Recep Ivedik 7

Recep Ivedik 7

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Recep Ivedik 7 2022 1080p WEB-DL AC3 TURG
Recep İvedik 7 2022 720p DSNP WEB-DL [TR] DDP5 1 H264-TURG
Recep İvedik 7 2022 720p WEB-DL EBTV
Recep İvedik 7 2022 480p WEB-DL EBTV
Recep İvedik 7 2022 1080p WEB-DL EBTV
Komentarz od Reyez
█⫸ Reza Reyez

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
AC3
1080
720p
720
480p
480
Opublikowano: 2022-12-12
Pobrania: 41
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫خدایی هیچی واسه تماشا تو تلویزیون نیست

‫رسماً حالمو بهم زدین

‫وضعیتو ببین، یه کانال میزنی جلو همه‌چی خوبه

‫یه کانال میری عقب، همه‌چی بده

‫یه کانال میری جلو؛ پرواز می‌کنیم، ‫یه کانال میری عقب، کوچ می‌کنیم

‫کدومش بمونه، ما رو دیوونه کردین

‫آهان، قبضم اومد

‫هر ماه، همون روز، همون ساعت، ‫همون دقیقه، قبض میاد

‫اصلاً عوض نشده. یه‌کم تفاوت ایجاد کنین

‫900 لیره؟

‫چجوری 900 لیره شده؟ ‫نمیشه، یه بار دیگه نگاه کنم

‫دیدم، بازم 900 لیرس. خدایی شدنی نیست

‫واسه یه خونۀ کوچیک 900 لیره قبض میاد آخه؟

‫نکنه 90 لیرس؟ نه یه صفر دیگه هم داره

‫خدایا، خدای من!

‫سوختم خدایا، آتیش گرفتم، دوستان

‫به دادم برسین دوستان، خدایا سوختم

‫- از پشت بهم خنجر زدن ‫- چه خبره رجب، چی شده؟

‫قبض برقم 900 لیره اومده، داداش صالح

‫پنجا لیره میومد برای اینجا، ‫واسه تو چقدر اومده؟

‫- واسه من نمیاد ‫- یعنی چی نمیاد؟

‫واسه من هر سه ماه قطع میشه، ‫نتونستم بدم، قطع کردن

‫خدایا بگیر جونمو خلاص کن، ‫به خدا خودمو می‌ندازم پایین...

‫- این چیه اومد رو سرم؟ ‫- بکش کنار، می‌خوام سفارش بگیرم

‫بکش کنار، چه سفارشی بابا؟ ‫قبض برقم 900 لیره اومده

‫هشش. ببین منو حلیمه، واسه تو چقدر اومده؟

‫200 لیره

‫نکنه از خونۀ من قاچاقی برق استفاده می‌کنی؟

‫- سیم انداختی رو خط من؟ ‫- برو بابا. بکش کنار

‫برو از جای دیگه بگیر سفارشتو. ‫اعصاب منو خورد نکن

‫به خدای احد و واحد قسم خودمو می‌ندازم پایینا

‫دوستان، دوستان!

‫داداش صالح، به نورالله خبر بده، میرم داخل خودکشی کنم

‫چرت نگو رجب

‫جونمو می‌گیرم، ببخشید خودکشی می‌کنم

‫- مامان ‫- خدا بد نده داداشم

‫دمت گرم، سر سلامتی همۀ دوستا ‫(وقتی یکی فوت می‌کنه اونطوری میگن)

