De eerste 125 regels.
دايره المعارف رد پاها
. خيلي وقته نديدمش
... پيرزن گربه اي
. بهم 400 تا کوناي گربه هاي نينجا و 600 تا شوريکن بده
. خوب ، تعجب مي کنم خودت شخصا اومدي
. اون بچه اوچيها قبلا خيلي با نمک بود
چي !؟ بايد يه گربه ديگه بگيريم !؟
. نه دقيقا . اون در اصل يه نکوماتاس
. ماموريت ما اينه که رد پاي اون رو بگيريم
! نکوماتا يا هر چي ديگه مي خواد باشه
! همچين ماموريتاي سطح دي رو بده يه نفر ديگه
مگه نه ، ساسکه ؟ تو هم از اينجور ماموريتا خسته شدي ، مگه نه ؟
. بهش بگو
ساسکه - کون ؟
. اگه دوس نداري ، نيا
. اين يه ماموريت اوچيها ... نه ، ماموريت منه
چي گفتي !؟
تاريخ دهکده مخفي برگ : دايره المعارف رد پاهاي ساسکه
. خوشحالم که اومدي ، ساسکه
. خيلي وقت بود نديده بودمتون ، پيرزن گربه اي
. نگا کن ، چقدر بزرگ شدي
مي شناسيش ، ساسکه ؟
راستي اينجا کجاس ؟
. اينجا فروشگاهيه که قبيله اوچيها اسلحه هاشون رو مي خرن
. پيرزن گربه اي يه منبع مهم اطلاعاتي براي قبليه ي اوچيهاس
. در ضمن اون کسيه که اون ماموريت رو داده
... تاماکي
. دايره المعارف رد پاها رو بيار
. چشم ، مامان بزرگ
اونا رو کتاب کردي !؟
... ساسکه - کون
. انگار درباره اين ماموريت خيلي چيزا مي دوني
مي شه توضيح بدي چرا ؟
در اصل ، اين کتاب يه بازي بين . ساسکه و برادرش ايتاچي بود
! اسمشو نيار
. مي رم خودمو براي ماموريت آماده کنم
اون چش شد ؟
. قبلا خيلي با همديگه صميمي بودن
. ايتاچي معمولا براي کارايي که داشت با ساسکه ميومد اينجا
، اما ساسکه حوصله ش سر مي رفت ، اوقات تلخي مي کرد
. و حسابي ايتاچي رو اذيت مي کرد
براي همين ايتاچي به فکر يه بازي افتاد
. که ساسکه رد پاي گربه هاي سريع و تيز رو جمع کنه
. منظورت يه بازي بچگونس ديگه
. خوب آره
اما اون حتي قبل از اينکه وارد . آکادمي بشه ، قدرت يه گنين رو داشت
. هر چي نباشه يه اوچيها بود
مايکِ تيز
. در هر حال ، اولش بازي جالبي بود
. در هر حال اولش بازي جالبي بود
. اما اوضاع آروم آروم سخت تر شد
گربه وحشي دوپهلو
. اما اوضاع آروم آروم سخت تر شد
ساسکه تقريبا همه ماموريتايي که . ايتاچي از روي شوخي براش تعيين مي کرد رو کامل کرد
شير وحشي
. و کلکسيون رد پاها شد اين کتاب
اما حتي بعد از اينکه ساسکه از اين کار . دست کشيد ، منو نگران مي کرد
به عنوان يکي از دو تا ماموريتي که ، از ماموريتاي ايتاچي باقي مونده بود
از ني از دهکده مخفي ابر درخواست کردم رد پاش رو بده . و اونم با مهربوني قبول کرد
ني از دهکده مخفي ابر ؟ اون ديگه کيه ؟
پس شما از ما مي خوايد که آخريش رو ما بدست بياريم ؟
... اما
نکوماتا توي دنياي زيرزمينيِ گربه هاي نينجا خيلي کله گند ايه
. که هيچ وقت صورتش رو توي جمع نشون نمي ده
