Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
گفتم میخوام ببرمت بیرون
میخوام چیزی بهت بگم ؛ درسته؟
پس اینجاست
من بابات نیستم
خب این به این معنی نیست که من
برای تو اینجا نبودم یا اینکه
مثل بچه خودم بهت اهمیت نمیدم
همچین چیزی نیست
من فقط با دونستن این موضوع احساس بهتری دارم
که من بابات نیستم
اما من ازت مراقبت می کنم
مثل خودم
بهت قول میدم
پس تو کی هستی؟
من هنوز خودمم
بابات نیستم
و مامان چی؟
اونم مثل منه
بابای واقعی من کیه؟
من واقعا نمیدونم آدام
حالا تنها چیزی که از اون میدونم اینه که
درست اینجاست
این بود ؛ وقتی تو رو پیدا کردم پس به تو مربوط میشه
فکر کنم اون میخواست همراهت باشه
اون کجا رفته؟
نمیدونم آدام
اون بده؟ کارهای بدی می کنه
شاید
یه همچین چیزی
اما تو فرق داری
تو باهوشی
تو کنجکاوی
همیشه سوال می پرسی
میدونی ؛ تو خوبی
و تو میتونی ؛ میتونی شنا کنی میتونی ماهی بگیری
به زودی اسب سواری هم بهت یاد میدم
یاد میدم چطور با تپانچه شلیک کنی
بهت یاد میدم تو این دنیا چطور زنده بمونی
باختی؟
...تو
چیزی لازم داری؟
دنبال چی هستی؟
...اونا
حالت خوبه بچه؟
چیه؟
تو با اونا زندگی می کنی و با اونا خوب رفتار می کنی؟
من مشکلی ندارم
یه بار دیگه ازت می پرسم اینجا چیکار می کنی؟
آقا ؛ بهتره از این جنگل خارج بشی
باشه
باشه
متاسفم
چی داری بچه؟
خرگوش
خیلی خوبه
ماری داره آشپزی می کنه
همین ده دقیقه پیش بهم گفت
هوس مرغ کرده
خرگوش ها هم به خوبی مرغ میشند
میخوای برگردم؟
نه دیر شده ؛ کارت خوب بود
علاوه بر این تو میخوای یک مرغ
از مزرعه های اطراف قرض بگیری
بهتره تا بعد نیمه شب صبر کنی
وقتی بیرون بودی به دردسر افتادی؟
نه قربان
با کسی صحبت می کنی؟
من همین الان اینجا تو جنگل موندم
اینجوری بهتره
بعضی از این آدمای محلی تو رو دیوونه می کنند
میدونی ؛ یکی دوتا سوال همراهشون دارند
کجا میری؟ اهل کجایی؟
اونا کل داستان رو میخوان
وقتی بیرون هستم فقط به کار خودم فکر می کنم
سرت به کار خودته
برای مهمات چیکار می کنی؟ من همین الان از رکس تحویلش گرفتم
خب فکر می کنم ؛من جیمز هستم؟
آدام هنوز اینجاست؟
اون اومده ماری اما اون خرگوش شکار کرده
بهش گفتم خرگوش بگیر
خرگوش ها هم خوبند
برو داخل به مامانت کمک کن
میرم دوش بگیرم باشه اما عجله کن
باشه ولی عجله کن
اینا رو تیکه تیکه کنم؟
عزیزم ؛ میتونی اونا رو این گوشه بزاری
بعد از شام پوستشون رو می کنیم
ماری ؛ آب داغ چی شد
کی دوش گرفتی؟
آره
یکم داغ بود اما بعد
یادم رفت بهت بگم که سرد شده
فقط دفعه بعد بهم خبر بده باشه
جیمز؟ بله
من غذا روی گاز دارم
چطور میتونه هردوتا رو جواب بده؟
نمیدونم وصله؟
ماری ؛ داری سوالاتی می پرسی که نمیدونم
من فقط یک مردم ؛ میدونی ؛ فقط یک مرد
امروز چطور بود آدام؟
فکر کنم مثل همیشه بود
مثل همیشه
خب آخرین باری که این لحن رو داشتی
