Pierwsze 174 wierszy.
لطفا اگه پیداش شد، بهمون خبر بدین.
باز هم شرمنده که بیدارتون کردم.
خداحافظ.
خونه خانواده وژزینوسکی نبود.
- با مادر تعمیدیش تماس گرفتی؟ - آره.
درست میشه.
پیداش میکنیم. قول میدم.
الو؟
خودم هستم.
کجا؟
خیلیخب. الان میایم.
پلیسها کیف پولش رو پیدا کردن.
آخرین باری که همسرتون رو دیدین کی بود؟
دیروز بود.
امروز حوالی عصر رفته بود خرید.
پسر بزرگترمون کلاس تنیس داشت.
باهام تماس گرفتن که بگن نرفته دنبالش.
بعدش فهمیدم یه جای کار میلنگه.
- قبلا هم چنین کاری کرده؟ - اصلا.
- ممکنه با کسی سر و سری داشته باشه؟ - جانم؟
راستش، دلم میخواد بگم نه، ولی...
چند نفر چنین جوابی میدن؟
با فامیلهاتون تماس گرفتین؟
ببینین قربان.
کبد همسر من به شدت مشکل داره.
حتی پارسال تو فکرش بودن کبدش رو پیوند بزنن.
داروی گرونی مصرف میکنه، ولی داروش رو تو خونه جا گذاشته.
حتی اگه بخوایم افکار شما رو قبول کنیم...
که خانوادهاش براش مهم نیست،
به فکر خودش که میبود، مگه نه؟
- ازش عکسی دارین؟ - معلومه که دارم.
خیلیخب. مدل و شماره پلاک ماشین همسرتون رو لازم داریم.
از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@
مترجم: «نـــامـــدار»
خون آدامه؟
هنوز نمیدونیم. باید ازتون دیانای بگیریم که بررسی کنیم.
چیز دیگهای پیدا نکردین؟
چیزی پیدا نکردیم که حاکی از صدمه دیدن بچهتون باشه.
چرا ناپدید شدن پسرتون رو بهمون خبر نداده بودین؟
سعی کردم بدم.
همکارانتون گفتن حتما خونه دوستدخترشه.
ببینین. چهل و هشت ساعت میشه که پسرمون رو ندیدیم.
میشه بالاخره گزارش مفقودی ثبت کنیم؟
[گمشده آدام بارسیک، هجده ساله]
صبح به خیر. کاغذهای جاپگرمون کجاست؟
همون جای همیشگیه.
پس تموم شده.
- میخوای خودت پخششون کنی؟ - باید کاری بکنم دیگه.
پیام میدم. زنگ میزنم. ولی جواب نمیده. انگار آب شده و رفته تو زمین.
نگران نباش. پیداش میکنیم.
از کجا میدونی؟ مگه پیشگویی؟
میدونم چقدر برات مهمه.
عذر میخوام.
آخه من آدام رو میشناسم. بدون توضیح نمیذاره بره.
حتما اتفاقی افتاده.
من دارم میرم.
میخوای برسونمت؟
- میشه؟ - چرا که نه؟
- خداحافظ. - خداحافظ.
بجنب. پنج دقیقه دیگه راه میافتیمها.
[هانا: یادت باشه! قبل از مدرسه رفتن ریشت رو بزن]
ای خدا. آخه از کجاش خوشت نمیاد؟
بابا؟
گوشیم رو ندیدی؟
کمکت میکنم پیداش کنی.
ناهارت رو برداشتی؟
- هنوز برنداشتم. - پس منتظر چی هستی؟
آشغال عوضی.
اینقدر دم خونه من نپلک آشغال مریض.
- حتما اشتباه میکنین خانم. - اشتباه میکنم؟
اصلا اشتباه نمیکنم!
چیه؟ تازه داری میری بزدل خان؟
شوهرتون دخترم رو اذیت کرده.
حرفش رو پیچونده بودن.
خودش هم بارها عذرخواهی کرده!
خیلیخب. بیا.
- سلام. - سلام.
سلام کایا.
شرمنده که اول اجازه نگرفتیم،
ولی با خودمون گفتیم...
خیلی دلمون میخواد کمک کنیم.
- چیزیم نیست. - چی آوردین؟
یه سریشون رو حوالی مدرسه و این اطراف چسبوندیم.
