Pierwsze 200 wierszy.
...آنچه گذشت
سازمان "ام.آي.فايو" تاييد کرده که پادشاهان ايرلند .قراره به امريکا سفر کنند
.اگر به من اطلاعات بدي، "سانز" رو از قانون "ريکو" خارج ميکنم
نامه ها کجاند؟
هنوز پيش "تارا" ـست؟
اونو به حال خودش بذار، باشه؟
.خيلي دير شده
.ما اون نامه ها رو سوزونديم
.هيچ مدرکي وجود نداره
چرا بايد اين کار رو بکنه؟
.کلي" نامه ها رو خونده"
.اوني که تو ديدي داشت ميسوخت، کپي ها بودند
.من براي اين قضيه به کلانتر خبر ميدم
."ما بايد اون نامه ها رو پيدا کنيم، "وين
.من مي تونم به "کلي" ثابت کنم که تهديدي وجود نداره
.لوبو" ماه پيش با من تماس گرفت" .قبل از اينکه شماها از زندان بيرون بياين
.ما در مورد "گاليندو" اطلاعي نداشتيم
.فردا يه کنفرانس در مورد نوزادان هست
.بيمارستان "پروويدنس" ميزبان ـشه
.ميرم
.من با "تارا" صحبت کردم
.اون هيچ وقت در مورد نامه ها به "جکس" چيزي نميگه
.فردا صبح از شهر خارج ميشه
.بهم قول بده به "تارا" صدمه اي نميزني
.قول ميدم
اتاق اضافه هم دارند؟
.من باهات ميام
.ما يه تهديد از داخل داريم
.متاسفانه ما رو در معرض خطر قرار ميده
دکتر؟
اون خانم معاون کلابتونه؟
.اميدوار بودم که اين قضيه رو برام حل کني
.ما ترتيبش رو ميديم
،فقط يه شماره روي "شماره گير سريع" گوشي هست
.پس وقتي زمان و مکانش مشخص بود تماس بگير
.پس وقتي که زنگ بزني ديگه نميشه متوقفش کرد
.صبح بخير - .سلام -
.صبح زود بيدار شدي - .آره -
.بايد قضيه مکزيکي ها رو سر و سامون بدم
.مي ترسم بپرسم يعني چي
.خب، نپرس
.من و "جکس" ترتيبش رو ميديم
.مي بينمت
.دوستت دارم - .منم دوستت دارم -
.ناهار رو آماده کردم
.ديدم که مي تونيم براي ناهار توي پارک "والنات گروو" بايستيم
.عاليه
.اون پارک رو دوست دارم
.سلام، عزيزم - .سلام، مامان -
اينجا چي کار ميکني؟
."خب، داري نوه هامو ميبري به سفر به "اورگون
فکر کردي يه سر نميزنم تا ازشون خداحافظي کنم؟
.فقط چهار يا پنج روزه
اِليدا" کجاست؟"
.در واقع خودم "تارا" و بچه ها رو ميبرم
.تبديلش کردم به يه سفر خانوادگي
.خارج از امريکا؟ تو تحت ضمانت آزادي
.نه، ما داخل کشور ميمونيم
.کنفرانس فقط چند ساعتي با مرز فاصله داره
و "روگ ريور" رو دارم که قراره .تو "اورگون" حواسش به خانواده ام باشه
کلي" ميدونه؟"
.بعد از اينکه تو بهش بگي ميفهمه
.ما يه سري کار با ايرلندي ها داريم
.من پس فردا برميگردم
در مورد مکزيکي ها چي؟
.کاري نيست که انجام بديم
.يه کار داخلي بين خودشونه
.بهمون گفتند که دخالت نکنيم
.از مامان بزرگ خداحافظي کن
...اا
.سلام، عزيزم
اورتيز" چي شد؟"
.چند تا مامور "اي.تي.اف" اون رو ديشب از اينجا بُردند
.توضيحي ندادند
بله؟
."يه مشکلي هست، "وين
جداً؟
.نمي تونم...تصور کنم چرا همچين فکري ميکني
.کلي"، امروز صبح گاوصندوق رو خالي کرد"
.بايد بيست يا سي هزار تا باشه
.احتمالاً مربوط به کارهاي کلوب ـه
.نه
.پول شخصي ايش بوده
"کلي" بهم گفت که اون و "جکس" .بايد به قضيه مکزيکي ها برسند
."اما "جکس" داره با "تارا" ميره به "اورگون
.اون بهم گفت که کلوب داره بي خيال قضاياي کارتل ميشه
پس..."کلي" پول رو براي چي لازم داشته؟
.برگرد اينجا، لطفاً
.مشخصات مقصد
.بيست دقيقه پيش حرکت کرده
.از جاده 99 ميره به جاده پنج
.همش توشه
.باشه، خوبه
.مي خوام که تميز انجامش بدي، بدون درد
.صورتش رو داغون نکن
.فهميدم
"پيرمرده داشت بازي ميکرد، سومين بازيشو کرد"
".رو زانوم موش مار ميرفت، موش مار گُنده ميرفت"
"به سگ ـه استخون ميداد، پيرمرد قل ميخورد ميومد"
اون قضيه مکزيکي رو حل کردي؟
.به تو مربوط نميشه
جکس" کجاست؟"
."با "تارا" و بچه ها رفت "اورگون
.سفر خانوادگي
حدس ميزنم به همين خاطر خودشو نشون نداد، آره؟
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
