The Last Movie Stars

The Last Movie Stars

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

The Last Movie Stars S01E02 720p HMAX WEBRip DD5 1 x264-KOGi
The Last Movie Stars S01E02 1080p HMAX WEBRip DD5 1 x264-KOGi
The Last Movie Stars S01E02 720p HMAX WEBRip x264-GalaxyTV
The Last Movie Stars S01E02 WEBRip x264-XEN0N
The Last Movie Stars S01E02 WEBRip x265-ION265
The Last Movie Stars S01E02 1080p WEBRip x265-RARBG
The Last Movie Stars S01E02 480p WEB x264-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🄼🅱️ نـــامـــدار | @Bamabinofficial ☚

Tagi

webrip
web
x264
BRip
720p
720
480p
480
1080
x265
Opublikowano: 2022-08-08
Pobrania: 35
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! ‫تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@

‫اینجا هالیوود،

‫پایتخت سینمایی دنیاست.

‫شاهد برخی از هزاران دختری هستیم...

‫که هر سال میان هالیوود...

‫و همگی آرزوی یکسانی دارن.

‫نمی‌خوام آدم عادی باشم.

‫می‌خوام آدم خاصی باشم.

‫عین یه بیماری می‌مونه.

‫کاش می‌تونستم از شرش خلاص بشم، ‫ولی واقعا در توانم نیست.

‫شاید هم اصلا دلم نخواد خلاص بشم.

‫اینجا «استودیو کلاب» در هالیووده.

‫شاهد برخی از نود و چهار دختر ‫ساکن اینجا هستیم،

‫نود و چهار دختر از هزاران دختری ‫که هر ساله از کل ایالات...

‫کشورمون به هالیوود میان.

‫والدینم خیال می‌کردن ‫دیوانه شدم که اومدم اینجا.

‫بازیگری از نظر خیلی از اطرافیانم ‫گناه محسوب می‌شه،

‫ولی خودم حس می‌کنم ‫حکم تبلیغ مذهب رو داره.

‫هنوز فرصت بزرگی گیرم نیومده، ولی میاد.

‫معلومه که واقع‌گرام. ‫خودم می‌دونم خیلی مهم نیستم.

‫به نظرم به این زودی‌ها...

‫ستاره مشهوری نمی‌شم، ‫ولی می‌تونم صبر کنم.

‫من آموزش دیدم و تجربیات ‫مورد نیازم رو کسب کردم.

‫آماده‌ام.

‫هر دختری با بقیه فرق می‌کنه،

‫اما باز هم عین بقیه است.

‫به خاطر آرزوی شهرت اومدن اینجا.

‫خب جوآن، چند وقت پیش با برخی...

‫از هزاران دختری که حاضرن واسه به دست آوردن ‫جایگاهت هر کاری بکنن، صحبت کردیم.

‫می‌شه بهمون بگی ‫واسه چی تو مشهور شدی...

‫و چی شد که مشهور شدی؟

‫به نظرت اگه ملت بچه‌ای رو ‫به سرپرستی بگیرن،

‫می‌تونن عین بچه خودشون ‫دوستش داشته باشن؟

‫معلومه.

‫- بیا مایک. ‫- یعنی...

‫منظورم این نیست که یتیمه یا نه. ‫منظورم...

‫اگه آدم به استعداد بازیگری دست پیدا کنه...

‫و واقعا استعداد داشته باشه،

‫هیچ چیز و هیچ کسی ‫نمی‌تونه استعدادش رو کور کنه.

‫آقای کوئیک، من انسانم‌ها.

‫می‌دونین یعنی چی؟

‫یعنی واسه خودم ارزشی قائلم.

‫ارزش خیلی زیادی هم قائلم.

‫شاید شما از شنیدنش ‫غافلگیر بشین،

‫ولی من توانایی‌های زیادی دارم.

‫خصوصیات متعددی رو ‫کل عمرم حفظ کردم،

‫خصوصیاتی چون عشق ورزیدن ‫و درک کردن و...

‫گاهی اوقات که آثارش ‫رو می‌بینم، می‌گم: «ای بابا.»

‫«چطوری از پس چنین کاری براومد؟»

‫به عمرم ندیدم ‫خودش رو کارگردانی کنه...

‫یا به خودش بگه ‫باید فلان کار رو بکنه...

‫یا فلان شکل بازی کنه.

‫همین‌جوری بازی می‌کرد.

‫جیسون، من زن بالغی هستم ‫و نیازم...

‫با کل زنان بالغ یکسانه.

‫اگه نمی‌دونی، ‫باید بگم نیاز دارم...

‫بهم احترام بذاری ‫و ابراز علاقه کنی.

‫بهترین بخش بازیگری...