ولی شاید شما بدونین بهتره دیگه کجاها بچسـ...
واقعا خیلی لطف میکنین.
من شماره شرکت حقوقی بابام رو نوشتم که خط شما اشغال نشه.
عزیزم، برو استراحت کن.
- حتما شوخیت گرفته. - خواهش میکنم. برو کمی دراز بکش.
خیلیخب. یه کوچولو استراحت میکنم.
ممنون.
خب، دیگه بهتره کجا بریم؟
[«باید تمومش کنیم. همهاش تقصیر گوروئه.»]
از یه سال پیش اینها رو میکشید.
باید بهم بگی جسد ایگور رو کجا پیدا کرده بودن.
واسه چی میخوای بدونی؟
به نظرم ممکنه آدام اونجا باشه.
گم شده. دو روزه که گم شده.
من دوشنبه بعد از تمرینشون باهاش صحبت کرده بودم.
تو مرگ ایگور نقش داشته.
دیوانهایها.
معلومه که عذاب وجدان داره.
حتی نمیتونست تو چشمم نگاه کنه.
خب، چرا بهمون نگفتی؟
میخواستم خودش حقیقت رو بهتون بگه.
کدوم حقیقت؟ سانحه بود دیگه.
آنیا، خواهش میکنم.
عکسهایی رو که تو مدرسه نمایش داده بودن یادته؟
یکیشون مال همون شب بود.
هودی پسرت تو عکسه هست.
- شاید بهش قرض داده بوده. - آدام مسئلهای رو مخفی کرده.
اون شب اتفاقی بینشون افتاده بود.
همون اتفاق رو ایگور...
و تصمیمش تأثیر داشت.
فقط در صورتی که با هم بریم، بهت میگم کجا پیداش کرده بودن.
سوار شو.
از هتل اروپا تماس میگیرم.
میخواستم بگم یه ماشین بدون پلاک تو پارکینگمون پارک کرده.
خب، دو روزی میشه.
آدام؟
آدام!
کجا بود؟
ای خدا...
غیرممکنه.
یه مشت بیخانمان جسد ایگور رو پیدا کرده بودن،
بعدش هم فقط خودم و پلیسها اومده بودیم اینجا.
خودم شاهد بودم که جسدش رو بردن.
منظورت چیه؟
این شمعها دقیقا جای جسدش رو نشون میدن.
به نظرت کار آدام بوده؟
آدام بلایی سر ایگور نیاورده بوده.
پس واسه چی فرار کرد؟
نمیدونم بیاتا.
صرفا میخوام بچهام رو سالم پیدا کنم.
حداقل تو هنوز توانش رو داری...
دست به کار شو.
برو دیگه.
- سلام. - سلام.
چیزی مد نظرتونه؟
میخوام یه تبلت بخرم.
برندش رو بلدم و میدونم چه تاریخی آوردنش مغازهتون.
خب که چی؟
خب، میخوام بهم بگین هنوز دستتون هست یا نه.
اگه هم نیست، بهم بگین چه تاریخی به کی فروختینش.
من حریم خصوصی مشتریانم رو رعایت میکنم.
حتما همینطوره.
آهای، مگه زده به سرت؟
بس کن.
اون به کارمون نمیاد، مگه نه؟
گیرش آوردم.
فرستادش به یه صندوق پستی. ولی اسم، آدرس و ایمیل طرف رو گرفتم.
بهم افتخار میکنی؟
فکرش هم به سرت نزنه.
«نیکولا رسکه.»
- کمی تو چشم نیست؟ - چیه؟ حسودیت میشه؟
مامانبزرگم بهم داده بودش.
- چندتا دیگه باید ببریم؟ - خیلی زیاد.
دفعه پیش که کم آوردیم.
اگه متوجه نشدی، باید بگم رفیقت گم شده.
گم نشده. دو روز دیگه برمیگرده، پای من هم خیلی درد گرفته.
خودت پیشنهاد بهتری داری؟
بارسیک! بیا بیرون!
خوش گذشت! دیگه بسه!
دیدی؟ اثر نکرد.
اگه خوشت نمیاد، بزن به چاک.
روانی.
بابت رفتار همسرم عذر میخوام.
باور کن نمیخوام کشمکشمون رو تشدید کنم.
من با همسرت مشکلی ندارم.
No comments yet. Be the first to leave one.