La Cocina

La Cocina (La cocina)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

La Cocina 2024 BluRay [ 1080p | 720p ]
Komentarz od starn
★ 2h 19mn 04sc : هماهنگ با نسخه‌ی بلوری ★

Tagi

bluray
Opublikowano: 2025-11-11
Pobrania: 44
Dla niesłyszących: No
FPS: 24

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

به لطف و حمایت محمدرضا و تقدیم به "Sogol"

‫بگذارید تا ببینیم چطور ‫زندگی را سپری می‌کنیم.

‫این دنیا محلی‌ست برای کسب و کار. ‫چه شلوغی بی‌‌پایانی!

‫تقریباً هر شب با صدای نفس نفس ‫زدن لوکوموتیو از خواب بیدار می‌شوم.

‫خوابم را به هم زده است.

‫هنری دیوید ثورو

‫ببخشید، خیابون چهل و نهم کجاست؟

‫اون قطار؟ اونجاست.

‫باید چند ایستگاه بری...

‫من انگلیسی بلد نیستم.

‫خیابون چهل و نهم.

‫رستوران گریل. برادوی.

‫تا حالا جسد دیدی؟

‫اینجا خود قلبه.

‫همین جا، میدون تایمز.

‫میری نگاهش می‌کنی، میدون تایمز چیه؟

‫تایمز هیچ میدونی نداره، ‫ولی تایمز یه فضا داره،

‫و همونطور که می‌چرخی، ‫هر بار که اینجا قدم می‌زنی

‫می‌تونی کسی رو ببینی که ‫لزوماً یه آدم معمولی نیست.

‫می‌دونم منم نیستم.

‫زندگی در میدون تایمز ‫فقط درباره زندگی کردن اینجا نیست.

‫درباره بخش عجیب و غریب دونستن ‫اینه که تو یه نیویورکی واقعی هستی.

‫حالا، می‌تونی بهش فکر کنی. ‫یه میدون، یه بلوک.

‫هر بلوک جورواجور ‫یه نفر روش نشسته، فکر می‌کنه.

‫ببین، من فقط یکی از خوش‌شانس‌هایی ‫هستم که خدا می‌دونست میدونش کجاست.

‫نه اینکه تو بلوک مرکزی باشم، ‫بلوک سلول، بلوک حبس،

‫بلکه تو بلوکی باشم ‫که جلوی جریان زندگی رو نگیرم.

‫کلاً داستان اینه که از زندگی ‫چی میخوای بکشی بیرون

‫وقتی به آدم معمولی بودن فکر نمی‌کنی.

‫پس، باید تعجب کنی، ‫میدون تایمز درباره چیه؟

‫درباره مردمه؟

‫زندگی سرخوشی که داریم؟

‫یا روشنایی و نورها؟

‫ولی نکته خنده‌دار اینه که همه

‫نمی‌فهمن که قبلاً اینجا بودن،

‫واسه همینه که بهش میگن میدون تایمز.

‫تو حول زمان در گردشی، ‫هیچوقت نمی‌فهمی که گوشه‌ای در کار نیست.

‫فقط می‌دونی که یه گوشه‌ای هست ‫که بهش می‌رسی.

‫هر نقطه از زندگی یه گوشه داره،

‫فقط یه زاویه‌ست که نمی‌دونی ‫کدوم مسیر رو میری.

‫یادت باشه چی بهت گفتم.

‫زمان اجتناب‌ناپذیره.

‫ممنون.

‫سلام، رستوران گریل؟

‫رستوران گریل؟

‫رستوران گریل؟ ‫دنبال رستوران گریل می‌گردی؟

‫دختر، تو دقیقاً جلوشی.

‫هی!

‫می‌تونم بیام داخل؟

‫بسته‌ست. بسته.

‫باید بیام داخل. چطوری بیام داخل؟

‫چپ.

‫پشت.

‫- پشت؟ ‫- پشت.

