Tell Me Lies

Tell Me Lies

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Tell Me Lies S01E01 1080p WEB H264-CAKES
Tell Me Lies S01E01 XviD-AFG
Tell Me Lies S01E01 1080p HEVC x265-MeGusta
Tell Me Lies S01E01 720p WEB h264-KOGi
Tell Me Lies S01E01 480p x264-mSD
Tell Me Lies S01E01 WEB x264-TORRENTGALAXY
Tell Me Lies S01E01 720p WEB x265-MiNX
Tell Me Lies S01E01 WEBRip x264-ION10
Tell Me Lies S01E01 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E01 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

x264
480p
480
1080
x265
HEVC
XviD
Opublikowano: 2022-09-07
Pobrania: 123
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫تو که ازم متنفر نیستی.

‫چه زیاد مهربون شدی.

‫من که همیشه مهربونم.

‫چی شده؟

‫ضربان قلبت خیلی تند شده.

‫چه عجیب.

‫اِم، باید تا نه حرکت کرده باشم.

‫به بری گفتم زودتر می‌رسم.

‫مطمئنی نمی‌خوای من هم بیام؟

‫نمی‌خواد. مطمئنم حوصله‌سربره.

‫در واقع به جای جشن نامزدی،

‫مراسم تجدید دیدار دانشگاهیه.

‫ولی در واقع تجدید دیدار نیست. ‫تو که همیشه دوستان دانشگاهت رو می‌بینی.

‫آره، بعضی‌هاشون رو می‌بینم.

‫وبال گردنی.

‫هنوز دوستم داری؟

‫قول می‌دم...

‫به ایوان التماس کردم ‫امروز دعوتش نکنه.

‫وای بری، بس کن، بس کن.

‫حتی لزومی نداره باهاش صحبت کنی.

‫قراره کلی مهمون داشته باشیم.

‫ضمنا، خودم به ایوان گفتم ‫نذاره بهت نزدیک بشه.

‫من مشکلی ندارم.

‫خب؟

‫- خیلی‌خب. ‫- ردیفم.

‫- خیلی‌خب؟ ‫- باشه.

‫ضمنا، وضعت از اون موقع خیلی بهتر شده.

‫آره.

‫به همین زودی حرف استیون رو پیش کشیدیم؟

‫- وای! ‫- واقعا خیلی خوشگل شدی.

‫خیلی خوشحالم که اومدی.

‫سلام پیپا.

‫- سلام. سلام. ‫- سلام.

‫خیلی وقت بود که ندیده بودمت.

‫آره.

‫بری، می‌شه بیای بیرون؟

‫برو. باید بری.

‫واقعا خیلی خوشگل شدی.

‫خیلی خوشگل شدی.

‫می‌خوای من برات درست کنم؟

‫آره.

‫هنوز با اون معماره‌ای؟

‫نه بابا، تموم کردیم.

‫نمی‌دونم خودم الان چطور می‌تونم ‫یکی دیگه رو در اولویت قرار بدم.

‫آره، باید زمانت رو مدیریت کنی دیگه.

‫زمانت رو مدیریت کنی؟ چقدر جذاب ‫توصیف می‌کنی لوسی. خیلی منحرفی.

‫نه، منظوری ندارم. ‫یعنی از پسش برمیام.

‫حالا که حرفش شد، ‫مکس امروز نمیاد؟

‫نه، نه، نتونست بیاد.

‫آره، احتمالا هوشمندانه‌تره ‫که نذاری امروز بیاد.

‫خیلی می‌خواستم بیاد. ‫ولی کار داشت.

‫خیلی‌خب. یه بار بیشتر نمی‌گم،

‫بعدش هم بی‌خیالش می‌شم.

‫واقعا امیدوارم امروز توانش رو داشته باشی...

‫که دوباره اسیر استیون نشی.

‫ای خدا، اسارتی در کار نیست.

‫چهار سال گذشته‌ها.

‫از پس دو ساعت دیدنش...

‫تو جشن ناهار نامزدی برمیام.

‫صرفا به خاطر بری می‌گم. ‫امروز جشن خودشه دیگه.

‫اگه یه بار هم بخوایم ‫تو رفاقت باهاش تخمی نباشیم،

‫موعدش همین امروزه.

