De eerste 200 regels.
...آنچه گذشت
آيا مامور دانم ما... "گاتر" رو ملاقات کرده ؟
. اون به اون طرف رفته
. بر روي ماموريتش تمرکز کرده
چطور او ن کار رو انجام دادي ؟
چطور اوليوياي ما رو جايگزين کردي ؟
، و چه اتفاقي قراره براي من بيفته
ميخوام بدوني که
، اين از يه ماموريت شروع شد
... اما به چيز - . بيشتري تبديل شد -
. اون به انگل کشنده اي آلوده شده
تو چي ديدي "فرانک" ؟
... عکس سونوگرافي
آها ؟ - . تو آلوده نشدي -
. تو بارداري
. خبرا رو شنيدم
. هر چيزي نياز داشته باشي در اختيارت خواهد بود
. هرچي باشه ، تو مادر نوه آينده من هستي
. کار شما تموم شده
چقدر طول ميکشه تا نتايج رو بگيريم ؟
من توافق کردم که آزمايشگاهها در خونه اداره بشن
. آخر روز خواهيم فهميد
... خب ، ميدوني ، اگه "ريچل" حامل ويروس بوده ، اونوقت
. عسلم ، تو يه شخص متفاوت از خواهرت هستي
رو سنگ که ننوشتن که
روزا " ميشه لطفا تو باهاش صحبت کني"
ويروس " تشنج بارداري " تا زمان بارداري نهفته باقي ميمونه
. و تا هفته هاي هشتم تا دهم بارداري غيرقابل تشخيصه
، پس تا زماني که ما نتايج آزمايشهاي امروز رو بگيريم
. هيچ چيز مشخص نيست
. ممکنه اصلا حامل ويروس نباشي
. باشه
ولي سخته اينو باور کنم
. وقتي احتمال حامل بودنم هشتاد درصده
، به طور ميانگين . و بله اين واقعيت که ريچل حامل ويروس بوده
. تو رو در بيشترين خطر قرار ميده
. اين خيلي خوبه که بخواي خودت رو آماده کني
...ببين
، ميدونم که گفتنش از انجام دادنش آسونتره
اما بهترين توصيه من به هر دو شما اينه
. هر بار يه قدم برداريد
بياين جلو جلو تصميم گيري نکنيم
... هنوز شانسي وجود داره - مامان ، تو گوش نکردي، گوش کردي؟ -
احتمالش 80 درصده که من
حامل ويروس باشم، و اگه باشم
موارد معدودي وجود داره که يه
مادر يا نوزاد از اين ويروس جون سالم به در ببره
. پس من واقعا انتخابي ندارم
. پس بذار باهاش روبرو بشيم. منظورم اينه که من تنهام
. شغل من تمام وقتم منو گرفته
. شرايط زندگيم به سختي مادر بودن رو امکان پذير ميکنه
خب ، راجع به پدرش ؟
. ما قبلا راجع به اين حرف زديم
... وقتي که "فرانک" به شهر ديگه رفته بود ، تو توي بار يه مرد رو ملاقات کردي
عزيزم، اين اصلا تو نيستي
. خب ، من هرگز نگفتم که اون يکي از بهترين لحظات من بود
...خب ، ببخشيد ، من نميخواستم
قضاوت کني ؟
... قضاوت کنم. من
. من فقط ميخوام حمايتي که لازم داري رو داشته باشي
. دارم
. تو و "لينکلن" بايد پيش هم باشين و با هم غصه بخورين
. اونم در اين باره ناراحته
اين واقعيت رو عوض نميکنه
. که تو يه روز بايد يه روزي يه مادر نمونه بشي
...مامان
. باشه . ممنون که رسونديم
مطمئني حالت خوبه ؟
. ميتون بيام بالا اگه ميخواي
. نه ، من خوبم
. خيلي خوب ، گوش کن ، بهم زنگ بزن
. به محض اينکه خبري شد ، چه خوب چه بد
. حتما - . دوست دارم -
. منم همينطور ، حداحافظ
. دانم
. سلام ، منم
. سلام
. حالت خوبه ؟ انگار حواست پرته
. نه ، من خوبم
. احتمالا خيالاتي شدم
. در واقع من هيچ کسي رو نديدم
ولي گفتي ديروز کسي رو ديدي
فکر کنم
. منظورم اينه که فکر کردم ديدم
. من يه مامور امنيتي برات فرستادم
. لينکلن ، مجبور نيستي اين کار رو بکني
خب ، من افسر فرمانده تو هستم
. پس درخواستت رد ميشه
، درضمن ، اگه نگران هستي که تعقيب شدي
حتما يه دليلي داشته
. مامورا تا يه ساعت ديگه اونجا هستن
. باشه ، خيلي ممنون لينکلن
. محکم قفل کن
: قسمت هجدهم ميراث خوني
داري سر به سرم ميذاري ؟
تو با اون دختر سوسکيه بيرون رفته بودي؟
. تو خيلي کوته نظري
حداقل من تلاشمو کردم
. تو که حتي سعي نميکني با يکي قرار بذاري
به خاطر پست جديدمه
بيشتر وقتمو ميگيره
. بهانه تو خيلي کوته نظرانه است
، ببخشيد ، قربان
. مامورايي که خواسته بوديد به محل رسيدن
. به محض اينکه مستقر شدن خبرم کن
. بله ، قربان
. ممنونم ، مامور
"قبلا بهت گفتم ، من بهت نميگم "قربان
. خيلي خوب ، پس راجع به دختر سوسکيه بگو
. خب ، اول اينه اسمش " مونا " است
مونا ؟
خب چاي سفارش داده بوديم و ...