پـسـرانِ آنـارکــي ، فـصـل چهارم ، قـسـمـت دهـــم
تـــرجـــمـــه از نوژن ، (Mikado) ميکادو ، (Chandler Bing) اشکان
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
.هي، ما يه مشکلي داريم
لازمه که چيزي که امروز صبح .برنامه اش رو ريختيم متوقف کنيم
چرا؟
.جکس" و بچه هاش هم با "تارا" هستند"
.نمي دونستم
.نفر ما مستقل کار مي کنه
.بايد يه راهي باشه که جلوشو گرفت
.منظورم اينه، که تو راهش انداختي
.شرمنده، "کلي"، خيلي دير شده
.اون بعد از اينکه کارش تموم شد تماس ميگيره
.بهت خبر ميدم
.بهش خبر بديد که "جکس" و بچه ها هم با دکتر ـه هستند
نبايد منتفي اش کنيم؟ - .نه -
.فقط بهش بگو مراقب باشه
.مطمئنم که "تلر" مسلحه
."مي خوام که بري دنبال "جکس
.اون تو راه ـه "اورگون" با "تارا" ـست
.بد موقعي براي سَفر ـه، مي خوام که همين الان برگرده
.فهميدم
."هي، "کلي
.يه مشکلي براي "جوس" پيش اومده
،هيچکي ازش خبر نداره، تماسي هم نداشته .و خونه اش هم نيست
.بايد به خاطر "روزولت" باشه
.خب، ما حتماً چيزي از "لوآن" مي شنيديم، اگه اون رو بُرده باشه
برو يه چکي بُکن، باشه؟
،من دارم ميرم سمت کابين
.يه خبري از پيرمردم بگيرم
.اوه، تو بايد همين دور و بر باشي
،با "کازيک" که هنوز تو شماله، و "هپي" که پيش "آزوالد" ـه .چند نفري اينجا لازم داريم
.به خاطر اين قضيه "لوبو"، که درگيرش ايم
.باشه، حتماً
زود برگرد، باشه؟
.هي، آروم باش، ما شهرونديم
.آره، دُرسته
هي، ازش خوشت مياد؟
ببخشيد؟
.دخترم يکي از اين ها ميخواد
...اوه، آها
.زنم که عاشقشه، مال اونه
سرعت اين مدل 1150 چقدره؟ - .به اندازه کافي هست -
تو ميروني؟ - .آره -
دلت براي مدل "ديفندر" تنگ نشده؟ - .آه، دلم براي قدرت تنگ شده -
.اين مدل "بي.ام.و" راحتره، اما پشتي بدي داره
شايد بهتر باشه به جاش ماشين بروني، ها؟
.وقتي مُرده باشم
.آمين
هي، رفيق کوچولو، چطوري؟
.باشه
.شما آقايون روز خوبي داشته باشيد - .باشه -
.ايلاي" بيا تو لطفاً"
جوس" کجاست؟" - ."محل نگهداري "اي.تي.اف -
،حالا که اون اهداف "ريکو" رو ميدونه .بهتره که جدا نگه داشته باشه
.تا زماني که اعتماد جاي رُشد داشته باشه
.افرادش اون پايين دنبالش مي گردند
.فکر مي کنند که من اون رو گرفتم، و منم اين کار رو کردم
و من فکر مي کنم که شک ـشون رو خوابوندي؟
.بهشون گفتم که جرمي نداشته و ديشب آزاد شده
.عاليه
.تو با من بازي کردي، بدتر از خلافکار ها
،تمام اراجيفي که در مورد تجربه با گروه خلافکارها گفتي .تو فقط يه قرباني محلي مي خواستي
،گذاشتي هرچي آشغاله پشت در من جمع بشه .تا اتاق جنگ مخفي ات پنهون بمونه
.و منم مثل يه "پيش آهنگ" سريع پريدم وسط
."توي ناراحتي غرق نشو، "ايلاي
.اين تحقيقات براي تو هم برگ برنده بزرگي به حساب مياد
.همه رُشد ميکنيم
.نه، نميکنيم
.ديگه نمي خوام آدمت باشم
،مي خواي گند بزني به شغل ام، باشه
اجازه بده يکي از اسنادي که چند هفته .پيش امضا کردي رو به يادت بيارم
.من چيزي از محرمانه ها رو لو نميدم
.اون بيشتر از نگهداري اسرار بوده
.اون توافقي براي مشارکت بوده
و اگر احساس کنم که به خدمات تو ،براي تسريع در پرونده احتياج دارم
.به صورت قانوني مجبوري که در اين عمل همکاري کني
.پس حدسم اينه که به روش تو بازي ايش ميکنيم
.اگه اين مصاحبه خوب پيش بره، فکر مي کنم بايد کار رو قبول کنم
.آره، حتماً
مطمئني همين رو مي خواي؟
.تارا"، کار رو بگير"
به "سنت.توماس" بايد چي بدي؟ يه "نامه اطلاع دادن" براي دو يا سه هفته؟
.آره، احتمالاً
.من يه معامله ديگه دارم، بعدش رديفم
.مي خوام که آماده بشم تا پُشتت باشم
."کلي"
.کلي"، نمي تونم با "جکس" تماس بگيرم"
.گوشي ايش رو جواب نميده، "تارا" هم همين طور
No comments yet. Be the first to leave one.