Pierwsze 200 wierszy.
...آنچه گذشت
."اين باباته، "خوآن کارلوس
اگر کلاب متوجه بشه که تو سياه پوستي چي ؟
تا جايي که به "سم.کرو" مربوط .مي شه تو اصلاً وجود خارجي نداشتي
،اگرم خيلي شانس بياري .مي توني زنده از کلاب خارج بشي
عذرمي خوام که تنهاييتون رو بهم "مي زنم آقاي "دليني
"در مورد قتل زنتون هستش، "لواَن دليني
.در لباس زير خانمتون اثري از مني يافت شده
.متعلق به "رابرت مانسون" هست
چيزي از من مخفي مي کني ؟
.اين، از يکي از کتابهاي نقاشي "هابيل" بيرون افتاد
خوندن نامه هاي "جان تلر" براي پسر من .مي تونه خيلي دردناک باشه
.چندتا از نامه هاي قديمي "جي.تي" رو پيدا کردن
.جان" مي خواست رابطه با ايرلندي ها رو قطع کنه"
.و جلوي فروش اسلحه توسط کلاب رو بگيره
.اون قبل از اين که ملاقاتي صورت بگيره کشته شد
.تارا" يه کپي از گزارش تصادف رو داره"
وقتي همچين چيزي رو ميره پيدا مي کنه .که شک و گماني داشته باشه
."کلي"، "جکس"، "روميو پارادا"
.دوستان من رو "روميو" صدا مي کنن
Sig 551
.اينا معرکه ان
.براي هر دو هفته يک محموله آماده کنين
.از پسش برميايم
.من هم کوکائين رو براي مسير برگشتتون آماده مي کنم
.به نظر خوب مياد
.شوهرت ميخواد ما براي "کارتل" مواد جابجا کنيم
يه بار ديگه سعي کن رابطه ي من رو ...با خانمم به هم بزني
.خودم گلوت رو مي بُرَم
.سي کيلو کوکايين آکبند کلمبيايي
."خداي من! "آتو
چه اتفاقي افتاده ؟
.وسيله اي براي پايان
.متاسفم، عزيزم
از من چي مي خواي ؟
.لواَن"،... يه چيزي درموردش فهميدم"
.اين کلانتر من رو ملاقات کرد
.دفترش بخش جنايي رو هم زير نظر داره
.تو جسد "لواَن" اِسپرم پيدا کردن
.مال "بابي" بوده
جدي مي گي ؟
بابي" ؟"
... اين کلانتر جديد خيلي وقته داره مارو بازي مي ده ...آدمي نيست که به حرفش
.من گزارشش رو ديدم
.دي.ان.اي" تاييد شده"
.آمار و مطالعات هم همينو تائيد مي کنن
،آخرين نفري که يه پتياره رو مي کنه .معمولا همون کسي هم هست که مي کشتش
."بابي" "لواَن" رو نکشته "آتو"
.ولي يه نفر کشته
.نمي دونم از من مي خواي چيکار کنم
.ازت مي خوام که از "کلي" يه سوال بپرسي
...چه حسي داره که
کسي که بيشتر از همه دوستش داري .رو از دست بدي
به کلاب و همينطور به کسي که ،با زن من همبستر بوده بگو
که بايد عوضي اي که زن من رو .کشته رو پيدا کنن
"جکس"
حالت چطوره ؟
.شنيدم سفر خوبي بوده
.بهتر از اين نمي شد، برادر
.تقسيم و بسته بنديش تا فردا انجام نمي شه
.خيلي خب
.پس فکر کنم تا فردا ازش محافظت مي کنيم
.من براي تحويلش باهاتون قرار مي زارم
هي, آميگو
چيزي رو يادت نرفت با خودت ببري ؟
.براي کمک اينجا مي مونن
.ممنون، ما از پسش برميايم
وقتي که اين محموله به کاليفرنياي شمالي مي رسه محافظت
.ازش به عهده ي منه
.يه نفر رو بذار بمونه
رافي" اين اطراف باش، باشه ؟"
.بريم
مايلز"، در صندوقچه ها رو" .توي اتاق اسلحه قفل کن
.هيچ کس نبايد تو بره
.باشه
فيل" و "رَت" رو هم جلوي در اصلي" .و در پشت بزار
.باشه
.خيلي خب، همتون بريد يه خورده بخوابين
.تا ظهر تو کلاب باشين
.به خونه خوش اومدين
نمايش موتور سواري چطور بود ؟
.افسر مراقبمون گذاشت که بريم
.مجبورم چندتا آزمايش ادرار روت انجام بدم
بيا يه وقتي همديگه رو ببينيم و .يه گفتگوي خصوصي داشته باشيم
.اينمو بخور
.مي دوني چيه، کله شق بازيت رو بزار براي بعد
،کلابت هيچ اهميتي به وفادار بودن و نبودنت نمي ده
.چون تنها چيزي که مي بينن، سياه پوست بودنته
.حالا "جوس" اين يه معامله ي سادست
تو يه خورده حقيقت به من بده .تا من هم از حقيقت تو محافظت کنم
حقيقت در مورد چي ؟
منابع من داخل واحد مبارزه با باند اوکتان" مي گن که يه گروه"
.خيلي بزرگ تو کاليفرنياي شمالي اومدن "گاليندو کارتل"
اگر بفهمم که شماها دارين مواد ميارين ،"توي "سانوا
.فلجتون مي کنم
قصدت از اين کارا چيه ؟
.من دنبال کلاب تو نيستم
.من دنبال "مواد"ـم
.تو کلانتري مرد
.به هيچ کدوم از اين چيزا دسترسي نداري
.من دوستاي مهمي دارم
چقدر مهم ؟
.خبرش رو بهت مي دم
