Pierwsze 200 wierszy.
« ارائهاي از تيم ترجمه ديباموويز »
« هفتهی قبل از کریسمس » « پارسال »
به دوربین لبخند بزن
توی روزنامه در مورد پسر مککانکلین خوندید، خانم اسپلمن؟
اوه آره، من و خواهرم خوندیمش
بیچاره آقای پاتنم، بچهی طفلک
به درگاه شیطان دعا میکنیم
دعا واسه اینکه حالش خوبه، هرچیزی که هست
اون اولیش نیست - همم -
،قبلاً اینطوری بود، که توی شهری مثل گریندیل
خانوادهها میتونستن در خونههاشون رو باز بذارن
حالا، بچهها رو درست از توی حیاطشون میدزدن
اوه! سابرینا، سوزی، نوبت شماست، عشقهای من
بیاید رو پای بابانوئل بشینید
بفرمائید
...حالا
امسال از بابانوئل چی دلتون میخواد؟
یه ماشین، مثل بابام
و تو چطور؟ چی دلت میخواد؟
که بتونم مامانم رو ببینم
و لبخند بزنید
«هفتهی قبل از کریسمس » « تقریباً شب یلدا » « امسال »
عمه هیلدا، امبروس، درخت کریسمس خوشگل شده، بچهها
سابرینا، ایکاش این رو بهش نگی
این یه درخت نوئلـه
کریسمس اونقدرام بد نیست، زلدز
،بهعلاوه، واسه کسی که اعتقادی بهش نداره
چه همه کادو واسه خودت خریدی
اونها واسه من نیستن، هیلدا
واسه لتیشا کوچولون
تصور کن، یه بچه درست بهموقع واسه تعطیلات زمستونی تو خونهمونه
از این بینظیر تر نمیشه
فقط حیف شد که بچه دزدیـه
امبروس، لازمه بهت گرایشات هرودگونهی
کشیش اعظم رو وقتی پای دخترکوچولوها وسط بیاد رو یادآور شم؟
چیزی که ازش سر در نمیارم اینه که چطور توقع داری موجودیت یه بچه رو یه راز نگه داری
چه رازی؟
هیچ رازی در کار نیست
لتیشا یه اسپلمن گمشدهست
،که از دهکده واسه بارآوردنش پیش ما فرستاده شده درست مثل سابرینا
هاه
اوه، یادمه این رو کِی گرفتن
اوه، سخته نه، این موقع از سال؟
وقتی بیشتر از همه دلمون واسه خانوادهمون تنگ میشه
ایکاش میتونستم یه یلدا باهاشون داشته باشم، عمه
آره. میدونی چی حالت رو خوب میکنه؟
...قراره یکمی بلوط تَف بدیم و قراره
اوه، قراره یکمی مشروب سیب درست کنیم
میشینیم و فیلمهای کریسمسی مورد علاقهـت رو نگاه میکنیم
.فیلم چه زندگی شگفتانگیزی معجزه در خیابان سی و چهارم
میدونم اون یکی رو دوست داری
آره. عالی بهنظر میرسه
و منم کتاب سرود کریسمس رو میخونم
حتی خاله زی هم از اون داستان خوشش میاد
از ارواح داخلش خوشم میاد
خب، کریسمس بهترین زمان واسه داستان ارواحـه
حالا که حرف ارواح شد، وقتشه کُنده نوئل رو روشن کنیم
،یادتون باشه، کُنده نوئل واسه تزئین نیست
یه محافظه
باید پیوسته از الان بسوزه
،در طول کوتاهترین روز، در طول بلندترین شب
تا طلوع آفتاب
در غیر اینصورت، شیطان میدونه نیروهای خبیث
ممکنه از دودکشمون چی به پایین بیارن
احتمالاً موجوداتی با اهداف مرگبار
پس بذارید همینطور بسوزه، باشه؟
و حالا، دعای یلدا
،باشد که کُنده بسوزد
،باشد که چرخ بچرخد
،باشد که خباثت وارد نشود
باشد که خورشید برگردد
خیلیخب، جریان چیه؟
توی هفتهای که گذشت یه کلمه هم حرف نزدی، چی شده؟
گرینچ بهت نفوذ کرده؟
یا یحتمل ارباب تاریکی؟
مسائل امسال فرق داره، امبروس
من اسمم رو توی کتاب هیولاش امضا کردم
مثل باقیمون. زندگی ادامه داره
دوستهات قبول کردن که تو یه جادوگری. خودت بهم گفتی
کم و بیش
یهجورایی دارم فاصلهام رو باهاشون حفظ میکنم
دارم بهشون زمان میدم تا هضمش کنن
،شاید باید دقیقاً عکس اینکارو انجام بدی
،خاطرجمعشون که هیچ مشکلی نیست
مثل همیشه رفتار کن
شاید
...نمیدونم. راستش
یه همچین وقتهایی، آرزو میکنم ایکاش میتونستم نظر مامانم رو بپرسم
یعنی، میتونستم ازش بپرسم دقیقاً بابام چطوری بهش گفته که یه جادوگره
همم - و چه واکنشی نشون داده -
چقدر طول کشیده تا هضمش کنه؟
...اون
،در مورد تموم کردن رابطهـش با بابام اونطوری که من با هاروی
قطع رابطه کردم، فکر کرده؟ - ...همم، دختر دایی -
هر دختری دلش میخواد بعد از یه قطع رابطهی بد با مامانش صحبت کنه
