Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
نعيم داري چيکار ميکني؟- دارم گلها رو تزئين ميکنم-
تو چي فخري؟- من دارم اين کارو ميکنم-
اون داره سخت انحامش ميده مثل صورتش
صبر کن باشه
همه بيايد داخل
!يک، دو، سه
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
بابا؟
بابا؟
بابا؟- فخري؟-
دوستت دارم فخري
خيلي دوستت دارم
دوستت دارم فخري
بابا؟
هي؟
بيدار شو، چه خبر شده؟ دلت براي خونه تنگ شده؟
قهار واقعا زدت
يک ماه گذشته و هنوز ميتوني کبوديها رو ببيني
هي، قلقلکم مياد
زود باش! سرپرست تا دو دقيقه ديگه مياد اينجا
چي؟
من مردم
اين تواهه
اين لکيوئه اين لکيره
هر خوابگاه يک نامزد داره
فقط کاستوري نداره ...اين گروه کاستوري شبيه
...اين خيار بي خاصيت و ضعيفه
فقط تو ميتوني همهچيزو تغيير بدي
چرا جباتي در کار نيست؟ چون ما کاستوريو داريم-
چي؟
وقتي اينقدر احمقي ميتونيم به اين مدرسه بپيونديم؟
تو فقط اصل قضيه رو ميدوني سعي کن بيشتر در موردش مطالعه کني
داستان اينطوري ادامه پيدا ميکنه ...دو گزينه در مورد
اينکه کي مرتکب خيانت شده وجود داشت
در تاريخ مالايي اون هنگ کاستوري بود
در داستان هنگ تواه اون
محض اطلاعت، داستان هنگ تواه يک قرن بعد از
داستان مالايي اتفاق افتاد ...خيلي از تاريخدانان مشکوکند
که جبات و کاستوري در واقع يک نفر باشند
پس اسم کاتوري بعد از شورشش به جبات تغيير کرده
...اگه ميخواي به انتخابات ملحق بشي
بايد شوراي عالي از خوابگاه بهت لطف کنند و اون کيه؟
اون قهاره فکر کردي قهار ميخواد بهت لطف کنه؟
برخلاف نعيم با اينکه دعواي اون با فهمي، صحنهسازي بود
تا همين الان هم قهار به اون لطف کرده
پس من بايد چيکار کنم؟
بايد مجبورش کني بهت لطف کنه
بايد شکستش بدي و اسمت توي ليست مسابقات ميره
پس بايد در برابر نعيم مبارزه کنم؟- اينجوري بهتر نيست؟-
تو که نميخواي با پراکاش دعوا کني
پراکاش؟
خون، قويتر از از آبه
مطمئنم قبلا همتون اين اصطلاحو شنيديد
اما اگه بهتون بگم اين حرف درر واقع يک حرف اشتباهه چي؟
..اصطلاح کاملش اينجوري ميگه که
...خون پيمانيه که
از آب رحم، قويتره
که يعني رابطهاي که انتخاب ميکني تعقيبش کني
قويتر از روابط خانوادگيه که تا الان داري
که کاملا در تناقض مستقيم با اين اصطلاح کوتاهتره
که اغلب مردم فکر ميکنند معنيش اينه
خوب، ميخوام ازتون بپرسم
کدومشون به نظر شما درستتره؟
البته که من ترجيح خودمو دارم اما دوست دارم
نظر شما رو بدونم
کسي نبود؟
ترجيح من، خون قويتر از آبه هست
چون فکر ميکنم هر تفاوتي که به عنوان اعضاي يک خانواده داريم
در آخر ما همچنان يک خانوادهايم
خيلي خوب نعيم ممنونم
کس ديگهاي نبود؟
پراکاش؟
تو چي؟
يالا پراکا من به ندرت صداي حرف زدن تو رو ميشنوم
اينو امتحان کن
ترجيح ميدم حرفي نزنم دبير، ببخشيد
بالا پراکاش بايد يک عقيدهاي داشته باشي
با ما درميون بگذارش
پراکاش
هيچکدوم دبير به هيچکدوم باور ندارم
پيماني وجود نداره خانوادهاي وجود نداره
تو فقط خودتو داري
يک جورهايي از پراکاش خوشم مياد
ازش خوشت مياد؟
ببينيم بعد از اينکه شکستش دادي باز هم ازش خوشت مياد
اين چيه؟
زمانشو تعيين کردند- براي انتخابات؟-
آره سبز و سبز
پراکاش و زهرين، شوراي عالي لکير براي مراسم برکتبخشي
فقط داري اونو ميخوري؟
بيشتر بخور. براي مبارزه کردن به پروتئين بيشتري نياز داري
جريان چيه؟
واست به اندازه کافي خام نيست
به خون بيشتري نياز داري؟
سلام بچهها تمامش کنيد
بسه چي شده؟
اون ضعيفه
زهرين خندهدار نيست
هي، آروم باش
حق با تو بود، حکيم
نعيم قلب مهربوني داره
به کي ميگي مهربون؟
يک جورهايي باحالي
اون طوري که اون پسره رو شکست دادي
هميشه حواست به منه؟
133, 134, 135.
