Pierwsze 178 wierszy.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سلام - سلام -
روزت چطور بود؟
خوب، قطعا
این زیاده رویه
سلام، بچه ها
صورتیه - چطوری پیرهن صورتی -
چه خبر؟
همیشه پر از انرژیه - دقیقا -
اونها احساس میکنن چیزی داره اتفاق میوفته حتی اگه نقش بازی کنه
هیچی نمیگن،
... ولی - هیچکس خوب نیست -
همشون میدونن که اکس هاشونو دیدن
تو برنامه، درسته؟
باید کوله پشتی مو بذارم طبقه بالا
...من از این لحظه استفاده میکنم
و وقتمو توی بالکن بگذرونم
بله؟
کی اونجاست؟
سلام- حالت خوبه؟ -
آره
چرا؟
بنظر نمیاد خوب باشی - کاملا خوبم-
کاملا خوبی ؟
نمیتونم بگم "کاملا "خوبم
فقط خوبی - دقیقا، تو چطوری؟ -
... خب
به خودم استراحت دادم - استراحت؟ -
آره
واقعا؟ - آره-
... سگ
پیاده روی بردیش؟ - پیاده روی بردمش -
... تمام روز رو خوابیدم
چشمم پف کرده
مشخصه
مشخصه؟ - چی؟ -
انقدر بده ؟
آره، چشات خیلی پف کرده
چرا انقدر خوبه؟ اینطوری فقط کارو سخت تر میکنه
... همه میتونن
بگن که من از دیدن اکسم برگشتم
احساس کردم بهش ظلم کردم
این جوری نیست که میخوام منو ببینه
گل هارو دیدی؟
بهشون آب دادم
واقعا؟ - باید بهشون برسم -
یکیشو دزدیدم، میدونستی
تو اتاقمه
برای خودم نگه داشتم
خیلی خوشگلن
کار خوبی کردی
کارم عالی نبود؟ - خیلی خوب بود -
خیلی خب ، حلقه کجاست؟
دورش انداختی ، اینطور نیست؟
... من
هر روز میبینمش - کجا؟ -
روی میزم
مال تو کجاست ؟ - مال من؟ توی کیفمه -
روز طولانی نبود؟
خیلی طولانی
اوه، هی، اوناهاش
سلام
چه خبر؟ - -دلم برا همتون تنگ شده بود -
سلام - چیکارا میکنی؟-
همتون امروز روز خوبی داشتین؟
امروز روز یازدهم مونه؟ - آره-
فقط ده روز وقت داریم، نصفش گذشت
نصف سفرمون گذشت
همونه؟ - هه اون کجاست؟ -
اینجا نیست ؟
نیست - دقیقا-
تو راه آمریکاست
بهرحال داره میاد پیشمون
احتمالا من اولین نفری بودم که به پیام جواب دادم
و اولین باری بود که انقدر سخت فکر کردم
چه به اتاق اکس رفته باشن چه نه
از حرف زدن با اکس شون برگشتن
این یه برنامه اس که شما با اکس ـتون توش دیده میشین،
بنابراین قطعا باید احساسات طولانی مدت وجود داشته باشه
حتما همتون خسته اید
هیچ ایده ای نداری
شرط میبندم هنوز مال خودتو نفرستادی
ممنونم بابت امروز و امیدوارم خوشحال بمونیم
احتمالا الان فقط داریم بهترین هارو برای همدیگه آرزو میکنیم
اون کسیه که من ا همه بیشتر میشناسمش
ولی من براش بهترینارو میخوام
سگ من کیوت تره
سگ منم کیوته
فکر نکنم
اون گفت که خیلی بهش خوش گذشته و این مثل یه رویا میمونه
این چیزی بود که هه اون نوشت
بنظرم دوست داشتنی بود
ولی همچنان حس بدی براش دارم
یه پیامی برای گیو مین فرستادم چون خیلی بهم خوش گذشت
تعجب کردم که اونم بهم فکر میکرد
حتی میدونست که من اونجا نبودم؟
این چیزیه که میخواستم بدونم
نا یون تنها کسی که بهش پیام دادم
چیزی که حین حرف زدن بحثش دراومد
