Fringe

Fringe

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 3

Release informatie

001 seventhgate-ir fringe s03e18 hdtv xvid-001 seventhgate ir
Een commentaar door ashkanvan

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Gepubliceerd op: 2011-03-26
Downloads: 24
Slechthorend: Yes

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

...آنچه گذشت

آيا مامور دانم ما... "گاتر" رو ملاقات کرده ؟

. اون به اون طرف رفته

. بر روي ماموريتش تمرکز کرده

چطور او ن کار رو انجام دادي ؟

چطور اوليوياي ما رو جايگزين کردي ؟

، و چه اتفاقي قراره براي من بيفته

ميخوام بدوني که

، اين از يه ماموريت شروع شد

... اما به چيز - . بيشتري تبديل شد -

. اون به انگل کشنده اي آلوده شده

تو چي ديدي "فرانک" ؟

... عکس سونوگرافي

آها ؟ - . تو آلوده نشدي -

. تو بارداري

. خبرا رو شنيدم

. هر چيزي نياز داشته باشي در اختيارت خواهد بود

. هرچي باشه ، تو مادر نوه آينده من هستي

. کار شما تموم شده

چقدر طول ميکشه تا نتايج رو بگيريم ؟

من توافق کردم که آزمايشگاهها در خونه اداره بشن

. آخر روز خواهيم فهميد

... خب ، ميدوني ، اگه "ريچل" حامل ويروس بوده ، اونوقت

. عسلم ، تو يه شخص متفاوت از خواهرت هستي

رو سنگ که ننوشتن که

روزا " ميشه لطفا تو باهاش صحبت کني"

ويروس " تشنج بارداري " تا زمان بارداري نهفته باقي ميمونه

. و تا هفته هاي هشتم تا دهم بارداري غيرقابل تشخيصه

، پس تا زماني که ما نتايج آزمايشهاي امروز رو بگيريم

. هيچ چيز مشخص نيست

. ممکنه اصلا حامل ويروس نباشي

. باشه

ولي سخته اينو باور کنم

. وقتي احتمال حامل بودنم هشتاد درصده

، به طور ميانگين . و بله اين واقعيت که ريچل حامل ويروس بوده

. تو رو در بيشترين خطر قرار ميده

. اين خيلي خوبه که بخواي خودت رو آماده کني

...ببين

، ميدونم که گفتنش از انجام دادنش آسونتره

اما بهترين توصيه من به هر دو شما اينه

. هر بار يه قدم برداريد

بياين جلو جلو تصميم گيري نکنيم

... هنوز شانسي وجود داره - مامان ، تو گوش نکردي، گوش کردي؟ -

احتمالش 80 درصده که من

حامل ويروس باشم، و اگه باشم

موارد معدودي وجود داره که يه

مادر يا نوزاد از اين ويروس جون سالم به در ببره

. پس من واقعا انتخابي ندارم

. پس بذار باهاش روبرو بشيم. منظورم اينه که من تنهام

. شغل من تمام وقتم منو گرفته

. شرايط زندگيم به سختي مادر بودن رو امکان پذير ميکنه

خب ، راجع به پدرش ؟

. ما قبلا راجع به اين حرف زديم

... وقتي که "فرانک" به شهر ديگه رفته بود ، تو توي بار يه مرد رو ملاقات کردي

عزيزم، اين اصلا تو نيستي

. خب ، من هرگز نگفتم که اون يکي از بهترين لحظات من بود

...خب ، ببخشيد ، من نميخواستم

قضاوت کني ؟

... قضاوت کنم. من

. من فقط ميخوام حمايتي که لازم داري رو داشته باشي

. دارم

. تو و "لينکلن" بايد پيش هم باشين و با هم غصه بخورين

. اونم در اين باره ناراحته

اين واقعيت رو عوض نميکنه

. که تو يه روز بايد يه روزي يه مادر نمونه بشي

...مامان

. باشه . ممنون که رسونديم

مطمئني حالت خوبه ؟

. ميتون بيام بالا اگه ميخواي

. نه ، من خوبم

. خيلي خوب ، گوش کن ، بهم زنگ بزن

. به محض اينکه خبري شد ، چه خوب چه بد

. حتما - . دوست دارم -

. منم همينطور ، حداحافظ

. دانم

. سلام ، منم

. سلام

. حالت خوبه ؟ انگار حواست پرته

. نه ، من خوبم

. احتمالا خيالاتي شدم

. در واقع من هيچ کسي رو نديدم

ولي گفتي ديروز کسي رو ديدي

فکر کنم

. منظورم اينه که فکر کردم ديدم

. من يه مامور امنيتي برات فرستادم

. لينکلن ، مجبور نيستي اين کار رو بکني

خب ، من افسر فرمانده تو هستم

. پس درخواستت رد ميشه

، درضمن ، اگه نگران هستي که تعقيب شدي

حتما يه دليلي داشته

. مامورا تا يه ساعت ديگه اونجا هستن

. باشه ، خيلي ممنون لينکلن

. محکم قفل کن

: قسمت هجدهم ميراث خوني

داري سر به سرم ميذاري ؟

تو با اون دختر سوسکيه بيرون رفته بودي؟

. تو خيلي کوته نظري

حداقل من تلاشمو کردم

. تو که حتي سعي نميکني با يکي قرار بذاري

به خاطر پست جديدمه

بيشتر وقتمو ميگيره

. بهانه تو خيلي کوته نظرانه است

، ببخشيد ، قربان

. مامورايي که خواسته بوديد به محل رسيدن

. به محض اينکه مستقر شدن خبرم کن

. بله ، قربان

. ممنونم ، مامور

"قبلا بهت گفتم ، من بهت نميگم "قربان

. خيلي خوب ، پس راجع به دختر سوسکيه بگو

. خب ، اول اينه اسمش " مونا " است

مونا ؟

خب چاي سفارش داده بوديم و ...

