Pierwsze 200 wierszy.
مترجم ***raul7hadi***
آخرين ژوئن
اميلي ديوايسون" ديده شد
به صورت کاملا وحشيانه توسط سربازان پادشاه کشته شد
تو تابستون 1914
ما جلوي همشون خواهيم ايستاد
نميتونه
اين يه حرکت تاريخي خواهد بود
و اين اولين گام براي برابري حقوق زن خواهد بود
اگه تو از حقوق زن ها حمايت ميکني پس بزار زن ها خودشون حرف بزنن
چرا اونجايي.؟بزهر اين سگ ها بيان بالا و هاپ هاپ کنن
ما برنده ايم!برنده
شما خوبيد بانوي من؟
باحال نيست؟
تو يه احمقي مرد
فکر کنم وقتشه که"برانسون"ببرتت خونه
هنوز نه- فکر کنم وقتشه-
من شمارو به خاطر روحيه بالاتون تحسين ميکنم واز راي شما دفاع ميکنم وقتي که رفتيد
اما شما هرچيزي که ون ميگه رو قبول داريد- اينطوره عزيزم-
اما اينم ميدونم که اگه اتفاقي براي شما بيوفته برانسون"شغلشوازدست ميده"
بهتر به يه جاي امن بريم بانوي من
من مخالفم
ماشين همينجاست
زن ها بايد حق راي داشته باشن اينطور نيست "برانسون"؟
چرا کسي از حقمون دفاع نميکنه؟
سياستمدارها نميتونم کار خودشون رو يه خطر بندازن
اميدوارم تو يه نماينده بشي خيلي با پشتکار هستي
آرزو يا رويا؟
اگرم بشم
اين فقط درمورد حق زن ها نيست کلا آزادي تو ايرلند وجود نداره
...اين يه اختلاف طبقاتي هستش و
و چي؟
متاسفم
من هيچ منظوري نداشتم بانوي من
چرا نه؟ تو کاملا موافق طرح نيستي
نه به عنوان نمايندگانه شکست خورده ي طبقات پايين تر
اما اون مرد خوبيه
و کارفرماي شرافتمنديه
مثل يه سياستمدار واقعي حرف ميزنيد
من چيکار کردم؟
ميتوني منو دزدکي برگردوني؟
من بايدتنفر انگيز باشم که بابام بخواد منو اينطوري ببينه
خانم"پتموره"خيلي نسبت به دخترهاي بيچاره بيرحمه
يه هيولا ميمونه
حق با اونه؟- دکتر"کلارکسون"مطمئن هست که اون آب مرواريد داره
چي درمورد اون مقبوله؟ اونجا يه درمان هست
اما خيلي اميدوارکننده هم نيست
و اون نميخواد ريسک اين عمل رو قبول بکنه
من اونو مقصرنميدونم
اما اون نميتونه به خاطره هرکس بره
نه
عزيزم
خبراي بدي داري؟
من نميخوام مزاحمت بشم- نه-
تو نميدونستي
ببخشيد بانوي من
ويليام"ميتوني بري"آنا"روپيدا کني و بهش بگي که من طبقه ي بالا هستم"
حتما بانوي من
ببخشيد- روستايي بد ترکيب-
متاسفم موقعي برو که من بخشيده باشمت-
ولش کن- آنا..بانو برگشتن به اتاقشون
و تو اتاقشون منتظرن- ممنون-
چرا دارن وقت گرانبهاشون رو براي سياست تلف ميکنن؟
تو اعتقادي به حقوق زن ها نداري توماس
توچي؟- خب اينو ميدونم که تو اعتقادي به درستي نداري-
بعضي از مردم توانايي پيدا کردن چيزي که ميخوان رو دارن
کي رفته بهش گفته؟تو؟
آقاي"کارسون"حالتون خوبه؟
چرا بايد خوب نباشم؟
شما هميشه زنگ رو دراختيار داشتيد و الان خانم "پتموره
دارن مخلفات رو اشتباهي ميچينن
خداي من
با ميل بيشتري برخلاف "کارسون
بهتره که ما مستقيم بريم سراغ شام
من بايد به خانم "اوبرايان"وآنا خبر بدم
خبراي بيشتري در مورد راي گيري نيست؟
