Dinner for Schmucks

Dinner for Schmucks

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Dinner For Schmucks[2010]DvDrip-aXXo
Een commentaar door aPa
HDivX

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Gepubliceerd op: 2011-04-28
Downloads: 64
Slechthorend: Yes

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

. جيکوبسونِ " بيچاره "

منگنه اشو با خودش برده ؛ . چقدر رقت انگيزه

بازم بايد بهش آفرين گفت ؛ . آخه دنبال روياهاش رفته

. اون کار ؛ اشتباه بزرگي بود که انجام داد

بايد هميشه بين گروه . باقي بموني تا درامان باشي

اونايي که جلوجلو حرکت ميکنن هستن که . از صخره سقوط ميکنن

. لااقل ؛ " جيکوب " تا طبقه ي هفتم ترقي کرده بود

! اين طبقه ؛ بوي کلم ميده

. بوي روياهاي مُرده اس

يه شب به کلوپ رفتم و . . مردمي که اونجا بودن ميگفتن

هِي ؛ کي سالادِ کلم پوشيده " ؟ "

ميدوني وقتي بوي کلم بدي ؛ پيدا کردن کسي که باهات سکس کنه چقدر سخت ميشه ؟

. . البته نه اون قدر سخت ؛ اما بازم

. دفتر خيلي قشنگي داشت

موندم بعداز اون اون دفتر ؛ مالِ کي ميشه ؟

ميخواي بدوني دفترش به کي ميرسه ؟

يا مسيح ؛ " جاش " ؛ چرا کلاسِتو يه کم بالاتر نميبري ؟

. يارو تازه اخراج شده

. ميخوام اون دفترو به چنگ بيارم - . " بهتره همين کارو بکني " تيم -

تو به اون شغل احتياج داري . آخه با اون ماشين . . که سوارش ميشي و اون آپارتمان

. بايد پولشونو دربياري . . .

اين جور فرصت ها . هميشه برات پيش نميان

الان ؛ پنجره بازه و ميتوني يه قدمي برداري ؛ ! و اگه دودِل بشي . . . بَم فرصت از کف رفته

. اينطوري که تو پيش ميري ؛ دستيارم ميشي . يعني دستيارِ دستيار

. نميتوني از ايني که هستي پايين تر بري . " اين شغل گوهيه " تيم

فکر ميکني اونوقت ؛ اگه اينطور بشه جولي " ديگه باهات ازدواج ميکنه ؟ "

. اينو ديگه گند نزن

. صحبت تشويق کننده ي خوبي بود - ! خيلي خوب ؛ برو گروه -

تنها دليلي که اون تاسيسات رو خريديم . . تعطيل کردن کارخونه بود

اين که نيروي انسانيشو خلاص کنيم و . . . تجهيزاتِشو بفروشيم

اما حالا ؛ تمام اون کارخونه به . تشعشعاتِ راديواکتيو سطح پايين آلوده اس

. هيچکس نميخواد بهش دست بزنه

آمريکايي ها خيلي درمورد تشعشعاتِ راديواکتيو . سخت گيري ميکنن

همينطوره ؛ اما روس ها ؛ . . يه مقدار کمتر

. درمورد اينجور چيزا سخت گيري ميکنن . .

. از اين ايده خوشم اومد ؛ دوتا مزايده برگذار کن . سعي کن باهاشون قيمتِ کل رو بالا ببري

. خيلي خوب ؛ منطقيه - . . يه نکته ي ديگه اينکه ؛ متوجه شديد -

که همکارمون " داگ جيکوبسون " ؛ . . . از پستِش برکنار شده

آقاي " جيکوبسون " ؛ بخاطر اشتباهاتي که در بازار ارز رايج . انجام داد ؛ بدجوري ما رو ؛ روي لبه ي سقوط برده

درنتيجه ؛ فردا صبح . . من ده تا ايده ي خوب

. براي جبران اشتباهاتِش لازم دارم . . .

