Slow Horses

Slow Horses

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 5

Informacje o wydaniu

Slow Horses S05E02 Incommunicado 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Komentarz od warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 2 Slow Horses 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tagi

webdl
Opublikowano: 2025-11-23
Pobrania: 50
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

باید بهت اخطار بدم، مسلحم!

فکر کردم دزدی.

می‌تونستم بکشمت. نه، نمی‌تونستی.

این چه کوفتیه؟

یه تخت‌آبیه.

حتماً مثل خوابیدن روی قلعه بادی می‌مونه.

تو اتاق من سیگار کشیدی؟

یه لطفی در حقت کردم. نمی‌خوای بوی چیزی رو که داره می‌پوشونه، حس کنی.

از شامپاین من خوردی.

نه. اون آب گازداره.

داشتم اینو نگه می‌داشتم.

واسه از دست دادن بکارتت؟

تا اون موقع عتیقه می‌شد.

اینجا چی کار می‌کنی؟

اومدم ببینم مردی یا نه.

امشب کسی نخواست بکشتت یا همچین چیزی؟

نه.

حیف شد.

خوب می‌شد این قضیه یه جوری حل و فصل می‌شد.

متوجه کسی شدی دنبالت باشه؟

نه.

خب، یا تو داری بدتر می‌شی یا همکارات دارن بهتر می‌شن.

این دیگه چه معماییه!

ببین، چرا من نیاز به محافظت دارم؟

من متقاعد نشدم که نیاز داری ولی خب، وظیفه و این حرفا.

تقریباً زیر گرفته شدی.

دوربین مداربسته خراب، یه ماشین شناسایی احتمالی که سریع فرار کرده.

مشکوکه.

ولی هیچ‌کدومش حس عنکبوتی من رو فعال نمی‌کنه.

به اندازه شنیدن اینکه یه زن واقعی حاضره با تو وقت بگذرونه.

از کجا تارا رو می‌شناسی؟

استندیش واسم پیام گذاشته بود.

ببین، من توطئه‌باور نیستم ولی یه چیزی داره اتفاق می‌افته.

نمی‌فهمم.

باید اینو واست روی تی‌شرت بزنیم.

من کاناپه رو برمی‌دارم. این تخت یه کابوس لعنتیه.

چی؟ وایسا.

چطور می‌خوای بخوابی؟ فکر کردم اومدی نگهبانی بدی.

ای بابا، نه. چی باعث شد همچین فکری کنی؟

من اینجام که مطمئن شم یه نفر دیگه هست.

بهش یه شمشیر و کلاهخود بده.

شبیه یه هابیت کوچولوی شجاع می‌شد.

خب. پنجره‌ها رو باز کن.

من میرم دستشویی.

لعنتی!

عصر بخیر، آفتاب.

من مرگ هستم!

آره. اگه با بهترین‌ها دربیفتی، حسابی کارت ساخته‌ست. آره.

بخواب! بخواب!

برو، برو، برو!

حتماً می‌خواست یکی از ما مرده باشه.

آره.

تو، تو احمق عوضی!

تو!

نتونستم بگیرمش.

دو نفر دیگه هم اونجا بودن.

منتظر ما بودن.

مهم نیست.

حالا باید گزارش بدن که اون تحت تهدیده. همین کافیه.

اگه آدرس دوست‌دخترش رو بهشون بده چی؟

اون وقت غافلگیر میشن.

اوه، لعنتی.

تو قرارگاه می‌بینمت.

نمی‌خوایم به شرلی برسیم؟

قیافه‌م به کسی می‌خوره که حال دویدن دنبال کسی رو داشته باشه؟

اون قاتل صورتش پر از وایتکسه و چند تا استخونشم شکسته.

شرلی می‌گیرتش و میارتش.

قضیه اشتباه گرفتن بود.

همونطور که گفتم، هیچ‌کس نمی‌دونه من اینجا زندگی می‌کنم.

آره، به جز دوست‌دخترت.

بهت گفتم اون هیچ ربطی به این نداره.

