De eerste 200 regels.
اون تویی تو ساحل؟
اوه، نه، نه. اون مادرمه.
آره. وقتی فهمید منو بارداره، اومد به این ساحل.
من هیچوقت نیومدم ولی... انگار ساحل خودمونه.
اون خواهر کوچیکمه.
بازم عکس میخوای ببینی؟ میتونم...
فقط واسه خودته.
واقعی. اصل.
حق با توئه.
ممنونم.
متاسفم. من آمریکاییام.
اینجا گرینگو زیاد نیست.
آره، حیف شد.
اون نمیاد؟
کی؟
رفیقم. میدونی، "می آمیگا".
همون دختری که تو هتل ولش کردیم؟
میدونی، بوی "دون خولیو" میداد.
و انتخابهای بد؟
اون همیشه این کارو با منم میکنه.
اون فقط... غیبش میزنه.
اون مثل فانتاسموئه، نه؟
میدونی، میدونی فانتاسمو چیه؟
فانتاسما، با "آ". آره، با "آ".
کل دلیل اینکه من برنامهریزی کردم بیام این سفر، با "آ"،
پیدا کردن ساحل مخفی بود.
و الان با "آنفولانزای ایرلندی" گیر کرده تو "لاس روکا".
داره خماری میکشه.
آره. خماری شدید.
خوشت نمیاد وقتی کسی برنامههاتو عوض میکنه، نه؟
نه، خوشم نمیاد.
نه، خوشم نمیاد. فقط، میدونی...
عادلانه نیست.
ولی میدونی چرا؟
چون من قابل اعتمادم.
"قابل اعتماد" رو میدونی چیه؟
"قابل اعتماد."
زورگو.
من قا-بل اِع-تِ-ما-دم.
آره، زورگو.
منم همینم.
خیلی زورگو.
هی... اسم این ساحل چیه؟
نمیخوای بهم بگی. باحال.
باحال. فریو.
ممکن نیست.
اینجا خیلی گرمه.
نه، نه، تو خونسردی. داری خونسردی نشون میدی.
اوه، ولش کن، خوبه.
باشه، فهمیدم.
این همونه؟
آره.
اینجا بهشته.
آره. عالیه.
این جزیره زن بارداره.
نه؟
لا ایسلا؟
نه.
آره.
بینی... سینهها... و شکمش.
نه.
آره، برای من اینجوره.
گراسیاس.
گراسیاس، سینیور.
نه، نه، نه. پور فاوره. نه، لطفاً.
لطفاً. لطفاً، اصرار میکنم.
نه، ما همون مسیر میرفتیم.
من نزدیک اینجا زندگی میکنم، پس... نگران نباش.
اوه، مطمئنی؟
آره. باشه. خب، ممنونم.
خواهش میکنم.
من نانسیام.
کارلوس. چارلی. خوشحالم از دیدنت، چارلی.
منم همینطور.
میدونی، هَو، دبیرستان.
مدرسهای؟
نه.
منظورم اینه که تو دانشکده پزشکی بودم ولی اونجا اسپانیایی نداشتیم.
فقط جسد. الان ساکت میشم.
باشه، تا چند ساعت دیگه تاریک میشه، پس...
اوه، من هیچوقت شب موجسواری نمیکنم.
و... چطور میخوای از اینجا بری؟
اوبر.
اوبر کیه؟
ولش کن. ممنونم، کارلوس.
بازم ممنون که منو اینجا آوردی.
برام خیلی ارزش داره. باشه.
راستی اسم اینجا رو چی گفتی؟ یه جوری یادم رفت.
مواظب باش.
همیشه.
هی!
اسپانیایی حرف میزنی، گورا؟
نمیفهمم. متاسفم.
اون میگه که پارو زدن خلاف جریان آب سخته.
آره، انتظارشو نداشتم.
نزدیک بود موقع بیرون اومدن تو قسمت داخلی گیر کنم.
آمریکایی هستی؟ باشه.
آره. آره، آمریکایی. آره!
کالیفرنیا؟
نزدیک. تگزاس.
تو تگزاس هم موجسواری هست؟
آره، تو تگزاس هم موجسواری داریم. فقط اینجوری نیست دیگه.
