Pierwsze 200 wierszy.
وقتی یک انسان با بی رحمی مورد سوء استفاده قرار میگیره
به وسیله هر نوع قدرتی
همه مردم مسئول هستن
بخاطر سکوت اونهاست که این اتفاق می افته
اونها با اینکار اجازه می دن و چنین ظلمی رو نادیده می گیرن
دستورات
چرا نمی تونم برم
من میخوام بیای خونه
اما جانت دختر خوبیه می دونم می دونم
پس چرا نمیتونم برم؟
وقت ندارم دلیلش رو بهت توضیح بدم
!بگو
من میخوام بدونم مدرسه دیر نمیشه
نه دیر میشه
قهوه درست میکنی؟
چی افتاد
برش دار
آب هنوز داغ
میتونی درستش کنی؟
مامان، بگو چرانمیتونم برم خونه جانت
مارتین، وقتی از مدرسه برگشتی خونه بهت میگم
...اما اون موقع
من وقت بحث کردن باتو رو ندارم
اسم من جین لاپوینت
من نقش کلرمونت بوردو رو بازی میکنم
من تو یه مزرعه متولد شدم
مثل همسرم مری
من فکر میکنم بزرگترین اشتباهمون
اومدن به شهر بود
من تو یه کارخونه بافندگی کار میکنم
تنها امید ما
اتحادیه ست
تو به کلیسا میری؟
بله
درگیر سیاست هستی؟
مستقیما نه
من تو اتحادیه فعال هستم
کیفت رو بردار و کتت رو بپوش
عجله کن برو مدرسه
باشه داریم می ریم
سردت میشه
من در هر حال میرم خونه جانت
من میخوام شما مستقیم از مدرسه بیای خونه
اسم من هلن لوییز
من نقش مری بوردو رو بازی میکنم
کلرمونت همسر من
من یه خانم خانه دارم
این کار همیشه منو مشغول نگه میداره
اما در آینده شاید وقتی دخترا بزرگ شدن
یه کاری تو بیرون خونه پیدا میکنم
خدای من این کار سختیه
برای اینکه بدونم چه خبره میخوام اون اینجا باشه
برای همین بهش گفتم بیا خونه
خداحافظ عزیزم
میتونستی کمکم کنی
ممکن بود اوضاع بدتر بشه
دوتا از سیاسیون رو ربودن fql
مقامات فدرال این رو یک عمل جنگ طلبانه تلقی کردن
450 نفر از شهروندان رو زندانی کردن
همگی سرانجام آزاد میشن
بدون هیچ اتهامی اونارو دستگیر کردن
این فیلم بر اساس مصاحبه های
50 تا از اونها ساخته شده
من 10دقیقه دیگه میرم
دوباره؟
منظورت چیه؟
من باید به یه شکایت رسیدگی کنم
اتحادیه لعنتی
اسم من لوییز فراستیر
و تو این فیلم نقش کلادت دسالت رو بازی میکنم
من برای مدت 4سال مددکار اجتماعی بودم
من تو خیابون هنری هستم
و کارم رو خیلی دوست دارم
کارایی زیادی هست که باید انجام بشه
نه فقط اینجا تو خیابون هنری
من
همیشه
یه مبارز بودم
گاهی از زور استفاده کردم
گاهی
از تفکراتم
در مقابل بی عدالتی اجتماعی
من این کار رو دوست دارم و بهش اعتقاد دارم
کلادت
اونا همه چیو میگیرن من درستش میکنم
اجاق خوراک پزی، یخچال، مبل
اینو نبرید چیزی جا نمی مونه
همش رو برگردونید و بزارید داخل
آقای؟ مارتینی
من همونی هستم که دیروز بهتون زنگ زد
ما یه قراری داشتیم
در مورد چی؟
من گفتم اداره رفاه اجتماعی
خودش رسیدگی میکنه
!صندلی هارو نه شما چند نفرید؟
چهار
طبق قانون ما چهارتا صندلی رو میزاریم باشه
ببین من تا حالا مددکارای اجتماعی زیادی دیدم
اونا ادمای خوبی هستن
ولی اونا هزینه های زندگی منو نمیدن
آدمایی شبیه اون حالم رو بهم میزنن
