Treason

Treason

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Treason S01E01 WEBRip x264-ION10
Treason S01E01 1080p WEBRip x265-RARBG
Treason S01E01 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Treason S01E01 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Treason S01E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Treason S01E01 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Treason S01E01 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Treason S01E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Treason S01E01 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Treason S01E01 XviD-AFG
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

webrip
web
x264
BRip
1080
x265
720p
720
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
XviD
Opublikowano: 2022-12-26
Pobrania: 26
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫می‌تونیم درستش کنیم؟

‫مجبوریم درستش کنیم.

‫فرض کنین رازی دارین.

‫نمی‌خواین کسی ازش خبردار بشه،

‫ولی دشمنانتون به هر دری می‌زنن ‫که ازش خبردار بشن.

‫خب، چیکار می‌کنین که به گرد پاتون نرسن؟

‫تک‌تک کارکنان «اِم‌آی۶»...

‫هر روز در تمام نقاط دنیا ‫در خفا تلاش می‌کنن...

‫امنیت و قدرت بریتانیا رو ‫بیش از پیش تأمین کنن...

‫که دشمنانمون به گرد پامون نرسن.

‫کسی می‌دونه رئیس «اِم‌آی۶» رو ‫چی خطاب می‌کنن؟

‫- عه، عجب! خیلی‌خب، بگو. ‫- «میم»؟

‫نه. حدس خوبی بود.

‫در واقع «میم» خطابش نمی‌کنن. ‫تو فیلم‌ها اون شکلیه. «کاف» خطابش می‌کنن.

‫کسی می‌دونه «کاف» مخفف چیه؟

‫کسی جز کالوم نمی‌دونه؟

‫نه؟

‫- بگو رفیق. ‫- مخفف «کنترل»ـه.

‫مخفف «کنترل»ـه. ‫درست گفتی.

‫خب، «کنترل» رئیس تک‌تک مأموران ‫«اِم‌آی۶»، از جمله خودمه.

‫من معاونشم، ولی رئیس اصلی خودشه.

‫از راه رسید.

‫«شماره ده» تماس گرفت قربان. ‫نخست‌وزیر می‌خوان گپ کوتاهی بزنن.

‫می‌خوان بهتون اطمینان خاطر بدن ‫تا جانشینی انتخاب نشه،

‫همه‌چی طبق روال عادی پیش می‌ره.

‫می‌گم امروز بعدازظهر ‫باهاشون صحبت می‌کنین.

‫ممنون زویی.

‫- کتتون رو بدین سر مارتین. ‫- صبح به خیر.

‫سلام نایجل. حالت چطوره؟

‫کمی از تماست غافلگیر شدم. ‫اوضاع چطوره؟ مری چطوره؟

‫خوبه. بشینیم؟

‫دو محافظ شخصی داره. ‫یکی سوار ماشینه. یکی تو ساختمونه.

‫آماده باشین. خدمات بدین!

‫چشم سرآشپز.

‫وایستین...

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫[گزارش کامل نقش لرد نایجل لمبرت ‫در مهاجرت غیرقانونی و روابط نامشروع وی]

‫رئیس دیوان عالی...

‫به طور غیرقانونی واسه معشوقه ‫بیست و شش ساله‌اش ویزا می‌گیره.

‫خوراک روزنامه‌هاست.

‫نایجل.

‫می‌تونم کاری کنم ‫خبرش پخش نشه.

‫چطوری؟

‫گزارشش رسما ثبت نمی‌شه.

‫اطمینان حاصل می‌کنم که اصلا ‫به گوش پلیس‌ها یا «ام‌آی۵» نرسه.

‫در ازاش هم خواسته‌ای ندارم.

‫حداقل همین الان ندارم.

‫چی میل دارین آقایون؟

‫اِم، یه سالاد نیسوآز تن ‫با یه لیوان از همون همیشگی بیار.

‫ممنون آلیس.

‫- شما چیزی میل ندارین جناب؟ ‫- اِم، من چیزی میل ندارم، مرسی. دارم می‌رم.

‫به حرفم فکر کن.

‫تصمیمت رو به اطلاعم برسون.

‫ویسکی و آبتون رو آوردم جناب.

‫ممنون.

‫اِم، وایستا.

‫می‌تونی سینیش رو ببری.

‫[گراتز کربی را شکست داده و حداکثر ‫حامیان نخست‌وزیری را از آن خود کرد]

‫بریم.

‫بفرمایین جناب.

‫سر مارتین، حالتون خوبه؟

‫سر مارتین؟

‫موفق شدیم کارا.

‫پشم‌هام!

‫آهای! آهای، چیکار می...

‫باید بریم. بیا دیگه!

‫کجاست؟

‫چی شد؟ نیروی کمکی بفرستین! ‫نیروی کمکی بفرستین!