هی، اینجا یه جای مخفیه. چطور پیداش کردی؟
یکی از دوستام خیلی وقت پیش بهم گفت. اسمش چیه؟
اگه بهت بگم، باید بکشمت!
خب، اونجوری روزم خراب میشه.
اینجا چیز خطرناک یا بدی هست که باید بدونم؟
اونجا چندتا صخره هست!
اینجا روزی یه بار جزر و مد میشه.
و وقتی آب پایین میره، تبدیل به جزیره میشه.
یه سری مرجان سمی بدجنس هم هست.
مثل عروس دریایی نیش میزنه.
باشه! ممنون.
بله.
هی.
هنوزم نمیفهمم چی میگی.
داره میگه بیا این طرف.
موج بهتر میشکنه.
اوه، من خوبم، خوبم. همینجا راحتم، ممنون.
مواظب باش، دختر فرنگی.
اینجا برای یه دختر کوچولو از تگزاس خیلی سخته.
فکر کنم از پسش برمیام.
بزن بریم! بزن بریم!
آره!
کلهگردالی؟ - هی!
حدس بزن کجام؟ تیخوانا.
وای خدای من. امکان نداره!
ساحل مامان، درسته؟
درست به همون زیباییه که اون میگفت.
کاش اینجا بودی.
کاش اون اینجا بود.
یعنی تنهایی؟
خب، من که این همه راه نیومدم که چون همراهم نیست، جا بزنم.
اینجوری سر از اخبار درمیاری، اوکی؟
ببخشید. من قراره خواهر خستهکننده و زیادی محافظهکار باشم.
تو قراره اونی باشی که خوش میگذرونه.
خواهر، موجسواری اینجا محشره.
باورت نمیشه چه موج عالیای رو سوار شدم.
منم میتونم مثل تو موجای خوب سوار شم اگه فقط منو ببری!
میبرمت.
به محض اینکه برگشتم میبرمت.
دوستت دارم، خواهر-مامانم.
منم دوستت دارم، کلهگردالی. نانسیه؟
باباست. فقط بهش بگو همه چیز خوبه، باشه؟
دوستت دارم. خداحافظ. نه، یه دوسته.
هی، نانسی، قطع نکن.
گوشی رو بده به من. کلویی.
هی!
سلام، بابا.
سلام، عزیزم.
الان کجایی؟
مکزیک.
نمیدونم چی بگم، نانسی. موندم چی بگم.
من نمیفهمم... من نمیتونم درک کنم... انتظاریم ندارم که درک کنی.
خب، پس کمکم کن.
نمیدونم. چی... چی میخوای بگم؟
خب، بگو که داری برمیگردی.
بگو بعد از این همه وقت، بعد از این همه زحمت، از دانشکده پزشکی انصراف نمیدی.
میدونی، فقط تسلیم نشو. باشه، بابا.
کافیه. میشه لطفاً الان این بحث رو نکنیم؟
این کاریه که عاشقشی. تو به مردم کمک میکنی.
خب، نمیشه به همه کمک کرد، بابا.
خودت اینو میدونی.
این کارو نکن.
این موضوع رو به اون ربط نده.
دیگه درباره چی میتونه باشه؟
اگه میخوای اینو به اون ربط بدی، پس توش بمون.
اون یه جنگنده بود.
فقط خیلی سخت جنگید، بابا.
میدونی؟ و برای چی؟
همهاش به یه شکل تموم شد.
فقط برگرد، نانسی.
لطفاً.
باید برم، باشه؟ زود میبینمت.
کی؟
کی؟ نمیدونم.
نانسی.
دوستت دارم. خداحافظ.
آره، دختر، داره دیر میشه. بریم داخل.
میخوام آخرین موج رو سوار شم. ممنون.
باشه.
از آشنایی باهاتون خوشحال شدم. بعداً میبینمت، دختر بلوند.
شب بخیر.
نه!
کمک!
کمک!
هی!
کمک!
کمکم کن! کمکم کن!
من اینجام!
من اینجام! کمک!
آره. آره.
اینجا!
اینجا! اینجا!
نه!
کمک!
لطفاً، کمکم کن!
کمک!
برگرد!
اوه، خدایا.
No comments yet. Be the first to leave one.