داري چيکار ميکني ؟ - . يه ايده ي خوب دارم -

. . يه آناليزور

. ايده داره . . . باشه

! آشنايي باهات مايه ي افتخار بود

! طبقه ي ششم ؛ خودي نشون ميده ؛ خوبه

. چيزي نيست . خنثي شده

به وسيله ي کارخانجات تسليحات سازي " مولر " ؛ . در شهر " زوريخِ " کشور " سوئيس " ساخته شده

اون شرکت تسليحاتي ؛ در ضمنِ جنگ جهاني اول . پول زيادي بدست آورد

حالا ؛ اونا يه عالمه بمب توليد شده . . از اون سالها رو دارن

که حتي بدترين و بيخودترين ارتش هاي دنيا هم . حاضر به خريدشون نيستن

خيلي خوب ؛ پس ايده ات اينه که اون کارخونه رو اوراق کنيم ؟

حالا بعدش ؛ کي حاضر ميشه که قطعات اوراق شده رو بخره ؟

. نه ؛ قرار نيست اين يکي رو اوراق کنيم

. چراغ هاي نوظهور . واقعا فکر خوبيه

. عملا ميتونيم صدها دلار دربياريم . صدها دلار

آخه کي به چراغ اهميت ميده ؟

. مارتين مولر " بهشون اهميت ميده "

وقتي " مارتين " سرش به نابود کردن . . حرفه ي خانوادگيش گرم نباشه

يا سوار قايق گرون قيمتش به اين طرف و اونطرف ميره . يا اينکه واسه قلعه اش ؛ کارهاي هنري ميخره

درسته که کارو کاسبيش وضع خوبي نداره ؛ . اما ثروت شخصي خيلي زيادي داره

. نزديک به نيم ميليارد دلار

شنيدم که تو شهره ؛ پس ، يه نمونه ي اوليه . از اين چراغ ها ؛ به هتلش فرستادم

. اون ؛ عاشق چراغ ها شد

. ميخواد بشينه و باهامون مذاکره کنه

چراغ ها ؛ ايده اي هستن که ميتونيم باهاش . وارد زندگي و تجارت و کارخونه ي اين يارو بشيم

. ممکنه بخاطرشون ضرر هم بديم

اما دربرابر اين ضرر ؛ ميليون ها دلار بابت . کنترل سهام شخصيش بدست مياريم

اينطوري ؛ " مولر" ؛ کسب و کارشو نگه ميداره ؛ . و ما هم يه مشتري جديد پيدا ميکنيم

. اينطوري همه برنده ميشن - . همه برنده ميشن " ؛ شعار جديديه " -

کالدول " ميخواي با اين ايده جلو بري و " رهبري پروژه رو بدست بگيري ؟

. بدون شک

راستش ؛ اميدوار بودم که خودم . رهبري اين پروژه رو بدست بگيرم

. . . اوه

! بذار فکرامو بکنم . . . نه

بايد تا کنترل اوضاع دستِت بود و . عقب ميکِشيدي و اينطوري ريسک نميکردي

اون ضرب المثلو ميدوني که ؛ . " درختاي بلند ؛ اول از همه بُريده ميشن "

. خوب پيش رفت - آقاي " کونراد " ؟ -

يه لحظه وقت داريد ؟

! بيا تو

ميتوني بمب هاتو ؛ . . همونجا دمِ در بذاري

! عجب نمايشي اونجا اجرا کرديا . . . . بشين

بهش مياد ، درسته ؟

. آها ؛ بيشتر از " جيکوبسون " بهش مياد . يه ساعت قشنگ تر بايد دستِت کني

. ساعتِ قشنگ تر ؛ کت و شلوار بهتر

هِي ؛ به سلامتي آقاي شجاع ؛ از طبقه ي ششم ؛ هان ؟

البته قرار نيست مدت خيلي طولاني اي . تو طبقه ي ششم باقي بمونه

معنيش اينه که اينجا ؛ دفتر جديدمه ؟

هنوز نه ؛ نه ؛ ميخوام که . يه کم بيشتر و بهتر بشناسمت

. ماهي يک بار ؛ يه مهموني شام برگذار ميکنم

. مهموني بعدي ؛ شنبه اس - . عاليه ؛ باشه -

. و اون مهموني ؛ فوق محرمانه اس . نميتوني درموردش به کسي چيزي بگي

داريم درمورد چه جور مراسمي حرف ميزنيم ؟ مهموني سکسِ گروهي ؟

يه جور قرباني کردن انسان ؟

. ما . . . کلکسيونريم

ديگه ميذارم به عهده ي بچه ها . که درجريانت بذارن

بعضي از مردم ؛ . ماشين هاي کلاسيک رو جمع ميکنن

. بعضيا شراب هاي درجه ي يکو . فندر " هم ؛ آدم جمع ميکنه "