هي؟ بسه
ميخواي تا وقتي زخمي ميشه، هلش بدي؟
اگه اون زخمي بشه، پراکاش به راحتي ميتونه شکستش بده
ميخواي يکي مثل پراکاش برنده بشه؟
ميخواي اون رهبر شوراي عالي بشه؟
ميخوام يک چيزيو يادت باشه
اين مدرسه متعلق به بچههاي ماست
اينجا مال ماست
اينو ميفهمي؟
چرا هيچ کاري نکردي؟ چرا نميتوني ازش محافظت کني؟
اگه کسي پا پس نکشيده بود کي تصميم ميگيري که کي که برنده بشه؟
قهار- حتي اگه اون هم مبارزه کنه؟
آره، بخاطر همين تو بايد شکستش بدي
بيهوشش کن يک پيروزي کامل و بيچون و چرا
لعنت
اگه پراکاش ميخواد برنده بشه اون هم بايد همين کارو بکنه
مراسم برکتبخشي شوراي عالي
خوابگاه لکي
سه، دو، يک
زهرين
بيدار شو احمق
زهرين
هي، زهرين؟
زهرين؟
بيدار شو احمق
هي زهرين؟
زهرين؟
هي، زهرين؟
...به نامزد شوراي عالي
لکير
برکت بخشيده شد
من ميميرم
واقعا ميميرم
اگه در برابر پراکاش قرار بگيرم حتما ميميرم
منظورت چيه؟ فکر کردم ازش خوشت مياد
نور فخري بن فردوس عصمت توجه کنه
لطفا به ميدان قدرت بيا مادرت منتظرته
...صبر کن! مادرت
اوه، نه
حالت خوبه فخري؟
شماها الان کجا زندگي ميکنيد؟
...من درک ميکنم
اگه ترجيح ميدي پيش بابات بموني
زمانبر بود اما پذيرفتمش
...اما معنيش اين نيست که
نميتوني بياي و منو ببيني
ما هنوز يک رابطهاي داريم، درسته؟
يک فرصت بهم بده
باشه؟
باشه؟
همين الان اعلانو شنيدم
...مادرت
به ديدنت اومده بود، فخري؟
حالت خوبه؟
خوبم
خوبي؟- خوبم-
پس مادرت ميخواد اين تعطيلات به ديدنش، توي خونهش بري؟
به خونه نعيم
چه داستان بحثبرانگيزيه
بابات خبر داره؟
فکر ميکردم توي اين تعطيلات به خونه پدرت ميري
نميخواي به ساراواک برگردي؟
رفيق، بليط هواپيما گرونه
از اين گذشته کي قراره حس کنم مالک اين مدرسهام؟
وقتي شماها اينجا نيستيد
فخري
هي؟
جريان چيه؟ حالت خوبه؟
ببين نميخوام فضولي کنم فقط کنجکاوم
واقعا چه اتفاقي براي خانوادهت افتاده؟
!بابا، درد داره
ميبيني؟ اگه شيطوني کني اين اتفاقيه که ميفته
تمومش کن. درد داره- حقته-
چرا دعوا کردي؟
بابا، به تو ميگفتند اوا خواهر
فخري؟
بيحرکت بمون
بيحرکت بمون، فخري- نه بابا، درد داره-
بابا، نميخوام
فقط بيحرکت بمون
ايدا؟
مامان؟
موهاشو نگاه کن پر از آدامسه
اوه خداي من سفت شده
ميخواستم قيچيش کنم- نيازي نيست قيچيش کني-
فقط روغن زيتون روش بمال
!اوه، عزيزم
نعيم، از برادرت مراقبت نکردي؟
اگه به بابات بسپاريمش به زودي کچل ميشي
چوب هم داريد
ممنونم بابا
بوي خوبي داره
ايدا
No comments yet. Be the first to leave one.