Pierwsze 200 wierszy.
خب،من گوشت قرمز خوردن رو ترک کردم
واقعا؟
،اره- خوبه که-
ديگه بسه،من خوبم- چي شده که اينکارو ميکني؟-
به هيچ دليل- منظورت چيه؟-
بايد يه دليل داشته باشي- دليلي ندارم-
به تو چه ربطي داره؟- ،هي،صورت گهي-
فقط نميتوني بگي که داري گوشت قرمز رو ترک ميکني
بايد پشتش يه محرکي چيزي باشه
دليلي ندارم
ميخواي تو رستوران سرمايه گذاري کني؟ ميخواي فردا واسه ملاقات بياي؟
نميدونم،دارم بهش فکر ميکنم- خيلي خب-
تد دنسون هم سرمايه گذاري ميکنه- واقعا؟-
اره.مايکل يورک- اونم هست؟-
اره،چند نفر ديگه هم هستن
مدير و معاون رو از گاس* اورديم نام رستوران*
فکر ميکني سرمايه گذاري خوبيه؟- عاليه-
خيلي جالبه- ميتونه جالب باشه،مگه نه؟-
خيلي جالبه،بس کن
شرط ميبندم درسته شرط ميبندم درسته
اره...ميدوني؟
،هي!هي!رفيق مشکلت چيه؟
درباره چي حرف ميزني؟
تو چيزي رو داخل سطل آشغالم انداختي؟
خب من يه آشغال توش انداختم- اون سطل آشغال منه-
خب،اون آشغاله- اگه نريزي متشکرم-
مگه آشغال مربوط به سطل آشغال نيس؟
آشغال من به سطل آشغال من مربوطه
و آشغال تو به سطل آشغال خودت مربوطه
خب،چه فرقي ميکنه؟- فرق؟-
اون واسه منه- اون سطل که پر نشده.من که پرش نکردم-
هي يارو دفعه بعد ببينم داري اونجا آشغال ميريزي
درب داغونش ميکنم
اين پيامو به فرد بعدي هم ميدم
فکر ميکني دارم شوخي ميکنم؟- نه،حرفتو باور دارم-
به فرد بعدي هم اينو ميگم- اره،اينکارو انجام بده-
سلام،باربارا- سلام،از ديدنت خوشبختم-
سلام.چطوري؟
!سلام- آماده اي بريم؟-
اره
لر،يه کم،اوم،قهوه ميخواي؟
اوه،نه،نه ميخوايم بريم- خيلي خب-
چطوري؟- خب،ميدوني،وحشتناک-
وحشتناک،اره
ميرم کاتالوگ ها رو بيارم
و الان برميگردم- خيلي خوب،ممنون-
همه چي خوبه؟
اره،منظورم اينه که تمام مدت رو در مورد چِت"حرف زد"
درباره قاب عکس ازش پرسيدي؟- نه،چطور ميتونم؟-
در تمام بعد از ظهر از اون خوشش اومده
منظورم اينه که،نميدونم در اين چيز چيکار کنم
تو اين عکسو پنج ماه پيش بهش دادي
همه کاري که بايد بکنه اينه که يه قاب بخره- درسته،بهش ميگم-
همسرش چهار ماهه مرده
قبل اينکه بريم بهش ميگم
خيلي خب،فکر کنم اينان
عاليه،اوه،ممنون- درسته؟-
دقيقا- قشنگ نيس؟-
...اره،اون دقيقا
براي اينکه به تو چيز متفاوتي نشون بدم
پسر،من عاشق اين لباسم- عکس عالي نيس؟-
اين دقيقا لباسيه که ميخوام بپوشم،اينطور فکر نميکني؟
ممم- عاليه-
لباسو اوردي اينجا؟- اون تو حياط پشتي بود-
سلامت به نظر نمياد،لري؟- ميدوني از کجا اين لباسو خريد؟-
يادم نيس- نميدوني؟-
من فقط...يادم نيست
عاشق اين عکسم- خوبه-
ممکنه از يه فروشگاه يا مرکز تفريحي خريده باشينش؟