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِ‌ن زُهرابـی

‫ببخشید، اینجا رستوران گریله؟

‫چی؟

‫اینجا رستوران گریله؟

‫آره، رستوران گریل اینجاست.

‫اومدم با پدرو روییز کار کنم. ‫می‌شناسیش؟

‫- با پدرو دوستی؟ ‫- پدرو روییز.

‫اگه قصدم شرط‎بندی باشه، ‫میگم پدرو هنوز نیومده.

‫ساعت چند باهاش قرار داری؟

‫کار، تو واسه کار اومدی، درسته؟

‫کار، آره. کار.

‫بیا.

‫اینجا منتظر بمون، یکی ‫الان میاد سراغت، باشه؟

‫اینجا.

‫ممنون.

‫- اسم من نانزوئه. ‫- استلا.

‫استلا؟ چه اسم قشنگی.

‫آهنگ "استلا زیر نور ستاره‌ها" رو می‌شناسی؟

‫نه؟

‫حیف شد!

‫هی...

‫تو پدرو روییز رو می‌شناسی؟

‫ببخشید؟

‫پدرو روییز رو می‌شناسی؟

‫نه.

‫من اینجا کار نمی‌کنم.

‫هنوز.

‫قرار ملاقاتت ساعت چنده؟

‫نه، من قراری ندارم.

‫فقط بهم گفتن بیام.

‫بدون قرار ملاقات نمی‌بیننت.

‫بله؟

‫من برای مصاحبه ساعت 9:00 صبح ‫قرار دارم.

‫برای کار تو سالن.

‫باشه، پس من...

‫سیتلالی پوساداس ساعت 8:30 صبح.

‫و لاورا آریاس ساعت 9:00 صبح.

‫آره، من لاورا هستم.

‫پس اول با تو شروع می‌کنیم، سیتلالی.

‫میای داخل؟

‫بشین.

‫خب.

‫سیتلالی، سیتلالی... کجایی...؟

‫آهان اینجایی.

‫خب، فرمت رو اینجا دارم، عالیه.

‫می‌خوای آشپزخونه رستوران کار کنی، خوبه.

‫خب، چند سالته؟

‫سِنّت رو ننوشتی.

‫سِنّت "اوهوم" هست؟

‫سن.

‫20 سال. خب، تقریباً 20 سال.

‫20 یا تقریباً 20؟

‫می‌دونی اگه سن قانونی نداشته ‫باشی نمی‌تونی اینجا کار کنی.

‫اون دیگه چیه؟

‫سن قانونی؟

‫21 سال. نظرت چیه؟

‫- بده. ‫- جدی؟

‫منظورم برای شماست.

‫شما ضرر میکنید.

‫دختر چِغری هستی، هان؟

‫لعنتی.

‫خوشم اومد. خوشم اومد.

‫خب، سیتلالی پوساداس، ‫تجربه‌ای تو این زمینه داری؟

‫آره، دو سال توی سانبورنز آشپزی کردم.

‫سانبورنز؟

‫لعنتی!

‫ما اینجا یه سرآشپز سه ستاره میشلن داریم.

‫خدای من! باشه.

‫دوست پسر داری، سیتلالی؟

‫ خیلی خوشگلی.

‫نگران نباش، فقط شوخی می‌کنم.

‫باشه، کد تأمین اجتماعیت رو نشونم بده.

‫کد تأمین اجتماعی.

‫پدرو بهم گفت شما استخدام می‌کنید.

‫- پدرو؟ ‫- پدرو روییز.

‫می‌شناسیش؟

‫اون دوست منه. البته. ‫چرا از اول نگفتی؟

‫دوست پدرو، دوست منم هست.

‫باشه، خوب گوش کن. ‫این کاریه که می‌کنیم، باشه؟

‫من اجازه میدم بری کد تأمین اجتماعیت ‫رو بگیری و بیاری اینجا، باشه؟

‫یه مرکز تلفن تو خیابون 49 هست.