آقاي "کراولي"اينجا بودن گفتش مادرش رفته تو صف روشنفکران توي "ريپون
من شنيدم خيلي هيجان داره
فکر کنم مردم شهر حالشون از از دوباره نماينده شدن حزب بهم بخوره
مطمئن نيستم شنيدم حزب ليبرال روز سختي امروز داشته
آقاي "برانسون "ميگه وقتي رفت همه چي از دسترس خارج شد
نوشته ي "برانسون" اينجاست
اميدوارم همراه کارسون عادل باشه کي باهاش ميره؟-
کسي قطعا اعلام نکرده که ميخواد باهاش بره.قربان تو گفتي اونا...کي باهاشه؟
ترجيح ميدم که نگم
بيتس؟کي باهاش بود؟
"بانو "سايبل
چرا؟
من نبايد هرگز اشاره ميکردم قربان فکرکردم شما ميدونيد
نه نميدونستم
شنيدم امروز رفته بودي تو جمع حزبي ها
اونجا چندتا سخنگو بودن اون آخريش بود
کار پيش رفت؟
فکرکنم اونجا جو خاصي بود
شما داريد به چيزهاي ديگه فکرميکنيد همينطوره-
فکر کنم از اين به بعد واجبه که از من اجازه بگيري وقتي ميخواي جايي بري
فکر کنم اين نقشه ي "برانسون"بوده همينطوره
فکر کنم همه مشکلات از راننده ايرلندي باشه
اما فکر ميکنم خيلي بي تجربه باشه- من به برانسون گفتم "سايبل"رو ببره-
چي داري ميگي؟- اون نياز داشت که به "ريپون"بره
من از"برانسون"خواستم که رانندگي کنه فکر کنم کارعاقلانه اي باشه
اينجا مشکلي وجود داره من براي جمع کردن آراء رفته بودم
انتخاب نماينده دور از دسترس نيست- جمع آوري آراء؟-
کاملا ايمن بود عضو گروه ميشي و در ها رو ميکوبي
آره ميدونم اين کار چطوريه- ....من فکر کنم که "سايبل
چي؟توهم ميخواي بري راي جمع کني؟
يا اينکه مايلي شستشو رو ادامه بدي؟
من فقط با انديشه ي "سايبل"موافقم وبهش احترام ميزارم نه-
نه اينطور نيست تا وقتي که ازدواج نکرده
و بعدش شوهرش بهش ميگه که چه فکري بکنه
اوه مادربزرگ- ميدونم که کسي نميخواد تصويب بشه- احتمالا-
بگي کخ چرا اين کارتو از من پنهان کردي و يواشکي انجام دادي؟
الانه که صداي يه کشيده بياد تا وقتي که بانو از خودش مراقبت نکنه- بجنب-
من نميخوام کسي اينجا کاراشتباهي بکنه
چاشني کجاست؟ درستش نکرديد؟
الان ميارمش- چرا اينکارو به خاطر من ميکني؟-
من هرکاري به خاطرت ميکنم
معنيش اينه که نميخواي واسه ماه بعد آماده بشي؟
قطعا نه چرا اينجوري ميخوايد؟
خب..من شک دارم که چشم داشتي به اعلي حضرت تو ماه ژوئن داشته باشم
وقتي که من جلوي جشن اول ماه رو گرفتم
اما من پيرم و طرز فکرم قديميه
اون نميخواد متوقف بشه واون آشوبگرنيست
اما اون قرار ماه بعد رو مياد قرار بعدي وجود نداره-
بانو نتونست همه چيز رو شيرين تعريف کنه
ويليام گفت به خنجر نگاه ميکرد
متاسم همه اينارو من شروع کردم- نه اين تقصيرتو نيست-
اون بايد به داشتن همچين دختري افتخار بکنه
بانو آمادست که بره
من ميرم ماشين رو روشن کنم
از کارت خوشحالي؟
احمق بزرگ
اون عصبي هست اون فکرميکنه من درمورده شراب ها به آقاي"کارسون"گفتم
به هر حال نبايد دزدي ميکرد
نه
اما من نميخوام کسي کارشو به خاطر من از دست بده
حتي توماس؟
