Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
میخوام از همه شما تشکر کنم که
برای رونمایی از سه تا کتاب
فوق العاده ما تشریف آوردید
...دنباله نجواها
نجواهای پادشاهی
که داستان تخیلی مهیج
که کل جهان رو در بر گرفته
هارپر سلام
مشارکت عالیه
هوادارها سیر نمیشند
...و حالا بیاید با نویسنده خودمون آشنا بشیم
لیلی لوکنباخ
پس؟ چطور بود؟
خب جدا از اینکه کتاب رو با عجله بیرون آوردیم
در زمان کریسمس
همه درباره همه چیز نظرات منو میخوان
صادقانه بگم جاز؟ من خستهام
با نانسی صحبت کردی؟
نه هنوز نه
نگرانم که با اون درباره خروج از حرفه صحبت کنم
امکان نداره خانم
تو این کتاب رو قبل از کریسمس منتشر کردی
وقتی همه بهت می گفتند غیرممکنه
تو یک ستاره هستی اون تو رو دوست داره
و باعث خوشحالی منه که
اعلام کنم
که به تازگی با نویسنده
برای نوشتن چهار تا پنج کتاب
قرارداد امضا کردیم
نانسی ؛ یک لحظه وقت داری؟
کارت باورنکردنی بود هارپر دوباره انجامش دادی
یک موفقیت بزرگ دیگه است
...ممنونم اما
باید صحبت کنیم
من میخوام یک ماه مرخصی بگیرم
که خیلی ناگهانیه ؛ چرا؟
خب کتاب سوم فروش خوبی داره
اما نقدها خیلی خوب نیست
من درگیر داده های تبلیغاتی و بازاریابی بودم
جایی که باید روی داستان تمرکز می کردم
این معیارها به ما اجازه میده که حق امتیاز داشته باشیم
از این بابت خیلی ممنونم
اما من فکر می کردم این کتاب نسبت به کتاب اول و دوم
بیشتر مورد استقبال قرار میگیره
خیلی به خودت سخت میگیری هارپر
ما سال پر چالشی رو پشت سر گذاشتیم
...به صورت حرفه ای و در غیر این صورت
اما کارت عالی بود
که بزرگترین دنباله کتاب ما رو ویرایش کردی
هواداران مشتاق مهم تر هستند
حالا وقتش نیست که بیخیال همه چیز بشی
برای من
یک جادو برای
...خلق یک داستان عالی وجود داره و
احساس می کنم اون جرقه رو از دست دادم
یک نقشه راه محکم برای همه کتاب های من وجود داره
تا پایان سال
فقط میخوام یکم برای خودم وقت بزارم
و تو ژانویه برگردم
باشه میفهمم
یکم استراحت کنم
میتونم چیزی ازت بپرسم؟
البته
اگه جرقه خودت رو پیدا نکنی چه اتفاقی میفته؟
...پس
با مرخصیت چیکار می کنی؟
هنوز نمیدونم
میرم خونه و تحقیق می کنم
شاید جایی رفتم
زیبا
ساکت
شاید جشن گرفتم ؛ میدونی؟
چی؟
این دیوونگیه
من بدستش آوردم
وارد شدم وارد چی شدی؟
نمیتونم باور کنم الان داره اتفاق میفته
این کتابفروشی در سنت ایوزه
هر ماه دسامبر
اونا یک نفر رو برای کمک در مغازه انتخاب می کنند
و در عوض
میتونی طبقه بالای آپارتمان زندگی کنی
من حدود پنج سال پیش ثبت نام کردم
خیلی خب ؛ احتمالا قراره شادترین تعطیلاتت رو داشته باشی
لیست انتظار یک مایل طولانی بود
کلا فراموشش کردم
اما الان این ایمیل ها رو برام فرستادند
گفتند یک مورد لغو آخرین لحظه وجود داشته
و من نفر بعدی خوبم
خب این باید یک نشونه باشه ؛ درسته؟
شاید باید انجامش بدی
نمیدونم
دو روز دیگه میخوان شروع کنم
هارپر ؛ برو سراغش
یک شهر کوچیک زیبا که با کتاب احاطه شده؟
برات شگفت انگیز میشه
کریسمس در کتابفروشی؟
میتونه عملی بشه
اونا هیجان زده میشند
تا یک ویرایشگر کتاب فانتزی در فروشگاه خودشون داشته باشند
آره ؛ نه فکر می کنم میخوام اونجا باشم
اما به مردم بگم که چیکار دارم می کنم
