Pierwsze 200 wierszy.
اندوه دارد دندانهایت را میپوساند
آه، فکر کنم خوابم برد
داشتم خواب میدیدم
اندوه دارد دندانهایت را میپوساند
از نظر پزشکی همچین چیزی ممکنه؟
دندانها عواطف را ثبت میکنند
آنها واکنش نشان میدهند
این هم مدرکش
تراکم استخوان به شدت پایین آمده و دندانها دارند لق میشوند
به لقیِ ماشینهای گلف
خوب نیست
پس دقیقاً پوسیدگی نیست
به زبان عامیانه گفتم
همسرتان زن زیبایی بود
آدم دوستداشتنیای بود
حدس میزنم سوابق دندانپزشکیاش هنوز اینجا باشد
عکسهای رادیولوژیِ دهانش در کامپیوترتان
بله، هنوز داریم
فایلهای تصویریاش را میخواهید؟
نه، ممنون. بسیار خب
هر وقت بخواهید، اگر کمکی میکند
خب، تکلیف این قضیهی اندوه چیست؟
از جنبهی دندانپزشکی
پس شوهر سابقتان معمار است؟
هنوز با هم دوستهای خوبی هستیم
هنوز در خانهای زندگی میکنم که او طراحی کرده
با هم ساختیمش
و چند وقت است که طلاق گرفتهاید؟
اوه، بیست سال. بیشتر
و با تنها زندگی کردن مشکلی ندارید، یا تنها نیستید؟
خب، فکر میکردم دوست مشترکمان
در این مورد به شما توضیح داده باشد
هوم
دکتر هافسترا
که با لطفش این قرارِ ناشناس را ترتیب داد
فکر میکرد دندانهایمان با هم جور هستند
خب، این روزها دیگر چندان هم ناشناس نیست
گوگل هست، مطمئنم عکسهایم را دیدهاید
چند تایی عکس و مصاحبه از شما دیدم
هنوز هم میشود چیزهایی را از گوگل مخفی کرد
واقعاً؟
پس شما تولیدکنندهی ویدیوهای صنعتی نیستید
هنوز هم گهگاه این کار را انجام میدهم
و در وقتهای دیگر چکار میکنید؟
خب، مثلاً صاحب این رستوران هستم
واقعاً؟
خب، این... آه... خیلی روشنگرانه است
هست؟
شما صاحب رستورانی در یک آرامستان هستید
این گویای واقعیتی است، فکر نمیکنید؟
من در مالکیت آرامستان هم شریک هستم
اینجا به نوعی ویترینِ کسبوکارِ من است
این بیشتر توضیح نمیدهد؟
خب، فکر میکنم دکورِ اینجا هم حرفهایی برای گفتن دارد
هرچند مطمئن نیستم چه حرفی
آن چیزهای فلزیِ شوم و نینجامانند
آنها کفن هستند
کفن؟
منظورتان همان کفنِ میت است؟
بله
من اختراعشان کردم
دربارهی کفنِ تورین چیزی شنیدهاید؟
فکر کنم قدمتش حدود ۲۰۰۰ سال بیشتر از رستوران شما باشد
شاید ۷۰۰ سال
اما قطعاً جعلی است
کفنهای من جعلی نیستند
و همسرتان، او با بیزنسِ آرامستان مشکلی نداشت؟
تا چه حد حاضرید واردِ تاریکی شوید؟
با تاریکی مشکلی ندارم
وقتی جسد همسرم را در تابوت به خاک میسپردند
تمایلِ درونی و شدیدی داشتم که با او داخل آن جعبه بروم
خیلی قوی بود
نمیتوانستم تحمل کنم که او آنجا تنهاست
و اینکه هرگز نخواهم فهمید چه بر سرش میآید
این یک موضوع ادبی یا روشنفکرانه نبود
درست همینجا بود، داشت مرا به سختی میکشید
هرگز به سوزاندن جسد فکر نکردید؟
نه. او یهودی بود
و شما نیستید؟ نه
یک جور مذهب ارتدوکس شرقیِ بلاروسی
در واقع، من یک جایی همان طرفها به دنیا آمدم
اما به هر حال، من یک آتئیستِ غیرمقید هستم
بسیار خب، پس او یهودی بود
نزد یهودیان، بدن باید به آرامی متلاشی شود تا روح
که دلبستهی آن بدن است
که عاشق آن بدن است و بر فرازش پرسه میزند
و میلی به ترک کردنش ندارد
و دنیا را فقط از دریچهی چشمان آن بدن دیده است
فرصت داشته باشد که رفتهرفته آن بدن را رها کند
با آن وداع کند و سپس به آسمان عروج نماید
و همسرتان به این معتقد بود؟
میگفت میخواهد بعد از مرگ در کنار من بیارامد
و شما هم همین کار را میکنید؟
من قبری در کنار او دارم
هوم
میدانید، این برای هر زنی که بخواهد
الان وارد زندگیتان شود، واقعاً ترسناک است
از شنیدن اینکه او درست همینجا دفن شده، تعجب نخواهید کرد
درست همین بیرون
دوست دارید مزارش را ببینید؟
یک قبرستان یهودی
غیرفرقهای
یا شاید مذهبِ تکنولوژیِ پیشرفته
