Arrested Development

Arrested Development

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 4

Release informatie

Arrested development s04e12
Een commentaar door schopen
بقیه قسمت های ترجمه نشده رو اگر مهلت شد به زودی قرار میدم

Tags

other
Gepubliceerd op: 2020-02-13
Downloads: 22
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

سال آخریها معمولا خودشونو

تو اولین رابطه شون می بینن.

چطور بود؟

پرفکتو!(بی نقص!)

،این میبی فیونکه است

و در طول سال سوم دبیرستان با این پسر قرار می ذاشت

اسم پسره "پرفکتو تِلِز" بود

و چون پسره مشقای انگلیسی میبی رو نوشته بود میبی داشت بهش جایزه می داد

با این که انگلیسی زبون دومش بود.

و اگه مشقای اسپانیایی ام رو بنویسی بهت یاد میدم چجوری فرانسوی ببوسی(بوس آبدار)

همه می دیدن که اونا با هم کلاس شیمی دارن

ولی موقع کلاس جبر "دانی ریشتر" بود که

پیوند واقعیشون شروع شد

خیله خب، من نمی خوام کسی رو خجالت زده کنم،

پس همه چشماتون رو ببندید، ببندینشون!

حالا اگه امتحان رو خوب دادید بلند شید،

و از کلاس برید بیرون

عوامل پشت صحنه هم برن بیرون؟

...."نه، عوامل پشت صحنه ی"بچه ها بچه دار میشن

- 38. - اوه 43

....ولی دلیلش اینه که من با عددا خوبــ

وای نه، مث اینکه 34 شدم

خب، اگه این احمقانه اس که پشتت وایسم

...بهم بگو خنگول

"ما هیچ وقت نمیگیم" خنگول

"و متاسفانه شما دوتا" جبرعَنی ها

به یه مقدار آموزش ویژه نیاز دارید.

و این طوریه که اونا خودشونو

تو مسیر رفتن به دانشگاه شهرشون دیدن

همراه با بقیه کسایی که تو ریاضی مشکل داشتن.

هی، وقتی رسیدیم اونجا یادت نره که تو زیدِ پرفکتویی...

ِ...نمی خوام درمورد یه دانشجوی زرنگ بشنوم

که تو رو ازم دزدیده

شوخی می کنی؟

چه مدل کسخلی تو وقت آزادش

به دبیرستانیا درس می ده؟

- .این مدل - ... هی، تو باید

چی؟

جورج مایکل؟

این دیگه چیه؟

میبی، تو اینجا چی کار می کنی؟

.... همین طور که زندگی می کنم و نفس می کشم

فکر کردم تو دختره ای. من می خواستم به یه دبیرستانی درس بدم

دبیرستانی، خب، آره منم

عجیبه، این واقعا عجیبه

ولی، وایسا، تو چرا تو دبیرستانی؟

مگه ما با هم پنچ سال پیش فارق التحصیل نشدیم؟

این سوالِ بسیار خوبی بود

با این همه چند سالی از زمانی می گذشت که

دو تا دبیرستانیا با هم یه جورایی صمیمی و رمانتیک شدن

تو ممکنه اصلا با ما فامیل نباشی

ولی بعدا، موقع فرار از کَشتی پارتی

جورج مایکل مقداری نصیحت در مورد موضوع از پدرش دریافت کرد

....ممکنه اون هم خون ما نباشه

ولی هنوز یه عضو خانواده اس

پس، بعد از بازگشت، فرسوده از امواج خروشان دریا

جورج مایکل دختری رو پیدا کرد

که حالا باید ازش دست می کشید

-میبی حالت خوبه؟ چی کار می کنی؟ -هیشش.

دارم یه کاری می کنم پدر و مادرم بهم توجه کنن

تقریبا یک ساعت و نیمه اینجام

- فقط هفت دقیقه گذشته بود. - ...فکر می کنی کمکی کنه

"اگه مثلا بگم" میبی مرده

نه اینجوری فقط به تو توجه می کنن - خب,

...مشخصا الان یه عالمه حرف دارن که به هم بگن

منظورم اینه که، سرشون واقعا شلوغه.

