Wire Room

Wire Room

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Wire Room 2022 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-CMRG
Wire Room 2022 WEBRip x264-ION10
Wire Room 2022 720p/1080p WEBRip x264-EVO
Wire Room 2022 720p/1080p WEBRip x264/x265-RARBG
Wire Room 2022 720p/1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Wire Room 2022 720p/1080p WEBRip x264-YIFY
Wire Room 2022 2160p WEB-DL DD5 1 HEVC-CMRG
Wire Room 2022 720p/1080p WEBRip x264-GalaxyRG
Wire Room 2022 720p/1080p WEBRip x264-YTS MX
Wire Room 2022 720p/1080p WEBRip x264/x265-MaxRls
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

other
Opublikowano: 2022-09-06
Pobrania: 37
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫شین!

‫[به تأسیساتی گویند که کارش شنود ارتباطات ‫شفاهی یا الکترونیکی با جواز دادگاه است.]

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫ای حرومزاده.

‫کجاست؟

‫آروم باش. ‫شرط می‌بندم خودشه.

‫اولین روز کاریش دیر کرده. ‫واقعا چه خایه‌ای داره.

‫سلام.

‫مأمور ویژه جاستین روزا هستم. ‫اومدم تو اتاق شنود مستقر بشم.

‫کارت شناسایی داری مأمور ویژه؟

‫آره، دارم.

‫نگاهی بهش بندازم.

‫خب، قطعا تازه‌کار نیستی.

‫از کجا فهمیدی؟

‫از عکست.

‫حدس می‌زنم مال بیست سال پیش باشه؟

‫خوب تشخیص دادی، مال هجده سال پیشه. ‫ولی مرسی که تشخیص دادی.

‫خب، مشخصه خاطرات خوبی داری،

‫ولی از اون‌جایی که ده دقیقه ‫دیر به شیفتت رسیدی،

‫گمون کنم مجبوری ‫موقع دیگه‌ای برام تعریف کنی.

‫- آره. می‌کنم. می‌کنم. ‫- بلدی کجا بری؟

‫- طبقه چهارمه، درسته؟ ‫- درسته.

‫اینجا جمعه شب‌ها خبر خاصی نیست.

‫اگه چیزی لازم داشتی، بهمون بگو.

‫- می‌گم. ممنون. ‫- خواهش.

‫سلام، شرمنده که دیر کردم. ‫اصلا جای پارک پـ...

‫من که سوالی نپرسیدم.

‫در رو ببند.

‫قانون شماره یکمون همینه.

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫سلام.

‫مأمور جاستین روزا هستم. ‫حالت چطوره؟

‫با اون حرف نزن. ‫سرش شلوغه.

‫شما باید مأمور ویژه میولر باشین. ‫من نیروی انتقالی جدیدتون هستم.

‫مأمور ویژه ارشد هستم.

‫خودم می‌شناسمت ‫و می‌دونم چه‌جور آدمی هستی.

‫اِم، ببین، شرمنده‌ام که دیر کردم.

‫هنوز تو پارکینگ بهم جا ندادن.

‫مجبور شدم شش بلوک اون‌طرف‌تر پارک کنم.

‫کسی چه می‌دونست مرکز شهر ‫جمعه‌ها این‌قدر شلوغ می‌شه؟

‫آره، واقعا خیلی شلوغه.

‫بهانه بی بهانه. ‫حق نداری بهانه بیاری.

‫مفهومه. ‫مفهومه.

‫آره، به سن و سال زیادت نمی‌خوره ‫تازه‌کار باشی.

‫آره. اولش تو سرویس مخفی مشغول بودم.

‫ولی راستش رو بخوای، ‫کمی حوصله‌سربر بود.

‫می‌خواستم کمی فعال‌تر باشم، ‫اینه که گفتم این کار رو امتحان کنم.

‫فعال باشی؟ آها، ما که اینجا فعالیتی نداریم.

‫خب، من که تا حالا ‫اتاق شنود ندیده بودم،

‫ولی اگه واقعا این شکلیه،

‫حتما پرونده خفنی دستتونه. مگه نه؟

‫پرونده‌اش تخمیه.

‫- می‌دونی اتاق شنود چیه؟ ‫- آره، آره.

‫می‌خوای تعریف لغت‌نامه‌ایش رو بگم؟

‫- چرا که نه؟ ‫- باشه، شنود عبارت است از...

‫بررسی قانونی مکالمات تلفنی...

‫و اینترنتی مظنونین تحت نظر.

‫کل تعریفش رو حفظ کرده بودی؟

‫آره، حفظ کرده بودم، آره. ‫تو اون جزوه کوچکه بود.

