Informacje o wydaniu

Kaamelott Deuxieme volet partie 1 2025 FRENCH HDR DV 2160p WEB H265-FW translated
Komentarz od Nieznany
ترجمه به فارسی با هوش مصنوعی و کیفیت عالی

Tagi

webdl
Opublikowano: 2026-02-21
Pobrania: 60
Dla niesłyszących: No
FPS: 24

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫دارم از عصبانیت می‌ترکم

‫یه احضاریه

‫از طرف شما، همین‌طوری کشکی

‫بدون اینکه با کسی مشورت کنین. واقعاً شاکیم

‫صداتو بیار پایین

‫انقدر داد نزن

‫خیلی عجیبه‌ها

‫فرستادین‌شون رفت

‫آره بابا، تا دلت بخواد فرستادیم

‫اوه‌اوه‌او

‫۶۰ تا کپی زدن

‫- به هر طرفی فرستادن. - بیکار نشستیم

‫زدیم به خط

‫راه‌ش انداختیم. عجله‌ای شد

‫کی به شما گفته که میز گرد آماده‌ست

‫خوب می‌دونیم که اصلاً آماده نیست

‫بسه دیگه

‫- شاه کجاست؟ - کپیده

‫تو اتاقش

‫تو اتاقش کپیده

‫بعد اون وقت از این حرکت حمایت می‌کنه

‫واسه حمایت کردن اول باید بدونه. واسه همینه که نباید داد بزنی

‫دارین

‫اولین جلسه

‫میز گرد جدید رو

‫پشت سر آرتور پندراگون راه می‌ندازین

‫- آره اسکل. - باز هم این کارو می‌کنیم

‫شما پاک رد دادین

‫- (آروم‌تر بابا، لعنتی.) - گفتم که موافق نیستم

‫ما هم گفتیم توفیری نداره

‫این یه فاجعه‌ست

‫داری پیازداغشو زیاد می‌کنی

‫خب. وقتی می‌گین "آماده نیستیم"

‫منظورمون اینه که: "آماده نیستیم دیگه."

‫باشه، ولی "آماده نبودن" داریم

‫تا "آماده نبودن". - آقا آماده نیست

‫ای بابا

‫مگه دیگه چیکار مونده؟ - فقط یه میز گذاشتن

‫وسط یه طویله‌ست دیگه. - الان نیم ساله

‫داریم سگ‌دو می‌زنیم واسه بازسازی یه خرابه‌ای

‫که دولت شما حق استفاده‌اش رو به ما داده

‫این ساختمون که قدیما جای ساخت‌وساز منجنیق بود

‫بعد از ممنوعیت سلاح

‫شده بود گاوداری

‫تا اینجای کف زمین

‫پر از تپاله بود

‫داشتیم با یه مشت آویشن تو دماغمون تمیزکاری می‌کردیم که بالا نیاریم

‫هر چی تموم می‌کنی، باز هست

‫چطوری روتون می‌شه

‫شوالیه‌ها رو تو این بوی گندِ پی‌پی بنشونین

‫شعار میز گرد جدید، فروتنیه

‫تا زانو تو پهنِ گاو. اینجوری دیگه کسی فیس و افاده نمی‌آد

‫واقعاً فک کردی یه روز صبح از خواب پا می‌شی

‫و می‌بینی همه چی با معجزه ردیف شده

‫ آره خب

‫قیافه آدم‌حسابی‌های کله‌شق رو گرفتن خیلی باکلاسه

‫می‌آد می‌گه: "بزنین اینو بترکونین."