‫داداش چرا اینطوری حرف میزنی؟ ‫داری ناراحتم میکنی به خدا

‫من کلاً 400 لیره درآمدمه. ‫900 لیره رو چجوری بدم؟

‫مگه اینجا نیروگاه برقه؟

‫تاسیسات صنعیته مگه اینجا؟

‫اینجا کارخونه‌ست مگه پدرسوخته؟

‫این خونه دوتا اتاق و یه پذیرایی‌ـه، ‫ببین چجوری دیوونه شدم

‫- داداش، نکنه بیشتر از 150 کیلووات شده؟ ‫- من از کجا بدونم نورالله؟

‫- نمیدونم ‫- از کجا بدونم؟

‫به کونمون کنتور بستیم که بفهمیم چقدره؟

‫از کجا بدونم؟ دوتا لامپ روشن میشه فقط

‫فقط دوتا لامپ روشن میکنم تو این خونه، نورالله

‫وای اونا هم روشنه، خاموش کن، زود

‫پاشو زود خاموش کن، ماه بعدم همین بلا سرمون میاد

‫قسم میخورم مِن بعد هرکی لامپ روشن کنه، ‫خدا هزاربار لعنتش کنه

‫خدا توماس ادیسونم لعنت کنه

‫خدا نیکولا تسلا رو هم لعنت کنه

‫داداش آروم باش لطفاً

‫صرفه‌جویی، صرفه جویی تا کجا؟ ‫به اینجام رسیده...

‫لاهماجون‌هایی که از یه شب قبل موندن، ‫ روزِ بعدش وقتی پیراهنمو اتو می‌کنم...

‫میذارم لاِی اونا تا گرم شه

‫جوربامو با بورک تو فر خشک می‌کنم

‫ما اینطوری زندگی می‌کنیم، نورالله. ‫بمیرم ما؟ زندگی نکنیم لامصب؟

‫آروم باش داداش، منو نترسون

‫به خدا از این به بعد با فانوس خونه رو روشن نگه می‌دارم

‫مثل خاندان‌های انگلیسی تو قرن چهاردهم، ‫با شمعدون تو خونه می‌گردم

‫باز کن، صندوقچۀ مادربزرگمو باز کن

‫توش چندتا فانوس باید باشه، پیداشون کن

‫این وضعیت مستهجنـه. آدمیم ناسلامتی

‫هستش؟ پیدا کردی؟

‫درست بگرد. صندوق ننه‌مو به هم نریز . درست

‫داداش دمت گرمه، کارت درسته

‫- چی شد پسر؟ ‫- داداش سند داره

‫ول کن، خرت و پرتای زنه رو به هم نریز، ‫فانوسو پیدا کن فقط

‫داداش تو خبر نداری؟

‫سندو می‌خوای چیکار؟ ‫میگم فانوسو پیدا کن

‫خدایا، خدایا. داداش، خدابیامرز وارث دیگه‌ای هم داشت؟

‫- نداشت ‫- پس این سند مال توئه داداش

‫من نمی‌خوام نورالله

‫سند مَند نمی‌خوام، ‫من به مال و مُلک چشمی ندارم

‫داداش جان، یه نگاه به این سنده بنداز

‫گیر دادی به این سنده

‫مالِ روستای یوتان ـه

‫خب دیگه، همون خونۀ روستاییِ مادر بزرگمه ‫که بچگیـا می‌رفتیم، جای قدیمی‌ایه

‫داداش کلیداشم هست، ‫بیا بریم روستا

‫چرت نگو نورالله

‫همین الآنشم حال درستی ندارم، ‫اصلاً تحمل زندگیِ روستایی رو ندارم

‫ببین هوای سالم تنفس می‌کنیم، ‫پامونُ روی خاک روستا می‌ذاریم

‫دیگه تو روستا برقم مصرف نمی‌کنیم

‫ببین بازم حرف از برق زدی، ‫اعصابِ منو خط خطی کردیا

‫داری اعصابمو خورد می‌کنیا، ‫داشت یادم می‌رفت که حرفشو پیش کشیدی

‫داداش، رومو زمین ننداز، بیا بریم روستا

‫- نه، نورالله نمیشه ‫- تو رو خدا بریم

‫- نه، نمیرم ‫- خواهش می‌کنم داداش، تو رو خدا

‫- خواهش می‌کنم رومو زمین ننداز ‫- یه‌کم دیگه التماسم کن

‫- لطفاً، حال و هوامون عوض میشه ‫- یه‌کمم التماس کن

‫- قبول کن دیگه رجب ‫- باشه بابا، برو چمدونمو آماده کن

‫برو آماده کن دیگه

‫- داداش صالح! ‫- چی‌شده رجب؟

‫واسم غذای تو راهی درست کن

‫تــرجمه از « Reza Reyez & Ali_master »

