Crossfire

Crossfire

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Crossfire 2023 1080p AMZN WEBRip DDP2 0 x264-FLUX
Crossfire 2023 720p AMZN WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Crossfire 2023 1080p AMZN WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Crossfire 2023 1080p WEBRip x264-RARBG
Crossfire 2023 1080p WEBRip x265-RARBG
Crossfire 2023 WEBRip x264-ION10
Crossfire 2023 WEBRip 720p-YTS
Crossfire 2023 WEBRip 1080p-YTS
Crossfire 2023 480p WEBRip x264-RMTeam
Crossfire 2023 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
x265
TS
YTS
480p
480
HEVC
Opublikowano: 2023-05-14
Pobrania: 47
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫«تیراندازی»

‫خب، واسه تابستون چه برنامه‌ای ریختین؟

‫من با دوست‌پسرم می‌رم هاوایی.

‫چه خوب.

‫مامان‌بزرگ پیرم کل برنامه‌هام رو خراب کرد.

‫دیگه کل پس‌اندازم از دست رفته.

‫آلیشا، شنیدم کل شبکه‌ها ‫دارن بابات رو نشون می‌دن،

‫آخه بالاخره اون دخترهای مکزیکی رو...

‫از دست مافیا نجات داده.

‫خب، یعنی تابستون می‌ری تیخوانا؟

‫حتما هیجان‌زده‌ای، مگه نه؟

‫آره، اِم...

‫نمی‌دونم. همـ...

‫همیشه فاصله‌ام رو باهاش حفظ کردم.

‫خودش مدام بهم نزدیک می‌شه.

‫دیوانه‌ای‌ها، می‌دونستی؟

‫من حاضرم به هر دری بزنم ‫که چنین آدمی پدرم باشه.

‫- طرف قهرمانه. ‫- درسته،

‫خیلی هم جذاب و مرموزه.

‫حتی خودم قصد دارم باهاش برم تیخوانا.

‫خب، بگو آلیشا.

‫واقعا واسه چی داری با پدرت می‌ری؟

‫خودت بگو!

‫من که دارم با تو می‌رم.

‫یعنی با همدیگه سفر می‌کنین؟

‫مترجم: «نــامــدار جعفری‌نژاد» ‫در تلگرام: NamdarJfn@

‫مأمور مارک پاتسون.

‫درسته، اسم ایشون به گوش اکثرمون آشناست.

‫همون مأمور پاتسونیه...

‫که باند مرگبار گوریل رو سرنگون کرد،

‫همسرش در حین تیراندازی از دنیا رفت...

‫و فقط یکی از اعضای اون باند زنده موند.

‫کمی طول کشید تا گروه ایشون ‫رد مافیای مکزیک رو...

‫که این دختران رو قاچاق می‌کردن، پیدا کنه...

‫خب، بالاخره اومد!

‫عه، عه، نه!

‫اصلا شروع نکنین. ‫از این کارها نکنین.

‫- سلام مأمور مارک. مبارک باشه. ‫- سلام سوفیا. از دیدنت خوشحالم.

‫سلام کریس. ‫حالت چطوره؟

‫ما رو از بحرانی نجات دادی مارک.

‫مایه افتخار کشورمونی.

‫شلیکت از اون فاصله تو تاریکی...

‫مهارتت رو ثابت کرد.

‫مایه افتخارمه که مافوقمی مأمور مارک.

‫خب، اون‌قدرها هم به من افتخار نکن.

‫به پلیس‌های تیخوانا افتخار کن. ‫خودشون تیر خوردن.

‫این یکی از سرنگونی باند گوریل...

‫تو سن دیگو هم جالب‌تره.

‫چه حافظه خوبی داری. ‫مرسی سوفیا.

‫خیلی لطف داری.

‫خیلی‌خب، ببینین. ‫ازتون ممنونم،

‫ولی برگردین سر کارتون، خب؟

‫- قربان؟ ‫- هوم؟

‫می‌شه لطفا خصوصی صحبت کنیم؟

‫چرا که نه؟

‫درود بر پلیس‌های تیخوانا.

