De eerste 200 regels.
سال 1957 «کالابریا»، ایتالیا
خداحافظ
جیانی
با من بیا
دیدم موقع کار کردن بهم نگاه میکنی
نیازی به پنهونکاری نیست
بده ببینم
وقتی همسنت بودم میخواستم دکتر شم
بابام بهم گفت،
"این شغل برای زنها مناسب نیست"
پس خیاط شدم
همون موقع، با خودم عهد کردم که هیچوقت به بچههام نگم
که چیکاره بشن
تو باید هرکاری دوست داری بکنی، جیانی
چیزی که اینجات حس میکنی
ولی پشتکار و تمرین زیادی نیاز داره
باید دوزندگی رو یاد بگیری، پارچهها رو بشناسی
من بهت یاد میدم، اگه بخوای
بعد از من تکرار کنید
- دوست - دوست
- تو دوست - تو دوست
- خیلی زیاد - خیلی زیاد
- ما دوست - ما دوست
- دوست - دوست
تو چیای؟ منحرفی؟
منحرف نیستم خانم، اواخواهرم
دوباره
- دوست - دوست
- تو دوست - تو دوست
- خیلی زیاد - خیلی زیاد
- دوست - دوست
- دوستدار - دوستدار
چی شده؟
هیچی
راستشو بگو. وقت دروغ شنیدن ندارم
معلم گفت من منحرفم
قشنگه
واقعیشو میسازیم
واقعا؟
نمیتونم. خیلی سخته
موفقیت فقط با سختکوشی بدست میاد
ساعتها، هفتهها، سالها
و هیچوقت آسون نیست
ولی مشکلی نداره
برای همینه که ویژهاس
دوباره امتحان کن
سال 1980 سندیگو، کالیفرنیا
خیله خب، بیاین بریم
بهتون چی گفتم؟
نیاز نیست کسی بیاد وسایلمونو جابجا کنه. خودمون انجامش میدیم
500دلار هم الکی تو جوب نمیریزیم
یه هفته بهم وقت بدین، اون 500 دلار و میگیرم و به 10 هزارتا تبدیلش میکنم
تازه ورزش خوبی هم هست
قویتر میشیم
اندرو کجاس؟
اندرو! اندرو!
اندرو!
خدافظی کن
اینجا جای تو نیست
کانال آخرین زیرنویسهای تیم ترجمه رسانه کوچک @LiLMediaSub
ترجمه از علیرضا ابراهیمی و حسین رضایی HosseinTL
برای دریافت زیرنویس فارسی بهترین فیلم و سریالهای @CannibalSubs :روز دنیا، به کانال تلگرام بپیوندید
اندرو. بیا بریم
اندرو. بیا اینجا
پدرتون کوش؟
با شاهزاده اندرو ـه
داره خونه رو نشونش میده
برید کوسنها رو بیارید
برو کمکت خواهرت
بگو ببینم، اینجا اتاق چی باشه؟
این بزرگترین اتاق خوابه
اتاق خوابِ مَستر
اتاق تو ـه
میخوای بدونی چرا؟
بشین تا بهت بگم
هر روز صبح که از خواب پا میشی،
و هر شب که میری بخوابی،
میخوام یادت باشه...
که تو خاصی
و وقتی احساس خاص بودن بکنی،
موفقیت به دنبالش میاد
البته، این کمد رو برای خودم میخوام
برای کت شلوارهام
بغیر از این، بقیه اتاق مال خودت
داستان جنایی آمریکایی: قتل جیانی ورساچی
«مودستو کونانن»
خواهش میکنم، همه پیت صدام میکنن
راستش، ما معمولاً برامون پیش نمیاد که کاندیداهایی مثل شما رو
برای مصاحبه دعوت کنیم، حداقل از نظر دلال سهام بودن شبیهتون نیستن
- مثل من؟ - مدرسهی بزرگسالان
شما واقعاً روی پای خودتون وایسادید و به اینجا رسیدید، درسته؟
- بله آقا - اندرو کونانن؟
از این طرف
آقایون، میدونم که آدمهای جوون و تحصیلکردهی
«آیوی لیگ» که بسیار هم مشتق هستن،
صف طولانیای میبندن برای اینکه سهامدار «مریل لینچ» بشن،
ولی از خودتون بپرسین،
چندتاشون از هیچی شروع کردن؟
میشه بهم بگی برای چی میخوای به مدرسه «بیشاپ» بیای؟
چون بهترین مدرسه توی کالیفرنیا
و یکی از بهترین مدارس توی کل آمریکاست
- کی اینو بهت گفته؟ - پدرم
آقای کونانن، میشه بیشتر دربارهی کار صحبت کنیم
و کمتر دربارهی زندگینامهتون؟