‫پس بیا طبق انتظارات عمل نکنیم، خب؟

‫من که گفتم مشکلی ندارم، ‫جدی هم گفتم. بیا...

‫- ممنون. ‫- خواهش.

‫خبر خوش از این قراره ‫که از این بیشتر دیگه نمی‌شه گند بزنیم.

‫اصلا نمی‌خوام حرفش رو بزنیم.

‫- به سلامتی. ‫- به سلامتی.

‫از دیدنت خوشحال شدم.

‫- پوف. ‫- یوهو.

‫خوشمزه بود. ‫خیلی خوشگل شدی.

‫- خیلی دوستت دارم. ‫- امیدوارم داشته باشی.

‫- خب لوسی... ‫- عروسمون رو پیدا کردم!

‫- همسرت رو می‌دزدم. ‫- نه‌خیر...

‫- همسرت رو می‌دزدم. ‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب.

‫ریگلی!

‫چه جشن خفن مفنی برگزار کردین، نه؟

‫- خفن مفن؟ ‫- آره.

‫- سلام لوسی! ‫- سلام ریگلی.

‫لوسی. وای، چه خوشگل شدی.

‫خیلی خوشگل شدی.

‫- بیا بغلم. ‫- آخی.

‫باید عروس رو دوباره طولانی بغل کرد.

‫وای، ممنون.

‫پسر، نشئه‌ای؟

‫چی؟ نه بابا.

‫به پیپا نگین.

‫راستی، پیپا کجاست؟ ‫اومده؟

‫گمون کنم...

‫- نمی‌دونم هنوز رسیده یا نه؟ ‫- اونجاست.

‫- دیدیش؟ ‫- سلام پیپا.

‫ریگلی، فقط...

‫- لطفا اذیتش نکن. ‫- ریگلی، آروم راه برو. لطفا آروم راه برو.

‫- عین بچه‌ها می‌مونه. ‫- خیلی بدجنسی لوسی.

‫منظورت چیه؟

‫هر دختری آرزو داره...

‫یه گوریل نشئه تو مهمونی دنبالش بیفته.

‫دیروز تولد برادرش بود،

‫پس شاید بهتر باشه ‫بهش سخت نگیری.

‫خیلی‌خب. ببخشید.

‫الان برمی‌گردم. خیلی دوستت دارم.

‫خیلی عذر می‌خوام. چیزی نیست.

‫مرسی که زودتر بهم خبر دادین بچه‌ها.

‫درست و حسابی گپ زدین؟

‫آره، از نظر افرادی که مجبور نیستن ‫گندکاری‌هاش رو جمع کنن بامزه است.

‫تو که دیگه مجبور نیستی ‫گندکاری‌هاش رو جمع کنی.

‫بهتره برم به ایوان کمک کنم ‫ریگلی رو جمع کنه.

‫ببین.

‫خودت که می‌دونی واقعا ‫خیلی برات خوشحالم دیگه، نه؟

‫آره. ‫آره، معلومه که می‌دونم.

‫دیوانه.

‫رازت بین خودمون می‌مونه.

‫کاش می‌تونستم ‫صبح تا شب بکنمت.

‫- عذر می‌خوام. ‫- خودم عذر می‌خوام. عذر می‌خوام.

‫عذر می‌خوام. عذر می‌خوام.

‫تو که ازم متنفر نیستی.

‫«بهم دروغ بگو»

‫«فصل یکم، قسمت یکم» ‫«برخورد آذرخش»

‫آخه به نظرم منطقی نیست ‫اول دانشگاهم...

‫با کسی رابطه راه دور داشته باشم.

‫چرا زودتر بهم نگفته بودی...

‫و گذاشتی روز رفتنت بگی؟

‫چون اجتنابی بی‌شعوری هستم. ‫چه بدونم.

‫چته؟ حتی بهت نمیاد ناراحت باشی.

‫چیه؟ نمی‌دونم می‌خوای چی بگم.

‫ببخشید که در حد انتظارت ناراحت نیستم.

‫خب، ناراحت که هستم. فقط...

‫نه‌خیر، واقعا روانت مشکل داره.

‫به نظرت «روانم مشکل داره»؟

‫نه بابا. فقط دختر «احساساتی‌ای» نیستی.

‫نه که احساسات نداشته باشی، ‫فقط بروزشون نمی‌دی.