به حلقه گلی اشاره کرد
بنابراین منم به شوخی بهش گفتم بیا و بهش نگاه کن
همینو میفرسته فقط
اون روز منتظر پیامش بودم
وقتی که پیام نداد ناراحت شدم
تمام روز رو باهام گذروند
تمام عصر رو
...اون روز حداقل
بیشتر امیدوار شدم
اون روز به هی دو پیام دادم
اون روز، اون همون کسی بود که آرزوش رو دارم
...تا حالا به کسی نگفتم کی اکسمه
و یا اینکه هنوز بهش احساس دارم
بنابراین خیلی خوب بود که به هی دو تکیه کنم
مهم نیست شرایط چقدر عجییه
همیشه وقتی باهاشم احساس راحتی دارم
میتونم خودِ واقعیم باشم
گیو مین بهم پیام داد
ولی نمیدونستم اینکارو میکنه
... احتمالا فهمیده
شاید اون روز بهش پیام ندم
با این وجود، هنوز تصمیم گرفته که بجاش به من پیام بده
شوکه شدم و ممنونم
حس کردم وضعیتمو میدونه
قطعا، این ناراحت کنندس
ولی در واقع میدونستم که به اکسش پیام داده
هرچند فهمیدم
چون لحظه ای که امروز وارد شد
... نشون داد
چقدر از نظر عاطفی تخلیه شده
... حرکاتش بهم میگفت
که احساسش میتونه تغییر کنه
و من متوجهش شدم
اون روز یه جی یون پیام دادم
من فقط توی درد و خستگی دیدمش
پس گفتم عالی میشه اگه خوشحال ببینمش
ما اینجاییم که خاطرات خوبیو بسازیم، درسته؟
میخوام به روش خودم بهش کمک کنم
یه پیام از طرف من ممکنه کمکش نکنه، ولی با این حال.
...کسایی هستیم که به راحتی میتونیم بفهمیم
که بقیه به چی فکر میکنن و چه حسی دارن
هرروز واضح تر میشه
هیچ کس ممکن نیست فکر کنه که من درد دارم
ولی اون میبینتش
فکر کردم فقط منم ولی مثله اینکه اینطور نیست،
میشه که امشب دیروقت ارسال بشه ؟
ی حسی بهم میگفت ته ای بهم پیام میده
اگه با دونستن این بهش پیام میدادم
میدونستم دیگه راه برگشتی ازش نیست
.درسته
من باید موهامو کوتاه کنم
من تا دقیقه نود فکر میکردم
ولی آخرش، هی دو رو انتخاب کردم
چون فکر کردم که اگه ته ای رو انتخاب کنم
تا آخرش همونو انتخاب میکردم
ما واقعا نیاز داریم که باهم بریم دور دور
میدونم، باشه؟_ ما واقعا هممون نیاز داریم که یه هوایی تازه کنیم_
آره، بیاین اگه وقت داریم همگی فردا باهم بریم
هی دو به منم ی پیام داد
...ولی اون پیام، این بود که
این چه معنی میتونه داشته باشه؟
یعنی میتونه این باشه که اون تاوقتی من گریه میکنم نمیتونه آدم جدیدی رو ملاقات کنه؟
؟داره ازم میخواد که دخالت کنم
؟یا فقط داره دلداریم میده و میخواد که گریه نکنم
واقعا همینه؟دلداری دادن؟
باید همه وقت گریه کنم؟
...پس این
یه پیامی بود که باعث شد زیاد فکر و خیال کنم
بله دادم.
بخوام رو راست باشم اون خیلی گریه کرد
ولی این حقیقته، اگه طرف مقابل گریه کنه، کاری از دست تو برنمیاد
باید بعد از اینکه میبینم گریه میکنه چی کار میکردم؟
...انگار هی دو میخواد
تا حدودی باهاش قطع رابطه کنه
میخواد تمومش کنه_ آره، انگار میخواد_
احساس میکنم که ورق برگشته
میدونم درسته؟_ بله_
خوشمزست
No comments yet. Be the first to leave one.