Pierwsze 200 wierszy.
هماهنگي زيرنويس H.O.S.S.E.I.N
خبري از "سيبل" نشده؟
اونها نميان. اون اصرار داره که از .پس هزينه هاش بر نمياند
آقاي "تراويس"، ميتونيم ادامه بديم؟
ميشه ازتون خواهش کنم که دوباره از ته راهرو بيايد؟
ميشه قدم زدن رو تمرين کنيم؟
.منظورش منم
به نظر مياد فشار زيادي روي آقاي .تراويس" بيچاره اومده با اين همه کار"
.اما افتخارش نصيب اسقف اعظم ميشه
.بابا ميخواست که يک پرنس از کليسا باشه
.من "تراويس" رو جور کردم
هيچ راهي نداره که بتونيم "سيبل" رو بکشونيمش؟ .مسخره است
.بر عکس، مايه اسايش خيالمونه
.برنسون" هنوز نماد ازاديه واسه روستا"
.وقتي همه چيز آماده شد بهشون ميگم بيان
.داره مشکلي رو که نيست رو به وجود مياره
.هيچ کسي اهميت نميده که "برنسون" مياد يا نه
بايد در مورد زندگي روستايي يه کم .با هيجان تر فکر کني
اگر فکر ميکني که واسشون مهم نيست .که دختر يه نجيب زاده با يه راننده فرار کرده
.اون با يه راننده رفته و اونها بايد بهش عادت کنن
آقاي "تراويس"، آماده ايم؟ - .چند لحظه ديگه -
.ميشه...لطفاً
.اين نون مربايي خيلي خوشمزه است ."ممنونم خانوم "پاتمور
خانم "هيوز" و "آنا" دارن اونجا رو مرتب ميکنن؟
.برنامه اينه
.تعجب ميکنم "آنا" تو اون خونه موند
فکر کردم که به خاطر قتل خونه .رو ضبط کردند
آقاي "بيتس" به عقلش رسيد و قبل .دادگاه خونه رو به اسم "آنا" کرد
.اگر من بودم اجازه نميدادم
پس بايد شاکر باشيم که تو .قاضي نبودي
.هنوز فکر ميکنم خنده داره .اون يه قاتل مجرمه
"بايد بهتون يادآوري کنم تو اين خونه آقاي "بيتس ...يه متهم مظلوم هستند
که به دنبال عدالته. اگر با اين ،تعريف مشکل داري
.پيشنهاد ميکنم تو حياط غذا بخور
.فکر کنم شما هم با "رابرت" هم عقيده ايد - .شما اشتباه فکر ميکنيد، نه براي اولين بار -
.خانواده هيچوقت نبايد بر سر زبان مردم باشه
متاسفانه "سيبيل" خانواده کراولي رو براي هميشه .بر سر زبان ها انداخت
.بي دليل هم نيست
اگر به مردم نشون بديم که اون ،ميتونه عادي رفتار کنه
.اونها علاقهشون رو از دست ميدن
.و من مطمئن ميشم که اون عادي باشه
چون مجبورم دستش رو رو بخاري بگيرم تا .وقتي که اينطور بشه
من اين مرد جوان رو بيشتر از يه ،صبح به خير" و "شب به خير" نمي شناسم"
اما واسه من سخته که قبول کنم .به عنوان عضوي از خانواده
.شروع شد - چرا اون بايد عادي رفتار کنه؟ -
.من ميگم اون بايد بياد از خودش دفاع کنه
.من از مردهايي که اعتقادات محکمي دارن خوشم مياد
.فکر کنم براشون پول بفرستم
.لطفاً نکن. "رابرت" صريحاً اين کار رو ممنوع کرده .خيلي خشمگين ميشه
...اما نميتونه به بدي
.ببين، فردا ميام پيشت
.نه، اصرار دارم
.درسته، خداحافظ
پدر... چيزي شده؟
.نه چيزي نشده چيزي مگه بايد بشه؟
لندن چطور بود؟ - .کارها رو تموم کرديم -
.اما من بدون کمک از پسش بر نميومدم - چيزي خورديد؟ -
.تو قطار يه کم خورديم
.خب، بشينيد يه فنجون چاي بخوريد
.من فردا ليست نهايي عروسي رو شروع ميکنم
.سه شنبه آخرين محموله شراب ميرسه
چطور بدون پادو از پسش بر مياي؟ - .قبول دارم -
.اما وقت نکردم دنبالش بگردم
