Paradise

Paradise

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Paradise 2025 S01E08 WEB
Komentarz od HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tagi

webdl
Opublikowano: 2025-03-04
Pobrania: 139
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫اگه بگم برام یه شهر زیرزمینی طراحی کن

‫یه شهر برای 25 هزار نفر، ‫چه جوابی میدی؟

‫بهت میگم غیرممکنه

‫پس هیچ مقدار پولی نیست که باهاش بتونی

‫فضایی به اون بزرگی رو حفاری کنی

‫شهرم رو برام بساز!

‫تو اون اصل کاریه رو تو وجودت داری سم

‫پدرم هنوز با این جملات خردم می‌کنه

‫«تو جوکی بیش نیستی. ‫تو پیتر لافوردی. فقط بخاطر پارتی‌ای

‫- که داری تو بند راهت دادن» ‫- یا خدا

‫پس باید کاری که حرفش رو زدیم انجام بدی

‫بکششون. دستور میدم

‫مردم باید بدونن که بازموند‌ه‌هایی هستن

‫باید بدونن عزیزانشون ممکنه اون بالا زنده باشن

‫و من حقیقت رو بهشون میگم

‫نه، نمیگی

‫اگه بخوام یه نوار میکس درست کنم، ‫امکانش هست؟

‫مستقیم، بالای پله‌ها

‫چند وقته حرف‌ها و رفتارش ‫رو تحت نظر دارم

‫و می‌خوام از پا درش بیارم

‫مردم زنده‌ان و فکر می‌کنم ‫زنت هم یکی از اونا باشه

‫من تری راجرز-کالینز هستم

‫اینجا با بازمونده‌های دیگه داریم...

‫بنظرم یه سراغ از دخترت بگیر

‫جین! وای خدا!

‫الان فقط می‌تونم از همه این ماجراها قایم بشم

‫- میشه باهام بیای؟ ‫- حله

‫باشه

‫همکارهای من رو آزاد می‌کنی

‫بعدم کسی که رئیس‌جمهور ‫رو کشت رو پیدا می‌کنی

‫البته اگه می‌خوای دوباره دختر یا زنت رو ببینی

‫دی‌ان‌ای صحنه قتل کال ‫با هیچکس از پناهگاه تطابق نداشت

‫بنظر می‌رسه قاتلمون از بیرون اومده

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫شهرم رو برام بساز!

‫خیلی‌خب پسرا، نیم‌ساعت وقت دارین

‫نیم‌ساعت، سی دقیقه، ‫نه سی و یک، نه سی و دو، چون...

‫- هر دقیقه اهمیت داره ‫- درسته

‫- هی، رئیس ‫- بله؟

‫فهمیدم می‌خوام با پول این کار چیکار کنم

‫خب، صندوق شهرداری؟

‫نه

‫یه داف خوشگل با یه کون تپل جور می‌کنم

‫اینم به همون اندازه سرمایه‌گذاری خوبیه

‫هی، واکاندا، تو با پولش چیکار می‌کنی؟

‫می‌فرستمش خونه برای مادرم

‫وای خدا

‫حالا عذاب وجدان دارم که ‫خواستم برای کص خرجش کنم

‫یالا، بریم

‫اون قیافه و بوش خیلی بهتر

‫از هر کوفتیه که این هست

‫- بیا ‫- اوه، نیازی نیست

‫بخور

‫تلاشم رو کردم که اونطور که ‫مادرم درست می‌کنم درستش کنم

‫ادویه‌ها

‫نذاشتن ادویه‌ها رو بیارم

‫بخور

‫همینجوری یه دونه بردارم؟

‫اینجوری

‫وای خدا

‫شوخی می‌کنی؟ ‫این حرف نداره آدام

‫- عبدالرحمان ‫- عبدالرمام

‫همون آدام خوبه

‫ولی ممنون که تلاشت رو کردی

‫خواهش

‫سس

‫امکان نداره

‫اینو از کجا پیدا کردی؟

‫چهار تا فروشگاه غذایی ‫غرب آفریقایی رو گشتم

‫هی!