چی گفتی؟
!تو حالم رو خرا میکنی
!کلرمونت
بله؟
دارم بهت اخطار میکنم
اگه یه بار دیگه بری بیرون
برای دو روز به حالت تعلیق در می آرمت
تموم شد
تو خوب می دونی
که اتحادیه بافندگی به شکایات رسیدگی میکنه
با شکایت یا بدون شکایت من تو رو به حالت تعلیق در میارم
واقعا؟
من به رییس اتحادیه میگم
و بعدش تو رو برای مدت نامعلومی به حال تعلیق در میارم
!من بیرون می ندازمت
لئو تو سن و سال تو نیازی نیست برای نوشیدن قایم بشی
من دوتا جای خوب برای بازی امشب دارم میخوای بیای؟
نه متشکرم
من رو تاکسی کار میکنم
من دوباره دارم رو یه تاکسی کار میکنم
من معلق شدم
خدای من
بهت نگفتم؟
تو و اون اتحادیه لعنتی
اینطور که من میبینم کلرمونت
تو باید بازنشست بشی
تو کارات رو انجام دادی
تلاشت رو برای میزون کردن دخل و خرج انجام دادی
آژیر اخطار دستگیری پلیس
...به هر جهت
...آهای، گوش کن
شنیدی
ارتش اومده تو شهر؟
!آره مسلم
اونا فقط سعی دارن مارو بترسونن
گوش کن کلرمونت
تو همیشه اینجا اعتبار داری
ممنونم
این جواب داد چون ما یه هفته مرخصی میخواستیم
برای ملاقات با والدینش تو خیابون جین پدرش بالای 70 سال سن داره
زمان زیادی بوده
و ما فقط یه نامه دریافت کردیم
از آخرین ملاقات ما 5 سال میگذره
دکتر میگه
به کلرمونت بگو
پدرش برای اینکه زمستون رو بگذرونه
به یه کم کمک نیاز داره
اما بهش نگو من بهت گفتم
اون حالش خیلی خوب نیست
خیلی خوب نیست؟
چرا؟
همون مریضیه قدیمیه
اون همیشه غرغر میکرد
در مورد کارکردن مثل برده ها
بیدار شدن تو سپیده دم و کل روز رو مثل برده ها کار کردن
خب اون دیگه شکایت نمیکنه
منم که دارم مثل برده ها کار میکنم
و من میتونم اینکارو با یه کم کمک انجام بدم
ماتیلدا دوستون دارم
مامان آندره سنگ میندازه طرفم
!ای ولگرد
با لگد میزنمت
و به بابات میگم
شیرینی ها کجان؟
!چی؟ شیرینی ها
تو آبدارخونه
تو یه جعبه بدون درب
کلرمونت کجا داره میره؟ دوباره داری میره رو تاکسی کار کنه؟
اون از کار معلق شد
بخاطر اون سرکارگر
!مراقب باش! مقابل مسلسل وای نستا
!من گل می گیرم لوله مسلسل رو
اونا با ارتششون میخوان چکار کنن؟
من داره سردم میشه
بابزرگ
سردت شده؟
اینطور میگه:زمان زیادی میبره تا یاد بگیری بنوشی
الان نمیخواد ترکش کنه
ما فقط یه بار زندگی میکنیم !تصور کن همون یه بار هم دیوانه وار زندگی کنیم
من سردمه
من میرم تو
باشه بابزرگ وقت خوابته
آقای نخست وزیر رییس پلیس مارو مطلع می کنه
کمک رده های بالای حکومتی ضروریه
برای محافظت از جامعه
برای جلوگیری از آشوب و طغیان
و آشوب کاملا با آدم ربایی های اخیر هویداست
ما درخواست هر کمکی که میتونید رو داریم
برای حفاظت از شهروندان آقای شهردار
مامان! این کیه؟
به پلیس ز بزن شمارش چنده؟
!مامان اونا تو ایون هستن
کسی اینجاست؟
بسیارخب کافیه
چه خبره؟
آیا حکم تفتیش دارید؟
نیازی به اون نیست این قاون جدیده
اون دوران گذشت
ته سالن رو چک کردید؟
No comments yet. Be the first to leave one.