...مسئله دیگه اینه که
مامانم رو دیدم، امبروس... توی برزخ
.وقتی در تلاش بودم تامی رو نجات بدم گیج و روح زده و گیر افتاده بود
،اگه توی برزخه
...پس یعنی اینکه هنوز یه کار نیمه تموم داره که
نمیذاره به اون دنیا بره
دقیقاً. و اگه بتونه به من بگه اون چه کاریه، من میتونم کمکش کنم
و چطوری میتونه بهت بگه؟
میتونیم یه جلسهی احضار روح داشته باشیم
،خودت گفتی، امبروس
کریسمس زمان مناسبی واسه ارواحه - در داستان -
یلدا وقتیه که پردهی بین مُردهها و زندهها در نازکترین حالته
،واسه همین کُنده نوئل رو میسوزونیم تا از چیزهای بد دوری کنیم
مادر من چیز بدی نیست
بگذریم
این فقط یه ایدهست
ارباب تاریکی، همونطور که بلندترین شب سال نزدیک میشود، جواب من رو بدهید
کاری که خواستید رو انجام دادم
سابرینا اسمش رو در کتاب هیولای شما امضا کرد
چرا من رو ترک کردید؟
چرا من رو به خونه، جهنم فرا نخوندید؟
مأموریتم تغییر کرده؟
کلامی حرف بزنید
به زندگیم معنا ببخشید
یه علامت بهم بدید
یلداتون مبارک، خانم واردول
سابرینا
ایام نوئل تو و خانوادهـت فرخنده
میخواستم یه لطفی در حقم بکنید، خانم واردول
وقتی رو که به برزخ رفتم، یادتونه؟
کاملاً
مامانم رو اونجا دیدم
زیاد با هم صحبت نکردیم، ولی بهنظر کمک میخواست
واقعاً؟
،میخوام یه احضار روح انجام بدم، خانم واردول
تا باهاش ارتباط برقرار کنم
پس میخواستم ازتون بخوام کتاب مُردگان رو بهم بدید
دوباره
هیچ جوره نمیتونم منصرفت کنم، مگه نه؟
،و اگه بهت جواب رد بدم
از دوستهای داخل آکادمیت درخواست کتاب مُردگان رو میکنی، مگه نه؟
بعد از مدرسه اونجا میرم
...خب، پس، من کی باشم که
یه دختر رو از مادرش دور نگه دارم؟
ولی، سابرینا، مراقب باش
حواست باشه هیچ چیز غیرقابل توصیفی
با مامانت وارد این دنیا نشه
...خب
منو در جریان اوضاع بذار
حتماً. و ممنون واسه کتاب، خانم واردول
شما بهترینید
!اوه
اوه، استولاس
کار یه شیطان هیچوقت تموم نمیشه، مگه نه؟
،اگه سابرینا با مادر فانیش ارتباط برقرار کنه
کی میدونه این مادر عزیز ممکنه
بدون غرض چه حرفهای آشفته کنندهای به دخترش بزنه؟
و اونم بعد از اینکه ما کاری کردیم روی نقطهچینها رو امضا کنه
نه
فکر میکنم بهتره اقدامات رو مختل کنیم
تو ازمون میخوای بخشی از احضار روحت باشیم؟
آره
تا با مامانم ارتباط برقرار کنم
...منظورم اینه، البته اجباری در کار نیست، ولی
خیال کردم گفتنش ضرری نداره
خیلی زوده؟
و خیلی عجیبه؟
یا... هردوش؟
خیلی زوده - خیلی عجیبه -
بهعلاوه، بچه عموهام واسه کریسمس ...پیش ما میمونن، پس
و منم تا شب قبل از کریسمس تمام وقت سر کارم
سوزی، به سابرینا بگو چیکار میکنی
نقش جینگلز، الف کریسمس رو توی زمین بازی بابانوئل بازی میکنه
اوه، خدای من سوزی، واقعاً؟
سالهاست که این رو میخواستی - !میدونم -
،و آقای بارتل که نقش بابانوئل رو بازی میکنه ،در اصل گرینچـه
ولی شما باید به شوالیهی سنت برنارد هال سر بزنید
حتماً - ...قطعاً. روی من حساب -
کن
بچهها یه دقیقه من رو میبخشید؟
مطمئن نبودم که قبل تعطیلات قراره با هم صحبت کنیم یا نه
میخواستم یکمی خلوت کنی
ازت ممنونم، سابرینا
...هاروی، آخرین صحبت جدیای که با هم داشتیم
،بهم گفتی هر دفعه که نگاهم میکنی
فقط میتونی برادرت رو ببینی
هنوز همونطوریه؟
...آم
ولی داره بهتر میشه
فکر میکنم
اوضاع بابات چطوره؟
هنوز میخوره. بدتر از همیشهست
میتونی به کسی واسه کمک زنگ بزنی؟ پدر بزرگت؟
سعی کردم، ولی بابام نمیخواد کسی اینطوری ببینش
اوه
واسه کریسمس یه چیزی واست گرفتم
بازش کن
اینها مدادهای رنگیِ ویژهای هستن که عمه هیلدام توی یه مغازه تو انگلیس پیدا کرده
هیچوقت نیاز به سَر کردن ندارن
پس، جادویی هستن
من میگم... سحرآمیز
ایرادی دارن؟
...نه، نه
عالین
ممنون، سابرینا. ممنون واسه مداد رنگی
No comments yet. Be the first to leave one.