Pierwsze 200 wierszy.
جونیور، سلام
جیمی، چطوری بچه؟
چند تا مراسم ختم باید شرکت کنیم آخه؟
مادر برندون فیلون رو دیدی؟ چه جوری خودشو نگه داشت تو خاکسپاریش
خیلی متشخص بود
فقط میخوام بدونی که
به نظرم حق داشتی اونکارو بکنی میدونی که؟
جیمی بذار یه چیزی بهت بگم لازم نکرده نگران دونستن من باشی
الان خونه تونی بودم
آره؟
چطوره حالش؟
به نظر... خسته میومد
شاید قند خونش افتاده
شاید افسرده شده
واسه چی باید افسرده باشه؟
دربارهش باهام حرف زد
درباره افسردگی؟
خب
اصلا تو چی سرت میشه از افسردگی؟
هیچی فقط گفتم بگم، همین
ولی همهش خوابه. مواظب خودش نیست
خیلی مردهای بزرگ تو لاک خودشون میرفتن
وینستون چرچیل قبل صبحونهش نصف بطری مشروب میخورده
اون یارو ناپلئون هم میگن مودی و کلهخراب بوده
منم واقعا خلم
کافیه یه روز با این سندلها پاشم برم بازار پام تا آخر عمر فلج میشه
به لیلیانا گفتم بیدار شدی برات جیامبوت گرم کنه تو مایکروویو
تونی، جوراب عرقگیر داری؟
مغازههای ورزشی هم سر راهمون هست
تونی؟
تونی؟ میدونم بیداری میدونم داری حرفامو میشنوی
میذاری بخوابم یا نه؟
خانم روانپزشک خبر دارن از حالت؟
شاید باید داروت رو زیاد کنه
لیتیوم و پروزاک داده بهم قبلا دیگه چی میخوای؟
عطردرمانیای چیزی مثلا طبیعی نیست که
یک مرد سالم بزرگسال همهش تو رختخواب باشه
ذهنم مشغوله
راس میگی؟ پس یه تکونی بخور
جریان کیفرخواستها ذهن منم مشغول کرده
تازه لوله خونه هم گرفته
بهترین دوستم پوسی گم و گور شده احتمالا یه جا افتاده مرده، میفهمی؟
این بدحالی خیلی قبلتر از گمشدن پوسی بامپنسرو شروع شد
اگه کارم داشتی دارم میرم پاساژ پارامس
میخوام واسه پسرت کتشلوار بخرم که تو اولین مهمونی رسمیش بپوشه
کارملا، نکن دیگه
آفتاب واسه سلامتی خوبه تونی
تو آلاسکا زمستونا کلاههای روشن میپوشن که افسردگی نگیرن
ببخشید دیر کردیم جونیور
پل خیابون جکسون رو بسته بودن
اگه قول میدین جایی باشین خودتو برسونین
شرمنده
جونیور حالت خوبه؟
اون پسره خوک (جیمی) اومده بود آلتیهری گوربهگورشده
درباره قضیه کشتن برندون فیلون زر میزد
تونی و کاپیتانهای دیگه تو خونه سالمندان همین حرفا رو پشت سرم میزنن؟
جلسات گرینگرو رو دیگه منحلشده بدون
با چاکی رفتیم سراغ دانی پی گفت قال اون قضیه رو فردا میکنه
به این زودی؟ خوبه
آره
سیاهپوستن هیچکس نمیفهمه از کجا آب خورده
اینجا دستشویی نداره؟
نگاش کن ماریولینا اولین هندجاب عمرمو برام زد
واسه من و وینسنت مانیسکالکو تو خیابون پشت بازار مرغفروشا
جونیور؟
خدایا چی دارم میگم تو ختم این زن بیچاره
فقط میخواستم بدونی که لازم نیس نگران باشی
قضیه تونی حل شده دیگه
بیا بریم
وقتی کوچیک بودم، اندازه همون بچههه
همیشه برام سوال بود که چرا هیچکس کارت دعا جمع نمیکنه
مث کارتهای بیسبال
هزار دلار واسه «هونس واگنر» میدادن
ولی مسیح یه قرون هم نمیارزید
قراره دم روزنامهفروشی کنار درمونگاه اتفاق بیفته
همونجا که دل و رودهشو واسه اون روانپزشکه میریزه بیرون
جونیور، این دو تا کارشون خیلی خیلی درسته
دانی پادوآنا حبسشو با اینا کشیده
منم جزئیاتو براش گفتم
زجر نمیکشه مطمئن باش میتونن در تابوتشو باز بذارن، قول میدم
بسه ! دیگه نمیخوام چیزی بشنوم
مایکل، اگه کاری بهت سپردم، دیگه سپردم
ساعت همینه؟
هیچجا هیچ خبری ازش نیست، تی، هیچجا
رفتم دیدن خانوادهش
آنجلا هیچی نمیدونه یا هم که میدونه و باید بهش اسکار بازیگری بدن
دوسدخترشم همینطور
دیگه نمیخوام حرفی درباره پوسی بشنوم
آقا تونی حولهتون رو بدین ببرم بشورم
مگه کسی ازت خواست؟
جیمی آلتیهری اومده بود بینگ
دیگه حتی نمیتونم تو صورتش نگاه کنم
اگه جاسوس هم باشه هیچی گیر پلیس نمیاد
چون دیگه جلو اون فقط کسشر سر هم میکنیم تا وقتی که بتونیم....