‫اینه که آدم می‌تونه ‫خودش رو رها کنه،

‫همون شخصیت باشه ‫و بازیش رو بکنه.

‫انگار اصلا...

‫وای، عاشق تماشای آثارشم.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫از همون اول،

‫متوجه شدم پل حریم شخصی خاصی داره،

‫دلش نمی‌خواد تعهد داشته باشه...

‫و واسه همین وقتی متعهد می‌شد، ‫خارق‌العاده بود.

‫احساسات آدم که به خواست خودش نیستن.

‫نمی‌شه گفت: ‫«می‌خوام چنین حسی داشته باشم.»

‫«می‌خوام عاشق این زن بشم» ‫یا از این حرف‌ها.

‫باید...

‫فن اصلی بازیگری...

‫اینه که ابژه مذکور ‫باید این‌قدر از نظر آدم واقعی باشه...

‫که هیچ‌جوره کم نذاره.

‫اگه ابژه مذکور واقعی باشه،

‫آدم هیچ‌جوره کم نمی‌ذاره.

‫صبح به خیر خانم‌ها.

‫روز گرم و قشنگیه، مگه نه؟

‫خیلی خوشگله، مگه نه؟

‫ای بابا، خودتون که عین دو پروانه...

‫رو چمن‌ها می‌مونین.

‫باز هم سلام خانم کلارا.

‫اگه دنبال کار می‌گردی،

‫می‌تونی بری باشگاه ‫با سرکارگرمون صحبت کنی.

‫اگه دنبال غذایی، دم در پشتی ‫بهت غذا می‌دن.

‫خب، هنوز متوجه نشدین خانم. من...

‫من از طریق جوآن با پل آشنا شدم.

‫خودم و جوآن رفیق بودیم.

‫با همدیگه فیلمی به نام ‫«پیش‌پرداخت ممنوع» ساخته بودیم...

‫که بدجوری شکست خورد، ‫ولی می‌خواست...

‫من هم عین خودش کار داشته باشم.

‫اون موقع داشت خیلی مشهور می‌شد.

‫بعدش داشتیم بازیگران...

‫«تابستان گرم و طولانی» رو ‫انتخاب می‌کردیم...

‫که من رو با پل آشنا کرد.

‫تصمیم به شدت زیرکانه‌ای بود.

‫اون نقش رو واسه بروز دادن...

‫جنبه‌های باحال ‫و تقریبا منفی جنسی نوشته بودیم.

‫از کجا پیداش کردی؟

‫حس می‌کردم همین ‫که جلوی خودش رو می‌گیره،

‫باعث می‌شه ستاره سینما بشه.

‫حواستون خیلی جمع نیست‌ها خانم کلارا.

‫پول من رو که لازم نداری آقای کوئیک.

‫پول بقیه رو به جیب می‌زنی.

‫درسته، ولی مقاومتتون ‫برام چالش‌برانگیزه.

‫خب، ببینین آقای کوئیک، ‫آخرین باری که بابت پیشنهادی...

‫پول دادم، دوازده ساله بودم.

‫یعنی از اون به بعد ‫کسی بهتون پیشنهاد نداده؟

‫نچ. ‫هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌ده.

‫از اول تا آخر فیلم ‫همین کار رو می‌کنیم...

‫به همدیگه می‌خندیم.

‫تو کل سکانس‌ها ‫همدیگه رو اذیت می‌کنیم.

‫مسلما به نظرم خیلی قشنگه...

‫که آدم بتونه با شوهرش دعوا کنه...

‫و بابتش پول بگیره.

‫موافق نیستی؟

‫خب، به قول استانیسلاوسکی ‫هنر هیچ‌وقت تصادفی به وجود نمیاد.

‫ممنون.

‫با تشکر از خانم و آقای پل نیومن...

‫که شخصا تشریف آوردن ‫و گذاشتن سر صحنه...

‫«تابستان گرم و طولانی» ‫باهاشون مصاحبه کنیم.

‫اصلا نگو اصلا نمی‌شه.

‫نمی‌دونم خیال کردین...

‫با پدرم به چه توافقی رسیدین،

‫ولی خودتون می‌فهمین ‫که من اصلا راضی نمی‌شم.

‫خانم کلارا، ما قراره با هم ازدواج کنیم، ‫مگه خبر ندارین؟

‫گولتون زدن آقای کوئیک.

‫یه بار هم که شده، ‫خودتون رو گول زدن.

‫عه، یعنی دست رد به سینه‌ام می‌زنین؟

‫دستم رو نمی‌گیرین ‫و دلم رو پس می‌زنین؟

‫شما خیلی شبیه پدرمین ‫و نمی‌شه ازم خواستگاری کنین،

‫پدرم هم به حرفم گوش می‌ده.

