Pierwsze 200 wierszy.
تابستانِ 1936
هجدهم ژوئيه
ارتش اسپانيا عليه دولت جمهوري دست به کودتا مي زند
نوزدهم ژوئيه
ارتش در مادريد و بارسلونا متحمل شکست مي شود
با سپاس از تلاش هاي قهرمانانه مردم
بيستم ژوئيه
توده مردم خواستار دولت انقلابي هستند
دولت قانوني از کنترل اوضاع ناتوان است
بيست و يک ژوئيه
آغاز جنگ داخلي اسپانيا
آخرين جنگِ آرمان گرا
آخرين رؤياي يک انسان تکاپو براي غير ممکن
براي تحقق آرمان شهر
فيلم سينمايي رزمندگان راه آزادي
مرگ بر کشيش مرگ بر سرمايه داري
زنده باد دوروتي
زنده باد کارگران
زنده باد اف اي آي اتحاديه آنارشيست هاي ايبري
خواهران همراه من بياييد
مقداري از چيزي که خواسته بوديد
لطفا سکوت
خواهر آگوِدا
خواهر کارملا
خواهر اينکارناچي
چيز زيادي نيست ولي شما را به خانواده هايتان مي رساند
اين بار خلاص مي شويد
خواهر آمپارو
احتياط کرده و حد امکان با مردم کمتر صحبت کنيد
به کسي جز خدا توسل نکنيد خداوند هرگز رهايتان نمي کند
خواهر ماريا
پاک ترين بي پناه ترين
غريب افتاده ترين دور از خانه
خداوند پناهت باد
مادر مي ترسم اگر اينجا بماني چه کسي از تو محافظت کند
مادر کبير متعلق به صومعه است
بگذار ببينم
متي، فصل ششم آيه بيست و پنج
در مورد زندگي خود نگران نباشيد آنچه شما براي خوردن يا نوشيدن
و نه در مورد بدن خود و آنچه که مي پوشيد
آيا زندگي بيش از غذا... بدن از لباس ؟
ماريا ادامه بده
پرندگان در آسمان بذر افشاني و درو نمي کنند
اما پدر آسماني شما روزي رسان آنهاست
آيا ارزش شما بيشتر از پرندگان نيست ؟
آيا هنوز بر اين باور هستيد که خدا بر من نظر نخواهد کرد ؟
و بر تمامي شما
نه، مادر
مرا ببخش
زمان کوتاه است مادر
آنها اينجا هستند
راهبه ها صومعه را ترک کنيد مي خواهيم آن را بسوزانيم
زنده باد سي ان تي - کنفدراسيون ملي کار
زنده باد اف اي آي
هي يک راهبه آنجاست
کجا مي روي ؟
تکان نخور
بي خيال، پاشو بايست ما عيسي مسيح نيستيم
انقلاب به تمامي زنان احترام مي گذارد
بيا سوختن صومعه را تماشا کن پاشو بايست ... رفيق راهبه
: عيسي مسيح ! من به پادشاهي مي رسم
کي آنجاست ؟ بخاطر خدا رحم کنيد
به نام باکره مقدس پناه آوردم بيا داخل خواهر
به لباس زيرم دست نزنيند تو را بخدا قسم مي دهم
نترسيد ما نمي خوايم شما را بکشيم
وقتي سينه هاي سنت کاترين را مي بريدند
کمتر از اين شکوه مي کرده
بوي سوسن پوسيده مي دهي راهبه ها کس شان را نمي شورند ؟
اينجا حسابي برقش مي اندازيم دخترها ... کافيه
بگذاريد برود توي تخت
مي توانيد برويد
زود ... زود
مي خواهي بدنت سالم بماند ؟ درسته ؟
همين جا مي ماني و حرف هم نمي زني
فهميدي ؟
عزيزم تو واقعا خوش شانس بودي
گير آدم هاي خوبي افتادي
بيا داخل مون سينيور - مقام کليسا
بيا داخل
مون سينيور
مون سينيور
با کمال احترام
شما بايد لخت شويد
تمام لباس ها را در بياوريد
موفق باشيد، مون سينيور ضمنا جاي نگراني نيست
همه چيز درست مي شود با کمک خدا
فرزندم اسمت چيه ؟
يک شبه نظامي کمک کرد جواز رفتن به بارسلونا را گير بيارم
مي داني کي ردشان کرد ؟ اون کفاش اهل مورسيا
پشت يک ميز نشسته و کاغذها را مهر مي زند
مي داني با چي مهر مي زند ؟
سيب زميني
هيچ کس نمي تواند بدون مجوز از شهر خارج شود
با يه مهر
خيلي مسخره است قراره با سيب زميني و چاقو رد بشم
به سرعت
کشيش صومعه قبل از دستگيري داخل کُنده درخت مخفي شده بود
شبه نظاميان پيدايش کردند داخل کاخ اسقفي
