Pierwsze 200 wierszy.
تـامپـا، فلـوریـدا نوامبــر 1984
*تـقـــدیـم بــه رضــای عــزیــزم*
.خیله خب. روز خوش .بعدی
سلام، امروز چی بهتون بدم، آقا؟
سلام
.ًشکلاتی، لطفا
.بسیار خب
میخورید یا میبرید؟
.میخوام همین الان یکیشو بخورم
پیراشکی، ها؟
.بهترین چیز توی دنیاست
.هرچند که تاحدی شکم رو بزرگ میکنه
اوه، مگه نمیدونید؟ .این پیراشکی ها رژیمی هستن
پیراشکیِ رژیمی... ها؟
.درسته. دفعه بعد دوبرابر سفارش میدید
...ایده خوبیه
.دوبرابر بیشتر
.روز خوش
هی، لیزا؟- هوم؟-
به نظرت فرداشب میتونی اضافه کاری وایسی؟
.آره، حتما، اِد
.عالیه
.شب بخیر، اِد- .میبینمت-
بــــــــــــــاورم کـــــــــــــن رُبـودنِ لیــزا مَـک وِی
بــــر اســـاس یــک رویـــــداد واقـعـــی
!هیــش... دختر خوب
:به مسئولینِ مربوطه ،از همه چیز خسته ام .هرگز چیزی تمام نمیشود
.و من نمیتوانم اینگونه ادامه بدهم .احساس اسارت و ناامیدی میکنم
الـو؟
لیــزا؟
لیــزا؟
بله، مادربزرگ؟
.خواهرت تلفن زده
.هی، لوری
سلام، خواهری، چکار میکنی؟
.دارم آماده میشم برم سر کار
!روز شنبه؟ .حال بِهَم زنه
.من کارمو دوست دارم
.تو خیلی عجیبی
.زمان میبره تا کسی رو بشناسی
.دلم برات تنگ شده
.منم دلم برات تنگ شده
.میخوام بیام ببینمت
!لوری، میدونی که نمیتونی اینکارو بکنی
.پس باید تو به آلِنتون بیای
.کاش میتونستم
.منظورم، واسه همیشه اس
!واقعا؟ خب، مامان چی میگه؟
مامان در این مورد چیزی گفته؟
.هی، مامان. بیا اینجا
چیه؟
.لیزا پشت تلفنه
هر دوتامون عقیده داریم که اون باید .بیاد با ما زندگی کنه
اینطوریه؟
سلام مامان، من ...فقط داشتم میگفتم که
،حالا، گوش کن
،تو واسه کمک به مادربزرگ رفتی اونجا
.اون روی تو حساب میکنه
تو که نمیخوای الان ناامیدش کنی، میخوای؟
...نه، ولی... مامان، من
.حالا دختر خوبی باش
.من روش کار میکنم
.مهم نیست
تسلیم نشو، باشه؟
.از اون مَردک دورِت میکنیم
.قول میدم لیزا
شیفتت ساعت چند تموم میشه؟
.دو
امروز حقوق میگیری، درسته؟
.بله
بله...چی؟
.بله، قربان
.بهتره امشب حقوقت رو مستقیم بیاری خونه
شنیدی؟- .بله-
.دختر خوب
.خیله خب
.و ممنون از شما، پدر روحانی جیم
.شب خوبی داشته باشین
!بالاخره
.متاسفم، قربان
.باید کارکنان بیشتری داشته باشین
.بله، میدونم
ما کمبود کارگر داریم، ولی این .عذر موجهی نیست
خب، لطفا بگید چی میل دارید؟
.و من به سرعت در خدمتتون هستم
،دیگه خیلی دیر شده
!زیاد از حَد منتظر موندم
.نه، حق با شماست، قربان
هیچکس نباید واسه یه پیراشکی ،اینقدر منتظر بمونه
!این خیلی غیرآمریکائیه
...بسیارخب، میشه یه دونه
کلوچه سیب و یه سالاد تُن بگیرم، لطفا؟
!گرفتیش
.هی، لیزا، اینو یادت رفت
.اوه، ممنونم
.هی
،ممنونم که این فرصت رو به من دادی
.و منو جلوی پیشخوان گذاشتی
شوخی میکنی؟ .مشتریها عاشقتن
.حتی اون بداخلاقه