- اینو از کجا یاد گرفته - هیچ جا

چرا... نمی دونم... مثلا سرفه ای چیزی نمی کنی - خیلی هم خوب

مثلا بگم" دارم می می رم"

هیچی نیست که ما رو با هم نگه داره.

فکر کنم که هردوتامون داریم به یه چیز فکر می کنیم .

ای خدااا

...ولی می دونی خب من در واقعــ

من در واقع خوشحالم که یه لحظه با هم تنهاییم

چون بهمون یه شانس میده که در مورد خودمون صحبت کنیم.

می دونی، من واقعا بهت اهمیت میدم.

وای پسر!... برو که رفتیم

تو می خوای که بیشتر جدی بشیم.

و میبی نمی خواست چون...

و من هیچ وقت اینو بهتون نگفتم ولی...

جورج مایکل خیلی هم خوب لب نمی گرفت

به نظر می رسید که اون از زبونش استفاده می کرد

تا از ورود زبون طرف مقابل به دهنش جلوگیری کنه

و همچنین در حالی که لب پایینش رو جمع می کرد

به صورت افقی فک پایینش رو تکون می داد

لب بالایی در همین حین تو می رفت

در حال نشون دادن منطقه ای بدون پوشش از دندان های جلویی تا دندان های آسیاب

و به صورت بی وقفه بیشتر درد ایجاد می کرد تا لذت

بی شوخی... فقط اشتباهای یه تازه کار

ولی اینا باعث شد که میبی در مورد

این که جورج مایکل بخواد بیشتر جدی بشن نگران بشه

- نه، میخوام کمتر جدی بشیم - چی؟

...خب، بابام فکر نمی کنه که این فکر خوبی باشه

که من و تو با هم باشیم

و این منو تو چشم تو جذاب تر نمی کنه؟

...نه، من متوجه صحبتت می شم، من ، من

نه، من فکر می کنم که ما فقط باید پسردایی دخترعمه باشیم.

پس اول ننه بابام نمی فهمن که من غرق شدم

....و الانم پسرداییم اهمیت نمیده که

که من تو اوج بلوغ جنسیم هستم

نه، قطعا من اهمیت میدم، و می دونی...، من همینجام واست.

...ما یه جفت امم... نیروی طبیعت هستیم

- چی؟ - نیروهای طبیعت

ولی من الان باید فقط روی فارغ التحصیل شدن متمرکز باشم

...و شاید تو هم باید اینجوری باشی... می دونی

شاید این بهترین راهیه که بتونی توجه پدر و مادرت رو جلب کنی

!این فکر خیلی خوبیه

من دو ماهِ تمام دارم تا امتحانا رو قبول نشم

این باید ناامیدشون کنه

حالا داستان یه خانواده

که آیندشون یک دفعه خراب شد

و دختری که انتخابی نداشت

جز این که زندگیشو سرهم نگه داره

این توسعه متوقف شده ی میبی هست

میبی تلاش می کرد تا پدر و مادرش

... متوجه بشن داره امتحاناشو خراب می کنه

پس، به هر دلیلی اونا برام کلاه و لباس رو نفرستادن

و من می خواستم یکی با ملافه ها درست کنم

...ولی نتونستم پیدا کنمـــ

...و فهمید که فارق التحصیلی میبی

اولویت اول پدر و مادرش نبود

اونا شهرو ترک کردن

پس اون نقشه کشید تا عقب انداختن فارق التحصیلیش رو عقب بندازه

- نه ما به هیچ چیز اضافه ای نیاز نداریم - ... و به سمت هند راه بیفته

و اونجا اون کاری رو می کرد که زمانی

فقط کار بعد از مدرسه اش بود

درسته.خب باشه، باید بهشون پول بدیم یا برنج؟

اگه تو اتحادیه بودن، باید بهشون برنج بدی

فیلمی که داشت به ساختش نظارت می کرد،

آخرین نسخه سری فیلم "مادربزرگ وحشتناک"بود

این یکی تو هند ساخته می شد

باشه، من میگم ده هزار تا اضافه بگیریم

- و اینجوری ما داریمش - ما داریمش

- آره داریمش - این خوبه که داریمش

من شروع می کنم که اینو تو خونه هم بپوشم.