با چشمای سیاه تو این خونه قدم زدی
حالا هرچی دلت بخواد میتونی بگی مثل همیشه
اما من آدام خودمو می شناسم
داشتم موضوع رو براش تعریف می کردم همه تله هاش کار کردند
خب این خوبه
اونوقت بابات بهت خوب یاد داده؟ آره
دلیلت چیه که بدون سلام درست حسابی
اومدی اینجا؟
حالا بهتر شد
متاسفم که امشب نتونستم برات مرغ گیر بیارم
برای همچین چیزی متاسف نباش آدام
خرگوش هم خوبه
احتمالا مک کیبن آخرین بار منو دیده
به بابات گفتی؟
نه باشه
خب ؛ بهش نگو
و اگه ازت خواست دوباره به اونجا بری
فقط بهش بگو باشه
من بهت میگه ؛ یک مزرعه دیگه اونجا هست
باشه قربان
باشه جیمز؟ اومدم
نمیتونی سر میز چیزی بپوشی؟
دفعه بعد
مثل همیشه عالیه ممنون عشقم
خوب مال تو چطوره؟ عالیه
خیلی داغه؟
نه
با چی گرفتیش؟
میدونی ؛ فقط دنبال هویج ها رو تا جعبه گذاشتم
کیسه پر از هویج؟
نه فقط چندتا از اونا رو تو مسیر گذاشتم
فکر کنم خرگوش مادر اونجا بود
وقتی این بار برای قفس اومدم
آره اون منتظر بود
آره ؛ آره
یجورایی به بچه خیره شد و بعد رفت
اما من اون یکی رو آزاد کردم میدونی ؛ حس بدی داشتم
اون تعداد زیادی خرگوش به دنیا میاره
دفعه بعد احساس بدی نداشته باش باید بخوری
مامان؟ بله؟
داشتم به چیزی فکر می کردم
خب چیه؟
...خب برام سوال بود که
به چی فکر می کردی؟
...فکر می کردم که اگه شاید
میتونی درباره بابام بگی؟
بابای اصلیم
دقیقا میخوای چی رو بدونی؟
نه چیزی برای دونستن نیست ...خب ؛ من
نه ؛ مادرت مرد
و بعد بابات تو رو تو این جنگل رها کرد
فقط میخوام دلیلش رو بدونم
که اون یک نوزاد رو تو یک سبد رها کرد
اون پدره؟ مردی که میخوای ببینی؟
متاسفم
این پدرته
این مردیه که تو رو بزرگ کرده
ما فردا خرگوش داریم
دور بزن برو اون طرف
سعی کن از پشت بهش حمله کنی من پوششت میدم
چیکار می کنی؟
فقط مورد دلخواهت رو درست کن
همه شما خیلی مهربونید
من همیشه مهربونم
چراغ قوه میخوام برو تو اتاق ؛ زود
این یک ملک خصوصیه
همه شما به اینجا تجاوز کردید
شما برای جنایات خشونت آمیز در سه ایالت
تحت تعقیب هستید
ما حکمی داریم و میدونیم که شماها پسری رو اونجا نگه میدارید
پس کار احمقانه ای انجام نده جیمز
این تیر هشدار بود
ماری ؛نه
بابا
بابا
لعنتی
برو جلو
بزار ببینم ؛اینجا اتاق بچه است؟
اون رفته ؛ حتما فرار کرده
باشه پسرا ؛ گفتم مرده یا زنده
بیاید هرچی میتونیم برداریم ماشین و مهمات رو میبریم
قول دادم اسلحه های رکس رو پس بدم
خیلی خب ؛ بیا بریم جسدهاشون رو از اینجا ببر
آره
چطور میتونم کمکت کنم بچه؟
من یک تپانچه میخوام
یک تپانچه؟
روگر بلک هاوک
برای همچین تپانچه ای پول نقد داری؟
اون اسکوبیلد رو میتونم ببینم؟
سلیقهات خوبه بچه
حالا پره
دخل رو خالی کن رکس
حالا ماشین کجاست؟
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
No comments yet. Be the first to leave one.