میدونی که
فعلا هیچ کاری با جیمی نکنین
از کجا بدونم اونه که داره جاسوسی میکنه
دیگه هیچی نمیدونم
پوسی احتمالا ترسیده و خودشو گم و گور کرده همین
چند بار باید یه حرفو بزنم آخه؟
جایی میخوای بری، تی؟ میخوای برسونمت؟
نه
معمولا من میرسونمت
دارم میرم پایین
میخوای چیکار کنی؟
میخوام تمبونمو از خشککن دربیارم، خب؟
سلام
سلام
این مال شماست؟ تو حیاط ما افتاده بود
وای نه، جدی؟
فکر میکردم کوزامانو و خانوادش رفتن سفر
آره رفتن برمودا گلف بازی کنن
تو اهل ایتالیا هستی، نه؟
انگلیسیم افتضاحه
نه
خیلی خوب حرف میزنی
انگلیسی تو از ایتالیایی من بهتره
اصول جراحی لثه؟
دانشجو ام. آمریکا و ایتالیا برنامه تبادل دانشجو دارن
اگه دندونپزشک من شکل تو بود موقع عصبکشی بیدار میموندم
خیلهخب من برم که درستو بخونی
مرسی که اینو...
نمیدونم تو انگلیسی چی میگن
تازه شدی مث من
خدافظ
یادت باشه، از گردن به بالا نمیزنیم
عه
دونات؟ بیخود نیس وزن کم نمیکنه
کجا داره میره؟
آقا ؟ ببخشید
چی میگی؟
میشه بری جلو که ما بیایم بیرون؟
یه لحظه وایسا
مامور پلیسیم
علامتت کو؟
بهت گفتم تیکهگهتو تکون بده همین الان
از جلو چشمم گم شو
کلک این کثافتم باید بکنیم؟
بذار سوپرانو دوناتشو بخره وقتی اومد بیرون میزنیمش
کجا داره میره؟
بذار ببینم سوئیچاش رو ماشینه یا نه
پسر، خیلی گهکاری شد
نه نه
بابا سر تابلوی ایست، بپیچ چپ
الان باید روبرومون باشی چته تو، «ری چارلز»ی مگه؟
ای خدا پس چرا قضیه انجام نشد؟
میدونم جونیور، ببخشید
یه بابایی سر راهشون سبز شده دانی میاد توضیح میده
همین بغله، راهو گم کرده
میخواستم قضیه تموم شه
میدونم جونیور، آدامس نعنایی؟
سه ساعته اینجا معطلایم
فکر میکنی علافیم؟ چه خبره؟
فردا قالشو میکنن شخصا تضمین میکنم
بذا یه چیزی بهت بگم دانی اگه نکنن
جسدتو پیدا میکنن همراه با تضمین شخصیات
که شیاف شده تو کونات
مایک، گیر افتاده بودن خب کلی شاهد اونجا بوده
فردا
چی گفتم الان من؟
باهاشون حرف زدم میفهمم که قضیه اضطراریه
شنیدم مادر تونی هم دنبال زدنشه
کدوم خری همچین حرفی زده؟
شوخی کردم بابا
فک میکنی خندهداره؟ مادر خود یارو؟
باشه باشه
فردا
اول صبح
باشه
خوشم نیومد دهن یارو گشاده
نه بابا بچه خوبیه
خوشم نمیاد ازش
بعدش شروع میکنه شوخی کردن با من
چاکی بگو یه لحظه وایسه
آهای دانی یه دقه وایسا
دانی، ببخشید
هنوز لیتیوم رو مصرف میکنی؟
لیتیوم، پروزاک
کی تموم میشه پس؟
سیستم عصبیت باید یه تکونی بخوره
صبر کن، طول میکشه تا لگد اولو بزنه و اثر کنه
چرا نمیای لگد بزنی به کله خرابم؟
حالی که الان داری
خیلی دردناکه اینو میدونم
اگه چاقو بزنن تو دندههات میفهمی درد یعنی چی
با این لعنتی... اصن هیچ حسی ندارم
هیچی
مرده. خالی
دیگه چی؟
چی؟
به چی داشتی فکر میکردی؟
به این تیکهی معرکه
اومده خونه کوزامانو تا وقتی سفرن اونجا میمونه
پس یه احساساتی داری
واسه من مو از ماست نکش دیگه از دستت خسته شدم
مث «مایداسشاه» شدم ولی برعکس به هرچی دس میزنم تبدیل به گه میشه
واسه زنم شوهری نمیکنم
واسه بچههام پدری نمیکنم
واسه رفقام رفاقت نمیکنم هیچی نیستم
حتی نمیدونم چرا میام اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.