پس متوجه شدید
و صفحهنمایشهای کوچک روی تمام سنگقبرها
بامزه است
بامزه؟
خب، لطیف است
از آن مدلهای جهانسومی
واقعاً؟
بله، در بعضی کشورها دیدهام که رسم است
تصویرِ عزیزِ ازدسترفته را روی سنگ قبر بچسبانند
کمی بیسلیقه است، اما تاثیرگذار است
تصاویر معمولاً افتضاح، رنگورفته و مگسزده هستند
پس این نمایشگرها ایدهی شما بود؟
بله
چی، مثل آن قابعکسهای دیجیتال که اسلایدشو پخش میکنند؟
نه دقیقاً
این بکا است
هوم
دوتا، همانطور که گفتی
او منتظر توست
خب چطور صفحه را فعال میکنید؟
فرض میکنم فعلاً فقط مالِ او را
دوست دارم او را ببینم
واقعاً؟
خب، اپلیکیشن «گِریو-تِک» را که از سایت ما دانلود کردهاید، اجرا میکنید
و با آن، نمایشگر مخصوص خودتان را کنترل میکنید
البته، همه چیز رمزنگاری شده است
ایهامش عمدی بود
نمیتوانید نمایشگر هیچکس دیگری را فعال کنید
حتی خودِ «گریو-تک»
چیزی که میبینید «شراود-کم» است
در واقع نوعی دوربینِ فراگیر است
در قبر او
یا در حقیقت بیشتر شبیه به اشعه ایکس است
چیزی از نوعِ امآرآی یا سیتی اسکن
به شکلِ پوششی که جسد را در بر گرفته
همان چیزی که قدیما به آن پارچهی کفن میگفتند
خدای من، واقعاً خودش است
این... اوم... تصویری از بدنِ در حالِ تجزیهی همسرتان است
بله
نمایِ عریضِ کلاسیک
اما این جدیدترین نسخهی اپلیکیشن، حالا امکان زوم با کیفیت بالا را فراهم میکند
شما اولین شهروندِ عادی خواهید بود که آن را میبیند
وضوحِ بیشتر. نفوذِ عمیقتر
چیزی که مدتها روی آن کار کردهایم
و نگاه کنید، حالا میتوانید چرخش سه بعدیِ مجازی انجام دهید
در هر جهتی
میبینید؟
میتوانم ببینم چه بر سرش میآید
من همراه او در قبر هستم
همانطور که در زمان حیاتش با بدنش در ارتباط بودم، الان هم هستم
فقط حتی بیشتر از قبل
و این خوشحالم میکند
این، آن زهرِ اندوهی را که داشت مرا غرق میکرد، تخلیه کرده
داشت مرا میکشت
اوه، خدای من، اوم
شما مردِ دوستداشتنی و جالبی هستید
درست همانطور که دوست مشترکمان گفت
اما، اوم، واقعاً
کسی با سیگار کشیدن من مشکلی ندارد؟
پس دیشب هم یک قرارِ بدِ دیگر داشتی؟
او هم مثل قبلی از درماندگیات زده شد؟
از فُرم خارج شدهام
دههها از آخرین باری که مجبور بودم زنی را از راه به در کنم میگذرد
هیچوقت واقعاً مطمئن نیستم دارم دلبری میکنم یا نه
این عاقبتِ داشتنِ یک ازدواجِ موفق است
من این مشکل را ندارم
باید از پیدا کردنِ دوستدختر دست بکشم؟
یا اینکه با متانت، به یک بیجنسیتیِ مطلق تن بدهم؟
تو هرگز نمیتوانی جایگزینی برای بکا پیدا کنی
تلاشی هم برای این کار نمیکنم
من عاشق آن بدن بودم
که تو با لحنی تحریکآمیز گفتی خیلی شبیه بدنِ من است
خب، تو بدنِ او را داری
من بدنِ خودم را دارم
واقعاً زندگیات الان این است؟
آرایشِ سگها؟ من عاشق سگها هستم
آره، ولی تو یک دامپزشکِ واقعی هستی
خب... نمیشود با جراحی کردن به سگها عشق ورزید؟
جنبهی تجاریِ قضایا داشت مرا مضطرب میکرد
فراتر از اضطراب
حالا فقط سگها را زیبا میکنم و صاحبانشان از من تشکر میکنند
هیچوقت هم بحثی سرِ اینکه چه چیزی زیباست پیش نمیآید
آه، به جز مواردِ نادری از آدمهای احمق
که بلافاصله طردشان میکنم
خب، حالا که صحبت از جراحی شد
مگر بود؟
من به آن اشاره کردم
بسیار خب. بله
خواهرت
آه، پس قرار است در این مورد حرف بزنیم
قبلاً میگفتی که آنها دارند خواهرت را میکشند
توی بیمارستان
و تو هم میگفتی که من فقط پارانوئید شدهام
در واقع، هر بار که دکترها برای عیادتش میآمدند، تو مرا از اتاق بیرون میکردی
تو باعث میشدی که گرفتنِ هرگونه اطلاعاتی از آنها غیرممکن شود
تو خیلی آشکارا خصومت میورزیدی
از آنها متنفر بودم. خودشان هم میدانستند
No comments yet. Be the first to leave one.