تازگیا کلیداتو گم کردی؟

آره، و اون پیداشون کرد. این به نظرت به معنی اینه که گناهکاره؟

آره. اون ازشون کپی گرفته بود.

چرا اینجوری فکر می‌کنی؟

چون اون قاتل یه کلید لعنتی داشت.

گوشیتو خاموش کن که "پارک" نتونه ردیابیت کنه.

برو، برو. عجله کن.

متاسفم.

شکست خوردم.

بهت گفتم تنها چیزی که نیاز داریم اینه که ام‌آی‌۵ بهش رسیدگی کنه.

و تو نقش خودتو انجام دادی.

خب، حالا چی؟

بعد از ابوتس‌فیلد، دوباره بهشون ضربه می‌زنیم.

بزرگتر از دفعه اول.

باید گیج و بترسشون کنیم.

من به بیمارستان نیاز دارم.

استراحت کن.

ما مراقبتت می‌کنیم.

خانم، من پروتکل امنیتی اهداف آسان رو بازبینی و به‌روزرسانی کردم.

میادین، موزه‌ها، جاذبه‌های گردشگری.

آره.

و من دارم بازبینیِ شما رو بازبینی می‌کنم.

امروز صبح فاجعه بود.

نمی‌تونیم اجازه بدیم دوباره تکرار بشه.

همین الان ممکنه یه دیوونه‌ای بیرون باشه که دارن ازش سوءاستفاده می‌کنن.

وسط انتخابات شهرداری که مردم از قبلش هم عقلشونو از دست دادن.

اما بهبودهای من باید دفاع بیشتری به ما بده.

من میرم خونه.

شما باید استراحت کنید. من اینجا می‌مونم.

نه، خب، من انتظار دارم که تو بمونی.

ولی می‌تونی پاهاتو بذاری رو یکی از نیمکت‌های راهرو.

ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

خب، تو پولشو نداری و منم هیچ‌وقت اینجا نمیام.

اینجوری پارک پیدامون نمی‌کنه.

شرابِ مخصوص خونه. یه لیوان ردبول لطفاً.

شراب مخصوص خونه رو برای تو سفارش دادم و یه لیوان ردبول برای خودم.

و یه ۲۰ پوندی هم گذاشتم کف دستش.

چرا؟

تا هر میزی که خواستیم برداریم.

خب، چطور باهاش آشنا شدی؟

جاذبه.

چی؟

ما مثل خورشیدهای دوقلوی تاتوئینیم.

تتوی شبیه هم دارین؟

تاتوئین. یه سیاره بیابونی با دوتا خورشید توی جنگ ستارگانه.

سوخت موشک.

به سلامتی.

بیا، یه ده پوندی بده بهش.

من که قبلاً یه ۲۰ پوندی بهش دادم.

آره، اون مالیاتِ نفهمی بود.

دفترچه و خودکارشو می‌خوام.

ببخشید آقا. اینجا نمی‌تونین سیگار بکشین.

آره، می‌دونم.

آره. نگران سلامتی منین؟ این کوفتیِ منو که منو می‌کشه.

نگاه کن، ۱۵ پوند برای یه کمی فرنی.

بیا.

بفرمایید.

هرچیزی که در موردش می‌دونی رو بنویس.

کی اول با کی ارتباط برقرار کرد.

چیزی که خودت بهش گفتی، چه سؤالایی ازت پرسیده.

هر جزئیاتی مهمه.

البته به جز اون مزخرفاتی که الان گفتی.

میرم دستشویی. یه سیگار سریع.

تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟ یکی به آپارتمانِ هُو شلیک کرده.

واقعاً؟

لمب می‌خواد آدرس دوست‌دختر هو رو بررسی کنیم.

ما؟

ما، یعنی...

صبر کن، چطور... لمب از کجا می‌دونست من کجا بودم؟

گفت احتمالاً داری به خاطر مشکلاتت تمرین می‌کنی.

و این نزدیک‌ترین وسیله ورزشیِ مجانی به توئه. آره.

آره، چون من اونی‌ام که مشکل داره.

لعنتی، پس شرلی حق داشت.

فکر کردم داشت عقلشو از دست می‌داد.

