Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
استفاده از اين زيرنويس تنها با ذکر آدرس و اسامي مترجمين مجاز است
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
...کریشنا
هی کریشنا ؛ هستی؟
چرا وقتی عاشق میشیم دیگه خوابمون نمیبره؟
...چون
...وقتی عاشق میشیم نمی تونیم درست فکر کنیم
فقط منو ببین
چرا منو میزنی؟
...کریشنا
چیه؟
...هیچکس ما رو از هم جدا نمی کنه ؛ درسته؟
بذار ببینم
کسی که بتونه ما رو از هم جدا کنه هنوز به این دنیا نیومده
و حتی اگه کسی بخواد ما رو جدا کنه
دنیا رو به آتیش می کشم
یالا
توی صف باش ؛ برو داخل
تو یک خط مستقیم برید ؛ سریع باشید
بشقاب ها رو تمیز کنید و درست نگه دارید
بهم نزدیک نشو
ماما ...نه
ببین اینجا چیکار می کنی؟
جنسای جدید امروز اینجاست
ولم کن اون سرسخته از باند سورتیه
اون درگیر پرونده قتله ؛ فقط پایین رو نگاه کن
ماما ؛ دوباره اذیتت کردند
آهای
آهای مرد
...داداش
خدای من ؛ چه اتفاقی افتاده؟
داره سمت دردسر میره
چیزیش نمیشه ؛ سرت به کار خودت باشه
حرکت کن
امروز یک قتل هم تو منوی غذا هست عموجان
عینکش رو برداشته؟ چی؟
عینکش رو برداشته یا نه؟
بلندشو
نزدیک بود
زندانی شماره ۱۰۰۷
...بزودی
...بزودی ؛ بزودی
...بزودی
انتظار دارم خیلی زود خواسته منو برآورده کنی
لطفا بیشتر از این عذابم نده عزیزم
اشتیاق من در انتظار تو داره دردسرساز میشه
تو جواب تنهایی منی عزیزم
اشتیاق من در انتظار تو داره دردسر ساز میشه
تو جواب تنهایی منی عزیزم
...بزودی
انتظار دارم خیلی زود خواسته منو برآورده کنی
لطفا بیشتر از این عذابم نده عزیزم
این دنیا بی رحمانه است و وضعیت من حساسه
نمی دونم چطور تحملش کنم
برای این دنیای مادی ممکن نیست
که رابطه ما رو درک کنه
من میخوام لمست کنم تا احساس رضایت کنم این کار رو نکن داداش
داداش من دنبال عشقت هستم تا زندگیم معنادار بشه
با هر لحظه ای که بدون تو میگذره
دست و پنجه نرم کردن با نفرین عشق سخت تر میشه
چطور تا ابد باهات متحد بشم؟
عزیزم ؛ اگه راهی هست بهم نشونش بده
...بزودی
انتظار دارم خیلی زود آرزوی منو برآورده کنی
لطفا بیشتر از این عذابم نده عزیزم
اشتیاق من در انتظار تو داره دردسرساز میشه
تو جواب تنهایی منی عزیزم
انتظار دارم خیلی زود خواسته منو برآورده کنی
لطفا بیشتر از این عذابم نده
عشق من
زنده باد هند قربان زنده باد هند
کریشنا
تو به دفتر سرپرست احضار شدی
بیا
اینقدر تنبلی درنیار ؛ بلندشو
و اونو هم با خودت ببر
تو هر روز اینجا خرابکاری می کنی
چرا امروز حالتون خوش نیست قربان؟
شماها ممکنه خیلی چیزا رو پشت سر بزارید
اما زندگی ما هم آسون نیست
حتی ما تو زندان هستیم ؛ دوبرابر
من باید بعد از انجام وظیفه به خونه برم ؛ درسته؟
دیروز سالگرد ازدواجم بود ؛ فراموش کرده بودم
خدای من ؛ زنم بیخیال نمیشه
ساعت ۱ شب منو از خواب بیدار کرد و بهم یادآوری کرد
فردا آزاد میشی درسته؟ سریع نری ازدواج کنیا
درسته قربان ؛ این درسته
از این طرف
وضعیت آقای آبیجیت چطوره؟ اون خوبه
این روزا خیلی سرش شلوغه
سلام آقای کریشنا
این آقای راگوانشیه
کمیته عالی قدرت در مورد درخواست شما بحث کرد
تصمیمش با اونه