‫دانش به درد نمی‌خوره.

‫می‌خوای بدونی چرا؟

‫اِم، بذار خودم حدس بزنم، ‫به خاطر یکی از قوانینتون؟

‫نچ.

‫چرا به درد نمی‌خوره؟ ‫بهش بگو.

‫چون جناب عالی صرفا انسان زنده‌ای هستی ‫که باید اینجا بمونی...

‫و حواست باشه با خاک یکسان نشه.

‫احسنت.

‫چیزی رو به گا ندی‌ها.

‫چی؟ یعنی همین؟

‫نمی‌خوای پرونده رو برام شرح بدی؟

‫پرونده قاچاق سلاح کارتله.

‫- کدوم کارتله؟ ‫- فرقی هم می‌کنه؟

‫خب، آره، آخه اگه پای کارتل باخا وسط باشه،

‫کل مسیرهای قاچاق ورودی ‫و خروجی کالیفرنیا تحت کنترلشونه.

‫پس اگه با اون‌ها طرف باشیم، ‫مشکلی نیست.

‫باشه، خب، شاید خیلی احمق نباشی.

‫کارتل باخا.

‫این آدم رو تحت نظر داریم.

‫ایشون ادی فلینه.

‫ادی فلین ایشونه، ها؟

‫خودشه.

‫- عجب، همین آدمه؟ ‫- آره.

‫یعنی پرونده تخمی این شکلیه؟

‫به نظر من که...

‫ظاهرا کسی کلی واسه این پرونده ‫تلاش کرده و خرجش کرده.

‫اون هم واقعا باورنکردنیه.

‫اون واسه سرگرمیته. ‫ایشون متخصص این کاره.

‫من متخصص کل کارها هستم.

‫خب، این صفحه‌های نمایش ‫دو دسته دوربین مدار بسته رو پخش می‌کنن...

‫که یکیشون مال ساختمون فدراله، ‫یکیشون هم مال خونه ادیه.

‫اکثر نقاط داخلی و کل نقاط خارجی ‫خونه‌اش رو تحت نظر داریم.

‫یعنی حتی از رنگ عنش هم خبر داریم.

‫عنش قهوه‌ایه.

‫تصاویر هر دوربین ‫رو یه هارد درایو مجزا ثبت می‌شه،

‫این‌جوری می‌شه تصویر رو نگه داشت ‫یا زد عقب.

‫اصلا چیز به درد بخوری ‫هم مشاهده می‌کنین؟

‫نچ.

‫شنود همین شکلیه دیگه. ‫هیچ خبری نمی‌شه.

‫از کجا معلوم؟ ‫آره، شاید شانس بیاری.

‫آره، شاید واقعا ‫مجبور بشی فعالیت کنی.

‫البته اصلا تصاویر ‫دوربین‌های ادی رو قطع نمی‌کنیم.

‫با تکنولوژی تشخیص چهره فعال می‌شن.

‫چه خارق‌العاده.

‫زیادی هیجان‌زده نشو. ‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

‫خب، جریان صفحه نمایش‌ها از همین قراره.

‫حالا اگه اشکالی نداره، ‫ترجیح می‌دم برگردم سر کار اصلیم.

‫می‌شه من برم؟ ‫یا باز هم ازم سوال داری؟

‫اِم، اگه بخوام برم چی؟ ‫مثلا اگه بخوام برم بشاشم چی؟

‫نباید بری.

‫قانون شماره دومون همینه.

‫خب، باقی قوانینتون از چه قراره؟

‫واقعا یه پا مأمور ویژه‌ای، مگه نه؟

‫آره بابا، خودت می‌فهمی چی هستن.

‫اِم، باقی اطلاعات ‫تو این پوشه آبی رنگه.

‫- باشه. خیلی‌خب. ‫- بخونشون.

‫نور هالبورو، تحلیل‌گر پرونده هستم.

‫سلام نور.

‫خب، چه خوب پیش رفت، مگه نه؟

‫نذار ذهنت رو درگیر کنه.

‫سه ماه دیگه بازنشست می‌شه.

‫همیشه این‌قدر مهربون نیست؟

‫شین رو می‌گی؟ ‫قبلا از باحال‌ترین مأمورهای اداره بود.

‫- عه، واقعا؟ ‫- اهل حال، خونسرد و دلربا بود.

‫از بهترین مأمورها بود. ‫خیلی مشهور بود.

‫بعدش چی شد؟

‫خب، اولش قرار بود حسن ختام باشه، متوجهی؟

‫قرار بود آخرین پرونده‌اش باشه ‫و بعدش بازنشست بشه،

‫ولی اون‌طور پیش نرفت.