‫اونا می‌تونن با 50 دلار یکی بهت بفروشن.

‫بهت می‌گن چطوری کار می‌کنه.

‫اما یه مشکلی هست.

‫لوییس، یه لحظه وقت داری؟

‫نه خداییش.

‫- یه مشکل کوچیک دارم. ‫- باشه.

‫- خصوصی. ‫- اون که تورو نمی‌شناسه، مرد.

‫فکر کنم 800 دلار از یکی از صندوق‌ها کم شده.

‫فکر می‌کنی یا گم شده؟

‫کاملاً مطمئنم.

‫دوباره با تریشا شمردم، ‫گزارش‌ها رو چک کردم، رسیدها رو بررسی کردم.

‫به آقای رشید نگفتی، مگه نه؟

‫الو؟ بله، صبح بخیر آقا.

‫بله، اون همین الان... بله قربان.

‫لعنتی واسه چی اول پیش من نیومدی؟

‫اون رئیس منه.

‫باشه، بیا نگاه کنیم.

‫- چی شده؟ ‫- چطور؟

‫- عمر گفت بیام پیشت. ‫- الان نه.

‫- عالیه! ‫- لوییس...

‫یه چیزی درباره دستگاه نوشابه.

‫آره، کوکای گیلاسی دوباره خراب شده. ‫یکی دستگاه رو شکسته.

‫می‌دونم، یکی قراره جریمه بشه.

‫- من اون لعنتی رو نشکستم! ‫- لوییس...

‫به من هیچ ربطی نداره.

‫- الان درگیرم... بعداً میام سراغت. ‫- لوییس...

‫- من اون لعنتی رو نشکستم. ‫- بعداً میام سراغت، سمیرا!

‫به من هیچ ربطی نداره.

‫- رشید! ‫- یه خانمی دنبالت می‌گرده.

‫سیتلالی رو ببرش رختکن ‫بهش بگو چطوری شروع کنه.

‫و اون خانم هم، خانم آریاس. ‫اونم امروز شروع می‌کنه.

‫مگه من راهنمای توریستم؟

‫وقتی اینجوری با من حرف می‌زنی، ‫ناراحتم می‌کنی.

‫سمیرا کمکت می‌کنه لباس عوض کنی و شروع کنی.

‫به گریل خوش اومدی.

‫ببخشید، بهم گفتن مصاحبه‌ها اینجاست.

‫قرار داری؟

‫دیر کردم چون توی مترو گم شدم.

‫نمی‌تونم کمکت کنم، عزیزم. متأسفم.

‫خیلی ناامیدم، مارک.

‫می‌دونم، منم همینطور. 800 دلار!

‫نه، بابت اینکه اول پیش من نیومدی، گفتم.

‫می‌تونستیم این رو بدون اینکه ‫مزاحم رئیس بشیم حل کنیم

‫و حالا من مثل یه... مثل یه...

‫- احمق. ‫- لعنتی.

‫صبح بخیر.

‫لطفاً، در رو ببند.

‫خرابکاری.

‫خودشه. خرابکاری.

‫من گزارش‌ها رو چک کردم، و بله،

‫علی‌الظاهر تو گریل، دزدی داریم.

‫چه بد.

‫بده، موافقم.

‫بایدم بد باشه

‫اگه من مدیر بودم و این ‫اتفاق زیر نظر من می‌افتاد.

‫پس به نظر میاد این اتفاق ‫موقع بستن شیفت شب افتاده؟

‫درسته.

‫این صندوق‌های یک و دو هستن.

‫اینا صندوق‌های سه و چهار هستن.

‫و...

‫صندوق‌های پنج و شش.

‫صندوق پنج 823.78 دلار کم داره.

‫بیا، پولمو بگیر.

‫نه، بگیرش دیگه.

‫بندازش تو سطل آشغال، ‫تو میدان تایمز پخشش کن.

La Cocina subtitles in other languages

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left