Pierwsze 200 wierszy.
به پیشنهاد دکتر کوپر-
من میتونستم .مانیتور صوتی سی وی پی رو خراب کنم
که به تَبَعش .دستگاه وس-کام از کار بیفته
.و نزدیک بود این کار رو بکنم
اگه این اتفاقی که برات ،عواقب سنگینی داشت میفتاد
.من همه چیزُ متوقف میکردم
.خودم این کارو انجام میدم-
.فکر میکردم قراره جراحی کنم-
.میتونی ببینیش-
.بهترین چیزها برای افراد قدرتمنده- .متاسفم-
.جلوی دکتر مارسل شرمنده شدم
.میخوام با مشاورم معاشقه کنم
چه مدت این کارو میکردی؟-
.سی و پنج سال - .چطوری؟ -
.تو باید اون روز های خوبُ نگه داری -
.باید اون موفقیتهات رو نگه داری -
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
شوخی میکنی، پدر؟ - .چی؟ نه اشکال نداره -
.اینجا منطقه قرمزه .فقط برای موارد اورژانسیه
نه، ببین
.الان این اورژانسیه
اوه، میدونی چیه؟ .میخواستم اینُ بررسی کنم
.سیستم پی تی دی جدید
تو سریعترین زمان ممکن .میتونم واحد هامو چک کنم
ولی، ببین، میتونم بعدا بررسیش کنم؟
.باید برم .دیرم شده
همهچی مرتبه؟ - .اوه، آره. ما خوبیم -
این یه تور گردشی با پلیسه
.برای نشون دادن سختی کار پلیس به شهروند
.آره، ممنون - .آره -
آبروتُ بردم؟
.بعدا میبینمت -
.بیخیال ،بابا
.باشه، من رفتم
هی، چه خبر؟ -
،یادت میاد وقتی که تو کلاس عملی بودیم
،وقتی که داشتیم امتحان سینه رو میدادیم
بهمون گفتن با بیمارای فرضی کوتاه صحبت کنین؟
.آره، که بتونن اونا رو راحت بذارن
.آره، و یه پسر به اسم مَندلبرات اونجا بود -
.خیلی ناجور بود بعد با حالت طلبکارانه داد زد
.یکی از اونا اون آخر هفته چیکار کرد
.اوه - اون تو اجلاس بعدی برای پزشکان زن -
.سخنرانی میکنه
.صبر کن، اون مندلبرات نبود -
.ریچاردسون بود
.نه. کاملا مطمئنم مندلبرات بود
.نه ریچاردسون بود - .تو یک ذره هم تغییر نکردی -
.همیشه با من بحث میکنی - .نه من نمیخوام باهات بحث کنم -
.قهوه دوبل برای دکتر هَمر - .سه تا برای دکتر هَلستِد
.ممنون -
.روز خوبی داشته باشید .تو هم همینطور، ممنون کارلی
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
دکتر هلستد، برای دکتر کوپر مشکلی پیش اومده؟
.خیلی هم خوبه، فکر کنم - اوه، آره؟
.منظورم اینه که هنوز چیزی بهم نگفته -
.صبح بخیر - .خانم گودوین، ویل
.مَت -
.داشتم دنبالت میگشتم -
میخواستم بهت بگم
.کنفرانس چند روز دیگه برگزار میشه
مراقبت های ویژه ملی - .جلسه سالانه جامعه
.اینجا توی شیکاگو - .تو باید بری
.وَسیکس قراره اسپانسر برجستهش باشه
.اونا قراره یه غرفه انحصاری داشته باشن
این برات یه فرصت فوقالعادهس
.که بتونی مدیران سطح بالا رو ملاقات کنی
اوه، فکر میکنی بتونی اون روز بهش مرخصی بدی؟
این خیلی خوبه که دکتر های ما -
.بتونن تخصصشون رو گسترش بدن
.من میام - .خوبه، عالیه -
.جزئیاتُ بعدا بهت میگم .خانم گودوین
.بنظر خوب میاد -
و شاید بتونم کاری کنم مثل کوپر .بهم پیشنهاد قرارداد بدن
،وای خدا، باید این تماسُ جواب بدم .ولی تو توی مسیر درستی هستی
.ممنون لاشوان - .صبح بخیر علیم
.هی .هی -
کی رسیدی؟ -
.نمیدونم - .حدود ساعت چهار
خیلی زود بود؟ -
.همیشه دوست دارم روزم رو زود شروع کنم
دو ساعت زودتر از شیفتت؟ -
، خب اگه بیمارامُ زودتر از موعد ببینم
.میتونم درک بهتری از وضعیتشون داشته باشم
اینطوری من میتونم .جواب های کاملی داشته باشم
،به علاوه، اگه زودتر بیام اینجا
.میتونم برای امتحاناتم درس بخونم
برای خوابیدن هم وقت داری؟ -
چی بگم؟ - .زندگی پزشکای مقیم همینه
.دکتر مارسل - بله -
.اورژانس سه - ورودی جدید
چی داریم؟ -
،آوری کوین .بیست و هشت ساله، تصادف کرده
.فشار خون 80 روی 45
.ضربان قلب 114، سطح اکسیژن خون روی 88
.خب اوری، من دکتر مارسلم
قراره ازت خوب مراقبت کنیم، باشه؟
.خیلی درد میکنه
،برای انتقال خون آماده بشید - .بهش 50 تا فینتانیل تزریق کنین