‫الان رو ابرام

‫- سانته ‫- به سلامتی

‫به سلامتی هر جایی جز اینجا

‫هی، رفیق، خوبی؟

‫این چیه؟

‫پسماند آرسنوپیریت‌ـه

‫- یه سولفید آرسنیک آهنه ‫- می‌دونم. می‌دونم چیه

‫لعنتی

‫باید اینجا رو تعطیل کنیم. ‫باید بتونیم همه رو به موقع...

‫این سلامت محل رو به خطر میندازه؟

‫همونطور که می‌دونی، این سولفید

‫فقط در اوایل حفاری سمیه

‫پس اگه سوالت اینه که ‫اینجا در نهایت بی‌خطر میشه، آره میشه

‫ولی کسایی که توش کار می‌کنن در خطرن

‫مریض و مریض‌تر میشن

‫می‌فهمم، می‌دونم

‫ببین، بچه‌ها رو فعلا بفرست اقامتگاه

‫باشه؟ امشب رو به همه مرخصی بده

‫مشکلی نیست، حلش می‌کنم

‫- آره ‫- خب؟

‫آره، باشه

‫من مدیر پروژه‌ام

‫- کار نمی‌کنه ‫- نمی‌تونم راهتون بدم قربان

‫باید کارتتون رو بگیرم

‫- چی؟ چه خبره؟ ‫- شرمنده. تصمیمش با من نبود

‫چرا کارگرهام دوباره رفتن اون پایین؟

‫ماسک می‌ذارن و کارمون رو ادامه میدیم

‫قول میدم، هر کاری ازم بربیاد ‫می‌کنم که در امان نگهشون دارم

‫حفاری ادامه پیدا می‌کنه، ‫باید ادامه پیدا کنه

‫جفتمون می‌دونیم اینجا تاسیسات بازیافت نیست

‫واقعا داریم اینجا چی می‌سازیم؟

‫خفه شو

‫ببین، به نفعته با این آدما درگیر نشی

‫اطلاعات دارن. ‫یه اتفاقی تو راهه

‫یه فاجعه

‫لطفا، این کار و این کارگرها رو فراموش کن

‫کاری از دستت برنمیاد

‫- آندرز، وایسا ‫- هیچکدوم از ما کاری ازمون برنمیاد

‫وایسا!

‫آدام، گوشی رو جواب بده

‫فقط... گوش نمیدی وقتی میگم ‫یه اتفاقی قراره بیفته

‫آدام، منم دوباره

‫می‌دونم فکر می‌کنی دیوونه‌ام، ‫ولی لطفا بهم زنگ بزن

‫گوش نمیدی بهم

‫هیچکس بهم گوش نمیده

‫خب... به زودی گوش میدن

‫همه‌تون به زودی گوش میدین

‫سلاح!

‫دنیا حق داره بدونه!

‫همه حقشونه بدونن!

‫« بـهـشـت »

‫« قسمت هشت: مردی که رازداری می‌کرد »

‫من دنبال شوهرم، زیویر کالینز، می‌گردم

‫بچه‌هام، پرسلی و جیمز

‫داشتن می‌رفتن سمت یه مجتمع تو کلرادو

‫تکرار می‌کنم...

‫من تری راجرز-کالینز هستم

‫اینجا با بازمونده‌های دیگه...