ولی زندگینامه همون کاره
زندگی من قصهایه که در پول نقل شده
من در روستای «بلیاگ» متولد شدم، توی فیلیپین،
توی خونهای که هرکدوم از شما میتونین
با پول توی کیف پولتون بخرید
توی نیروی دریایی آمریکا با حقوق ماهی 97 دلار خدمت کردم،
ولی نه برای پولش،
بلکه برای فرصت زندگی و کار
در ایالات متحده آمریکا،
بهترین کشور جهان
- ما بابت خدمتتون سپاسگزاریم - بله، ممنونیم
نه، آقا. من از این کشور سپاسگزارم. هر روز ازش سپاسگزاری میکنم
چون بعد از اینکه رسیدم، و از لنگرگاههای نیروی دریایی دور نشده بودم،
اولین خونهام رو خریدم. 12 هزاردلار قیمتش بود
چند سال بعد،
خانوادهام رو به یه خونهی 80 هزار دلاری بردم
حالا این زندگینامهاس یا کار؟
چون من سرمایهگذارهاتون خواهم گفت
که میخوام با پولشون همچین کاری کنم
با پولشون از اقیانوسها میگذرم. پولشونو تو سرزمینهای جدید سرمایهگذاری میکنم
دارم دربارهی رُشدی حرف میزنم که حتی تصورش هم نمیتونن بکنن
اگه میتونستی یه آرزو کنی، اون چی بود؟
یه خونه با دید اقیانوس،
دوتا مرسدس،
چهارتا بچهی خوشگل، سه تا سگ خوشگل،
و یه رابطهی خوب با خدا
این شد یه آرزو یا پنج تا؟
- اشتباهی کردم؟ - نه اصلا
دوباره میپرسم
اندرو، اگه میتونستی یه آرزو کنی،
فقط یه آرزو،
اون چی بود؟
خاص بودن
و بعدش باید بگی...
اوه، بهت افتخار میکنم
بابا؟
قبولم نکردن
به این زودی بهت خبر دادن؟
زنگ زدن. جوابشون منفیه
خیلی متاسفم
شوخی کردم. شغلو بهم دادن
قبولم کردن
توی «مریل لینچ»
پدرخواندهی شرکتهای سهامداری آمریکا،
و اونا منو میخوان!
قبولم کردن!
حقوق پایه 60 هزار دلاره، و سقفش هم آسمونه
امشب، مثه پادشاها غذا میخوریم
از الان به بعد، هر شب مثه پادشاها غذا میخوریم
- چی شده؟ - باباتونو قبول کردن!
ولی فکر نمیکردی قبولم کرده باشن، درسته؟
فقط چون خودت اینطوری گفتی
شوخی کردم
ولی تو باور کردی
میتونستی بدترش هم باور کنی؟
مودستو، من خیلی خوشحالم
اندرو میدونست
میدونست قبولم کردن، حتی قبل اینکه بگم
شاید باید دوباره داروهات رو بررسی کنیم،
ببینم مشغولیت ذهنی داری یا نه
نمیخوام دوباره کارت به بیمارستان بیفته
مودستو
مو...
بیاین جشن بگیریم!
مثه پادشاها
همونطور که خودت گفتی
جا باز کن
بیا. کجا بودیم؟
"هنر گفتگو"
باید کل کتابو بخونیم؟
چی شده، آخرِ شبی میخوای گوش به حرفم ندی؟
بله پسرم، کسی که بیش از تمام زندگیم دوستش دارم،
باید کل کتابو بخونیم،
از "آداب معاشرت صبحت پشت تلفن" گرفته تا "آراستن صحیح یک مرد"
تا "ایجاد بهترین منوی بوفه"
باید همهشو بدونی
باهوش بودن کافی نیست
باید مناسبِ شرایط باشی
کجا بودیم؟
"دو نوع گفتگو وجود دارد: مودبانه و واقعی"
اگه توی مدرسهی «بیشاپ» قبولم نکنن چی؟
مسخرهبازی درنیار
ما به اینجا اسبابکشی کردیم تا به مدرسهات نزدیک باشی
معلومه که قبولت میکنن
"گفتگوی مودبانه"
از این خوشم میاد. میتونی ازش یاد بگیری
چرا گریه میکنی؟ قبول شدی!
تو...
...حس میکنم توپ و انداختم
و صاف رفت تو گل
آره. خب من باید برم. 400 تا سهام
سلام رفیق!
هی. شنیدم 500 تا درخواستکننده رو مخشونو زدی
اینجا هیشکی به هیچی رحم نمیکنه
باید بتونی بقیه رو وادار کنی ارقام عجیب غریبی رو بخرن
اینجا جای توئه
No comments yet. Be the first to leave one.