...فکر می کنی که کسی به اون بگه

که بازو هاشو شِیو کنه؟ طفلک

و خیلی زود اون و تیمش رسیدن

و به سمت هتل رفتن...

- واستا، این چجوری تلفظ میشه؟ - "گنجیز"

گنگی روی گنگ ها؟

این اصلا با عقل جور در نمیاد

..جایی که فهمید چرا مادرش تو فارق التحصیلی ای نیست

که میبی خودشم اونجا نبود

تو نمی فهمی.

من به هتل های جهان سومی عادت ندارم.

نه تو نمی فهمی چون تو پر از @3!*5 ی

اوه، باید شوخیت گرفته باشه

یه گروه آرایش و مو داریم با خودمون؟

آرایش خوشگل یا آرایش ترسناک؟

ترسناک

...خب، فکر کنم همون گروهی رو داریم که آرایشِ

زن های واقعی بورلی هیلز" رو انجام دادن"

عالی!

و این همون جوری بود که لیندزی

- این نصیحت روحانی رو دریافت کرد - من واقعا پر از شور و شوقم

تو واقعا پر از #@4ی

آره آره

سرت را از شن ها بیرون بیاور

عشق همانجایی است که رهایش کردی

تنها کسی که تو خونه هست توبایاسه

فرزندی نداری؟

نه، چرا می پرسی؟

خب، آره، یه دختر

اون تو یه مدرسه هتلداری تو انگلیسه

- این جاییه که ولش کردیم؟ - گرچه شما فکر می کنید این

باید اونو لو می داد - بغل؟

لطفا کاهن رو نچلونید

و با این که این خانواده رو دوباره دور هم جمع کرد...

دستاتو دعایی نکن

این فقط مثل اینه که هیچ ایده ای نداری

برای میبی اینو سخت کرد تا

این توهین عصبانیش کنه

فکر نمی کنی که این طورو یه جوری اممممم

چی میگین بهش؟ پر از 4!*3 نشونت بده؟

ممنون میبی، این در واقع تو هند یه تعریفه

تقصیر خودمه. - من اینجام چون یه کاهن بهم گفته که

عشق همونجاییه که رهاش کردم

ولی خیلی زود "فیونکه"ها روح عشق جدیدشون و با هم بودن رو

در محلی قرار دادن که

به ندرت همو ببینن، و میبی در دبیرستانی جدید

- خیله خب، دارم برمیگردم مدرسه - ...ثبت نام کرد

- برای سال آخرش - !سال آخر

نه؟برا کسی مهم نیست؟

این معمولا دوران سختیه واسه نوجوونا

این موقعیه که معمولا مواد مخدر مشکل ساز میشه

...تا بببنه آیا پدر و مادرش متوجه میشن

که اون قبلا فارغ التحصیل شده.

!موقعِ "بچه ها بچه دار میشن"هس

داره "بچه ها بچه دار میشن" رو نشون میده؟

برنامه مورد علاقمه!

روز مادر لذتبخش ترین روز سال بود

میبی! مدرسه ات دیر میشه ها

...و با این که اونا یه شکرگذاری رو با هم بودن...

نشون نمیده

...متوجه نبودن که اینجوریه...

چرا باید یه کارتون درباره بوقلمون رو به "بچه ها بچه دار میشن"...

ترجیح بدن؟

...یک هفته زودتر جشن گرفته بودن

وقتی اون اردک رو تو گنجه پیدا کردن،

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left