Pierwsze 200 wierszy.
بیشتر پرونده های قتل شرایطی دارند
تو اسلحه سیگار نداری
باید یک چیزی رو انتخاب کنی ؛ هیچی دیگه نیست
دو ؛ یا سه تا ؛ چیزی نیست
اما وقتی همه چیز کنار هم قرار بگیرند قوی میشند
من هیچوقت تصور نمی کردم که این پرونده
همچنان بعد از ۲۰ سال به جریان بیفته
من درباره پرونده سوال دارم
همیشه اذیتم میکنه
میدونم که مردم واقعا
روی مقصر بودن اسکات شرط بسته بودند
هیچ مدرکی نشون دهنده علت مرگ وجود نداره
هیچ مدرکی دال بر وجود صحنه جنایت نیست
لاسی از قبل میز رو برای کریسمس چیده بود
میخوای ۹۰ مایل دورتر بری تا قایقت رو آزمایش کنی؟
من که باور نمی کنم
هیچ مدرکی نیست که نشون بده اسکات پترسون
درگیری خشونت آمیزی با همسرش داشته
اگه یکم ذهنت رو باز کنی
واقعا در این تحقیق باید
سوالات زیادی رو در نظر بگیری
همیشه سوالات زیادی وجود داشته
وقتی میدونی که هیئت منصفه
در نهایت هنوز اونو محکوم می کنه
باید از خودت بپرسی اینجا چه خبره؟
اونا به نظر من هیچ نظریه واقع بینانه ای ندارند
اطلاعاتی که در اون دادگاه به ما دادند
فقط منجر به تصمیمی میشه که ما گرفتیم
که اون مقصره
پلیس نمی تونه اینطور اشتباه کنه
دادستان نباید همچین اشتباهی بکنه
هیئت منصفه نمی تونه اینطور اشتباه کنه
روند استیناف نمی تونه اشتباه انجامش بده
رسانه ها نمی تونند اینقدر اشتباه کنند
این روشیه که عدالت کیفری آمریکا کار می کنه؟
من دو دهه است که اینجا هستم
هنوز در تلاش برای حل این جنایت هستم
من هنوز در حال بررسی کردن هستم
هنوز به مدارک نگاه می کنم و سوال می پرسم
برای اونا این درگیری باعث میشه تا حقیقت رو قبول کنند
۱۳دسامبر ۲۰۰۴
مردم ایالت کالیفرنیا
در مقابل اسکات پترسون قرار می گیرند
ما هیئت منصفه حکم مرگ رو تعیین می کنیم
و درباره این پرونده چیزی که به یک وسواس
برای تلویزیون ملی تبدیل شد و قاضی امروز
اسکات پترسون رو رسما محکوم کرد
با وجود این همه درد و شور
امرور در دادگاه بیان شد که ...هیچکس نشونه ای از
اسکات پترسون
در جریان محاکمه عصبانی بودم
من خیلی از رسانه ها عصبانی بودم چون گزارش ها
اونا واقعی نبودند
من سعی کردم هیچ احساسی تو دادگاه نشون ندم
چون نمی خواستم ببینم که اونا منو می شکنند
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
وقتی اسکات به بخش اعدام منتقل شد
ما تمام تلاشمون رو کردیم تا به اونجا بریم و اونو ببینیم
برای هشت سال اول
ما هر هفته یک نفر رو اونجا داشتیم
خانواده ما واقعا دنبال اسکات بود
...و از طریق اون با همدیگه
این روزهای سخت رو گذروندیم
و خوشبختانه هنوز هم همینطوره
...اون بارها و بارها بهم گفت که برای همین ملاقات ها زنده میمونه
این راه نجاتش بود
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
در جریان محاکمه اسکات
و بعد از گذروندن اون سال ها
بررسی گزارش های پلیس خوندن اسناد استیناف
خانواده ما با وکلا صحبت کردند
به نوعی به جامعه حقوقی وابسته است
به مدت 17 سال
بچه های من بزرگ شده بودند
در نهایت تصمیم گرفتم به دانشکده حقوق برم
من مطمئنم هرگز احساس نکردم که باید
به وکیلی برای کمک به اسکات تبدیل بشم
اما فکر می کنم الان که وکیل هستم
مطمئنا درک بهتری از
مسائل و پرونده ها دارم
اگه به اسکات اجازه محاکمه جدید داده بشه
ما میتونیم گام های بیشتری رو در تحقیقات برداریم
ما میتونیم مردم رو برای شهادت به دادگاه بکشونیم
ما یک سیستم پشتیبانی باورنکردنی داریم
یک تیم باورنکردنی از مردم که این مورد رو میدونند
و به خانواده ما کمک کنند
و بدون اونا ما به اینجا نمی رسیدیم
و بدون مایک گوجل
من نمی دونم که تحقیقات ما
به جایی که هست میرسید یا نه
فکر کردم دادگاه قراره
داور حقیقت باشه
و من فکر نمی کنم این درست باشه
بیشتر خبرنگاران این خبر رو پوشش دادند
از اول تا آخر حس می کنم همه منتظر هیئت منصفه بودند
من کسی رو نمی شناسم که به طرز وحشتناکی
با حکم مخالفت کنه
برای اونایی از ما که قضیه رو از نزدیک میدونستند
واقعا ناراحت کننده بود
اسکات محکوم شد ؛ اما جایی نبود ؛ کجا
کی و حتی چرا
همه اونایی که در این قضیه دخیل بودند ؛ به نوعی
در این شرایط توطئه شریک بودند
که منجر به صدور حکم شد
