Pierwsze 180 wierszy.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
هرگونه انتشار و پخش اين زيرنويس تنها با ذکر اسامي مترجمين مجاز است
ما داريمش
بدون معطلي بيارينش پيش من
و اون ؟
کارشو تموم کرديم
فعلا
مي بينمت
حوصله ام سر رفته
اولين باري که همديگرو ديديم يادت مياد ؟
فيتزبرت مي خواست از شرت خلاص بشه
بزن . به من صدمه بزن
اونوقت خودم چکار کنم ؟
تو باهاش صحبت کردي
و ؟
تو با اون جنگيدي
و ؟
و تو زانوشو شکستي
و نگهش داشتي تا من قلبشو از سينه آوردم بيرون
چطور ميتونم بذارم چنين استعداد به اين زيبايي ضايع بشه ؟
جانسون ! با جسد ميخواي چکار کني ؟
چيه ؟ مهم نيست .. تو
اون يک استين واکره تو بايد بري . خيلي زود
چکار مي کني ؟
.. ما نه ! همونجا بذارش . همين الان بايد بريم
نه همينجا ميذاريمش و شروع مي کنيم به قدم زدن
باهات تماس مي گيرم
ميگن خستگي خودش خواسته اي از خواسته هاست
وقتشه بذارم دوباره با گربه خانگي من بازي کني
تو هنوز کارت تموم نشده
ما بهت احتياج داريم تا آخرين کارو انجام بدي
تو چيزي که مي خواستي داري من کارم تموم شده
و هنوز اينجا هستي
خروجمو بده به من
نمي دونند چرا اومدند دنبالت يا چي مي خواستند
اما هنوز کاري داري که بايد انجام بدي
خواسته خودتو بي خيال شو تو انتخابي نداري
اما بعد از اين يکي ميتوني بري روي حرفم حساب کن
کارت تحويل دادنه
مکان اينجاست فقط همين مرد . به هيچکس ديگري تحويل نميدي
سالم . بدون آسيب ديدگي
مشکلي هست ؟
من از اين کارها انجام نميدم
از کي تا حالا
آخرين باره کلي
يادت باشه تو خيلي نزديک شدي خيلي نزديک
وقتي جاش امن شد با من تماس بگير
در صورتي که نياز داشتي برو به خانه امن
وقتي کارت تموم شد ميام پيشت و بله . اينم با خودم ميارم
آسيب نبينم . توسط چه کسي ؟
چيزهايي که بايد ازشون دور بموني
سلام
انتظار تموم شد عزيزم اون بيرون و تنهاست
برو و براي من بگيرش
باشه
بدون تو چکار مي کردم خيلي زود مي بينمت
اون رفته
نزديک بود و بعد رفت
اونا ! تقصير تو نبود
ميدونم کي اونو از پيش تو برده و ميدونم کي اون .. محکومو فرستاده
رييس ؟
حيوونو بيار پيش من . براش کار دارم و بايد تو هم با من بياي
خوبه
بذارش پيش من تيم ترجمه ققنوس
تکون بخور
اين کي بود ؟
نمي دونم
جانسون جانسون
هميشه مي توني سعي کني
فکر کردم ميخواي همه چيزو براي من آسون کني ؟
بله بله . معامله ما . مي دونم
تو به زودي اونها را خواهي داشت بخصوص اونو
ولي هنوز هيچ جا ديده نشده
خيلي زود
اون قرار بود اولين نفر باشه
اون بعديه . من ميدونم کجاست
الان ميدوني ؟
يک آستين واکر ازش محافظت ميکنه
اما تو اينجا هستي و تو هم يکي از اونهايي
تو به من احتياج داري من ميدونم اون کجاست
تو به من احتياج داري
نه من به اون احتياج دارم
به من غذا بده
ابتداي سده هاي هفت مطمئنم اون زمانو خوب يادت هست
آره يادم هست
بايد سريعتر عمل مي کردي
مرکريو . تويي ؟
قطعا خودشه
چکار ميکني ؟ خيلي زود قاضي ها متوجه مي شوند
اوه بي خيال آتنا . از کي تا حالا با من کار ميکني ؟
خيلي دير اومدي