آدم " ؟ " - . آره -

هرکدوم از ما ؛ . . آدمهاي عالي و فوق العاده رو جمع ميکنه

و اونا رو براي مهموني شام ؛ . . . به خونه ي " فندر " دعوت ميکنه

. " ما اسمشو گذاشتيم : " شامِ برنده ها

. اين ؛ کسيه که من ؛ پارسال دعوتش کردم

. بيا . يه نگاهي بهش بنداز

. اون يارو ؛ اون لباس مخصوصو طراحي کرده . يه " مردِ آهني " واقعي

. مهمترين جايزه رو گرفت - . اون که احمقه -

. درست فهميدي

شماها احمق ها رو به شام دعوت ميکنيد و بعدش مسخرشون ميکنين ؟

. اين که حسابي قاطي پاطيه

ميدونم ؛ درسته ؟ - . حسابي بهم ور و ضايعه -

آخر شب ؛ " فندر " بهترين احمقو انتخاب ميکنه ؛ . . و بهش يه جايزه ميده

بعدشم ولش ميکنيم به امونِ خدا ؛ ! ديگه عاقلانه تر از اين نميشه

. آره ؛ نه به کسي ضرري ميخوره و نه کسي رو فريب ميديم . هِي ؛ تو فوق العاده خودتو نشون ميدي

موقع انتخاب کسي که ميخواد باخودت به مهموني بياري . يه مقدار دقت و ظرافت بيشتري به خرج بده

. فندر " ؛ تو اين کار يه متخصصه "

آره ؛ و راستي ؛ از اين آدما که اداي اوناي ديگه رو . درميارن هم باخودت نياريا ؛ ديگه کليشه شده

جيکوبسون " ؛ همراهِش يکي از " . همين جور آدما رو آورده بود

دقيقا ؛ و ديگه هم نميبيني که اينجا کارکنه ؛ درسته ؟

. هي - ! هِي -

. تبريک ميگم

جلسه چطور پيش رفت ؟ امروز چي شد ؟

. بعدا برات تعريف ميکنم ! ببين چقدر اينجا شلوغه

. ميدونم . فوق العاده اس . همه ي نقاشي ها رو فروختيم

! فوق العاده اس ! خداي من

بجز اينکه ؛ من يکي ديگه از اون . خرابکاري هاي افتضاحمو داشتم

خداي من ؛ چي شده ؟

. مدير موزه ي " سانفرانسيسکو " اينجاس

. اسمش " استيو داش " هست

و من فکر کردم که تلفظش " دوش " هست ؛ . " دوش در زبان انگليسي به معني احمق هست "

خداي من ؛ مثل اينکه داستان " ران فيوکس " ؛ . دوباره از نو تکرار شده

. راستش ؛ اين اشتباهم ؛ باعث شد يخِ بينمون بشکنه

و اون ميخواد يه نمايش انفرادي به " کيِرين " بده ؛ . و ميخواد که من ؛ اون نمايشو ترتيب بدم

! خداي من

! ميدوني ؛ تو هميشه همينطوري . . به يارو گفتي " احمق " ؛

و اونم اولين نمايش موزه ايتو . . . بهت داده

. تو حرف نداري . خيلي عاشقتم

جذابي و باهوشي و فقط . توي تلفظ لغات ؛ خيلي ضايعي

! هي - . شوخي نميکنم -

. باهام ازدواج کن

. عاشقتم

. ميخوام بقيه ي زندگيمو باهات بگذرونم

اما ؛ يادت باشه که ؛ . . وقتي قبلا هم اينو ازم پرسيدي

. . بهت جواب دادم که اين قدم خيلي بزرگيه

و شايد بايد يه مقدار بيشتر . . منتظربمونيم ؟

آره ؟

. اون ماجرا ؛ مالِ دو روز پيش بود - . ميدونم ؛ ميدونم -

. فقط يه کم وقت ميخوام که فکرامو بکنم

. خيلي خوب . تا دو ساعت ديگه ؛ دوباره ازت ميپرسم

. بيا بريم

. اينجا حسابي شلوغه

حالا ؛ هنرمند کجاس ؟

. هميشه سعي ميکنم تو کارم نوآوري داشته باشم

يه بار ؛ يه منتقدي ؛ درمورد . . يکي از کارهام گفت

: اون گفت . " به نظرم حال بهم زنه "