هرکس با حکم مخالف باشه
حق داره مخالفت کنه
اگه وقتی اونجا نبودید نمیشه فهمید
پوشش رسانه ای زیاد بود
پس من فکر می کنم رای هیئت منصفه تا حدودی مغرضانه بود
چرا همسرش رو وقتی هشت ماهه باردار بود تنها گذاشت
اون هم در شب کریسمس تا به ماهیگیری بره؟
هر گزارش روزانه فشار زیادی رو از سمت رسانه ها
به ما تحمیل می کرد
و در نتیجه، به ویژه مطبوعات تبلوید
شایعات رو گزارش می کردند
آیا اسکات پترسون سعی داشت قاتل استخدام کنه
تا همسرش ؛ لاسی رو بکشه؟
هر روز عصر می نشستم و یکی از برنامه ها رو تماشا می کردم
و می خواستم کفشم رو به سمت تلویزیون پرت کنم
در اول یک سال تا یک سال و نیم وقت گذاشتم
تا یک پرونده رو از اول تا آخر پوشش بدم
من به کارهای دیگه ای از جمله پوشش جنگ ها ادامه دادم
جنگ در عراق و افغانستان
اما همیشه آزارم میداد
من واقعا حتی فکر نمی کنم پرونده حل شده باشه
پس وقتی از پوشش اون دوتا جنگ برگشتیم
تا جایی که می تونستم زمان بیشتری رو به کاوش اختصاص دادم
اتفاقی که ممکنه برای لاسی افتاده باشه
این سال ۲۰۱۵ئه
اولین کاری که باید انجام میدادم این بود
که ۵۰ هزار صفحه از اسناد پلیس رو بررسی می کردم
و بعد مجبور شدم اون مدارک رو مرور کنم
و سوالات و سرنخ ها رو پیدا کنم
که در اون صفحات دفن شده بود
ده ها نکته پیدا کردم
و من سال ها دنبال اونا بودم
اما بالاخره دزدی اون طرف خیابون
خودش رو نشون داد
دو نفر در بازداشت داریم
در حال حاضر ما باور نداریم که اینا ارتباطی
با گم شدن لاسی پترسون داشته باشند
پلیس مظنونین دزدی رو در خونه مدینا
به عنوان یک معتاد به مواد مخدر بررسی می کرد و این یک فرصت جنایت بود
منطقه فرودگاه به نوعی منطقه ای با جرم و جنایت بود
که چندان از خونه لاسی و اسکات دور نبود
و تلاش بزرگتری صورت گرفت
تا از خونه های اون محله دزدی بشه
من بهش میگم یک شبکه جنایی
فکر می کنم افرادی بیشتر از استیون تاد و گلن پیرس
در این سرقت دخیل بودند
این فقط یک نظریه کاریه
من هنوز نتونستم ثابتش کنم
و این به مساله اسلحه کشیدن میرسه
اما من فکر می کنم خیلی پیچیده تر
از چیزیه که پلیس بهش باور داره
استیون تاد و گلن پیرس به دخالت خودشون اعتراف کردند
با دزدی مدینا ، به پلیس گفتند
که این سرقت در 6 آذر اتفاق افتاده
وقتی پلیس به اونا اشاره کرد که
دزدی در ۲۷ام اتفاق افتاده خانواده مدینا خونه بودند
اونا داستان خودشون رو تغییر دادند و گفتند که
دزدی در ۲۶ام اتفاق افتاد
خیلی بعد از اون سوالات مردم شروع شد
که آیا واقعا سرقت در ۲۶ دسامبر رخ داده؟
ما فکر می کنیم که لاسی با
سرقت از خونه مدینا در تاریخ ۲۴ام مواجه شد
در ساعت 11:40 صبح، دایان جکسون سه مرد رو دید
که پوست تیره داشتند ؛اما آفریقایی آمریکایی تبار نبودند
اونها روبروی خونه مدینا بودند
پس فکر می کنم استیون تاد اطلاعاتی رو
درباره خونه مدینا
با مردم در منطقه فرودگاه به اشتراک گذاشته
این روش کار اوناست که اینا رو به مردم بگند
این احتمال وجود داره که اون سه مرد داخل ون
بعضی از دوستان و همدستان اون بودند
پس چیزی که به احتمال زیاد اتفاق افتاده
افراد دیگه ای برای کمک حاضر شدند
پلیس هرگز اون ون رو شناسایی نکرد
هرگز اون افرادی که با ون ارتباط داشتند رو شناسایی نکرد
و این ون درست جلوی خونه پارک شده بود
که به سرقت رفته بود
دقیقا روبروی خونه اسکات و لاسی بود
پس این میتونه باعث درگیری لاسی
با افراد داخل ون باشه که لزوما
استیون تاد و گلن پیرس ممکنه نباشند
استیون تاد تقریبا بلافاصله به سرقت اعتراف کرد
و فکر کنم همچین چیزی گفت
فکر کنم بهش گفته شد که تو باید این سقوط رو تحمل کنی
منظورم اینه که میدونی یک خبرچین هست
که اونو تحویل داده ؛ پس اون بدون توجه به زمان همه چیز رو گفت
سرقت ممکنه در همون زمانی که لاسی
برای پیاده روی رفته بود اتفاق افتاده باشه
این احتمال وجود داره که لاسی با سارقان مقابله کرده باشه
یا سارقان رو دیده باشه یا اونا لاسی رو دیده باشند
و نگران بودند که اون پلیس رو خبر کنه
پس اگه تو لاسی رو نکشتی پس کی کشته؟
ما یک موکل داشتیم که بی گناه بود
اما یک دنیا علیه اون بود
No comments yet. Be the first to leave one.