. بيشتر از اين هيچ چي بهت نميگم

چرا نميگي ؟

، رفيق ، چرا بيخيال من نميشي

... و فقط اعتراف کن

. که يه چيزي واسه " اوليويا " گرفتي

. مضحکه

اگرچه فکر ميکنم

اگه اون به فرانک خيانت کرده

. هيچ ربطي به من نداره

. آره ، ميدونم اين ديوونت ميکنه

. مامور "لي" هستم

چي ؟

چه وقت ؟

قربان ، من ميفهمم

شما به عقايدتون پايبندين

ولي تا اونجايي که ما ميدونيم

. پيتر تنها کسيه که ميتونه دستگاه رو به کار بندازه

و اگه ما نتونيم يه راه قابل اطمينان براي عبور

... بين دو جهان پيدا کنيم

. من قبلا نظرم رو گفتم

. ما روي بچه ها آزمايش نميکنيم

. روشن و واضح بهت گفتم

. بله

، آقاي رييس

" مامور لي ، از دايره علوم غريبه " منهتن

مامور لي ، چي شده ؟

قربان ، اوليويا ربوده شده

منظورت چيه ربوده شده ؟

. مامور دانم مشکوک شده بود که تعقيبش ميکنن

ماموران امنيتي نشانه هاي درگيري پيدا کردن

و در خونش کاملا باز مونده بود

کسي براي باج گيري تماس نگرفته ؟

هنوز نه ، ولي من چهل دقيقه پيش باهاش صحبت کردم

پس هنوز مدت زيادي نگذشته

با " اشلون " تماس گرفتي ؟

. بله به محض اينکه با خبر شدم

. اونا دارن ماهواره رو فعال ميکنن

مامور لي ، لازم نيست تاکيد کنم

. چقدر مهمه که اين ماجرا بي خطر حل بشه

. من اطلاعات رو ميخوام ، به محض اينکه دريافت کردي

. بله ، آقاي رييس

. ماهواره " اشلون " به صورت آنلاين جستجو ميکند

. خبراي خوب بهم بده

. ما گيرش آورديم، قربان - کجا ؟ -

" خيابان " نورث مور . به شرق ميره ، سمت لنگرگاه

. سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت

. بريم

. براي انتقال آماده باشيد

اونجا که هستي بهم بگو که کي آماده اي

. اون از حرکت ايستاد

" تقاطع " ميسون " و " توبي

. در پست ها مستقر بشيد جلو و عقب رو پوشش بديد

. با علامت من

حرومزاده ها - ميدونستن که اون رد ياب داره -

حالا چيکار کنيم ؟

. فاز يک ، فرآيند تنظيمي رو مهار کرد

. حالا ، بايد تمام پروتئين هاي بازدارنده متوقف بشن

. دکتر ، اون داره بهوش مياد

... اون يه جنگجوئه

. همونطور که اونا گفتن

بيا پشتشو لخت کنيم

. اين دردت رو کم ميکنه

. خوبه ، اثرش رو زود ميبيني

. هروقت حاضر شد خبرمون کن

داري چيکار ميکني ؟

. سعي کن يکم بخوابي

. من بر ميگردم و بررسيت ميکنم

خيليه که رديابها محرمانه باشن

. منظورم اينه که ، اين هدر دادن وقت با ارزشه

... ردياب ها . فن آوري اونا وابسته به بدنه

خب ... يعني چي ؟

. اونا در هر فردي متفاوت هستن

. و بدون قوانين اشلون ، غير قابل رديابي هستن

پس فقط يه راه واسه رباينده ها هست که

. درباره ردياب ها بدونن

. يا کار يه خوديه ، يا يکي اطلاعات رو فروخته

ببخشيد ، مامور لي

. بهم گفته شد که شما ميخواهيد همين حالا منو ببينيد

. بله ، ميخوام که يه پايگاه اطلاعات بسازي

من اسم و سابقه تمام کسايي که

به اندازه کافي اجازه دسترسي بالايي دارن

. تا درباره قوانين رديابي ما بدونن رو ميخوام

. بله ، قربان ، در ضمن

. فکر کنم شما ميخواهيد اينو ببينيد

من رفت و آمد اطراف خونه مامور دانم رو

تا شعاع سه بلوک بررسي کردم

يه چيز غير عادي هست ... همون تاکسي

. در هفته گذشته شش دفعه دور و بر خونش چرخيده

More Farsi Persian subtitles for Fringe

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left