امید داری بهت بدم

چرا هر سه‌تامون باید بدبخت باشیم؟

این به کی کمک می‌کنه؟

More Farsi Persian subtitles for A Woman of Substance

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left