اون رفته
فکر ميکني اگر يکي از اون محکومين را براي نگهداري از دختره بذاري ميتوني اونو از من دور نگهداري ؟
وقت هردومونو تلف نکن و بگو کجاست ؟
دارم با لکنت حرف ميزنم ؟
بله فکر مي کنم همين کارو مي کني جانسون
من قبلا با مدلهاي اون سروکار داشتم
و چطور کار انجام شد ؟
اون به چيزي که ميخواد ميرسه کاري ميکنه درد نداشته باشه
تو خروج را ميخواي
مارکرو اينطوري ولش نمي کنه
اون هميشه در عوضش يک چيزي ميخواد
و من تعجب ميکنم چطور امکان داره
خودت ميدوني اين چطور کار ميکنه
يکي از شما که بميره بقيه قويتر مي شوند
بهتره پيداش کني
اون چيز قرار نيست منتظر تو بمونه
اوه تقريبا فراموش کردم
تا وقتي هنوز کلي باهاشه
چي ؟
اينکه سعي ميکني براشون زمان بخري خيلي رقت انگيزه
فکر ميکني چقدر وقت داري ؟
بيشتر از تو
وقتي مي خواستم بيام اينجا با خودم فکر کردم شايد بتونم بدون نقشه هاي حيله گرانه تو باهات حرف بزنم
اشتباه فکر کردي
اونا
کجاست ؟
جانسون جانسون
کاري نکن مجبور بشم دوباره ازت بخوام
هي . ما معامله کرديم
اينو ميدونم
قاضي ها بايد بروند
مرگ اون بس نبود
ميتونم اونو داشته باشم ؟
انگار بي حوصلگي امشبت بخاطر صداي رعدو برقه
من مردي هستم که به حرفم عمل ميکنم اونها اينو خواهند فهميد
بعضياشون اينو قبول نمي کنند
بعضياشون مجبور مي شوند بروند
گوش کن . باشه ؟
بعد از اون در امنيتي خروج اونجاست
اگر سعي نمي کردم يک مثال خوب باشم
و اگر اون بهت خيلي علاقه نداشت
اونها پيام را مي گيرند
زمان براي اون تمام شده براي کمک بايد بره
به همين علته که من به خروج نياز دارم
هي شليک نکن رفيق پيام رسان
اون الان نميخواد تنها ولش کنه
پس کارشو مي سازم
کشيش 7177.
کي پشت خطه ؟
کلي هستم
اوه پسر من شنيدم چه اتفاقي افتاده
اون تو رو ترک کرده .. يا همچين چيزي ؟
آره . ميدوني معنيش چيه ؟
من .. من ممکنه
اما اين گذشته منه کلي
گذشته اي که نميخوام دوباره زنده اش کنم
و براي اين
به کمکت نياز دارم
من ديگه اون پسر سابق نيستم خودت اينو ميدوني
باشه .. همونطوري باش که امکانشو داري
من اينجا گير افتادم و تو تنها کسي هستي که ميتونم بهش اعتماد کنم
باشه . فردا . ميدوني من کجا هستم
يک چيز ديگه
من تنها نيستم
خاموشش کن
آستين واکر
.. کلي
صبر کن . تلفنتو بده من
فقط اگر نياز شد تماس بگير
هي مايا . امروز چي دوست داري ؟ همون هميشگي ؟
شير طبيعي . درسته ؟
عاليه . سفارش ديگه اي هم داري ؟
شما چي ميخوان ؟
چاي سياه با دو تا قند
باشه . چند دقيقه اي طول ميکشه
ميتوني با سرت تاييد کني يا با سرت بگي نه
البته
الان از کنترل خارج شده
.. کوري ؟ ليرزا هست
ما هيچي براي متوقف کردنش نداريم
بايد سريعا حرکت کنيم
به تصميمي نياز داريم
تصميمي که گرفته شده
چطور اومدي اينجا ؟
ميدوني من واقعا از اين ورودي هاي کوچيک خوشم مياد
وصيت نامه تو نشانگر بي لياقتي تويه
من مجبور نيستم به حرفهاي تو گوش کنم
بريم سر مسئله جانسون تو چرا اينجايي ؟
اوه نه نه . مسئله من نيستم . اونه
No comments yet. Be the first to leave one.