Pierwsze 200 wierszy.
اگه بگم برام یه شهر زیرزمینی طراحی کن
یه شهر برای 25 هزار نفر، چه جوابی میدی؟
بهت میگم غیرممکنه
پس هیچ مقدار پولی نیست که باهاش بتونی
فضایی به اون بزرگی رو حفاری کنی
شهرم رو برام بساز!
تو اون اصل کاریه رو تو وجودت داری سم
پدرم هنوز با این جملات خردم میکنه
«تو جوکی بیش نیستی. تو پیتر لافوردی. فقط بخاطر پارتیای
- که داری تو بند راهت دادن» - یا خدا
پس باید کاری که حرفش رو زدیم انجام بدی
بکششون. دستور میدم
مردم باید بدونن که بازموندههایی هستن
باید بدونن عزیزانشون ممکنه اون بالا زنده باشن
و من حقیقت رو بهشون میگم
نه، نمیگی
اگه بخوام یه نوار میکس درست کنم، امکانش هست؟
مستقیم، بالای پلهها
چند وقته حرفها و رفتارش رو تحت نظر دارم
و میخوام از پا درش بیارم
مردم زندهان و فکر میکنم زنت هم یکی از اونا باشه
من تری راجرز-کالینز هستم
اینجا با بازموندههای دیگه داریم...
بنظرم یه سراغ از دخترت بگیر
جین! وای خدا!
الان فقط میتونم از همه این ماجراها قایم بشم
- میشه باهام بیای؟ - حله
باشه
همکارهای من رو آزاد میکنی
بعدم کسی که رئیسجمهور رو کشت رو پیدا میکنی
البته اگه میخوای دوباره دختر یا زنت رو ببینی
دیانای صحنه قتل کال با هیچکس از پناهگاه تطابق نداشت
بنظر میرسه قاتلمون از بیرون اومده
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
شهرم رو برام بساز!
خیلیخب پسرا، نیمساعت وقت دارین
نیمساعت، سی دقیقه، نه سی و یک، نه سی و دو، چون...
- هر دقیقه اهمیت داره - درسته
- هی، رئیس - بله؟
فهمیدم میخوام با پول این کار چیکار کنم
خب، صندوق شهرداری؟
نه
یه داف خوشگل با یه کون تپل جور میکنم
اینم به همون اندازه سرمایهگذاری خوبیه
هی، واکاندا، تو با پولش چیکار میکنی؟
میفرستمش خونه برای مادرم
وای خدا
حالا عذاب وجدان دارم که خواستم برای کص خرجش کنم
یالا، بریم
اون قیافه و بوش خیلی بهتر
از هر کوفتیه که این هست
- بیا - اوه، نیازی نیست
بخور
تلاشم رو کردم که اونطور که مادرم درست میکنم درستش کنم
ادویهها
نذاشتن ادویهها رو بیارم
بخور
همینجوری یه دونه بردارم؟
اینجوری
وای خدا
شوخی میکنی؟ این حرف نداره آدام
- عبدالرحمان - عبدالرمام
همون آدام خوبه
ولی ممنون که تلاشت رو کردی
خواهش
سس
امکان نداره
اینو از کجا پیدا کردی؟
چهار تا فروشگاه غذایی غرب آفریقایی رو گشتم
هی!
الان رو ابرام
- سانته - به سلامتی
به سلامتی هر جایی جز اینجا
هی، رفیق، خوبی؟
این چیه؟
پسماند آرسنوپیریتـه
- یه سولفید آرسنیک آهنه - میدونم. میدونم چیه
لعنتی
باید اینجا رو تعطیل کنیم. باید بتونیم همه رو به موقع...
این سلامت محل رو به خطر میندازه؟
همونطور که میدونی، این سولفید
فقط در اوایل حفاری سمیه
پس اگه سوالت اینه که اینجا در نهایت بیخطر میشه، آره میشه
ولی کسایی که توش کار میکنن در خطرن
مریض و مریضتر میشن
میفهمم، میدونم
ببین، بچهها رو فعلا بفرست اقامتگاه
باشه؟ امشب رو به همه مرخصی بده
مشکلی نیست، حلش میکنم
- آره - خب؟
آره، باشه
من مدیر پروژهام
- کار نمیکنه - نمیتونم راهتون بدم قربان
باید کارتتون رو بگیرم
- چی؟ چه خبره؟ - شرمنده. تصمیمش با من نبود
چرا کارگرهام دوباره رفتن اون پایین؟
ماسک میذارن و کارمون رو ادامه میدیم
قول میدم، هر کاری ازم بربیاد میکنم که در امان نگهشون دارم
حفاری ادامه پیدا میکنه، باید ادامه پیدا کنه
جفتمون میدونیم اینجا تاسیسات بازیافت نیست
واقعا داریم اینجا چی میسازیم؟
خفه شو
ببین، به نفعته با این آدما درگیر نشی
اطلاعات دارن. یه اتفاقی تو راهه
یه فاجعه
لطفا، این کار و این کارگرها رو فراموش کن
کاری از دستت برنمیاد
- آندرز، وایسا - هیچکدوم از ما کاری ازمون برنمیاد
وایسا!