‫احسنت!

‫سلام ایوان.

‫مرسی که هوام رو دارین، خب؟

‫باز هم می‌خوام صادقانه بگم...

‫ممنونم که این همه سال هوام رو داشتین.

‫جدی می‌گم.

‫خب، چه کاری از دستم برمیاد مارک؟

‫این چیه؟

‫شوخیت گرفته؟

‫بی‌خیال مارک. الان چه وقتشه؟

‫ببین، به نظر من...

‫الان زمان مناسبی ‫واسه بازنشستگی زودهنگام نیست.

‫قربان، بی‌احترامی نباشه، ‫ولی گمون کنم تصمیمم رو گرفتم.

‫ببین جان، من از درگذشت کاترین...

‫برنامه‌ریزی کرده بودم جان.

‫آلیشا همون موقع ‫از زندگیم خارج شد.

‫می‌شه گفت واسه همین ‫این کار رو قبول کرده بودم.

‫من هم درک می‌کنم، خب؟ ‫واقعا درک می‌کنم.

‫ببین چی می‌گم، ‫نظرت چیه امشب رو مرخصی بگیری...

‫و فکرهات رو بکنی؟ ‫خب؟

‫می‌دونی چیه؟

‫وقتی اون دخترک‌ها رو...

‫به خانواده‌شون رسوندیم، ‫متوجه موضوعی شدم.

‫اِم، متوجه شدم پدر خیلی بدی‌ام.

‫متوجه شدم اصلا هوای آلیشا رو نداشتم.

‫دخترم من رو مقصر مرگ کاترین می‌دونه جان.

‫در نتیجه، فرصت کوتاهی...

‫فرصت کوتاهی به دست آوردم...

‫که کار درستی بکنم.

‫بعدش این‌قدر ازم متنفر می‌شه ‫که کلا از یادم می‌بره.

‫ولی من نمی‌ذارم اون‌طوری بشه. نمی‌ذارم.

‫هوم...

‫خب، می‌خوای تابستون چیکار کنی؟

‫ممنون قربان.

‫آهای.

‫خیلی‌خب، کی هستی و اینجا چیکار می‌کنی؟

‫اِم، بهم پول دادن ‫که بیام اینجا و...

‫واسه چی اومدی اینجا رفیق؟

‫دارم تعمیر می‌کنم...

‫دستت رو سرت باشه.

‫دستت رو سرت باشه!

‫ای خدا، مارک!

‫همون لوله‌کشیه ‫که واسه تعمیر لوله آوردم، یادت رفته؟

‫وای، امان از دستت مریم. ‫ببخشید.

‫می‌شه دستم رو بیارم پایین؟

‫خیلی‌خب، برام مهم نیست. ‫وایستا ببینم.

‫بهش بگو می‌خوام پاسپورتش رو ببینم. ‫کارت شناساییت رو بده!

‫مشکلی نیست.

‫باشه، پاسپورتت رو نشونش بده...

‫مشکلی نداره مارک.

‫بهم اعتماد کن. ‫من رو که می‌شناسی عزیزم.

‫عذر می‌خوام، خب؟

‫- ببخشید. یادم رفته بود. ‫- اشکالی نداره.

‫عذر می‌خوام جناب.

‫اشکالی نداره.

‫- عین بلبل انگلیسی صحبت می‌کنه. ‫- اشکالی نداره.

‫اشتباه شنیدم یا لهجه‌اش ‫شبیه ساکنین ملیبو بود؟

‫چی برات درست کنم؟

‫قهوه می‌خوری؟

‫خیلی نازی.

‫سلام.

‫زیاد تغییر نکردی.

‫انتظار نداشتم اینجا ببینمت.

‫قصد داشتم تاکسی بگیرم.

‫خب، من اینجام.

‫معلومه که قراره اینجا باشم آلیشا.

‫تو هنوز هم دخترمی، مگه نه؟

‫بذار خیلی واضح و روشن بهت بگم.