حتي بعد از اين که برات مزاحمت ايجاد ميکردن؟
آره
بانو..يه لحظه وقت داريد؟- بله-
براي من يه نامه رسيده بانو
از يکي از دوستام اون پيشخدمته مرزبانه فرينشتينه
بهش غبطه نميخورم ارباب "فلينتشير"وزير در دفتر خارجه هست
همانطور که ميدانيد، بانو فلينتسير دختر عموي اربابش هست
اوه ، البته البته نکته اينکه
مذاکراتي با سفير تُرک داشته
به نظر ميرسه که آقا يه سري اسرار از يه داستان بد رو براش گفته
...درباره بانو ماري و مرحوم
آقاي پاموک
ميتونم اين نامه رو بخونم؟
چيزي هست که ازم بخواين دربارش بدونم؟
نه مرسي
بعضي وقتا , حاشا کردن اين چيزا پرتاب کردن پارافين به درون آتشه
سعي کردم که ارباب رو مطلع کنم جي؟
اما من.... ترجيح دادم اين کارو نکنم
کاملا درسته
ارباب رو به من واگذار کن
متاسفم تنها راه رهايي از يه خدمتکار
اينه که بقيه رو نسبت بهش بدگمان کنيم
اينکارو کرديم ولي جواب نداد
اما دفعه آخر ما يه دزد رو جعل کرديم
ما نياز داريم تا اونو مورد شک بندازيم وقتي واقعا چيزي گم شده باشه
چطور ما بدونيم که چيزي دزديده شده؟ چون تو او نو ميدزدي
!احمق شدي منظورت شرابه؟ آره شراب
اما بيتس ميدونه من برداشتمش او داشت تهديد مي کرد که به آقاي کارسون ميگه
خب نميتونه ، مگه نه؟ نه اگه ما اول اينکارو بکنيم
داري ميگي خودت ديدي که کليد زير زمين رو برداشت؟
نه دقيقا ولي ديدم که اينجاست
و من فکر کردم که کليد رو اون برداشته باشه
من نگرانم که شراب ها گم بشن
فکر کنم يه معذرت بهت بدهکارم بعد از اون صحبت هاي بعد شام
دفعه بعد اگه خواستي مثل يه دختر مدرسه اي نافرمان باهام رفتار کني
بايد خصوصي اين کارو بکني نه جلوي خدمتکارا
حق با تو معذرت ميخوام در ضمن , اين بهترين عصر مادرتو از کريسمس تا الان ميسازه
با اين حال ، بايد بيشتر مواظب سِيبيل باشيم
رابرت
حرفمو باور من سِيبيل مشکل تو نيست
ما بايد امسال از ماري پشتيباني کنيم وقتي ميريم به لندن
ولي اين اولين فرصت سِيبيله
نميتونيم ماري رو مجبور کنيم که تندرشو بدزده
سِيبيل بخوبي کاراشو انجام ميده زمانشه که ماري ساکن بشه
درست موقعشه
بيچاره ايدث پير هيچوقت نشده دربارش حرفي بزنيم
ميترسم وقتي پير بشيم ايدث تنهاکشي باشه که دربارش حرف بزنيم
چه منظره ترسناکي؟
مامان؟ آنا گفت که منو صدا زدين
ببين کي اومده مارو ببينه !آقاي آنتوني
چقدر خوب
هممون فکر کرديم با اون پودينگ شور ترسناک ديگه اينورا نميبينيمتون
نه ، حقيقتش ولي من دور شدم
ايشون در استراليا و آلمان بوده اند
چه جالب
جالب و مهيج
آقاي آنتوني اينجاست تا ماشين جديدشو نشونت بده
اوه آره ميخوام رانندگيمو نشونت بدم
و مجبورم مقصد هايي پيدا کنم تا توجيهش کنم
چه نوع ماشيني هست؟ يک رُل رويس باز
و من شگف زده ام اگه شما بياين با هم يه چرخي بزنيم
اوه ، چه با محبت ، ولي افسوس امروز نميشه
بايد با دياموند سواري کنم و الان منتظرمه
No comments yet. Be the first to leave one.