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫وای وای وای ‫این اوضاع و احوالو می‌بینی، نورالله

‫ای قربونت برم با پیشنهادت، واقعاً عالی شد

‫به خدا الآن بوی مادربزرگم داره به بینی‌ـم می‌خوره

‫یه‌کم با پشکل قاطی میشه، ‫ولی وسطاش می‌خوره

‫رجب، این خونه خیلی درب و داغونه، ‫نمی‌تونیم جمع جورش کنیم

‫نورالله، تو شروع کنی دو روزه تموم می‌کنی

‫- من درست کنم؟ ‫- پ ن پَ من؟

‫تو انجام میدی خب، کمک دستِ من نیستی مگه؟

‫یالا شروع کن، منم کمکت می‌کنم. یالا

‫زودباش دیگه شروع کن، یالا. پدرسوخته

‫خب، خیلی خوب شد

‫شروع کن دیگه پسر

‫کار کن دیگه! درست رنگ بزن!

‫خب، بپر بالا، خوبه. ‫ببر بالا، بالا بالا

‫اونجایی که میخ زدی ثابتش کن، ‫نه نه، دراز شد

‫درش بیار، خوب گره بزن

‫گره بزن، آره

‫در بیار گره بزن دیگه

‫خب، گره زدی؟ ‫بنداز اونجا ببینم

‫خیلی خوبه، من یه‌کم نگاه کنم اونو

‫حله، گل و بلبل شد، عالی شد نورالله

‫اینجوری خوب شد

‫آها! اون کیه؟

‫هوی! هـــی! پــــوشت!

‫- این چی میگه؟ ‫- خِیر باشه؟

‫- ببخشید، متوجه نشدم، چی میگی؟ ‫- گفتم خِیر باشه، چیـشو متوجه نشدی؟

‫الو، پوشت فُلان چیه؟ چِته؟

‫مگه دوست دوران سربازیـتو دیدی؟ چه خبرته؟

‫باشه خانوم محترم، با من از اونجا بحث نکن

‫اینجا هرکسی صاحب زمین خودشه

‫نمی‌تونی خودسر بیای اتراق کنی

‫پایین اتراق می‌کنن، برین اونجا یالا

‫- یالا برادر، برو رد کارت ‫- یه لحظه، ازگی

‫چی میگی داداش؟

‫آدم متوجه نمیشه

‫دارم میام جلوتر، حرفتو بزن ‫چی میگی؟ دردت چیه؟ بفرما

‫انگار اعصاب تو یه‌کم نامیزونه

‫تا جایی که فهمیدم، یه ذره مشکل ذهنی داری

‫اینجا محوطۀ کمپ نیست

‫اینجا هر زمین مالِ شخص خاصیه

‫میدونم هر قطعه زمین صاحب داره، ‫این زمینم مالِ منه

‫- این قطعه مالِ توئه؟ ‫- آره مالِ منه

‫کی میگه؟

‫یعنی چی «کی میگه؟» من میگم. ‫از خدابیامرز پدربزرگم به ارث بردم. خدایا

‫اینجا رو هم من از مادربزرگم به ارث بردم، خدایا

‫داری پُز چیو میدی؟ پُز چی؟

‫چرا مزخرف میگی؟ اصلا به تو چه؟

‫چرا دخالت می‌کنی؟ ‫قطعه مال تو نیست.

‫مال هرکیه! خدایا پروردگارا

‫باشه، خانوم محترم. ‫ما اینجا همسایه‌ایم

‫از قدیم گفتن: همسایه به همسایه‌ش نیازمنده

‫فردا میای،

‫«لیمو تموم کردم، لیمو داری؟» ‫«نمکم تموم شده، نمک داری؟»

‫بعدش اگه بگی من موندم تو مزرعه، کار کردم، ‫پشتم گرفته...

