Tell Me Lies

Tell Me Lies

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Tell Me Lies S01E04 720p WEB h264-KOGi
Tell Me Lies S01E04 2160p WEB h265-KOGi
Tell Me Lies S01E04 1080p WEB H264-CAKES
Tell Me Lies S01E04 720p WEB x265-MiNX
Tell Me Lies S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Tell Me Lies S01E04 XviD-AFG
Tell Me Lies S01E04 WEBRip x264-XEN0N
Tell Me Lies S01E04 WEBRip x264-ION10
Tell Me Lies S01E04 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E04 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

other
Opublikowano: 2022-09-14
Pobrania: 67
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫با این لباس خیلی تابلوئه که...

‫- که تاپ یقه‌باز پوشیدی، ‫-

‫ولی در واقع باکره‌ای؟

‫واقعا دلم می‌خواد ‫زودتر باکره نباشم.

‫اون پسره، تیم، چطوره؟

‫اگه تیم بخواد، ‫باهاش سکس می‌کنم.

‫کاش می‌تونستم صبح تا شب بکنمت.

‫پشم‌هام. دیر به کلاسم می‌رسم.

‫بری‌بری کوچولومون ‫قراره مدل برهنه بشه.

‫تو کلاس هنر.

‫من با کس دیگه‌ای سکس ندارم.

‫- من هم ندارم. ‫- خیلی‌خب.

‫ولی اگه داشتی، ناراحت نمی‌شدم.

‫لبخندت خیلی قشنگه.

‫دوست‌پسر داری؟

‫نه، ندارم.

‫می‌خواستم قرص بخورم.

‫نمی‌خواد نگران باشی.

‫تو تنها کسی هستی...

‫که حاضرم باهاش کاندوم نذارم.

‫همه‌چی تقصیر منه. ‫فکرش از ذهنم بیرون نمی‌ره.

‫این مسخره‌بازی‌ها دیگه چی بود؟

‫درو شب مرگ میسی ‫اونجا حضور داشت.

‫پای برادر کوچکم وسطه، خب؟

‫نباید به کسی بگی.

‫- وای خدایا، خیلی ناز شدی. ‫- وای خدایا.

‫امشب دیگه نمی‌خوام ‫منظورم رو نصفه و نیمه برسونم.

‫- ایول. ‫- منظورت رو قشنگ رسوندی.

‫قطعا موفق می‌شی.

‫آره. تیم با دیدنت از مدهوش می‌شه.

‫هنوز هم به نظرم بهتره باهامون بیای.

‫مهمونی زوج‌هاست.

‫خب، استیون رو مجبور کن بیاد.

‫اوهوم.

‫استیون از مهمونی‌های ‫انجمن‌های برادری متنفره،

‫ضمنا، فردا مصاحبه مهمی داره.

‫ولی تو که می‌خوای بری، ‫پس بهتره به خودت باشی.

‫تو قرص می‌خوری که بتونه بدون کاندوم بکندت.

‫حداقل کاریه که از دستش برمیاد.

‫تو اتاق خودش می‌مونیم. اشکالی نداره.

‫خیلی‌خب.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫- ریگلی! ‫- پیپا!

‫- سلام بچه‌ها. ‫- دستبندمون تا کی می‌مونه؟

‫تا جفتمون یه بطری رو تموم نکنیم می‌مونه.

‫بری، با کی اومدی؟

‫- با تیم. ‫- چه قشنگ.

‫می‌خوام سیگار بکشم.

‫- باز هم بکشی؟ ‫- آره.

‫خیلی شگفت‌انگیز شدی.

‫ممنون.

‫چطوری بازش کنیم؟

‫- اشکالی نداره. بعدا بازش می‌کنم. ‫- خیلی‌خب.

‫بیا.

‫- ای بابا. ‫- اِم...

‫- خیلی‌خب. ‫- به کیرت.

‫خیلی‌خب.

‫بذار یه کاندوم بردارم.

‫وای، ایول.

‫باز شو دیگه. ایول.