...نه،اما من
درباره ش فکر ميکنم
خب،تو...خيلي خب
واسه نهار ممنون خيلي عالي بود
تو سانتا مانيکا بود؟- نميدونم-
نميدوني،خيلي خب،خيلي خب
فقط عجب لباس خوش ظاهريه
از کروسو خريديمش اره،کروسو بود
!در بلوار ويلشير !اره،البته
کروسو،عاليه- عکس خوبيه-
عاشقشم- خيلي خب،خب،ميخوايم بريم-
ميخوام کنار کروسو توقف کنم و اون لباس رو بخرم
نميدونم رنگاي ديگه ش اومده
...و ميخواستم درباره ي قاب عکس بپرسم
عکسي که ميخواستي قابش کني- اره-
چطوره؟
نميدونم
چون حدود پنج ماهه،ميدوني؟
و فقط متعجب بوديم
شوهرم يه دفه مرد
اره چهار ماه پيش بود- باشه-
...ميدوني،يه کم جزئيات بود
که بايد مواظبشون ميشدم- ...ميدوني چيه-
خدا نکنه اين اتفاق واست بيفته،شريل
...فکر نميکنم که شما درباره ي
من بميرم اون با اهنگ هله دان دان دان بندري ميرقصه
شوخي کردم- ببخشيد-
من فقط واسه شوخ طبعي آماده نيستم،ميدوني؟
ميفهمم- شرمنده.مواظب باشين-
واسه ناهار و کاتالوگ ها ممنون- اره-
بهرحال اسم اين مکان چيه؟- بوبوز-
بوبوز؟ازش خوشم مياد
تد- جف،هي-
تو هم از اين قضيه خبرداري؟ تو هم از اين قضيه خبر داري؟
چيکار ميکني،پولتو ميريزي بيرون؟
چرا که نه؟- واقعا؟-
تابحال چنين کاري کردي؟
يه بار تو يه فاحشه خونه سرمايه گذاري کردم
پول زيادي رو اون مکان سرمايه گذاري کردم- چطوري؟-
عاليم،مرد،من عاليم
مري چطوره؟- خوبه-
تو استرالياس و هنوز داره اون فيلمو بازي ميکنه
که خيلي بده چون داره ديوونش ميکنه
...تولد جيل رو از دست داد
که هي بهم يادآوري ميکنه اين يکشنبه نه يکشنبه بعدي تولده
جشن تولد جيل- ميدونم-
مياي؟- تمايل دارم-
بخش اسف بارش اينجاس که ما بهش قول داديم که جادوگر شهر از رو براش بازي کنيم
يه چيز شبيه جشنه بنابراين،من ميخوام نقش لولو رو بازي کنم
،اگه بهت لباس نمايش دادم،ميتوني انجام بدي
نميدونم،يکي از نقش ها رو،مثلا شير؟- شير،حتما-
اون؟من نقش شيري باورنکردني رو بازي ميکنم
خب،من ميخوام شير رو اجرا کنم،جدي ميگم
بذار من نقش شير رو بازي کنم پشيمون نميشي
پس مني که چاقم نقش مرد حلبي رو بازي کنم؟- ...نميتونم-
اگه بايد "مرد حلبي"رو بازي کنم من نميام
بذار انجامش بده- تو ميتوني شير باشي-
و من مرد حلبيه چاقي خواهم بود که بچه ها رو نااميد ميکنه
ميخواي واسه "دوروثي" چيکار کني؟- شريل چي؟-
ميخواد بياد؟- شريل ميتونه نقش "دوروثي"رو بازي کنه-
عاشقش ميشه- عاليه،ممنون-
من لباساي نمايش و همه چي رو ميارم...اين واقعا خوبه
ازش خوشت مياد؟- خيلي قشنگه.از کجا گرفتيش؟-
من...در واقع اين رو توي عکس يه مرده ديدم
بچه ها،لري ديويد
هي،مايکل يورک،چطوري؟