‫من روزی که مامانم رو از دست دادم،

‫کل خاطراتم با تو رو از یاد بردم.

‫صرفا اومدم تعطیلات تابستونیم رو بگذرونم.

‫پس بیا مزاحم همدیگه نشیم،

‫تو هم می‌تونی به زندگی خودت برسی.

‫بذار من هم به کار خودم برسم.

‫مطمئنی نمیای؟

‫خیلی خوش می‌گذره‌ها! ‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

‫من راحتم. ‫همین‌جا می‌مونم.

‫خیلی‌خب، جای من هم درس بخون.

‫من به جات پیک می‌رم بالا.

‫برین بالا. ‫همگی برین بالا.

‫خیلی‌خب، بریم. خداحافظ!

‫- بیاین دخترها! ‫- خداحافظ! خوش بگذره!

‫خداحافظ.

‫به شما هم خوش بگذره!

‫مواظب خودتون باشین.

‫مست هم نمی‌کنیم! ‫خیلی دوستت دارم!

‫مست نمی‌کنین.

‫دلت نمی‌خواد بزنیم کنار ‫و غذا بخوریم؟

‫نه.

‫خب، خونه اصلا غذا نداریم.

‫ببین چی می‌گم.

‫من می‌زنم کنار و یه چیزی ‫واسه خودمون می‌گیرم، خب؟

‫- سلام پسر! ‫- سلام!

‫- مال منه، مگه نه؟ ‫- آره.

‫وای، چه سریع آماده می‌کنین!

‫خیلی‌خب، حرف نداره. خیلی‌خب.

‫لطفی در حقم بکن. ‫برام یه...

‫لاته بدون شکر بزن که ببرم. ‫ردیفه رئیس؟

‫- باشه. ‫- خیلی‌خب.

‫- آهای! ‫- آهای!

‫چیکار می‌کنی؟ ‫ایشون وایولاست، دوستمه.

‫ای وای! ‫عذر می‌خوام آلیشا!

‫عذر می‌خوام، اِم...

‫اشکالی نداره. ‫نمی‌خواد عذرخواهی کنین. چیزیم نشده.

‫ممنونم که این‌قدر لطف داری.

‫خب، پس بعد از سفرم می‌بینمت؟

‫خیلی از دیدنتون خوشحال شدم مأمور مارک.

‫متشکرم.

‫با استفان هم موفق باشی.

‫- خداحافظ! ‫- به سلامت.

‫خب، استفان کیه؟

‫نگرانش نباش.

‫من همیشه نگران می‌شم. ‫خودت که می‌دونی، مگه نه؟

‫واقعا همین رو می‌دونم؟

‫[سلام آلیشا. استفانم. یادته؟ ‫کلاس هفتم همکلاسی بودیم.]

‫[وایستا، این رو ببین ‫و بگو کجا وایستادیم.]

‫[وای خدایا، من هم تو عکسم. ‫ولی تو رو پیدا نمی‌کنم.]

‫[خیلی اشتباه گفتی. دعوا کرده بودم ‫که کنار تو وایستم.]

‫[ساکن مکزیکم. ولی هنوز به یادتم. ‫هنوز فکرم رو مشغول می‌کنی.]

‫[چرت و پرت نگو. حتما کلی دختر مکزیکی خوشگل ‫دور و برت رو گرفتن و عشق و حال می‌کنین.]

‫[در اون صورت که این کارت رو ‫صحیح و سالم نگه نمی‌داشتم.]

‫[چه ناز. گمون کنم روز دستی ‫بهت داده بودمش.]

‫[آره، درسته. الان ایوان تورس پیشمه. ‫اومدیم ونکوور.]

‫[آلیشا، می‌شه این تابستون ‫همدیگه رو ببینیم؟]

‫بیا تو.

‫خیلی‌خب، بیا تو. ‫بیا.

‫همین‌جاست.

‫پنج شش سال پیش با یکی...

‫از دوستان خیلی خوبم ساختمش.

‫کل سنگ‌کاری و چوب‌کاریش رو خودمون کردیم.

Crossfire subtitles in other languages

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left