این وقتیه که تمام سوالاتت شروع میشه
و من نمیخوام باهاش مقابله کنم
من فقط میخوام به عقب برگردم و کریسمس رو مثل یک بازی ساده پیش ببرم
به لذت نیاز دارم
از تعطیلات لذت ببر
به سلامتی
به سلامتی
بزار حدس بزنم
سیره؟
جسور ؛ خوشطعم ؛ رسیده
ادویه لوتا ؛ درست میگم؟
راستش بیشتر از کوکتل خوشم میاد
من درواقع دنبال مالک اینجا ساویر هستم
خودم هستم ؛ من ساویرم
من هارپر استیونز هستم
خوشحالم که تونستی به این زودی به اینجا بیای
پس من تو یک کتاب فروشی کار می کنم یا شراب فروشی؟
خب انگار هردوتا رو داری
درواقع برای یک کتاب فروشی شراب خیلی سنگینه
خب ما باید قبض مغازه رو پرداخت کنیم
من کسب و کار رو مدیریت می کنم
و تو ترتیب کتاب ها رو میدی
باشه عالیه
اما چرا یک کافه شراب اونجاست؟
شراب دوست نداری؟
خب من فقط فکر می کنم تو کاری رو انجام میدی
و تو اونو به خوبی انجام میدی
خیلی قضاوت می کنی؟
شرط میبندم که واقعا هیچی نمیدونی
درباره کار و تجارت کتاب و همه اینا
آره همینه ؛ من فقط یک عاشق کتابم
اما من یک داستان عالی از ترفند بازاریابی میدونم
من به سختی میتونم اسم شراب رو یک فریب بزارم
خب ؛دقیقا این نیست
اما من معتقدم یک کتاب خوب همیشه مخاطب پیدا می کنه
من عاشق کتاب هستم
چند سال پیش کافه شراب رو معرفی کردم
تا پدر و مادرم مغازه خودشون رو از دست ندند
...متاسفم ؛ منظورم این نبود
مخاطبت رو اشتباه درک می کنی؟
واضحه که این مفهوم همین شکلیه
آره
نظرت چیه آپارتمان بالا رو نشونت بدم
و خودتو جمع و جور کنی و کارتو از فردا شروع کنی؟
و به هرحال اگه قرار باشه شراب بخورم
معمولا شاردونی میخورم
من یک وینتیج عالی دارم
در طول زمان پیچیدگی ایجاد می کنه
رسم ادامه داره
کریسمس رو به بهترین دوستم تبریک میگم
با عشق ؛ کیمبرلی
پی نوشت
...یادت باشه
اولین قانون یکنوع بازی شبیه لوتو کریسمس
تو درباره بازی یکنواخت کریسمس صحبت نمی کنی
قانون دوم ؛ همه چیز تو کارت تکمیل شده
فیلم کریسمس مورد علاقه خودت رو ببین
تمام روز سانتا پی.جی رو بپوشون
به صورت تصادفی فریاد بزن
کریسمس مبارک
چی برات بیارم؟
کریسمس مبارک ؛ میشه لطفا
یکی از کلوچه های شیرینی زنجبیلی برام بیارید؟
بزار حدس بزنم ؛ تو هارپری؟
اخبار سریع پخش میشه
شهر کوچیکیه ؛ به علاوه ساویر دوست خوبیه
چند وقته که اونو می شناسی؟
خب ؛ اون و برادرم کریک
از بچگی با هم دوست بودند
وقتی کریک از شهر رفت
ساویر با خودش فکر کردم
که باید مثل داداش بزرگ ازم محافظت کنه
این واقعا قشنگه
مگه نه؟
متاسفانه برای اون
اون تنها کسیه که میتونه
قدرتش رو وقتی در تعطیلات خونه هستیم اعمال کنه
صبحانه قهرمانا ؛ خدمت شما
ممنونم
اگه امروز عصر وقتت خالیه
تو باید برای سیدر و کاکائو کرال به ما بپیوندی
سعی می کنم ساویر رو هم متقاعد کنم که بیاد
این راه خوبی برای ملاقات با مردم شهره تو اینجا تازه واردی
نمیخوام اینو تحمیل کنم
و ساویر ممکنه به استراحتی از طرف من نیاز داشته باشه
بعد از اولین روز من
ساویر رئیس کریسمس نیست
تو اجازه دادی باهاش کنار بیام
هرچی بیشتر بهتر
باشه ؛پس می بینمت
ممنونم
خداحافظ
اگه چیزی رو فراموش کردی
اینا دستور العمل هستند
اینا دستور العمل های زیادیه
پدر و مادر من خیلی دقیق هستند
No comments yet. Be the first to leave one.