‫پیرمرد خارق‌العاده‌ایه.

‫گرگ جماعت از همدیگه ‫خوششون میاد دیگه.

‫راممون کن. دست‌آموزمون کن. ‫از پسش برمیای.

‫علاقه‌ای ندارم.

‫وقتی نه ساله بودم، ‫بی‌خیالش شدم.

‫اولین باری هم ‫که تو چشم آبی...

‫و بی‌روحت نگاه کردم، ‫بی‌خیال تو شدم.

‫- رنگش رو درست گفتی. ‫- همه‌چی رو درست گفتم.

‫خارق‌العاده بود که می‌تونستیم...

‫با جوآن بریم بیرون...

‫و کارهایی رو که سال‌ها می‌خواستیم ‫در ملأ عام بکنیم، انجام بدیم...

‫و مسائلی رو که در حریم شخصیمون ‫کشف کرده بودیم...

‫رو پرده سینما به تصویر بکشیم.

‫با عینک مطالعه‌ات خیلی زیبا می‌شی.

‫بدون عینکت هم زیبایی.

‫این‌جوری که تو تختت دراز کشیدی،

‫انگار خیلی کم سن و سالی خانم کلارا،

‫انگار تازه دستت رو شستی، ‫دندونت رو مسواک زدی...

‫و عین دختربچه‌ها دعا خوندی.

‫ملت وقتی من رو ‫تو فیلم‌ها می‌بینن،

‫ابژه‌ای جنسی محسوبم می‌کنن،

‫ولی وقتی هیجان‌زده باهام آشنا می‌شن،

‫شوق جنسیشون...

‫لحظه به لحظه کاهش پیدا می‌کنه.

‫صرفا خواسته بودن نیومن ‫ابژه جنسی باشه.

‫ولی خودش اصلا چنین آدمی نبود.

‫اصلا جنبه جنسی نداشتم.

‫چطوری تو فیلم‌ها بروزش می‌دادم؟

‫نمی‌دادم.

‫پوستت خیلی نازکه.

‫ولی دنیا دست گوشتخوارانه خانم کلارا،

‫اگه آدم مجبور بشه خام بخوره، ‫باید خام بخوره.

‫باید به افتخار جوآن ‫رژه راه بندازن...

‫که چنین نمادی رو خلق کرد.

‫این‌ها رو بذار کنار خانم کلارا،

‫آخه می‌خوام ببوسمت.

‫یه روز که از سر کار برگشته بودم،

‫دیدم یه کپه وسایل به درد نخور...

‫کنار گاراژمون هست.

‫تلنبه‌های دوچرخه قدیمی ‫و جاروهای مخصوص حیاط بودن.

‫دستمال‌سر بسته بود ‫و روپوشی رنگی‌شده پوشیده بود.

‫من هم گفتم: ‫«داری چیکار می‌کنی؟»

‫گفت: «دارم رنگ می‌کنم.»

‫از یه مغازه دست‌دومی ‫یه تخت دونفره خریده بود...

‫و تشک «سیلی» نو هم گرفته بود.

‫اتاق رو هم رنگ تندی زده بود.

‫با خجالت خندید و گفت:

‫«اینجا کلبه سکسه.»

‫«ما هم می‌ریم همون‌جا.»

‫«تابستان گرم و طولانی» ‫برای اولین بار در...

‫لوئیزیانا، بتن‌روژ اکران می‌شه.

‫ویلیام فاکنر در این فیلم ‫عشق و نفرت جنوبی‌ها رو بررسی کرده...

‫و خانم جوآن وودوارد هم حضور دارن...

‫و دسته‌گلی به این خانم جوان می‌دیم...

‫و تحسینش می‌کنیم، چرا که مشهورترین ‫بازیگر زن حال حاضر سینمای آمریکاست.

‫با توجه به روند فروش فیلم،

‫بیست میلیون نفر ‫تو این کشور این فیلم رو می‌بینن.

‫اون فیلم خیلی موفق بود.

‫همون‌طور که گفتم، ‫خیلی سرگرم‌کننده بود.

‫تو جشنواره کن هم شرکت کرد.

‫پل جایزه بهترین بازیگر رو برد.

‫البته، «سه چهره ایو» ‫هم همون سال...

‫اکران شده بود.

‫یعنی اون سال واسه جوآن ‫خیلی خفن بود.

‫سلام مادر عزیزم، ‫الان دارن واسه مقاله‌ای...

‫تو مجله ازم عکس می‌گیرن ‫و خودم برات نامه می‌نویسم.

‫در واقع، همین الان هم دارن ‫ازم عکس می‌گیرن.

‫یکی دو روزه که دارن ‫ازم عکس می‌گیرن.

The Last Movie Stars subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Last Movie Stars

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left