با 16 ميليون پزوتا يعني 64 ميليون رئال – واحد پول
صد و شست ميليون سگ مفت خور
حالا اسقف حتي يک لوبيا هم ندارد
من اينکار را براي پول نمي کنم غير انساني است
و البته اعتقاد راسخ
من بسيار کاتوليک هستم
من هم همينطور من هم همينطور
بيش از کاردينال
بيش از پاپ
رفيق زحمت نکش سي ان تي
خانم بله ؟
شبه نظاميان اجازه ورود بدهم ؟
آسون بگير دختر جون
با انقلاب و يا بدون انقلاب
مردها هميشه اينجا مي آيند براي يک هدف مشترک
بياييد به اتاق تشريفات
بياييد جمع شويد
چه کسي مسئول اينجاست ؟
منظور شما مادام کولِت است ؟
بگذار اين مادام شما را ببينم
شما مسئولِ اين فاحشه خانه هستيد ؟
دخترها را صدا کنيد
همه
همه اينجا هستند
آئورا اون آشغال را خفه کن
اگر اين انقلابه پس اونها مي تونن منو فراموش کنند
من با دايک نميرم
بشين
شما
اونجا
کونچا
دوستان
من کونچا ليانو هستم
عضو زنان آزاديخواه
اکنون که کشور قيام کرده
نمادهاي ظلم و ستم مي سوزند
کارگران، کارخانه و پادگان ها را اشغال کرده اند
و ارتش منفوري که قرن ها طبقه کارگر را سرکوب کرده بود
حالا مغلوب شده
توسطِ مردان و زنان عادي
اسپانيا يک الگو براي تمام جهان شده
کشيش ها و سرمايه داران
دارند از ترس عدالت پرولتاريا فرار مي کنند
اکنون
صداي مردم بعد از مدت ها شنيده مي شود
دوستان
طلسم آزادي شکسته شده
جنبش را ادامه دهيد
در خيابانها يک کلمه است که هزار بار تکرار مي شود
در خانه ها، کارگاه هاي آموزشي و کارخانجات، يک کلمه شنيده مي شود
انقلاب
که کلمه سنگين و پر مفهومي است
کي اونجاست ؟
به نام انقلاب در را باز کن
! شجاع باش خواهر
چيزي بگو مثلا : کار دارم
در را مي شکنم
چيزي بگو بگو : کار دارم
کار دارم
چيکار مي کني ؟
چيکار مي کني ؟
داريم ! تلنبه مي زنيم
ديگه کافيه
خوک کثيف
اين يه دستوره از تخت بيا بيرون
گمشو بيرون حرومي
گرنه ميام تخماتو مي ترکونم
ما نمي توانيم ادعاي عدالت بکنيم
وقتي بزرگترين برده داري هنوز وجود دارد
اين شما رو مجبور مي کنه عشق و احساساتتان را انکار کرده
و زندگي را براي عطش سيري ناپذير و شهوت غريبه ها حروم کنيد
اين براي زن باقي مي مونه که بدنش رو به حراج بزاره
در خانه هايي مثل اينجا
زناني که تنها يک سقف مي خواهند
عشق بايد آزاد باشد
عشق خريداري نيست
اون دختر چي گفت ؟
اينکه اونها هم جنده اند ولي پول نمي گيرند
اينجا دارم خودم رو جر مي دهم
بدون رياکاري است
هيچ زني نجيب نيست تا وقتي که همه ما نجيب باشيم
و اين بار بايد حل و فصل بشه
و حالا حل و فصل شده
ما اينجا هستيم تا به شما کمک کنيم
دوستان
خواهران بنامِ همه زنان اسپانيا
ما سلاح هايمان را برافراشتيم تا به شما کمک کنيم
عزت خود را بعنوان کارگران خواهران و مادران، باز يابيد
در نهضت آزادي عضو شده و روسپي گري را رها کنيد
زنده باد زنان آزاد و انقلاب آزاديخواه
حرفهاي رفيقم رو شنيديد
چيزي براي گفتن داريد ؟
گوشتون به من باشه شما واقعا چي مي خواهيد ؟
که تمام عمرتان را صرف روسپي گري کنيد ؟
که روزي ده پانزده مرتبه آلت شونو فرو کنند تا آبشونو بکشين بيرون
همه اين کارها بخاطر يه کاسه سوپِ
يا اينکه مثل گربه هفت تا جون داشته
و مهم نيست اگه اين يکي رو هدر بديد ؟
روي من مي توني حساب کني و من
براي به ثمر رسيدن اون حاضريم حتي جون هم بدهيم
چطور مي تونيم شروع کنيم ؟ مي تونم يه خياط باشم ؟
اونجا زنان زيادي مثل شما وجود دارند
No comments yet. Be the first to leave one.