. اون خودشو توي يه قلعه نفوذ ناپذير مخفي کرده
معلوم نيست چند تا گربه ي . نينجا ازش محافظت مي کنن
يعني يه تيم سه نفره از گنين ها مي تونه اين ماموريت رو انجام بده ؟
بسپارش به ما و خيالت راحت باشه ! نه ، ساکورا - چان ؟
حتي ايتاچي هم فک مي کرد اين ماموريت براي ساسکه زيادي خطرناکه
. و بهش اجازه نمي داد به اونجا بره
. بايد خيلي مراقب باشيد
. پس ساسکه براي همين اينقدر به هم ريخته بود
. من از مرزي که اون برام گذاشته رد مي شم
هي ، ساسکه . بيا خودمونو تبديل ! به گربه کنيم و وارد اون قلعه بشيم
فک کنم بهترين راه براي نفوذ به قلعه . گربه ها اينه که خودت يه گربه بشي
! ( تکنيک تغيير شکل ( هنگه نو جوتسو
آخه کجاي اين گربه س !؟
. فک مي کردم باحال شدم
. تو لازم نيست تغيير شکل بدي
تازه ، حتي اگه تبديل بشي ، بازم . نمي توني زبون گربه ها رو بفهمي
آهان ! اگه اينا رو بذاري رو ! سرت ، گربه ها فک مي کنن تو هم يکي از اونايي
اگه به اين راحتيه چرا از اول اونا رو بهم ندادي !؟
مـ - مـن بايد همچين چيزي رو سرم بذارم !؟
، ما رو توي اين قسمتا مي شناسن . پس نمي تونيم جلوتر بيايم
. هيچ گربه ي نينجايي نتونسته صورت نکوماتا رو ببينه
يعني مي توني پيداش کني ؟
. با اين چيزايي که داريم ، نفوذ کردن به قلعه کار سه سوته
! خيلي ملوس شدي ، ساسکه - کون
. اگه بتونيم بريم تو ، بقيه ش کاري نداره
! بزنيد بريم
. يه دقيقه وايسا
. ساسکه ، ما با همچين چيزي بايد بتونيم با گربه هاي نينجا حرف بزنيم
. که يعني لازم نيست وارد مبارزه بشيم
. بيا با حرف زدن يارو رو قانع کنيم
. مطمئنم خوشحال مي شه يکي دوتا از رد پاهاش رو بهمون بده
. امکان نداره
چرا ؟
. اينکه رد پاي يه گربه رو بگيري ، براي اون گربه خيلي خجالت آوره
. مثل اينکه يه آدم رو لخت کني و ازش عکس بگيري
. همش همين ؟ يه عکس لختي پختي ؟ با زبون نرمشون کن
. منظورم اينه که ، حتي ساکورا - چان هم مي ذاره همچين عکسي ازش بگيري
نه ، ساکورا - چان ؟
! عمرا ! مرتيکه منحرف
. ديدي با حرف زدن نمي شه قانعشون کرد
. ممنون که راهو بهمون نشون داديد
. راه بيوفت ، منحرف
! بعدي
. من شما رو نمي شناسم
! ما گربه هاي تازه وارديم
. بيا
. با اينکه تازه وارديد ، خيلي زود راه افتاديد ها
چي شد لو رفتيم !؟
! چه مي دونم
. اين جايزتونه
! گربه هايي که بفهمن موضوع چيه ، مي تونن وارد بشن
. چي شده ؟ مي تونيد راحت باشيد
. بـ - بـايد هر کاري مي گن بکنيم ، وگرنه مشکوک مي شن
! بايد اين کارو بکنم تا بتونم رد پاهاي نکوماتا رو بدست بيارم
. هي ، يه جورايي باحاله
. يه عطسه احمقانه
. خيلي حال مي ده
! يه آدم ! بينمون يه آدم هست
ها !؟ چـ - چـي داري مي گي !؟
! احمق ! بزن بريم
! هي ، شما دو تا هم مشکوکيد
No comments yet. Be the first to leave one.