‫- خوبی؟ ‫- اوهوم.

‫- آره. ‫- مطمئنی؟

‫آره.

‫پوف.

‫«بهم دروغ بگو»

‫«فصل یکم، قسمت چهارم» ‫«کاپشن و شلوارت رو دربیار»

‫قطارت کی حرکت می‌کنه؟

‫ظهر حرکت می‌کنه.

‫ولی باید قبل از رفتن،

‫یه سری موردپژوهی رو بررسی کنم.

‫برام توضیح بده ‫چرا کارآموزیش حقوق داره.

‫خیال می‌کردم هدف کارآموزی رایگان بودنشه...

‫که آدم ثابت کنه واقعا دنبال اون کاره.

‫اِم، خیلی از کارآموزی‌ها حقوق دارن.

‫همه که توان مالی کارآموزی بی‌حقوق رو ندارن.

‫- قبول می‌شی. ‫- آها.

‫من هم می‌تونم بعد از سفر تابستونیم به هند، ‫بیام شهر دیدنت.

‫مطمئنم رقبام پسرهای ‫یه سری از سهامدارانشونن.

‫این‌جور مواقع معمولا این شکلیه.

‫خب، مطمئنم هیچ‌کدومشون ‫در حد تو آماده نشدن.

‫خودشون هم یه مشت...

‫بچه صندوق تولیتی ‫شلوار کبریتی پوشِ حوصله‌سربرن.

‫متأسفانه بچه‌های صندوق تولیتی ‫شلوار کبریتی پوش...

‫معمولا موفق می‌شن.

‫- واقعا؟ ‫- تو این کشور که این شکلیه.

‫خب، هیچ‌کس اونجا از تو باهوش‌تر نیست.

‫واقعا خیلی جذابی.

‫وبال گردنمی.

‫این‌قدر حواسم رو پرت نکن.

‫- لباس بپوش. ‫- قبوله.

‫تو شهر پیش کی می‌مونی؟

‫اِم...

‫- سلام. ‫- سلام.

‫سلام.

‫ایوان خرپشته خانواده‌شون ‫تو ترایبکا رو برام جور کرده.

‫یه پا قهرمانه.

‫بهتره دیگه برم.

‫موفق باشی.

‫- بعدش بهم زنگ بزن، خب؟ ‫- معلومه.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫- خداحافظ لوسی. ‫- خداحافظ.

‫- انصافا رفیق؟ ‫- هوم؟

‫دروغ بهتری به ذهنت نرسید؟

‫ما که تو شهر خونه‌ای نداریم.

‫بقیه جاها که کلی خونه دارین، مگه نه؟

‫نمی‌شه که بهش بگم تو خونه ‫خانواده دایانا می‌مونم. امکان نداره.

‫راستش، گاهی اوقات خیال می‌کنم ‫صرفا واسه سرگرمی دروغ می‌گی.

‫چیه؟

‫نه، آخه اصلا نمی‌تونم هضم کنم...

‫که کلاس مبانی نقاشی برداشتی.

‫اونجا چیکار می‌کنین؟ ‫میوه می‌کشین؟

‫راستش رو بخوای، ‫هفته پیش آناناس کشیدم.

‫چطور بود؟ خوب بود؟

‫نه، افتضاح بود.

‫نقاشیم اصلا خوب نیست.

‫ولی راحت می‌شه نمره گرفت، اینه که...

‫آره.

‫اگه حساب کنی،

‫احتمالا واسه والدینت ‫پنج هزار دلار خرج برداشته باشه.

‫تصور این که اگه به مامانم بگم ‫دارم پولش رو خرج...

‫آناناس کشیدم می‌کنم، چیکار می‌کنه، ‫از توانم خارجه.

‫خب، ملت به دلایل متفاوتی می‌رن دانشگاه.

‫من صرفا می‌خوام بفهمم ‫دلم می‌خواد بعد از فارغ‌التحصیلی چیکار کنم.

‫ولی تازه سال سوم برداشتیش؟

‫مگه بابات نابغه نیست؟

‫بابای خودت چی؟

‫وای.