يه نامه از طرف خواهرم داشتم که ...واسه پسرش دنبال کار ميگشت
خانم "اُ براين" ما يه عروسي .بزرگ پيش رو داريم
من وقتي واسه تربيت جقله هاي .تازه بالغ شده ندارم
.بانو زنگ ميزنند
.خب من دليلي نميبينم که نشه
...از ارباب وقتي امد .اومدي
.الان بهت ميگم - چي رو؟ -
کارسون" به پادو نياز داره و" .اُ براين" يکي رو سراغ داره"
.آلفرد نيوجت" ارباب. کارگر خوبيه"
.به نظرم عاليه
رابرت"؟" - .هرچي تو بگي عزيزم. من فردا بايد برم لندن -
.بايد به اولين قطار برسم - .چه ناگهاني -
ميخواهي که خونه رو باز کنند؟ - .نه يه راست برميگردم -
واسه چي ميري؟ - .چيز مهمي نيست -
.همش اينجاست. تمام ثبت شده ها
کجا پيداش کردي؟ - .پشت گنجه -
.داشتيم تميز کاري ميکرديم که ديدمش
.ورا" بايد انداخته باشه"
ميخواهي من چي کار کنم؟
.از تمامي اسامي يادداشت بردار
.دوستاي نزديک، رابطه ها
.همکارها، تاجر ها و بقيه
منم ازش کپي برداري ميکنم و با کتاب براي .آقاي "موري" ميفرستم
کار بهتري نداري انجام بدي؟ - .نه ندارم -
چون ترجيح ميدم رو آزادي تو کار کنم تا اينکه .با پادشاه توي قصر باکينگهام شام بخورم
اينجا چه خبر هست؟
چه خبري ميتونه باشه؟
.يه هم سلولي جديد دارم
.راستش در موردش مطمئن نيستم
.فقط يادت باشه مادرم چي ميگفت
.هيچوقت الکي واسه خودت دشمن درست نکن
فکر ميکني بتوني يادداشت ها رو تا ملاقات بعدي حاضر کني؟
.نميدونم چي ميخواي ازش دربياري
.احتمالاً هيچي
.ايده بعدي من هم به جايي نميرسه
.و بعدي، و بعدي
.اما يه روز يه اتفاق واسمون ميوفته
.و ما دنبالش رو ميگيرم
.و پرونده اي که بر عليه توست رو خورد ميکنيم
هيچ وقت شک نکردي؟
واسه يه لحظه؟
.من تو رو سرزنش نميکنم
من به اينکه خورشيد از شرق طلوع .ميکنه هم شک نکردم
.تو براي پادويي خيلي بلندي
.هيچ پادويي نبايد بلند تر از 185 سانتي متر باشه
نميشه، ميشه؟ .چون قبلاً اسخدام شده
قبلا چي کارا ميکردي؟ - .بعد از جنگ تو هتل پيشخدمت بودم -
.اما بعدش تعديل نيرو کردند - .اين شوق کاريش رو نشون ميده -
.فکر کنم خودش بتونه حرف بزنه
چرا؟ تحت آزمايشه؟
اين مصاحبه که نيست؟ .چون قبلاً کار رو گرفته
."نه اين مصاحبه نيست خانم "اُ براين
اما آزمايش هست. اگر اون نتونه ...خودش رو با استاندارد هاي ما هماهنگ کنه
.مقصر شناخته ميشه - .من مصمم که تلاشم رو بکنم -
.سعيت رو بکن
.خب، برو بالا و مستقر شو
.خالت برات يه لباس پيدا ميکنه که اندازه ات باشه
فقط واسه شروع که بعد از ماه عسل .جايي براي خواب داشته باشيم
.نميتوني بهش اعتراض کني
.اين لطفشون رو ميرسونه
اما فکر نکنم به اين عادت کنم که جلوي .پدرت ببرمت تو تخت
اون انقدر از ازدواج ما خيالش راحت شده که .حتي اگر منو لخت هم ببري کاري نداره
.مواظب باش. شايد امتحان کنم
.نميخوام بريم لندن يا جاي ديگه واسه زندگي
.نميخوام بر خلاف رسم باشم
.فقط قدرتشون رو امتحان ميکنيم
.ميخوام خودمون رو بشناسم
همديگه رو بفهميم بدون اينکه کسي .اطرافمون باشه
.خب، اين خونه بزرگيه
.خونه دوست داشتني ـه
.اين خونه توئه و من ميخوام خونه منم باشه
.ولي نه به اين زودي
.خيابان دادگاه - .بله قربان -