‫خونه‌ش که خراب شد

‫تلپ شد خونه من

‫دیگه حالم به‌هم می‌خوره می‌بینم بیکار می‌چرخه

‫دست‌به‌جیب یللی‌تللی می‌کنه

‫البته واسه جیب داشتن اول باید یه شلوار پاش کنه

‫اصلاً حرفی

‫از میز گردتون نمی‌زنه. به یه ورش هم نیست

‫"به یه ورش نیست"؟ عجب

‫حداقل کاری به کارمون نداره

‫بعضی وقتا

‫شب‌ها پا می‌شه

‫- وقتی پا می‌شه... - منم اگه جاش بودم

‫اصلاً از جام تکون نمی‌خوردم

‫داری به چی تیکه می‌ندازی

‫خداها بهش یه

‫شمشیر خفن دادن

‫که باهاش ناخون بگیره؟ نه، که لنسلو رو نفل‌اش کنه

‫نفل‌اش کرد

‫فک نکنم

‫- وقتی هم که حرف خداها رو گوش ندی... - می‌شه گناهِ

‫نافرمانی

‫اگه من این بارو به دوش می‌کشیدم

‫منم بودم بلند نمی‌شدم

‫سلام‌علیک، بفرما

‫زیادی شلوغش نکردین

‫صبحی دارین جون می‌کَنین

‫دارین چی سر هم می‌کنین

‫سرورم، درست همون لحظه‌ای

‫که این نامه رو قاپیدیم

‫بساط میز گرد رو ول کردم

‫خواب نمی‌بینید

‫خانواده زنتون

‫اولین جلسه

‫میز گرد جدید رو راه انداختن. - اونم بی‌خبر

‫خب با نامه خبر می‌دیم دیگه

‫خب؟ این که خوبه

‫- آخه... - عموجون، ما هنوز آماده نیستیم

‫آماده می‌شید

‫عجب

‫سرورم

‫شما موافقید

‫خب، موافقم

‫البته تا وقتی که قرار نباشه خودم برم

‫فکر کنم همه دیگه

‫با فاز جدیدت یعنی «ساز مخالف» آشنا شدیم

‫قبولش کردیم

‫ولی دیگه شورشو درنیار؛ بدون تو که میز گرد معنی نداره

‫من کسی رو مجبور نمی‌کنم. اگه می‌خواید، خودتون ردیفش کنید

‫من نمیام

‫به این همه شوالیه که الکی

‫کشوندیم اینجا چی بگم؟ «خوش اومدید

‫پادشاه نداریم»

‫پادشاه نداریم و اوضاع خیلی خیطه

‫- سرورم... - اصرار نکن

‫اون نمیاد

‫باید عادت کنی بدون اون سر کنی

‫چون دیر یا زود

‫«دیر یا زود»

‫این بار دیگه جا نمی‌زنه

‫وقتی کملوت داشت می‌ریخت

‫تو قشنگ نشسته بودی

‫که آوار بریزه سرت

‫اگه بچه‌ها نبودن، هنوزم همون‌جا موندنی بودی

‫به شما چه آخه

‫مردم بریتانیا تازه ۱۰ سال

‫دیکتاتوری لانسلو رو از سر گذروندن

‫اگه قرار بود بهشون امید واهی بدی

‫همون عربستان می‌موندی سنگین‌تر بودی

‫تو عربستان برده بودم

‫اینجا پادشاهم

‫ولی باور کن

‫تو همون عربستان حالم بهتر بود

‫نه

‫لانسلو رو نمی‌کشم

‫نه، رئیس میز گرد هم نمی‌شم

‫یه لحظه

‫فکر کردم

‫ولی نه

‫مرد این کار نیستم

‫هی

‫ای بابا

‫بچه رو بنداز رو کولت

‫تا بزنیم به چاک. - قبلش

‫بپاشیم

‫کلبه قراره بره هوا

‫ما هم جیم می‌زنیم

‫کار فوری دارین یا می‌تونیم مزاحمتون بشیم

‫اینم چهارمی

‫این یکی باید بیرون بمونه

‫۴ نفر، حتی اگه با هم نیستید. رو یه میز دونفره پیش مستراح

‫یا اینکه برید تو جنگل علف بچرید

‫هی، اراذل

‫۲۰ تا سکه دیگه

‫- ۲۰ تا؟! - یه ساعته منتظر غداییم

‫پس دو وعده شام می‌خورید

‫پوف

‫شوخی نکن

‫وسط فصل نمایشگاه که نمی‌زنی به چاک

‫رو این چی نوشته؟ گفتی احضاریه‌ست

‫آره، ولی... پوف

‫اگه نمی‌دونی چی می‌خوای

‫دوباره برو ته صف

‫- می‌دونه چی می‌خواد؟ - هیچی

‫فقط تف می‌پاشه، هیچی نمی‌فهمم

‫بزن به چاک! برو ته صف

‫برو ته صف، زپرتی

‫می‌دونی که سواد ندارم

‫وقتی نامه‌ای می‌رسه، بهم بگو چیه

‫این یکی حتماً خبری

‫از لرد پرسیواله

‫لرد پرسیوال به درک

‫این یکی چیه؟ نشان کارملید

‫آره، شاید یه جور احضاریه باشه

‫اگه بزنی به چاک، من چه خاکی تو سرم بریزم

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left