‫کل پوست گردنم سوخت، ‫با ماست رو شونه‌هامو ماساژ بده

‫به من زنگ بزن.

‫- تماس بگیر ‫- چی میگی داداش من، توبه خدایا

‫من چرا بهت همچین حرفیو بزنم؟

‫ببین، ما محتاجِ چیزی نیستیم، گرفتی؟

‫تو اینجا کارتو می‌کنی، ‫ما هم هرکاری دلمون خواست، می‌کنیم

‫تا جایی که ممکنه، ما با تو کم حرف بزنیم بهتره

‫ما اینجا واسه استراحت اومدیم، ‫ببین دست و پام شل شد.

‫از همون لحظۀ اول، اصلاً خوب نشد

‫اصلاً. گرفتی؟ یالا به سلامت

‫نه که من خیلی دلم میخواست ‫با تو حرف بزنم. زنیکۀ عفریته

‫- چیزی گفتی؟ ‫- جانم؟

‫پشت سرم چیزی گفتی؟ نشنیدم؟

‫آره گفتم، پشت سرت غیبت کردم، چیه؟

‫این دوست خصوصیِ منه. ‫این زمینم، زمین خصوصیِ منه

‫تو زندگی شخصیم، غیبت هم نمی‌تونم بکنم من؟

‫اینقدر از این استانداردها به مردم دیکته نکنین ‫یه‌کم راحت بذارین!

‫هرکاری می‌خوای بکن، به من چه؟

‫با من حرف نزنی کافیه. عزت زیاد

‫تو استراحتتو می‌کنی، ‫ما داخل ملک خصوصیمون غیبت می‌کنیم

‫«از پـیدر بـیزرگم به ارث ریـسیـده» ‫از اون به ارث رسیده

‫- نورالله، به ذهنم چیزای عجیبی خطور می‌کنه ‫- چی خطور میکنه؟

‫نکنه بین بابابزرگ این و مادربزرگ من...

‫- همچین چیزی ممکنه آخه؟ ‫- والا تو این زمونه همه‌چی ممکنه

‫- سام علیک آقایون ‫- علیکم السلام

‫- بشین نورالله ‫- بردار، برادر

‫برادرا خوش اومدین، میشه برین اون یکی میز

‫چی شده، چرا برادر؟

‫داداش، این میز رزروه، ‫واسه همین نمیشه بشینید

‫مردک تو قهوه‌خونۀ روستا هم میز رزرو داریم مگه؟ ‫اینجا مگه « نیشان تاشی» ـه؟

‫داداش، شما تازه واردین، آشنا نیستین

‫ولی این میز واسه کدخدا رزرو شده، ‫نمی‌خواد کسِ دیگه‌ای بشینه

‫نه بابا! تا جایی که می‌دونم میز کدخدا تو ساختمونشه

‫تو قهوه‌خونۀ روستا میز رزرو میشه آخه؟

‫کدخدا کیه مردک؟ فرقش با منو تو چیه؟

‫- مگه ما کدخدا رو انتخاب نمی‌کنیم؟ ‫- آره همینطوره

‫داداش، راست میگین، یه‌کم متفاوته ولی

‫وقتی کسِ دیگه‌ای میشینه، ‫دیوونه میشه و سرِ من خالی می‌کنه

‫دیگه تو روستا وضع فرق کرده، شیر پسر

‫اینو تو مغزتون فرو کنین، ‫من سرِ این میز می‌شینم. همین که شنیدی

‫- بشین، نورالله ‫- باشه، داداش

‫چیزی می‌خواین؟

‫- آبمیوه دارین؟ ‫- دایم. چه طعمی باشه؟

‫- کیوی ‫- باشه

‫- من چای می‌خوام ‫- باشه داداش

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left