‫الان هم صرفا سعی می‌کنه ‫این چند ماه آخر رو بگذرونه...

‫که بتونه مزایای بازنشستگیش رو ‫دریافت کنه و مرخص بشه.

‫یعنی این پرونده این‌قدر بده؟

‫اوایلش تا حدی به درد بخور بود.

‫شین تو تشکیلاتشون ‫خبرچینی سری داشت...

‫که اطلاعات خیلی خوبی بهمون می‌داد،

‫ولی چند ماه پیش غیبش زد.

‫چنین اتفاقی عادیه؟

‫هوم، رفتار خبرچین‌ها ‫که اصلا عادی نیست.

‫بگذریم، ادی فلین...

‫دلال سلاح ایرلندی منفوریه.

‫سلاح‌های ساخت روسیه رو...

‫واسه شورشی‌های آمریکای جنوبی قاچاق کرده.

‫بعد از جنگ خلافکارها فراری شد.

‫خودش رو به ایالات متحده رسوند.

‫فعلا هم دلال کارتل باخا شده ‫و منتظر فرصت پیشرفته.

‫عجب.

‫هنوز با آشناهاش ‫در زمینه سلاح و مواد دوام میاره.

‫ایشون هم دست راستشه،

‫ولی صرفا تونستیم بفهمیم ‫اسم مستعارش جونیوره.

‫جونیور.

‫یه سری از محموله‌هاشون رو ‫ردیابی کردیم،

‫ولی سلاح‌هاشون هم ‫با خبرچینمون ناپدید شدن...

‫و از اون به بعد خبری نیست.

‫صرفا با خطوطی که بعد از قطع تماس...

‫می‌سوزونن، رمزی صحبت می‌کنن.

‫یازده ماه رو تلف کردیم.

‫خیلی‌خب، بیا طرز کارمون رو نشونت بدم ‫که بتونم برم خونه.

‫خب، برنامه‌مون همیشه روشن می‌مونه.

‫ضمنا، وقتی سه بار بوق بزنه، ‫یعنی کسی داره تماس می‌گیره...

‫- یا باهاش تماس گرفتن. ‫- باشه. سه بار بوق می‌زنه.

‫وقتی جواب بدن هم ‫صدای اتصال میاد...

‫و تماسشون زنده پخش می‌شه.

‫این هم تصویرنگار امواج صوتی ‫یا «تاص»ـه.

‫در واقع تصویرنگاری کامپیوتری ‫صداهای ضبط شده است.

‫خیلی‌خب.

‫ولی نمی‌خواد امروز ‫نگران این مسائل باشی.

‫ادی قبل از نیمه‌شب ‫تماسی نمی‌گیره.

‫خلافکار منظمیه. ‫خوشم اومد.

‫آها. اگه تماسی بگیرن هم...

‫برنامه‌مون خود به خود ‫ضبطش می‌کنه و واسه بازبینی...

‫و ثبت مدارک ذخیره‌اش می‌کنه.

‫در واقع، کاری جز ثانیه‌شماری ‫تا انتهای شیفتت نداری.

‫همه‌چی قفل مأمور داره.

‫ایول.

‫حالا که حرف انتهای شیفت شد...

‫- به نظرت از پسش برمیای؟ ‫- آره، همه‌چی قفل مأمور داره.

‫چه مشکلی می‌خواد پیش بیاد؟

‫موفق باشی مأمور ویژه روزا.

‫ممنون نور.

‫- شب به خیر. ‫- شب خوبی داشته باشی.

‫مأمور ویژه ارشد شین میولر.

‫هر کاری در توانت باشه می‌کنی دیگه.

‫خیلی‌خب.

‫نگاهی به قوانین تخمیت بندازیم، خب؟

‫«قانون شماره یک: ‫همیشه در رو ببندین.»

‫«شماره دو: ‫اتاق رو خالی ول نکنین.»

‫«شماره سه: کسی جز عوامل ‫تحقیقات امنیت میهن رو راه ندین.»

‫«شماره چهار: اتاق شنود رو نابود نکنین.»

‫«شماره پنج: اصلا با مظنون ‫ارتباط برقرار نکنین.»

‫«شماره شش: نذارین مظنون بمیره.»

‫«شماره هفت: چیزی رو به گا ندین.»

‫«شماره هشت: اگه مشکل، ‫سوال یا مورد اضطراری پیش اومد،»

‫«فقط باید با شین تماس بگیرین.»

‫خیلی‌خب.

‫بریم تو کارش.

‫عه!

‫سلام، منم.

‫آره. می‌تونی باز هم ‫از همون برام جور کنی؟

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left