آقای راگوانشی بله قربان؟
لطفا باهاش صحبت کنید
بعد از بازرسی برمیگردم البته
اگه چیزی خواستید ؛ نگهبان همین بیرونه
ممنونم جناب سولانکی خیلی خوش اومدید
کریشنا ؛ حدود ۲۳ سال پیش ؛ دو قتل مرتکب شدی
و با اعتراف خودت به ۲۵ سال زندان محکوم شدی
بله
به دلیل رفتار خوب
دولت حکم تو رو ۲.۵ سال کاهش داد
و قراره فردا آزاد بشی
بله قربان
اما هفته گذشته تو درخواستی رو ثبت کردی
از مسئولین خواستی که در مجازاتت تخفیفی قائل نشند
بله قربان
چرا؟
زندانی های اینجا از آزادی ناامید هستند
اما با توجه به فرصتی که داری هنوز میخوای اینجا بمونی
این چه مزخرفیه؟
آقا مزخرف نیست
سازمان مرکزی حکم کاهش حبس منو ارسال کرد
و این بخشش بدون اطلاع من بود
من اصلا نمی دونستم
و در نهایت تایید شد
آقا ؛ من آمادگی مواجهه با دنیای بیرون رو ندارم
...اگه وقت بیشتری داشتم
اینجا هتل نیست
جایی که بتونی تصمیم بگیری کی بری بیرون
این مکان همچنان با دستور دولت کار می کنه
درخواستت رد شده
...اما آقا ؛ من تو کسی رو بیرون داری؟
...فقط اینکه
تو این پرونده چیزی ذکر نشده
برای همین ازت می پرسم
چرا اون کار رو کردی؟
ببخشید؟
چرا اون دو نفر رو کشتی؟
این تو پرونده ذکر شده آقا
فقط همین؟
اون دختر تا حالا به دیدنت اومده؟
باهات تماس گرفته؟
نامه چطور؟
بهم بگو ؛ چه سودی داشت؟
همه چیز نباید درباره سود و زیان باشه آقا
آخرین جلسه مشاوره تو ساعت ۱۶ امروزه
شرکت کن
سرپرست بقیه تشریفات رو برات توضیح میده
...اما آقا
وقتی از اینجا آزاد شدی کجا میری؟
این دقیقا همون چیزیه که دارم بهش فکر می کنم آقا
یالا ؛ بلندشو
بلند شو
درست انجامش بده
احمق مگه نگفتم اول لباسامو بشور؟
چرا این کار رو کردی؟ داداش
پاهام درد می کنه
...بلندشو ؛ و گرنه
...بگیرش
شینده اونا رو ببر عقب برگرد عقب
برگرد عقب ؛ اونا رو ببر عقب
تو چیکار کردی؟
ببرش پیش دکتر بله قربان
و اونو تو سلول انفرادی بنداز بله قربان
اونو با خودت ببر
میدونم
چی میدونی؟
میدونم چرا نمیخوای آزاد بشی
واقعا؟
خب بهم بگو
مطمئن نیستی
که اون دختر فردا اون بیرون به دیدنت میاد یا نه؟
درسته؟
برای همینه که نمیخوای از اینجا خارج بشی
نه قربان
مطمئنم وقتی از اینجا بیرون رفتم اون به دیدنم نمیاد
دوستت دعوا کرد
اون امشب تو سلول انفرادیه
حالش خوبه؟
اون خوبه
اما اونی که زد حالش بده
لطفا اجازه بده پنج دقیقه باهاش حرف بزنم
امروز خیلی سخته
این کار به دوتا طاس و دوتا پینکی نیاز داره
برات واریز می کنم
این چیه؟ لباسش
جینگدش پشت خطه سریع باهاش صحبت کن
سلام
حرف آدمیزاد حالیت نمیشه درسته؟
کریشنا ؛ اگه دوباره کار احمقانه ای انجام بدی
خودم مرتکب یک جنایت میشم و میام پیشت ؛ فهمیدی؟
واقعا؟
همه اینا برات شوخیه؟
داد نزن منو تو سلول انفرادی گذاشتند
چاره ای نداره جز اینکه فردا برم
چه بلایی سرت اومده مرد؟ دیوونه شدی؟
اگه عاقل بودم الان اینجا بودم؟
حضوری باهات صحبت می کنم
عموجان ؛ میشه کاری کنی با داداش ماهش حرف بزنم
بگو عمو
...ما کسب و کارت رو گسترش میدیم
کریشنا
ببخشید البته ؛ راحت باش
بگو پسرجون
کریشنا
بابو اونا فردا منو آزاد می کنند
No comments yet. Be the first to leave one.