Pierwsze 143 wierszy.
خطرناک ترين پو
fmb و mbt925 :تـرجــمــه و زيـرنويـس
چرا داره اين اتفاقا ميفته؟
آهان، گرفتم
اين بازي حتي کسل کننده تر از داستان هاي طب سوزني عمه "چو"ي مني
چرا اين دور و برا بايد انقدر آروم باشه؟
چون چند هفته هست که هيچ خلافکاري ديده نشده
من از اين وضعيت خوشم نمياد
کاش يه اتفاقي ميفتد... هر اتفاقي
پو چه خبر؟ - نه زياد -
غير از اين کارت، که امروز صبح
با يه فرستاده ويژه براي سرور شما اومده
ژنرال "زين" معروف از جنگجوي اژدها
درخواست يه ديدار خصوصي توي ملک شخصي خودش داره
قهرمان من
ژنرال "زين" افسانه اي، خواسته پو رو ببينه؟
چي؟ - حسوديت شد؟ -
من حسوديم نميشه - حسوديش ميشه -
آمادست استاد پو
اميدوارم متوجه باشي که اين موقعيت چه افتخاريه
شوخي مي کني؟ ژنرال "زين" يکي از بت هاي منه
اون يکي از فوق العاده ترين جنگجوهاي
تاريخ چينه
"قهرمان جنگ "شين هوان
"آزاد کننده محاصره "چو لانگ
نابود کننده "هان" توي جنگي که هان" ها شکست خوردن"
ولي وقتي هيچ دشمني باقي نموند بازنشسته شد
خيلي غم انگيز و نمايشي
و رفت به يه جاي ناشناخته
تا الان که منو دعوت کرده
پو، ژنرال يکي از باني هاي اصلي کاخ "جيد"ه
ما روي حمايتش حساب مي کنيم - مي دونم -
مي خوام تاثير خوبي روش بذارم
بايد بهش نشون بدم که من ارزشش رو دارم بايد بدستش بيارم
چطوري ميخواي اين کارو بکني؟ - پيشنهاد ميکنم نري -
نقشه کشيدي که يکي از اين دست بندهاي دوستي رو بهش بدي؟
...نه
نه
نه، نه
نگران نباشيد
بهش نشون ميدم که ارزشش رو دارم چون ... من قلب يه قهرمان رو دارم، دقيقا اينجا، توي
شلوارم
دفتر وقايع "پوي" جنگجو، روز اول
،گذشتن از گل و لاي، بالا رفتن از تپه ها گذشتن از سيل بزرگ
شجاعانه، با قدم هاي قدرتمندم به پيش ميرفتم
.بعد ماهيچه پام گرفت
واسه همين يه کالسکه چيني اجاره کردم شيريني خوردم و خوابم برد
نهايتا به هدفم رسيدم "قلعه ژنرال "زين
سرنوشتم منتظر منه
خيلي شومانه، وحشتناکانه و ترسناکانه
اه، ديگه مي تونم برم؟
اه آره. ببخشيد
خيلي خب پو، ديگه وقتشه بهش نشون بدي که چقدر سرسخت و نترسي
کيه؟ - يااااا -
اگه موقع بديه، مي تونم برم و بعدا بيام
.صبر کنيد سربازها، بذاريد ببينم چي داريم
"ژنرال "زين
سلام. اين شرم آوره و دردناک
محض رضاي خدا، تو ديگه کي هستي؟
قربان من جنگجوي اژدها هستم
براي صرف نهار يا حالا هر چي خدمت رسيدم .بين غذايي هم باشه، خوبه
بياريدش پايين
ممنون - پس تو جنگجوي اژدهايي؟ -
بله قربان دوستام صدام مي کنن پو
شما هم مي تونيد
ببندش سرباز. وايستا
چشم ها جلو رو نگاه کنن شونه ها بالا
شکمو بده تو بدش تو چاقالو
بده تو، بده تو - دارم ميدم تو، دارم ميدم تو -
تو که جنگجو نيستي
تو يه بچه پانداي کوچولوي سوسول و دلقکي
خب، حرفتون يکم ناراحت کننده بود - !نيزه ها -
صبر کنيد، نه، من يه بليط دارم
...يک بليط طلايي، همين جاست
