Pierwsze 200 wierszy.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
چشمات رو ببند...
و روی نفست تمرکز کن
دم...
و بازدم
همینطور که هوا رو به درون بدنت وارد میکنی روی نفست تمرکز کن که وارد بدنت میشه
کاملا پاکه
هیچی آلودگی نداره
همین که نفست رو بیرون میدی...
هوایی که از بدنت بیرون میاد سیاهه
و این سیاهی تمام اضطرابها، استرسها...
و تمام نگرانیهاییه که روی دوشت هست
و همینطور که به بازدم ادامه میدی حس کن که چطور از بدنت خارج میشه
هوای پاک رو به درون بدنت بفرست و سیاهی رو از بدنت خارج کن
هوای پاک رو به درون بدنت بفرست
و حالا بازدم...
من همینطوری ایستاده بودم
جلوی یه خونۀ قدیمی بهش زل زده بودم
و یه آدم خل و چلی اومد سمتم
من شناختمش، میدونی؟
سنش بالا رفته بود اما شناختمش
گفتم، من پائول امری هستم قبلا توی این خونه زندگی میکردم
اون بهم گفت نه، نه تو اینجا نبودی
گفتم تو کریس هستی
کریس. یه سگ جرمن شپرد داشتی به من گفت تو از کجا میدونی؟
ما سالهاست تو این خونه زندگی میکنیم
- این رفیقمون... - داری برای کار میری غرب استرالیا؟
نه
راستش تا حالا اونجا نبودم
تو چی؟
دارم میرم خونه
نه من فقط میخواستم فاصله بگیرم
از کویینزلند فاصله بگیرم
واسه خودم یه ماشین جور کردم
یه جایی هم واسه موندن گرفتم
من پائول هستم
هنری
خاموش کن
دوباره استارت بزن
آره. گاز بده، رفیق
آدرس خریدار هم باید یادداشت بشه
باشه
- میتونم آدرس مسافرخونه رو بنویسم؟ - اینو نمیدونم
- آدرس محل زندگی من اینه. تو مسافرخونه زندگی میکنم - اسم مسافرخونه رو نمیشه وارد کرد
من یه صندوق پستی دارم میتونی اون بنویسی اونو بنویس تا وقتی خونه بگیره
- باشه - ممنون
ممنون، هنری
خواهش
1600 دلار
- بیا رفیق. این مال توئه - نه
بگیر رفیق واقعا کمکم کردی
نه
کار و بارت چیه، هنری؟
هر چی بلدم تو این دستهاست
ولی این روزا به زحمت میتونم کار کنم
چند سال دیگه زمینگیر میشم
واسه چی؟
نمیتونم نفس بکشم، رفیق
این راهی که داری منم قبلا رفتم
این ته موندۀ پس اندازته که توی پاکت داری
تو چهرهت میتونم ببینم
پائول امری؟
در حال حاضر نمیتونم با شما صحبت کنم
اگر پیام بذارید بعدا سعی میکنم با شما تماس بگیرم
هنری، منم پائول
باید در مورد مسئلهای باهات صحبت کنم
شاید مجبور بشم از این مسافرخونه برم
پس وقتی این پیام رو گرفتی یه تماس باهام بگیر
باشه. صحبت میکنیم
یکم جلوتره یه خونهس. همونجا منو پیاده کن
ببین، یه چیزی رو باید بهت بگم، هنری
اینجا اومدم که یه کاری رو برای یه سری آدم انجام بدم
یه رفیقی دارم
به اسم مارک. ازم پرسید کسی رو میشناسم که از پس انجام یه کارایی بربیاد
در مورد تو باهاش صحبت کردم
آره، همینجا خوبه
آره همینجا خوبه همینجا
چه کاری هست؟
باید خودش بهت بگه
کاری که خشونت توش باشه انجام نمیدم
نه هنری. بیخیال همچین چیزی نیست
فردا میریم دیدنش خودش همه چیز رو بهت میگه
موهات رو رنگ کردی؟
چی؟
موهاتو رنگ کردی؟
آره، تیرهترشون کردم
قشنگ شده
ممنون
بهش بگو هستم
آره
عالیه. فردا میبینمت مرسی که رسوندیم
- پائول کجاست؟ - نتونست بیاد
بیا بشین
بشین
کمربندت رو ببند
کاری که توش خشونت باشه انجام نمیدم
نه، میدونم
عوضیِ خپل
اینجا اومدیم چکار؟
وایسا همینجا
چطوری مارک؟ خوبی؟
چرا باهام تماس گرفتی؟
ببین، پاسپورتهاتون رو آماده کردم
همه تمیز و بدون خط و خش هستن شرمنده نتونستم پول رو بیارم
- شرمنده - واسه چی شرمنده؟
هرکاری تونستم کردم
- ولی... - سهشنبه واست جورش میکنم
در ضمن یه دختره هست تو سالن مرکزی ماساژ...