‫بنظرم یه سراغ از دخترت بگیر

‫تموم شد. ولشون کن

‫چی داری زر می‌زنی؟

‫سیناترا رئیس‌جمهور رو نکشته

‫جواب دی‌ان‌ای صحنه قتل اومده

‫مال هیچ یک از افراد این پایین نیست

‫در نتیجه دی‌ان‌ای‌ـی که روی رئیس‌جمهور بوده

‫مال کسیه که یا یواشکی اومده اینجا

‫یا قبل از اومدن ما اینجا بوده

‫باید بفهمم طرف کیه، ‫و باید سریع پیداش کنم

‫تو هم به همه بگو

‫که عقب بکشن. تفنگت رو بده من

‫فکرشم نکن که تفنگم رو بدم بهت

‫باید برگردم سر صحنه جرم. ‫یه چیزی جا مونده

‫کالینز، کالینز، گوش کن. ‫ما کارمون رو کردیم

‫نه رابینسون، یه چیزی رو از قلم انداختی

‫ببین، اگه دی‌ان‌ای مال مردمِ اینجا نیست

‫باید روز ورود رو بررسی کنیم

‫باشه، هر کاری می‌خوای بکن

‫با چه کوفتی تهدیدت کرده؟

‫دخترم

‫هم‌وطنان من

‫مشخصا، امروز اتفاقات غیرعادی‌ای رو شاهد بودیم

‫می‌خوایم بهتون اطمینان بدیم ‫که همه در امان هستند

‫و نظم دوباره برقرار شده

‫شما در خطر نیستید، ‫اما نیروی پلیس

‫برای انجام کارش نیاز به فضا داره

‫هر اطلاعات محرمانه‌ای که روی تبلت هست

‫هر دسترسی از راه دور به سروری که هست، ‫حذف بشه

‫- همش؟ ‫- همش

‫گفت «اون بیرون نگهش دار

‫تا من با بقیه صحبت کنم»

‫«یه نفر رو پیدا کردن، یه بازمونده

‫و می‌دونن که بازمونده‌های دیگه‌ای هم هستن»

‫با این که اوضاع تحت کنترله

‫رویدادهای امروز مشخص کرد

‫که رئیس‌جمهور کال بردفورد

‫ممکنه در نتیجه‌ی یک جنایت فوت شده باشه

‫خیلی‌خب، بنظرم نباید انقدر تند بری

‫یه استراحت نیاز داری

‫سامانتا. سامانتا، بیا اینجا

‫اینجا یه چیزی از هم پاشیده

‫سم

‫تو داری از هم می‌پاشی. ‫بذار کمکت کنم

‫بنظرم بهتره دیگه وقتت ‫رو برای من حروم نکنی گابریلا

‫من اونی نیستم که فکر می‌کنی

‫کارهای وحشتناکی کردم

‫کارهای ناگفتنی و وحشتناکی کردم

‫خیلی‌خب، چیزی نیست که نشه...

‫دیگه مرخصی دکتر ترابی

‫فعلا از همه می‌خوایم که ‫داخل خونه‌هاشون بمونن

‫و خیالشون راحت باشه که ‫عدالت اجرا خواهد شد

‫همه‌چیز به زودی به حالت عادی بازخواهدگشت

‫من و بیلی می‌نشستیم خونه

‫و کل روز مثل سگ غذا می‌خوردیم ‫تا اینکه دلمون درد بگیره

‫ببخشید، خیلی ضدحالم من

‫نه... نیاز به عذرخواهی نیست

‫عه، بهتره... بهتره دیگه تنهات بذارم

‫نه، نه، بمون

‫لطفا. فقط یه کوچولو دیگه

‫باشه

‫ببخشید. شرمنده

‫جین هستم

‫می‌دونم با زیویر کالینز صمیمی هستی

‫ولی باید بدونم کاری که لازمه رو انجام میدی

‫- می‌خوای چیکارش کنم؟ ‫- نه، ترتیب کالینز رو خودم میدم

‫ولی موندم با دختره باید چیکار کنیم

‫زیادی اطلاعات داره

‫ممکنه به تو اتهام بزنه، ‫و همین اتهامات رو میاره سمت من

‫مطمئنم فقط بدبین شدم، ولی...

‫- حلش می‌کنم ‫- نه، نه

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left