Vikings: Valhalla - Second Season

Vikings: Valhalla - Second Season

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 2

Informacje o wydaniu

Vikings Valhalla S02E04 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Vikings Valhalla S02E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Vikings Valhalla S02E04 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Vikings Valhalla S02E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-CAKES
Vikings Valhalla S02E04 WEBRip x264-ION10
Vikings Valhalla S02E04 WEBRip x265-ION265
Vikings Valhalla S02E04 1080p WEBRip x265-RARBG
Vikings Valhalla S02E04 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Vikings Valhalla S02E04 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Vikings Valhalla S02E04 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
Opublikowano: 2023-01-12
Pobrania: 28
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

فصل دوم — قسمت چهارم «وایکینگ‌ها: والهالا»

«مترجم: «نـــامـــدار

.این جنوب شرقیه

به این وسیله اعتماد داری؟

.بله

از کجا مطمئنی علامت و مشاهداتت بهت راستش رو می‌گن؟

.هر روز به توانایی‌هاش شک می‌کنم

.و هر روز ثابت می‌کنه اشتباه کردم

.جالبه

.هیچوقت فکر نمی‌کردم محقق باشی

.یا اینکه تو تاجر خز باشی، ولی شدیم دیگه

طناب‌ها محکمه؟

.می‌تونید شروع کنید

.نگرانم

وقتی رودخونه به دریاچه کوهستان برسه .رسیدیم به میانه راه

اون چیه؟

.ساده‌ست

اون صدا چیه؟

.صدای حرف زدن یخه

.علیاحضرت احضارم کرده بودید

،من از رابطه‌ت با لیدی آلفوین خبر دارم

.و چندین هفته‌ست در جریان بودم

در خفا باهاش ازدواج کردی؟ - .نباید باعث تعجبتون بشه -

این برای من جای تعجب داره .که حاضر شدی وارد چنین رابطه خطرناکی بشی

اگر منظور علیاحضرت ،جایگاه آلفوین در منزلتونه

می‌تونم بهتون اطمینان بدم ،که برام جاسوسی نمی‌کنه

.چون چنین کاری برای هر دو طرف خطرناکه

فقط مخفی نگهش داشتیم ،تا بتونم اجازه ازدواج شوهرتون رو بگیرم

،که به تازگی دریافتش کردم .و قصد داشتم بهتون بگم

از نسبش چی می‌دونی؟

.می‌دونم که سه خواهر داره .همه بزرگترن و ازدواج کردن

وقتی شاه کانوت یارل نوری رو در نورثامبریا .به قدرت رسوند پدرش مثل خیلی‌های دیگه عزل شد