که داره زیر آبی میره
کی؟
لتسیا رو یادته؟
- کی؟ - لتسیا
اوه، آره، آره
خارج از اتاق داره معامله انجام میده
- هفته آینده، کِن - سر ساعت 12
- چه میشه کرد؟ ممنون - پولت رو بگیر
از این به بعد تو پارکینگ قرار نذار. لعنتی
مواد! کارتون اینه؟
نه، ما دست نمیزنیم
وقتی با ما کار میکنی خودت مصرف نمیکنی، باشه؟
شنیدم زیاد آشنا نداری که البته واسه ما خوبه
جواب میده
چون در این مورد نباید با کسی صحبت کنی
بازش کن
خالیه
همینجاست
میدونی، رفیقت توی دردسر افتاده پائول رو میگم
برای همین باید میفرستادنش اینجا
مشکل چیه؟
اگه بدون اطلاع من باهات تماس گرفت منو در جریان بذار
نری به پائول بگی چی در موردش بهت گفتم
خونهت کجاس؟
یه تیکه نخ بود
ممنون
یک، دو، سه، چهار، پنج
من یکی از اعضای قسمخوردۀ پلیس غرب استرالیا هستم
در بخش ماموران مخفی پلیس و در رابطه با...
تحقیقات مربوط به آدمربایی و قتل...
جیمز لیستون در تاریخ 12 مِی سال 2002 کار میکنم
تاریخ امروز6 مِی 2010
با شماره سازمانی 452
و از اسم مستعار مارک فریم استفاده میکنم
رفیقمون دیشب باهام تماس گرفت
گذاشتم بره سر پیامگیر همونطور که گفتی
ازم میخواست اینو برم بگیرم
آره، بدش به من
یه مدت توی یه ملک بیرون شهر میمونه
چیه؟
فکر کنم یه ماشین دیدم
مشخصاتش چی بود؟
یه ون بود. مسیرش رو عوض کرد
هی، یه لحظه صبر کن
باشه، هنری؟
دریا رو دیدی؟
هی
هی، گری
این دیروز از طرف پائول رسید
هنری
بیا اینجا
این هنری تیگـه
ایشون گریـه
با این سر و وضع نباید اینجا بیایی
واسه خودت یه دست لباس مناسب بگیر
شبیه خلافکارهایی
جدی میگم، یه کاریش بکن بشین
در مورد پائول
قبلا مشکلاتی داشت و باید جابجاش میکردیم
برای همین یه جای خالی بوجود اومده
ما یه گروه بسته هستیم
معمولا اجازه نمیدیم کسی وارد گروهمون بشه
و وقتی کسی رو وارد میکنیم از همدیگه محافظت میکنیم
نظرت چیه، هنری؟
آره.. چرا که نه؟
ببین مارک. من پول کافی ندارم که یه دست لباس نو بخرم
- دست و بالم خالیه، رفیق - آه رفیق. گوش کن، ببین...
نگرانش نباش
هواتو دارم
ببین؟
صبر کن، یه چیزی باید ازت بپرسم
این یارو که این بالاست، گری رو میگم اون سردستۀ اینجاست، خب؟
اما کسای دیگه هستن که گری بهشون جواب پس میده، و اونا هم به بالادستیهاشون جواب پس میدن
اما به من گفت ازت بپرسم سابقه زندان داشتی؟
آره، دارم
امم، برای چی؟
چند باری رفتم زندان و در اومدم چیزی جدی نبوده
پس حبس دیگهای نداشتی؟
بخاطر اقدام به ضرب و شتم تو منطقه شمالی یه مدت زندان بودم، حله؟
برای همین میگم کاری که توش خشونت باشه انجام نمیدم وگرنه به جرم تکرار تخلف دوباره میافتم زندان
اگه حبس طولانیتری داشتی بهم بگو باشه؟
منتظر نمون که من ازت بپرسم چه مدت تو هلفدونی بودی؟
دو سال
تو یه مرکز مشاوره خانواده بودیم و یه مرده اونجا بود که...
همش در مورد زنم صحبت میکرد
منم خواستم گوشمایش بدم
فرار کرد توی جنگل منم رفتم دنبالش
ببین، واسم مهم نیست واسم مهم نیست چکار کردی، باشه
من فقط واسم مهمه که باهام صادق باشی
آره. با من روراست باش
No comments yet. Be the first to leave one.