: منم بهش گفتم . " خوبه ؛ آخه ميخوام حالتو بهم بزنم "

بعضي وقتا که دارم روي يه اثر کار ميکنم . " با خودم ميگم : " نه ؛ اين گُهِه

بعدش ؛ يه مقدار تاپاله ي گاو برميدارم . و يه عنوان استعاره ؛ روي اثر ميکِشم

. ببخشيد . خيلي معذرت ميخوام

. " جولي "

کرِن " ؛ " تيم " رو يادته ؟ "

. دلال سهام - . نه ؛ نه -

. . من براي يه شرکت تضامني کار ميکنم

که در زمينه ي نجات شرکتهاي درحال ورشکستگي . فعاليت داره

. پس ، يه جور دلال سهام شرکتها هستي ديگه

. تقريبا هيچ شباهتي به يه دلال سهام شرکت ها ندارم

ايرادي نداره همون " دلال سهام " صدات کنم ؟

. اينطوري مردمو به خاطر ميسپرم . تو ؛ " تيم ؛ دلال سهام " هستي

حالا . . نظرت درمورد آثارم چيه ؟

! اوه . واقعا . . کار عظيم و بزرگيه

. تابلوهاي خيلي بزرگي هستن . و خودتم ؛ تو همشون هستي

. " همراهم بيا " تيم

. لذت ببر

. . يه مزرعه ي کوچکي دارم . . البته ميگم کوچيک ؛ اما کاملا بزرگه

البته اگه با خارج از شهر مقايسه اش کني ؛

ميرم تو اون مزرعه و ناپديد ميشم ؛ . و از اين وضع مزخرف و گوهي فرار ميکنم

. يکي از گورخرهام ؛ داشت فارغ ميشد . حسابي وضع بهم ريخته و وري بود

کره خره براي حدود 22 ساعت با پاهاش . . گير کرده بود و نميتونست بيرون بياد

. . پاشدم و گفتم ؛ " ديگه خسته شدم " ؛

و ؛ دستمو کردمو اون تو و اون کوچولو رو . گردوندم تا از سر بتونه بيرون بياد

. . ميدوني چه حسي داره " تيم " ؛

. . که تا آرنجِ دستِتو توي کُسِ گورخر فرو کني

و زندگي رو اونجا احساس کني ؟ . . . زندگي تازه ؛ زندگي نو

. نه ؛ نميدونم

. " بايد امتحانش کني " تيم . جادوييه

. آهان ؛ نه ، دستِت درد نکنه

مادره ؛ گذاشت که کُره رو بعداز اينکه . به دنيا اومد نگه دارم تا بتونم اين اثرو خلق کنم

. اون تابلو ؛ حالِ آدمو بهم ميزنه . " فکر نکنم بتونم درکِش کنم " کرِن

حرف مزخرف و توخالي ايه ؛ بخاطر اينه که . " تو مدت زيادي دلال بورس بودي " تيم

. واو

اين تابلو ؛ باعث ميشه به چي فکر کني ؟

. . فکر کنم يه طوري منو به فکرِ

! کيرِ تو ميندازه . . .

! پس ؛ خوب اين تابلو رو درک کردي

. جولي " هم درکِش ميکنه "

. سلام ؛ بايد با يه خريدار حرف بزني . از اينطرف

. زود ميبينمت

. . ميدوني چه حسي داره

که همه ي کله اتو . . بچپوني تو کونِ يه حيوون ؟

جولي " ؟ " ! حرف مزخرف

خيلي خوب ؛ پس تو حسابي دربرابر جذابيتش مقاومي هان ؟

More Farsi Persian subtitles for Dinner for Schmucks

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left