‫زنگ بزنین آمبولانس بیاد!

‫اِم... بگو تدی.

‫شما هم عین «۰۰۷» شماره دارین؟

‫اِم، سوال خوبی بود. ‫خب، ما شماره نـ...

‫اِم، به لحظه وایستین.

‫که این‌طور. اِم...

‫گمون کنم دیگه باید برم بچه‌ها.

‫ممنون که دعوتم کردین. ‫بهتون خوش بگذره.

‫- از آقای لارنس تشکر کنین. ‫- بابا؟

‫- ببین. خونه می‌بینمت. خب؟ ‫- خیلی لطف کردن...

‫داریم حرکت می‌کنیم.

‫- چند دقیقه پیش رخ داده؟ ‫- هشت دقیقه پیش قربان.

‫- کجا رخ داده؟ ‫- داشتن تو مجتمع خودشون ناهار می‌خوردن.

‫- حالش چطوره؟ ‫- معلوم نیست قربان.

‫دچار ایست قلبی شدن.

‫مجبور شدن قبل از رسیدن آمبولانس ‫احیاشون کنن.

‫می‌شه با رئیس دفتر تماس بگیری؟

‫باید وزیر امور خارجه رو ‫در جریان بذارم.

‫با مرکز فرماندهی تماس بگیر، ‫می‌خوام تا برگردم،

‫اتاق عملیات ویژه آماده شده باشه.

‫شعاع سه کیلومتری صحنه جرم رو مسدود می‌کنیم.

‫فیلم دوربین‌های مداربسته ‫و راهنمایی و رانندگی رو بررسی می‌کنیم.

‫- باید همه‌چی رو جمع کنیم. ‫- بهشون خبر می‌دم قربان.

‫اولامیده پشت خطه قربان.

‫سلام اولامیده، امنیت ملی تحت خطره؟ ‫بهمون حمله کردن؟

‫هنوز خبر نداریم. ‫داریم همه رو جمع می‌کنیم.

‫الان به وزیر امور خارجه وصلتون می‌کنم.

‫خانم وزیر، معاون رئیس «ام‌آی۶» پشت خطه.

‫راستش رو بخواین، ‫انتظار نداشتم این شکلی...

‫- بهم تبریک بگین. ‫- اِم، خانم وزیر؟

‫جریان رهبری رو می‌گم. ‫عذر می‌خوام، مگه واسه همین زنگ نزدین؟

‫اِم، ده دقیقه پیش سر مارتین آنجلیس رو ‫تو بیمارستان بارت بستری کردن.

‫موقع غذا خوردن تو مجتمع خودشون ‫دچار ایست قلبی شدن.

‫الان بیهوشن. ‫تو اتاق جدا بستریشون کردن.

‫اتاق جدا؟

‫جهت احتیاطه. ‫گمون می‌کنیم ممکنه مسمومش کرده باشن.

‫وای خدا.

‫آماده‌ای ریاست رو به جاش برعهده بگیری؟

‫بله خانم.

‫- تا حالا نخست‌وزیر رو دیدی؟ ‫- یه بار دیدمشون.

‫به محض این که جریان رو به پلیس‌ها گفتی، ‫واسه جفتمون تعریف می‌کنی.

‫مفهومه. ‫شاید حمله دیگه‌ای هم در کار باشه.

‫اگه واقعا خواسته باشن ‫رئیس «ام‌آی۶» رو بکشن،

‫باید سطح خطر رو افزایش بدیم.

‫باید با افراد مهمی تماس بگیری. ‫از پسش برمیای؟

‫بله خانم.

‫«خیانت» ‫فصل یکم - قسمت یکم

‫وای، الان خیلی بهتر شده دنی.

‫معلومه که تمریناتت رو انجام می‌دی.

‫خب، سعیم رو می‌کنم.

‫راستش، تو افغانستان ‫عضو هنگ سلطنتی ولز بودم.

‫- عه، واقعا؟ ‫- تو هم خدمت کرده بودی، مگه نه؟

‫- از کی شنیدی؟ ‫- یکی از پرستارها بهم گفت.

‫هوم.

‫آره، سروان هنگ چهل و هفتم ‫توپخانه سلطنتی بودم.

‫خب، از مافوق من که خیلی خوشگل‌تری.

‫بدجنس‌تر هم هستم. ‫حالا به پهلو بخواب ببینم.

‫چشم خانم.

‫لطفا انگشتتون رو ‫روی صفحه بذارین قربان.

‫مهم‌ترین المان زیست‌سنجیتون، ‫ضربان قلبتونه.

‫نمی‌شه سیگنال نوار قلب کسی رو جعل کرد.

‫این‌جوری به بالاترین سطح امنیتی ‫دسترسی پیدا می‌کنین.

‫با دبیرکل «ناتو» و رئیس «سی‌آی‌ای»...