.سلام
.اوه، سلام
.سلام
چه خبرا؟
.سلام کن
.دلم براتون تنگ شده بود
.دلم واسه تو هم تنگ شده بود، ماماني
.بله و همينطور شما
سفرت چطور بود ؟
.خوب
.برات سوغاتي هم آوردم
!واو
!از نمايش موتورسواري
.واسه ديدنش نمي تونم صبرکنم
.واو
.برو بزارش تو حساب پس انداز به اسم خودت
.يه عالمه ديگه هم هست
همش نقد ؟
.نه مالياتي، نه خطري
.واقعيه، عزيزم
.همونطور که بهت قول دادم
.با مامانم صحبت کن، بهت ياد مي ده چيکار کني
.باشه
.باشـه
.باشــه
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
پـسـرانِ آنـارکــي , فـصـل چهارم , قـسـمـت پــنــجــم
تـــرجـــمـــه از نوژن (Mikado) ميکادو (Chandler Bing) اشکان
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
"تقديم به روح اشکان شکيب وند، مترجم خوب گروه 9 مووي"
.با "آتو" ملاقات داشتيم
کلانتر ما يه سرنخ جديد در مورد .قتل "لواَن" داره
.به "آتو" گفتن که توي شرتش مني پيدا کردن .نتيجه ي "دي.ان.اي"ـش هم برگشته
.ولي اسمي بهش نگفتن ..ولي بايد کار يه نفر باشه که
.که قبلا مشخصاتش تو سيستم ثبت شده
."جورجي کوروسو"
.حدس خودم هم هميشه همين بوده
اين قضيه ي "لواَن" رو همون اول که اتفاق افتاد .بايد حل مي کرديم
خانم ها تو کلاب هميشه يه جوري انگشت تو .کون ما مي کنن
،اگر "روزولت" مدرک رو داشته باشه ،"مي ره دنبال "کوروسو
.ما بايد اول بريم سراغش
..بايد اين کارو قبل از اين انجام بديم که "آتو" از بخش
.درماني بيرون بياد و ملاقاتيش رو از دست بده..
مي خوام يکي از خودمون تو چشماش نگاه .کنه و بهش بگه که به قضيه رسيدگي کرديم
.حقشه که اين رو بشنوه
اوپي"، فکر مي کني "ليلا" مي تونه" .کمکمون کنه "جورجي" رو پيدا کنيم
.آره، شايد
.امروز سر فيلمبرداريه
...فوق العاده زيباست، دختران عاشق
...قبل از اين که به جزيره ي "لزبو"ها بريم .اين براي به انجام رسوندن کارتونه
.اين هم براي "کپي" و "مايلز"ــه
.تا موقعي که برگردن تو گاوصندوق نگهش دار
.خيلي خب، رفقا، همين
اگر نمي خوايش مي تونم يه نفرو پيدا کنم که
.برات خرجش کنه
.ميري بيرون درو ببند
جي.تي" هيچوقت راضي نمي شد" .دست به کار مواد ببره
.جي.تي" کاسب خوبي بود"
.ارزش اين کار رو مي فهميد
جان" مي دونست که هرچيزي که تنش
.زيادي ايجاد کنه براي کلاب بده
به همين خاطر بود که نظرش رو .در مورد فروش اسلحه عوض کرد
يادته ؟
آره، در مورد بيرون کشيدنمون .از فروش اسلحه صحبت مي کرد
!نه، فقط صحبت نبود
.اون با "کلان" صحبت کرد
.با اعضاي ارتش جمهوري خواه قرار ملاقات گذاشت
تصميمش رو براي خروج ما از کار .اسلحه گرفته بود
.تصميمي که تو نذاشتي باهاش زنده بمونه
پيرمرد، نکنه تجربه ي نزديک به مرگت باعث شده با ارواح صحبت کني ؟
.نه، اينطوري نبود
.چندتا نامه ي قديمي پيدا کرديم
."دست نوشته هاي "جان
.مدرکي که "جان" مي خواست از اين کار بيرون بکشيم
مدرکي بر اين که مي ترسيد تو .براي متوقف کردنش کاري بکني
،قبل از اين که اون ملاقات اتفاق بيافته .جان تلر" کشته شد"
و نامه ها... تصوير واضحي از اينکه .کار کي بود بهمون مي دن
جي.تي" با موتورش تو جاده ي 580" .زمين خورد و زير يه باربر له شد
.مرگش يه حادثه بود
.هيچوقت نمي فهميم
،پدر "لاول" هفته ي بعدش ناپديد شد و اون
تنها کسي بود که "جي.تي" مي ذاشت رو .موتورش کار کنه
از اين داستانا چي مي خواي تو ؟
.قضيه در مورد من نيست
،قضيه ي مواد رو کنسل مي کني .يا مي زارم بقيه ي اعضا نامه ها رو بخونن
.تو هيچ نامه اي نداري
.باشه
.براي من که مهم نيست
در هر صورت اون چيزي که مي خوام .رو به دست ميارم
!!!اين بي شرفا کارتل ــن
.نمي تونم همينجوري معامله ام رو باهاشون بهم بزنم
.البته که مي توني
.تا آخر هفته وقت داري که تصميمت رو بگيري
،و اگه هنوز به بريدن گلوي من فکر مي کني .پيشنهاد مي کنم اين کارو نکني
.براي اون موقع هم گزينه اي رو در نظر گرفتم
تو به "کلي" گفتي که من با "لواَن" مي خوابيدم؟
.نه، رفيق
No comments yet. Be the first to leave one.