آماده باشید بچهها .با شمارش من
.یک، دو، سه
اینم از این - .خب، بیاین برش گردونیم
.چیزی نیست .ما خوبت میکنیم. تخت رو بگیرید
.خوبه. خوبه -
اوری، میتونی بازو هاتُ کنار بذاری؟
شاید یه کم درد احساس کنی، باشه؟
.سطح اکسیژن به 82 کاهش پیدا کرد
.اوری. اوری - .اوری... داره از دست میره
،باید لوله داخل تراشه نصب کنیم ، صد میلی گرم(سوکس
من به یک آزمایش خون کامل .و یک پانل متابولیک جامع نیاز دارم
باید ازش عکس برداری کنین .اتاق جراحی 12 رو آماده کنین
.نه، باید به اتاق جراحی شماره هفت برید - ببخشید؟ -
.آره. از اینجا به بعد من هستم
.تست انعقاد و عملکرد کبد هم اضافه کنین
.دکتر بلیک، فکر کنم دارید اشتباه میکنید
،این یک حادثه رانندگیه .نه یک جراحی پیوند
.آره. دارم میبینم
.مایعات آزاد بدن داره و بهش شوک وارد شده
.تو کبدش پارگی وجود داره ولی قابل ترمیمه
.باید همین الان با اتاق عمل ببریمش .باشه.برای انتقال آمادهش کنین -
،با تمام احترام دکتر بلیک .شما یک جراح پیوند اعضا هستین
.اینُ به من بسپرین .ممنون، دکتر مارسل -
.اما الان این موردُ به عهده میگیرم
.متاسفم، نمیتونم چنین اجازه ای بهتون بدم
.این بیمار منه
.متوجهام، ولی اون دختر منه -
.حالا ازتون میخوام برید کنار
.بریم
بیمار پیوند اعضا گرفتی؟
.نه. نگرفتم
.ولی مشکلی داریم
.هی، الکس، من دکتر اسکات هستم
.من هم سوزان هستم .این تاد ه
.و این رای... رایانه، بیخیال
هی، رایان، یه جفت دستکش بهم میدی؟ -
رایان اون دستکش هارو بذار کنار باشه؟ -
.ممنون -
الکس، اینجا میگه که
.با تفنگ اسباب بازی به سرت ضربه خورده
.آره - .خیلی درد میکنه -
باز خداروشکر با تیر پلاستیکی به سرت ضربه خورده
.نه تیر واقعی
.بس کن -
.حادثه سهوی بود - .بچه ها داشتن بازی میکردن
.مامان، اون اسلحه پلاستیکی نبود - .باشه -
.من اصلا ندیدم چه اتفاقی افتاد .من-- باشه
.رایان - .مامان--- مامان
. هی، یه دقیقه صبر کن - --مامان -
...اونا تو زیرزمین بودن و -
.اون اسلحه پلاستیکی نبود - .رایان، باشه -
.هی، هی، هی، رایان -
چی شده رفیق؟ .بهم بگو
.اون سلاح اولترا بلستر بود - .اوه، آره
تفنگ ساچمهای سه تایی؟
.آره
.ببخشید دکتر -
تاد، میشه اونُ برای پیادهروی به سمت کامیون ببری؟
.دارو هاشو بهش بده .باشه، با پدرت برو. برو
.هی، رفیق روز سختیه، مگه نه؟
.اون "اِی دی اچ دی" داره
،بله، بهش آدرال میدیم
،ولی دائما دوزشو زیاد میکنیم
.بعضی وقتا روزهای سختی داریم
.میدونم - .چیزی نیست
تو چطور؟ حالت چطوره؟
.من خوبم -
مطمئنی؟ -
.خب پس
به فشار دادن روی زخم ادامه میدیم
.و همشو بخیه میزنیم .زیاد طول نمیکشه
.ممنون - .خواهش میکنم -
هی، مگز .یکی رو برای بخیه زدن بفرست اورژانس شیش
.من میرم -
. تو هنوز دو تا مریض داری
مطمئنی وقتشو داری؟ .نگران نباش -
.میرم انجامش بدم
صبح سختیه، مگه نه؟ - .آره -
.خانوادهشون مشکلات سختی دارن
.دارم یه پسر 10 ساله به اسم الکسُ درمان میکنم
.برادرش "ای دی اچ دی" داره
.بنظر میاد این خیلی اذیتشون میکنه
.آره -
.انرژی زیادی از خانواده میگیره
.اوه، آره -
والدین روی بچه بیمارشون تمرکز میکنن
و با بچه دیگه طوری رفتار میکنن .که انگار وجود نداره
.آره، متاسفانه رایجم هست
حتی این یه بیماری حساب میشه که بهش میگن
.سندروم کودک روشن
.اوه، آره، دقیقا همین اتفاق داره میفته
آره، اگه فکر میکنی والدینش موافقن
میتونم چند نوبت .مراجعه به روانپزشک براش جور کنم
.فکر کنم این عالی باشه - ممنون
.اوه
دکتر چوی، بهش اصرار کردم که
میخوام مراحل درمانی .ترک اعتیادشو بروزرسانی کنم .باید جواب بدم
خوبه. بهش بگو .من هنوز منتظرم که باهاش ملاقت کنم
.بهش میگم
، میفهمم که این خیلی برات سخته
و دقیقا به همین دلیله که .نمیتونم بذارم بری داخل
No comments yet. Be the first to leave one.