.این یعنی که شما منو باور دارید
!البته
!دوشنبه میبینمت
.هیــش، دختر خوب
!داری چیکار میکنی؟ !چیکار میکنی؟
!صدات در نیاد- !خواهش میکنم اذیتم نکن-
!هرکاری بگی میکنم، ولی لطفا بهم صدمه نزن
!خفـه شــو
!..باشـه
!رو به پنجره
!چشماتو ببند و بازشون نکن
فهمیدی؟ !اگه نگام کنی، میمیری
،حالا به خوبی از من پذیرایی کن !وگرنه میکشمت
.لباس بپوش
!هرکی آموزشت داده، کارش واقعا عالی بوده
.لابد دوست پسر داری
...گفتی اگه من !..ولی گفتی اگه هرکاری بکنم
!داری چیکار میکنی؟ !چرا اینکارو میکنی؟
!خفــه شــو
!کارم باهات تموم نشده
،دارم میبرمت یه جای راحتتر
خیله خب؟
!و هرکاری که من بهت میگم رو انجام میدی
سعی داری مشکل درست کنی؟
!راه بیا
!باشه، ببخشید! متاسفم
.برو بالا، بالا، زود باش
.اینجا هیچکس مزاحممون نمیشه
.لباساتو دربیار
،این درسته .آروم و مودب
.بذار نگات کنم
.چشماتو بسته نگه دار
.باشه
!پوستت خیلی نرمه
!بخواب روی زمین
!صورتت پایین باشه
...خواهش میکنم
!به من صدمه نزن
!هـــرزه
.فقط واسه اینکه فراموش نکنی
!لیزا، لیزا
!...عمو جیم
!...عمه کارول
عمه کارول؟
لوری؟
اسمت چیه؟
.کارول
اسم تو چیه؟
.نمیتونم بهت بگم، عزیزم
چند سالته؟
.بیست سال
...خوبه... این خیلی خوبه
،چون من منحرف نیستم میفهمی؟
چرا اینکارو میکنی؟
!باعثش شماها هستید
!همتون فاحشه اید
نوه شما چند سالشه؟
.هفده سال
قرار بوده چه ساعتی خونه باشه؟
،قرار بود تا 2 یه شیفت اضافی کار کنه
.پس فکر میکردیم تا 2:30 اونو ببینیم
.شاید حداکثر تا سه
ساعت 3 صبح؟- .بله، آقا-
لیزا هیچوقت تاحالا از خونه فرار کرده؟
!هرگز
درحال حاضر دلیلی داره که بخواد فرار کنه؟
مشکلات مدرسه؟ یا مشکلی توی خونه؟
.نه. به هیچ وجه
!ولی نمیتونم بفهمم چه اتفاقی افتاده
.خیلی نگرانیم
مامان؟
موضوع چیه؟
.صبح بخیر، خانم. من افسر گیبِنز هستم
به نظر میرسه که دخترتون لیزا .در تامپا گم شده
.خب، اون اینجا نیومده
شما ازش چیزی شنیدید؟
!بله، من دیروز باهاش حرف زدم
.داشت آماده میشد بره سر کار
از اون به بعد خبری ازش نشده؟
.اون حالش خوبه
.احتمالا فقط فرار کرده
.اگه لیزا تماس گرفت یا اومد، به ما اطلاع بدید
.اون خونه خوبی داره
!ولی ناسپاسه
.شما رو در جریان خواهیم گذاشت
افســر؟
لیزا اینجوری و بدون اینکه به !من بگه، فرار نمیکنه
!حتما اتفاقی واسش افتاده
دوست داری اتاقت چطوری باشه؟
!شوخی میکنی؟ !مادربزرگ، این عالیه
!این عالیه! عاشقشم
.چه دختر خوشگلی
،نگهداری از چنین خونه زیبایی کارِ سختیه، میدونی؟
.میدونم، مادربزرگ
.میخوام کمکِ بزرگی براتون باشم
.میدونم که هستی
گاهی اوقات یه کارایی هست ...که مجبوری انجام بدی
.تا توی همچین خونه زیبایی زندگی کنی
.چیزی نیست، عزیزم
.یاد میگیری که چطوری با یه مَرد رفتار کنی
No comments yet. Be the first to leave one.