‫قرار تماس گذاشتم.

‫باید با بقیه هم تماس بگیرین، ‫ولی بهتره اول با این دو صحبت کنین.

‫تموم شد.

‫زویی دستیار اجراییتون می‌شه.

‫من هم که رئیس دفترم،

‫به جای سر مارتین ‫تصمیمات روزمره رو می‌گیرم.

‫- در خدمت شما هم هستم. ‫- چه عالی. خب، بهم آسون نگیر.

‫باید طوری جلوه کنه که روال کاریمون ‫عین سابقه. نباید چیزی رو از قلم بندازیم.

‫باید این رو جواب بدم. ‫می‌تونم برم تو دفتر سر مارتین؟

‫الان دیگه دفتر خودتونه «کاف».

‫آها، درسته.

‫نخست‌وزیر سه دقیقه دیگه ‫تماس می‌گیره قربان.

‫مرسی زویی.

‫- مدز؟ ‫- سلام عزیزم.

‫همه‌چی مرتبه؟ ‫شرمنده، درمان‌جو داشتم.

‫آره، بدک نیست. ‫نمی‌خواستم پیغام صوتی بذارم.

‫خیلی‌خب مرموز خان.

‫- مطمئنی تنهایی؟ ‫- آره، چی شده؟

‫کمتر از یه ساعت پیش، ‫سعی کردن مارتین آنجلیس رو بکشن.

‫- حالش خیلی وخیمه. ‫- خودت خوبی؟

‫اِم، من رو رئیس کردن.

‫وای خدا. معلومه دیگه.

‫خودم می‌دونم. ‫باید یه سری مسائل رو بهم بگن.

‫ولی حتما به موقع میام خونه ‫که بچه‌ها رو بخوابونم.

‫می‌خوام خودم براشون توضیح بدم.

‫تو مدرسه بهم خبر دادن، ‫یعنی کالوم فهمیده خبری شده.

‫حواسش خیلی جمعه، مگه نه؟

‫ولی گمون کنم الا کمی ناراحت بشه.

‫آره، کمی ناراحت می‌شه.

‫ببین، شرایط زندگی همه‌مون عوض می‌شه.

‫شرمنده که مجبور شدم تلفنی بگم. ‫کاش پیش هم بودیم.

‫آره، کاش بودیم. ‫ولی همدیگه رو می‌بینیم.

‫تو به کارهای خودت برس، خب؟

‫ما چیزیمون نمی‌شه.

‫ای خدا، هزار باری تو این دفتر ‫حضور داشتم، ولی...

‫اصلا این طرف میز ننشسته بودم.

‫آدام، از پسش برمیای.

‫از پسش برمیای.

‫خیلی دوستت دارم.

‫من هم خیلی دوستت دارم عزیز دلم. خداحافظ.

‫- نخست‌وزیر پشت خط شماره یکه. ‫- ممنون زویی، وصلش کن.

‫سلام نخست‌وزیر.

‫نخست‌وزیر سطح خطر رو ‫وخیم اعلام کرده.

‫می‌خواد یه ساعت یه بار مطلعش کنیم. ‫چی دستگیرمون شده؟

‫چهره زنی رو که سفارش سر مارتین رو ‫آورده بود، توصیف کردن.

‫از کارکنان همیشگیشون نبود.

‫زنی سفیدپوست با موی تیره و رو شونه ‫و صورتی لاغر بود.

‫فیلم دوربین مداربسته رو نداریم؟

‫فقط تو دفتر دوربین هست، ‫تو فضای عمومی نیست.

‫سر مارتین یکی از اعضایی بود ‫که با نصب دوربین مخالفت کرد.

‫خب، چه خارق‌العاده.

‫- خب، ترتیب مناصب به چه شکله؟ ‫- من رئیسم.

‫نمی‌خوان جانشینی دائمی انتخاب کنن؟

‫امان از دستت مالک، ‫طرف که هنوز نمرده.

‫برمی‌گرده؛ ولی باید بفهمیم ‫فقط می‌خواستن آنجلیس رو بکشن...

‫یا اهداف دیگه‌ای هم دارن.

‫خب، کی ممکنه چنین تروری رو ترتیب بده؟

‫خب، این روش رو روس‌ها ابداع کرده بودن.

‫آره، ولی اون‌ها هدفمند ‫و محسوس عمل می‌کنن.

‫با توجه به شرایط کنونی،

‫اگه چنین کاری بکنن، خیلی سروصدا می‌کنه، ‫واسه همین به نظرم این‌طور نیست.

‫پس کارگزارهامون تو تهران، بغداد، ‫دمشق و مسکو رو به کار می‌گیریم.

‫هرچی دستگیرتون شد، ‫بهم خبر بدین.

More Farsi Persian subtitles for Treason

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left