.من با "فرابشر" و "کوران" صحبت کردم
و از اونجايي که من معتمدي هستم ،که اين املاک داره
.احساس کرديم که من بايد بهتون بگم
.طوري ميگيد انگار خيلي جديه
.اگر اينطور نفهميديد من اشتباه گفتم
چرا اينقدر سرمايه گذاري کرديم روش؟
،"لرد "گرنتام .خود شما اصرار داشتيد
اگر ياتون باشه ما خلافش رو .بهتون نصيحت کرديم
.اما جنگ به راه آهن عظيم و گسترده نياز داره
.تمام پيش بيني ها دقيق بود
.راه ريلي قرار بود حسابي پول ساز باشه
خيلي بود. اما بيشتر سرمايه شما ،که خيلي هم زياد بود در حقيقت
.تو پروژه "راه ريلي عظيم کانادايي" بود
اون راه آهن اصلي بريتانياي .شما آمريکا بود، محض رضاي خدا
.فقط من نبودم. همه گفتن که حتما ميبريم
ما ميدونستيم روزهاي سخت براي ملکي مثل "داونتون" ميرسه
و اين سرمايه گذاري ميتونست براي .بقيه عمرش تضمينش کنه
چارلي هيز" رئيس نابغه بود"
...و از وقتي که مرد مديريت
حقيقت اينه که شرکت بايد .اعلام ورشکستي کنه
.و اون خط هم توسط "راه آهن ملي کانادا" ضبط ميشه
داري واقعاً ميگي تموم اون پول از بين رفت؟
.متاسفانه - بيشتر ثروت "کورا"؟ -
."من عقب نميکشم، "موري
من براي "داونتون" خيلي فداکاري کردم .که نميتونم کنار بکشم
.من شکست رو نميپذيرم
نجيب زاده اي که مشعل رو انداخت .و شعله بپا کرد
متنفرم که توضيح واضحات بدم، اما اگر ...پولي نباشه که ادامه بديم
.داونتون" باشد بره"
.مگر اينکه تکه تکه بفروشيش
نميتونم اين کار رو بکنم. من پشت .ظاهرم وظايفي دارم
امارت بايد سرمايه اصلي باشه .و از خونه حمايت کنه
.وگرنه هيچکوم از اينا به درد نميخوره .هيچ کدوم
.صبح به خير
..."بانو "ايدث
.سلام
اينجا چي کار ميکنيد؟ - .اومدم به يه قطار برسم. اما انگار زود اومدم -
.نميخوام مزاحمتون بشم - .من کاري ندارم -
.گفتم يه کم از جو عروسي بيام بيرون
عروسي رو دوست نداريد؟ - .ساده نباش. البته که دوست دارم -
اما از بسکه از لباس و گل و غذا و مهمان ها حرف زدم
.ديگه داغون شدم
بله، عروسي ها ميتونه يادآور تنهايي افراد باشه مگه نه؟
.ببخشيد. نميدونم چرا اين حرف رو زدم
خب، چه خبر؟
مادربزرگت از "نيويورک" براي عروسي مياد؟ - .بله مياد -
و "سيبل"... هنوز اينجاست؟
.راستش قرار نبود بياد اما فکر کنم داره مياد
.مري" يه نامه واسش اومد صبح"
.پدر هنوز نميدونه - .اون خوشحال ميشه -
.اميدوارم
خب، شما توي خونه بزرگ زندگي ميکنيد وقتي از ماه عسل برگشتيد؟
.زندگي نه. ميمونيم
.ما اونجا ميمونيم تا تصميم بگيريم کجا بريم
،تو همون منطقه .بايد فکر کنم، شايدم تو روستا
اينجا نه؟ نه
اما از شما و خانم "برد" ميخوام که از .خانم "کراولي" مراقبت کنيد
منو با خودتون نميبريد قربان؟
.فکر کردم بعد از ازدواج يه ملازم خوب نياز داريد
من هميشه در مورد فکر ميکنم که ناظري هستي ...که به عنوان ملازم کار ميکنه
.نه برعکس - .خوشحام ميشم که ملازم باشم، قربان -
.به خصوص تو خونه بزرگ - .ما تو اون خونه زياد نميمونيم -
راستش "موزلي" من ميخوام بعد .از ازدواج ساده زندگي کنم
.به علاوه، مادر خيلي به شما اعتماد داره
No comments yet. Be the first to leave one.