‫خیلی‌خب، لطفا دیگه چیزی نگو.

‫نگران نباش، یه روزی پسری ‫چنان دلت رو به دست میاره...

‫که اصلا از یادت نمی‌ره ‫و من هم بهت می‌خندم.

‫- عه، سلام لیدیا. ‫- سلام.

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم.

‫ولی دخترت ممکنه ضداجتماعی باشه.

‫- متوجه نشدم. ‫- چیزی نیست بابا. شوخیه.

‫نه، با پارکر به هم زدم. ‫همین.

‫همین الان به هم زدی؟

‫- آره، مسئله خاصی نیست. ‫- واسه چی؟

‫خب، آخه اصلا متوجه نمی‌شم.

‫مطمئنم لوسی خودش می‌دونه ‫چی به صلاحشه مامان.

‫می‌دونم، ولی تو که عاشق پارکری.

‫می‌شه حرفش رو نزنیم؟

‫خب، اِم، من دیگه می‌رم.

‫ولی از دانشگاه بهم زنگ می‌زنی؟

‫- آره. ‫- خیلی‌خب.

‫- خیلی دوستت دارم. ‫- خیلی دوستت دارم.

‫خب، اِم، دیگه به فکر برداشتن...

‫کلاس‌های کسب و کار بیشتری نبودی؟

‫واقعا لزومی نداره دانشجوی ‫انگلیسی کلاس کسب و کار برداره.

‫خودم می‌دونم، ولی چه بدونم، ‫پشتت گرم می‌شه دیگه.

‫آدم با حداقل تلاش ‫پیشرفت زیادی نمی‌کنه.

‫بابت همیشه همین رو می‌گفت. ‫یادت میاد؟

‫آره، ولی منظور بابا تو دبیرستان بود.

‫همه تو دبیرستان ‫فعالیت‌های فوق‌برنامه می‌کنن...

‫که بتونن برن دانشگاه.

‫ولی من که الان دیگه دانشجو شدم.

‫دیگه لزومی نداره ‫کسی رو تحت تأثیر قرار بدم.

‫من اگه جات بودم، ‫در این حد خیالم راحت نبود.

‫خب، خودم می‌دونم ‫در این زمینه اختلاف نظر داریم.

‫عه، کدوم زمینه رو می‌گی؟

‫تحت تأثیر قرار دادن ملت؟

‫از این نظرت خوشم نیومد.

‫خب، من هم خوشم نمیاد ‫هر دفعه که دقیقا...

‫طبق انتظاراتت پیش نمی‌رم، ‫حرف بابا رو پیش می‌کشی.

‫خب، سعی دارم کمکت کنم.

‫اصلا هم خبر ندارم...

‫چرا دیگه عین سابق ‫دختر مهربونی نیستی.

‫ولی حالا که حرف بابات شد، ‫اگه می‌دید چقدر عوض شدی،

‫خیلی ناامید می‌شد.

‫باشه.

‫لابد عین سابق مهربون نیستم دیگه.

‫معلومه که مهربونی.

‫امیدوارم دانشگاه برات مفید باشه.

‫شاید صرفا باید مدتی ‫از هم دور باشیم.

‫وای خدایا.

‫سلام.

‫سلام. میسی هستم.

‫تو هم‌اتاقیم هستی؟

‫گمون کنم باشم. ‫لوسی هستم.

‫سلام.

‫- سلام. ‫- خیلی مشتاق آشناییت بودم.

‫آره، همچنین.

‫اِم، اشکالی نداره چندتا پوستر بچسبونم؟

‫نه، خیلی خوب می‌شه.

‫خودم یادم رفت از این چیزها بیارم.

‫پس لطف می‌کنی.

‫راستی، اهل کجایی؟

‫اهل بی‌ویلم. ‫تو لانگ آیلنده.

‫آره، خودم می‌دونم بی‌ویل کجاست. ‫خونه خودم بیست دقیقه‌ای بی‌ویله.

‫اهل کولد اسپرینگ هاربرم.

‫- جدی می‌گی؟ ‫- آره.

‫همیشه با ماشین از اونجا رد می‌شم.

‫جای قشنگیه.

‫خیلی حوصله‌سربره.

‫برگشتیم!

‫عه. هم‌اتاقیت اومده.

More Farsi Persian subtitles for Tell Me Lies

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left