همین؟

،اگر سوالتون اینه که عاشقشم

.جوابم بله‌ست

اگه بهت بگم برادرش مردی بوده که می‌خواسته من رو بکشه چه حرفی داری بزنی؟

.می‌گم که اشتباه می‌کنید. برادر نداره .وگرنه بهم می‌گفت

.برادر ناتنی .و پیش من وجودش رو تأیید کرده

منظورتون اینه که آلفوین در نقشه سوء قصد به جون شما دست داشته؟

.در واقع نه ارل گادوین .معتقدم شما بودید که دست داشید

باید بهتون یادآوری کنم .که علیاحضرت به دست من نجات پیدا کردن

،اگر می‌خواستم بمیرید نمی‌ذاشتم اتفاق بیفته؟

این دقیقا همون سوالیه .که در این مدت نتونستم جوابش بدم

.پس ببریدم به سیاهچاله و اونجا ازم بپرسید

.قصد ندارم تو رو ببرم به اونجا

.شوخی‌تون گرفته

،اگر جامون عوض می‌شد و جان تو در خطر بود

تو برای فهمیدن حقیقت همین کار رو نمی‌کردی؟

.همین فکر رو می‌کردم

.علیاحضرت، بهتون التماس می‌کنم

.آلفوین رو میدان نبرد اختلافات ما نکنید

،من اشباهاتی کردم حقیقت داره .اما اون بی‌گناهه

،بهم وقت بدید تا بهتون ثابت کنم .و جوابی که می‌خواید رو پیدا کنم

.وقت داشتی

.دیگه تموم شده

.تا آرنجم عمق داره - .به کلفتی سه دست -

.تا یخ‌ها آب بشن کلی وقت داریم

.شاید تو نروژ

چی نگرانت کرده؟

.شکستن سد یخی

سد یخ چیه؟

،یه دیوار یخیه که مثل موج حرکت می‌کنه

.و هرچی سر راهش باشه رو له می‌کنه

،اگه وقتی سر برسه این وسط باشیم .وقت نمی‌کنیم از دستش فرار کنیم

چقدر وقت داریم؟

یک هفته؟ یک روز؟

.رودخونه بلنده .ممکنه همین الانم تو راه باشه

پیشنهادت چیه؟

که این سورتمه رو از رودخونه .بکشیم بیرون و صبر کنیم تا بگذره

اما فقط یک روز با دریاچه .که یخ نزده فاصله داریم

.خودت گفته بودی

تا اونجا که می‌دونیم .پشنگ‌ها ممکنه دوره‌مون کرده باشن

.ریسک می‌کنیم و پیش می‌ریم

!جمع کنید بریم

.بیا

چی فهمیدی؟ کجا می‌ره؟

.هیچ جا نمی‌ره

.می‌ره همین جنگل تا سبزی و ریشه جمع کنه

و پناهنده‌ها رو می‌بینه؟

.گاهی اوقات

،اون رو کاهنه‌شون می‌دونن ...بهش احترام می‌ذارن، طبق خواسته هارکر

.نباید اون‌ها رو ببینه. این بده

.من باهاشون کار می‌کنم مادر .آدمای بدی نیستن

.به نظرم حق با فریدیسه

.باید بهشون اجازه بدیم بیان یومزبورگ

پای دختری وسطه؟

اگه باشه چی؟

.هارکر اجازه نمی‌ده

.شاید... وقت تغییر سر رسیده باشه

.فکر کنم پسره - اینطور فکر می‌کنید؟ -

.بله. اینطور فکر می‌کنم

.بهت گفته

.برام هیچ اهمیتی نداره .می‌دونم بی گناهی

.خدا رو شکر

.خیلی نگران بودم که وقتی بهت بگه ترکم می‌کنی

.من هرگز ترکت نمی‌کنم .در چشم خدا تو همسر منی

،پیش از این خبرش را به کانوت فرستادم

،وضعیت رو توضیح دادم و خواهش کردم آزادت کنه

،اما تا اون موقع باید قوی باشی

.و با دقت به حرفم گوش بدی

.ملکه قراره ازت بازجویی کنه

.من نمی‌ترسم .خودم حقیقت رو بهش گفتم

.این خیلی فرق داره

.اون به حقیقت یا تو علاقه‌ای نداره

.مسئله سر منه

تو؟

.اما تو هیچی از برادرم نمی‌دونستی

.اون عضو خانواده من نبوده .حرفت رو باور می‌کنم، اما ملکه باورش نمی‌شه

حس می‌کنه من بازیت دادم ،تا در سوء قصد به جونش شرکت کنی

.و قصد داره اثباتش کنه

.من هیچ ترسی ندارم .حقیقت رو می‌گم

.نه. باید بهش بگی کار من بوده

.بهش بگو که من پشت پرده بودم

.این می‌شه دروغ

.اون وقت تو رو ازم می‌گرفت و بی‌کس می‌شدم

.باهاش میام

.نه. دستور ملکه‌ست

.نگران نباش

.حقیقت رو می‌گم .چون فقط همین رو می‌دونم

.زیباست

هدیه ارل گادوین بوده؟

.به نشان عشقش... و آینده بهم دادش

.خوش شانسی که عشق حقیقی رو تجربه کردی

.تو هم تجربه‌ش می‌کنی

.کانوت می‌خواد با یه شاهزاده یا شاه ازدواج کنم

براش مهم نیست اصلا عشق رو .تو زندگیم تجربه کنم یا نه

.خداوند از خوبی تو خبر داره گیثا

.و ازت مراقبت می‌کنه

...اگر اتفاقی برام افتاد

برام این رو بهش پس می‌دی؟

...و بهش بگو

.عشقم هرگز سست نشد

.رودخونه داره باریک می‌شه

.یعنی داریم به دریاچه کوهستان نزدیک می‌شیم

.می‌دونم داری لبخند می‌زنی

.نباید بزنم؟ چیزی نمونده برسیم

،وقتی رسیدیم دریاچه

.منم همراهت لبخند می‌زنم

.دوباره قسطنطنیه رو توصیف کن

.بزرگه

.خیلی از نووگورود بزرگتره

.یه دیوار عظیم دورش کشیده شده و آفتابش زیباست

.خوشحالم دارم برمی‌گردم

.از اونجا خوشت میاد

.امیدوارم

!بیا اینجا

!بسه

.زیادی به شمشیر وابسته‌ای

.تبر سلاح منتخب یه وایکنیگه

.بذار دوباره امتحان کنم

!یارل اولاف

.این گوتلگه

.اون تازه از شرق با خبری از برادرتون اومده

کجاست؟ یومزبورگ؟ - .نه -

.در روسه

،یک ماه پیش توی نووگورود دیدمش .داشت با یاروسلاو خردمند ملاقات می‌کرد

،با اون گرینلندیه بود .لیف اریکسون

و زنه چی، فریدیس؟

.زنی همراهشون نبود

مطمئنی؟

.بله

.کشتی‌ها رو آماده کنید

.البته

دوباره دارید می‌رید؟

.بله

،اگه هارالد نووگوروده

یعنی با عمومون ملاقات کرده .تا بر علیه کاتگات ارتش جمع کنه

.هوشمندانه نیست که صبر کنیم سر برسه

.برو وسایلت رو جمع کنیم .راهی روس می‌شیم

.بیا

و برای چند وقت می‌ری؟

الان حس کردم که دلتنگم می‌شی؟

.خب تازه داشتم بهت عادت می‌کردم

.آمین

.من قبلا همه چیز رو بهتون گفتم

.نمی‌دونستم برادرم لندنه

.نمی‌دونستم می‌خواسته شما رو بکشه

.آلفوین - .اگه خبر داشتم بهتون هشدار می‌دادم -

.آلفوین

.نمی‌خوام بهت آسیب بزنم

.پس حرفم رو باور کنید

.من حقیقت رو پیش از این بهتون گفتم

.فقط همین رو می‌دونم

.به‌نظرم بیشتر از گادوین اطلاعات داری

.و باید با هم بفهمیم چی می‌دونید

خب، گادوین از خرس چی بهت گفته بود؟

.تاحالا اون اسم رو نشنیدم

...راست می‌گم من

.دوباره می‌پرسم

.خرس

.من هیچی نمی‌دونم

.فکر کنم امپراتور از دخترهام خوشش بیاد

.همه خارجی و باکره‌ن

البته تو دره مرثیه‌ها ،خریدارهای خودم رو دارم

اما به‌نظر میاد مردی باشی .که می‌تونه در دربار تعریفم رو بکنه

.تعریفی که پاداش داره

.امیدوارم تو جهنم بپوسی

چی بگم گفتی پسر؟

!دوباره بزن

!بس کن

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left