يه جايي همين دور و برا
.گيرش آوردم
به اين ميگن روحيه جنگندگي
حرکت خوبي بود پسرم
يه امتحان کوچولو بود بريم يه غذايي بخوريم
بعدش بايد بهم کمک کني که چين رو از دست شياطين خلاص کنيم
آره
بايد بهت بگم جنگجوي اژدها که چين ديگه اون کشوري که قبلا بود نيست
ميدونم، اخيرا خيلي مرطوب شده
اوم... بايد بگم که کوفته قلقلي فوق العاده ايه
دور و برت رو ببين. شياطين همه جا هستن بزها رسانه رو کنترل مي کنن
حتي غذايي که ميخوريم پره از زهرهاي مختلف
اين يه تست ديگه هست؟ .شکمم با اميدواري پرسيد
آفرين
تو مي توني زهرها رو که توي هوا معلقن، ببيني، نه؟
فقط يه مورد ديگه از اين نمونه به ياد دارم که با وزير "چو لي" بودم
آفرين
ازت خوشم مياد جنگجوي اژدها - منم از شما خوشم مياد ژنرال -
تو روحيش رو داري، حرارتشو داري
تو بوي يه خيزران سوخته در يه شنبه ي نمنکاک رو ميدي
اونوقت اين... خوبه ديگه؟
ژنرال، "هوندون" در محدوده ملک ديده شده
هوندون" کرگدن؟" - وقت دست به کار شدنه سرباز -
واو
ايول کمد مخفي
من سلاح هاي کمياب رو از همه جاي دنيا جمع آوري کردم
مثل اين يکي
"اسمش رو گذاشتم "آقاي کوبوم
نمي تونم حرف بزنم. خيلي فوق العادست
آماده اي جنگجوي اژدها؟
"ژنرال، توپ ترين و خفن ترين جنگجوي کاخ "جيد ...ميخواد بگه که
.صداتو بيار پايين جنگجوي اژدها مخفي بودن يعني خيلي مهمه
نگران نباش ژنرال. اون مال منه
ببخشيد، يه جورايي سلاحتونو شکستم
براي يه جنگجوي واقعي، هرچيزي ميتونه يه سلاح باشه
عالي بود ژنرال ولي تا حالا اين يکي رو ديديد؟
آفرين پسر مي دونستم که براي اين کار مناسبي
يه بويي حس مي کنم
بوي کرگدن - اي -
اون نزديکه فکر مي کني بتوني بگيريش؟
فکر؟ من فکر نمي کنم
من فقط... اول يکم دربارش فکر مي کنم... بعدش
بزن بريم به کرگدن بگيريم - برو بگيرش -
تو، شيريني فروشي کجاست؟
من ... چي؟ - شيريني فروشي؟ -
يه کپون دارم براي شيريني آلوي مجاني
من عاشق شيريني آلو ام يه دايره از عشق آلويي
که داره به دهن کرگدني که ميخواد بخورتش، سلام ميکنه
نمي دونم
يعني چي؟
اين يه داستانه يا يه آهنگ؟ چند حرفيه؟
کرگدن داره مياد، پس قايم شو
هي، من اينجام که شيريني مجانيم رو بگيرم
که مجانيه و هيچ پولي نميخواد
يه شيريني
داره درباره چي حرف ميزنه؟ - من با يه کپون الکي، کشوندمش اينجا -
کرگدن ها نميتونن در مقابل شيريني مقاومت کنن
منظورت چيه کشونديش اينجا؟ بعد از اينکه جرمي رو مرتکب شده؟
جرم؟ چه جرمي؟ کشوندمش اينجا تا شکارش کنم
شکارش کني؟ يعني واقعا شکارش کني؟
دقيقا. شکارش کنم براي ورزش
اين کاره منه - اين يه تست ديگست؟ -
چون اگه "هوندون" کار اشتباهي نکرده
اونوقت شکار کردنش... واژه مناسبش چيه.؟ اشتباهه
اين روش تو واسه زدن اولين تيره؟
باشه، تو بزنش، جنگجوي اژدها
...ولي من - بزنش -
خيلي خب، بزن، بزن، بزن
زود باش پاندا
No comments yet. Be the first to leave one.