آدام، گوشی رو جواب بده
فقط... گوش نمیدی وقتی میگم یه اتفاقی قراره بیفته
آدام، منم دوباره
میدونم فکر میکنی دیوونهام، ولی لطفا بهم زنگ بزن
گوش نمیدی بهم
هیچکس بهم گوش نمیده
خب... به زودی گوش میدن
همهتون به زودی گوش میدین
سلاح!
دنیا حق داره بدونه!
همه حقشونه بدونن!
« بـهـشـت »
« قسمت هشت: مردی که رازداری میکرد »
من دنبال شوهرم، زیویر کالینز، میگردم
بچههام، پرسلی و جیمز
داشتن میرفتن سمت یه مجتمع تو کلرادو
تکرار میکنم...
من تری راجرز-کالینز هستم
اینجا با بازموندههای دیگه...
بنظرم یه سراغ از دخترت بگیر
تموم شد. ولشون کن
چی داری زر میزنی؟
سیناترا رئیسجمهور رو نکشته
جواب دیانای صحنه قتل اومده
مال هیچ یک از افراد این پایین نیست
در نتیجه دیانایـی که روی رئیسجمهور بوده
مال کسیه که یا یواشکی اومده اینجا
یا قبل از اومدن ما اینجا بوده
باید بفهمم طرف کیه، و باید سریع پیداش کنم
تو هم به همه بگو
که عقب بکشن. تفنگت رو بده من
فکرشم نکن که تفنگم رو بدم بهت
باید برگردم سر صحنه جرم. یه چیزی جا مونده
کالینز، کالینز، گوش کن. ما کارمون رو کردیم
نه رابینسون، یه چیزی رو از قلم انداختی
ببین، اگه دیانای مال مردمِ اینجا نیست
باید روز ورود رو بررسی کنیم
باشه، هر کاری میخوای بکن
با چه کوفتی تهدیدت کرده؟
دخترم
هموطنان من
مشخصا، امروز اتفاقات غیرعادیای رو شاهد بودیم
میخوایم بهتون اطمینان بدیم که همه در امان هستند
و نظم دوباره برقرار شده
شما در خطر نیستید، اما نیروی پلیس
برای انجام کارش نیاز به فضا داره
هر اطلاعات محرمانهای که روی تبلت هست
هر دسترسی از راه دور به سروری که هست، حذف بشه
- همش؟ - همش
گفت «اون بیرون نگهش دار
تا من با بقیه صحبت کنم»
«یه نفر رو پیدا کردن، یه بازمونده
و میدونن که بازموندههای دیگهای هم هستن»
با این که اوضاع تحت کنترله
رویدادهای امروز مشخص کرد
که رئیسجمهور کال بردفورد
ممکنه در نتیجهی یک جنایت فوت شده باشه
خیلیخب، بنظرم نباید انقدر تند بری
یه استراحت نیاز داری
سامانتا. سامانتا، بیا اینجا
اینجا یه چیزی از هم پاشیده
سم
تو داری از هم میپاشی. بذار کمکت کنم
بنظرم بهتره دیگه وقتت رو برای من حروم نکنی گابریلا
من اونی نیستم که فکر میکنی
کارهای وحشتناکی کردم
کارهای ناگفتنی و وحشتناکی کردم
خیلیخب، چیزی نیست که نشه...
دیگه مرخصی دکتر ترابی
فعلا از همه میخوایم که داخل خونههاشون بمونن
و خیالشون راحت باشه که عدالت اجرا خواهد شد
همهچیز به زودی به حالت عادی بازخواهدگشت
من و بیلی مینشستیم خونه
و کل روز مثل سگ غذا میخوردیم تا اینکه دلمون درد بگیره
ببخشید، خیلی ضدحالم من
نه... نیاز به عذرخواهی نیست
عه، بهتره... بهتره دیگه تنهات بذارم
نه، نه، بمون
لطفا. فقط یه کوچولو دیگه
باشه
ببخشید. شرمنده
جین هستم
میدونم با زیویر کالینز صمیمی هستی
ولی باید بدونم کاری که لازمه رو انجام میدی
- میخوای چیکارش کنم؟ - نه، ترتیب کالینز رو خودم میدم
ولی موندم با دختره باید چیکار کنیم
زیادی اطلاعات داره
ممکنه به تو اتهام بزنه، و همین اتهامات رو میاره سمت من
مطمئنم فقط بدبین شدم، ولی...
- حلش میکنم - نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.