خوشحالم ميبينمت- مايکل اينجاس تا کلاس کارمونو ببره بالا-
لو ديماجيو- چطوري؟-
خوشحالم ميبينمت،لري
از ديدنت خوشحالم
من ميخوام رستوران رو اداره کنم.جيم سونسون
سلام،جيم،تو مدير گاس بودي؟- اره-
ترزا ناکامورا- سلام،ترزا-
منم،تو گاس بودم
بشينين،بشينين
نميدونم تو اينکار شرکت ميکنم يا نه
به نظر دسيسه مياد،بايد بگم
ما يه جاي بسيار هيجان انگيز داريم
مکان خيلي خوبه.و ما ايده هاي عالي واسه رستوران جديد داريم
يه موفقيت ميشه
خب،يه چيز ميدونم
اگه کباب سرو کنين هيچ پولي بهتون نميدم
شوخي ميکني،درسته؟- نه،شوخي نميکنم-
فکر نکنم کباب داشته باشيم- چرا تو مخالف کبابي؟-
من از کباب خوشم نمياد- مخالف کباب؟-
تجربه ي بدي با کباب داشتي؟چه اتفاقي افتاد؟
...وقتي اونا رو از سيخ جدا ميکني
صادقانه بگم،يه کم ميترسم
!کباب حذف بشه
اين ايده چطوره؟
حس ميکنم که هرگز نميتونيم توجه گارسون رو به خودمون (جلب کنيم(که سفارشو تحويل بگيره
پس من پيشنهاد ميکنم که
در هر ميز بايد يه زنگ بذاريم
...و بعدش اگه خواستي گارسون بياد زنگ رو ميزني
اگه سه يا چهار نفر با هم زنگ رو بزنن چي؟
...گارسون چطور بفهمه که
هر گارسون ميتونه زنگ خودشو داشته باشه
پس تو ميتونه تشخيص بدي که...وقتي گارسون صداي دينگ دينگ دينگ ميشنوه
ميفهمه اونه
...و سپس اگه صداي دينگ دينگ دينگ با تن پايين بشنوه
يه زنگ؟- گارسونا مثل-
سگ پاولوي به زنگ پاسخ ميدن؟
مثل زنگ ناظره- !دقيقا-
تعجب ميکنم که علاقه اي بهش ندارين
انگليسيه زنگ ناظره
مايکل يورک،چي فکر ميکني؟- من از اين ايده وحشت زده شدم-
!که دارم لال ميشم- ايده ي خوبيه.دربارش فکر کن-
ديگه چي داري؟
واسه يونيفرم گارسونا چيکار ميکنين؟
ما لباس بسيار زيباي سفيد و شلوار تيره
و تگ نامهاي گارسون ها رو داريم
خوب نيس،نه؟- فکر کنم از اين بهتر ميتونيم انجام بديم-
لري،داري چيو خيال پردازي ميکني؟- ...نميدونم،فکر کنم-
من واسه يونيفرم ها ميرم خريد
تو هم باهام مياي- باهات ميام تا چيز ميزا رو خوب نگاه کنم-
خيلي خب،پس به ما يه فرصت بدين
من با چيزي برميگردم که از ديدنش خيلي خوشحال ميشين
همه موافقين؟ من موافقم
.پس،هستي
خوش اومدي
شايد باشم
خب،ما بايد اينکارو انجام بديم؟
...مکانش خيلي خوبه.يه سرآشپز عالي دارن
به جز تو کس ديگه اي نبود سرمايه گذاري کنه؟
هزاران آدم پولدار هست
شايد ميتونستن اما خوش شانسم که ازم خواستن برم
بايد مثل يه چيز خوب بهش نگاه کنيم
از اين پول زيادي در مياريم- اوه،اميدوارم-
اما اين حتي نکته ي اصلي نيس- نکته ي اصلي چيه؟-
ميتونيم اونجا ول بچرخيم
... مردم ميان داخل و ميرم طرفشون و
No comments yet. Be the first to leave one.