می‌فهمم چرا باورش نمی‌کردی.

آره، خب، اون اینجوری نمی‌بینه قضیه رو.

اگه اون داره عقلشو از دست می‌ده، تو تنها کسی نیستی که بد قضاوت می‌کنه.

هیچ مشکلی با قضاوتِ من نیست.

تیمِ ببر. رمز سپتامبر. استنستد.

میشه این قضیه رو تموم کنیم؟

مطمئنم اینو زیاد از خانم‌ها تو این موقع از شب شنیدی.

من اینجا برای خدمت به کشورم هستم.

و یه کم احترام هم ضرری نداره. تو اینجا برای خدمت به خودت اومدی.

می‌تونم کمکتون کنم سلاحی که تو قتل‌عام اَبِتس‌فیلد استفاده شده رو پیدا کنید.

اون از یه محموله که در حال نمایش بود، گم شد.

تو نمایشگاه تسلیحاتی تجهیزات امنیتیِ داکلندز، ماه پیش.

و شما اینو از کجا می‌دونید؟

در زندگی پس از پارلمانیم...

خودمو در حال کار در روابط عمومی یافتم.

شما برای شرکت تسلیحاتی کار می‌کنید که تفنگ تهاجمی رو گم کرد...

که ۱۱ نفر از شهروندان ما رو کشت؟

کار نمی‌کنم. مشاوره می‌دم.

و در ازای اینکه داوطلبانه اومدی جلو...

حدس می‌زنم می‌خوای اسم اون شرکت رو از مطبوعات دور نگه دارم.

خب، تحقیقات داخلی اونا به بن‌بست خورده.

اما می‌تونم لیستی از مهماتِ در گردش رو بهتون بدم.

به شرطی که بتونید تضمین کنید موکلانم محافظت می‌شن.

در برابر هرگونه اتهام سهل‌انگاری.

اگه یکی یا بیشتر از سلاح‌هاشون توی این ماجرا دست داشته باشه.

یا هر اتفاق ناگوار دیگه‌ای.

اونا یه جعبه اسلحه رو گم کردن.

چطور این سهل‌انگاری نیست؟

اون از یه نمایشگاه تجاری گم شد که درآمد زیادی برای این کشور...

...داره.

فکر نمی‌کنم بخواین به خاطر یه اشتباه در موجودی‌برداری، صنعت رو بدنام کنید.

در ملاء عام، موکل شما محافظت خواهد شد.

اما خصوصی، ملاحظاتم رو به وزیر دفاع منتقل می‌کنم.

ممنون. خودم از پسش برمیام.

اینم لیست.

حالا که اینجام، اگه ناراحت نمیشین...

می‌خوام چندتا مسئله رو به نمایندگی از موکل‌های دیگه‌ام مطرح کنم.

چرا، ناراحت می‌شم.

باید برگردم پارک.

زیمبابوه‌ای‌ها ترجیح می‌دن پرونده رو ببندیم...

روی قتلِ فرضیِ یه روزنامه‌نگار بریتانیایی.

چچنی‌ها دوست دارن بعضی از دارایی‌هاشون آزاد بشه.

و یه کنسرسیوم لیبیایی هست که غرامت می‌خواد.

بابت درآمد نفتی‌ای که به خاطر بی‌ثباتی‌ای که ما به پا کردیم، از دست دادن.

وقتی که ما احمقانه رهبرِ جذابشون رو برکنار کردیم.

و من ازت می‌خوام از خونه من بری.

دایانا، می‌دونم که داشتی برای کار تو بخش خصوصی پیگیری می‌کردی.

پیتر، جسد روی زمینه.

من جایی نمیرم.

تو سه بار استعفاتو به تعویق انداختی.

هیچ‌وقت زمان مناسبی برای رفتن نیست ولی وقتی بالاخره تصمیم بگیری...

من می‌تونم کمکت کنم که یه فرود خیلی نرم داشته باشی.

پس، اون مسائلی رو که مطرح کردم، یادت باشه.

خودم می‌تونم فرودمو پیدا کنم.

ما کجاییم؟

More Farsi Persian subtitles for Slow Horses

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left