‫خیلی خوشم میاد. ‫عشق می‌کنم که در حد من پایین میای.

‫خیلی‌خب، آناناس‌ها منتظرمن، اینه که...

‫ببین، نمی‌دونم برات مهمه یا نه،

‫ولی تو میلیونر محبوبمی.

‫- خیلی نفرت‌انگیزی. ‫- ولی قشنگ لبخند می‌زنم.

‫آره. آره.

‫- مصاحبه خوبی داشته باشی. ‫- ممنون داداش.

‫- صبح به خیر. ‫- صبح به خیر.

‫راجع به چی خیال‌بافی می‌کردی؟

‫اِم، هیچی. فقط خیلی خمارم.

‫- ردیفه. ‫- استیون امروز رفت، مگه نه؟

‫آره. از کجا می‌دونستی؟

‫ریگلی بهم گفت.

‫ریگلی چیز دیگه‌ای از استیون نگفت؟

‫- منظورت چیه؟ ‫- چه بدونم.

‫صرفا سعی دارم اطلاعاتی به دست بیارم.

‫قسم می‌خورم چیزی نگفته.

‫خیلی‌خب.

‫سلام.

‫سلام!

‫اِم، دیشب غیبت زد. ‫چی شد؟

‫- وای خدایا. ‫- نه!

‫ایول!

‫هیس!

‫خیلی‌خب. چطور بود؟

‫خـ...

‫خوب بود.

‫می‌شه گفت بامزه بود.

‫- عجب. ‫- دیگه نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم،

‫ولی... مطمئنم بهتر می‌شه.

‫مشتاقم باز هم تکرارش کنم.

‫آها، یعنی ارضا نشدی؟

‫چی؟ هیچ‌کس اولین بار ارضا نمی‌شه.

‫من شده بودم.

‫من خیلی راحت ارضا می‌شم.

‫چیه؟ می‌شم دیگه.

‫خب، می‌خوای باز هم ببینیش؟

‫خب، گفت بهم پیام می‌ده.

‫چه ناز.

‫دارم بی قید و بند می‌شم؟

‫خیلی خوشم میاد.

‫ضمنا، تیم خیلی از درو جذاب‌تره.

‫الان دیگه کمی خوشحال نیستی ‫که نادیده‌ات گرفت؟

‫خیلی‌خب. از این حرف‌ها نزن. ‫اذیت نکن دیگه.

‫- از کدوم حرف‌ها؟ ‫- برادر ریگلیه‌ها. حرفت بدجنسانه بود.

‫شوخی کردم. ضمنا، خودش خیلی ‫بی‌شعورانه با بری برخورد کرد.

‫الان که چندین هفته گذشته.

‫دیگه می‌تونیم بی‌خیالش بشیم.

‫خیلی‌خب.

‫ببخشید.

‫خیلی‌خب.

‫- نه. ‫- ای وای.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫عه، سلام بری.

‫دیشب چی شد؟

‫خوش گذشت. مرسی.

‫خوبه. خیلی خوبه.

‫به استیون بگو خیلی بدبخته ‫که آخرهفته هالووین رفته.

‫کدوم خری چنین کاری می‌کنه؟

‫خودم می‌دونم، ‫ولی کارآموزی مهمیه، اینه که...

‫طرف اصلا آروم نمی‌گیره.

‫شخصا دایانا رو مقصر می‌دونم. ‫شیداییش رو تشویق می‌کرد.

‫منظورت چیه؟

‫اِم، هیچی، شوخی می‌کنم بابا.

‫بدجوری خمارم.

‫- آره. ‫- واسه چی دایانا رو مقصر می‌دونی؟

‫منظورم این بود که جفتشون این شکلی‌ان.

‫جفتشون فقط به فکر کارن.

‫خلاصه وقتی کنار هم باشن،

‫عین خانواده کلینتون می‌شن.

‫دایانا دانشجوی شگفت‌انگیزیه؟

More Farsi Persian subtitles for Tell Me Lies

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left