. بيشتر از اين هيچ چي بهت نميگم
چرا نميگي ؟
، رفيق ، چرا بيخيال من نميشي
... و فقط اعتراف کن
. که يه چيزي واسه " اوليويا " گرفتي
. مضحکه
اگرچه فکر ميکنم
اگه اون به فرانک خيانت کرده
. هيچ ربطي به من نداره
. آره ، ميدونم اين ديوونت ميکنه
. مامور "لي" هستم
چي ؟
چه وقت ؟
قربان ، من ميفهمم
شما به عقايدتون پايبندين
ولي تا اونجايي که ما ميدونيم
. پيتر تنها کسيه که ميتونه دستگاه رو به کار بندازه
و اگه ما نتونيم يه راه قابل اطمينان براي عبور
... بين دو جهان پيدا کنيم
. من قبلا نظرم رو گفتم
. ما روي بچه ها آزمايش نميکنيم
. روشن و واضح بهت گفتم
. بله
، آقاي رييس
" مامور لي ، از دايره علوم غريبه " منهتن
مامور لي ، چي شده ؟
قربان ، اوليويا ربوده شده
منظورت چيه ربوده شده ؟
. مامور دانم مشکوک شده بود که تعقيبش ميکنن
ماموران امنيتي نشانه هاي درگيري پيدا کردن
و در خونش کاملا باز مونده بود
کسي براي باج گيري تماس نگرفته ؟
هنوز نه ، ولي من چهل دقيقه پيش باهاش صحبت کردم
پس هنوز مدت زيادي نگذشته
با " اشلون " تماس گرفتي ؟
. بله به محض اينکه با خبر شدم
. اونا دارن ماهواره رو فعال ميکنن
مامور لي ، لازم نيست تاکيد کنم
. چقدر مهمه که اين ماجرا بي خطر حل بشه
. من اطلاعات رو ميخوام ، به محض اينکه دريافت کردي
. بله ، آقاي رييس
. ماهواره " اشلون " به صورت آنلاين جستجو ميکند
. خبراي خوب بهم بده
. ما گيرش آورديم، قربان - کجا ؟ -
" خيابان " نورث مور . به شرق ميره ، سمت لنگرگاه
. سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت
. بريم
. براي انتقال آماده باشيد
اونجا که هستي بهم بگو که کي آماده اي
. اون از حرکت ايستاد
" تقاطع " ميسون " و " توبي
. در پست ها مستقر بشيد جلو و عقب رو پوشش بديد
. با علامت من
حرومزاده ها - ميدونستن که اون رد ياب داره -
حالا چيکار کنيم ؟
. فاز يک ، فرآيند تنظيمي رو مهار کرد
. حالا ، بايد تمام پروتئين هاي بازدارنده متوقف بشن
. دکتر ، اون داره بهوش مياد
... اون يه جنگجوئه
. همونطور که اونا گفتن
بيا پشتشو لخت کنيم
. اين دردت رو کم ميکنه
. خوبه ، اثرش رو زود ميبيني
. هروقت حاضر شد خبرمون کن
داري چيکار ميکني ؟
. سعي کن يکم بخوابي
. من بر ميگردم و بررسيت ميکنم
خيليه که رديابها محرمانه باشن
. منظورم اينه که ، اين هدر دادن وقت با ارزشه
... ردياب ها . فن آوري اونا وابسته به بدنه
خب ... يعني چي ؟
. اونا در هر فردي متفاوت هستن
. و بدون قوانين اشلون ، غير قابل رديابي هستن
پس فقط يه راه واسه رباينده ها هست که
. درباره ردياب ها بدونن
. يا کار يه خوديه ، يا يکي اطلاعات رو فروخته
ببخشيد ، مامور لي
. بهم گفته شد که شما ميخواهيد همين حالا منو ببينيد
. بله ، ميخوام که يه پايگاه اطلاعات بسازي
من اسم و سابقه تمام کسايي که
به اندازه کافي اجازه دسترسي بالايي دارن
. تا درباره قوانين رديابي ما بدونن رو ميخوام
. بله ، قربان ، در ضمن
. فکر کنم شما ميخواهيد اينو ببينيد
من رفت و آمد اطراف خونه مامور دانم رو
تا شعاع سه بلوک بررسي کردم
يه چيز غير عادي هست ... همون تاکسي
. در هفته گذشته شش دفعه دور و بر خونش چرخيده
No comments yet. Be the first to leave one.