De eerste 200 regels.
غرقه در خیالی واهی و عجیب، مُلهَم از الهامی تاریک
آقای گراب با احساسی غریب، از خواب بیدار شد
و از شکافِ پشت پناهگاه به بیرون خزید
،قدمزنان در میان خاک و کود و هوای مهآلود و غلیظ
آنجا که ”کالی”ها، تلوتلوخوران، آوای شیطانی خود را سَردادند
و”بگل”های درّه بر پنجههای خشمگین خود به پیش شتافتند
نَفَسِ روحوارش با مِه درمیآمیخت
خود را به شاخهای خیس و خزهبسته آویخت
،اما بعد، در گل و لجن، فقط چند قدم دورتر
آقای گروب گُلی را دید که اصلاً سر جایش نبود
آلالهای تنها، در میان تودهی کثیفیها بود
آقای گراب آلاله را، به هزاران تکّه تقسیم نمود
ای ریدم توش
ترجمه از شوپن
برو که رفتیم
صبح به خیر، پسرای سختکوش! این همون چیزیه که دوست دارم ببینم
- برامون یه چایی تازهدم آوردین خانمِ فلاور؟ - اوه، بچه پررو! چی باعث میشه این حرف رو بزنی؟
- آره، آوردم، فضولا! - ممنون خانم فلاور. خوبه
صبح به خیر دبرا - خداجون شماها مثل یه گله گرگین - صبح به خیر دبرا
اوه، صبح به خیر بَری
اوه تامی، دستات بزرگ هستنا!
امروز خیرهکننده شدید
اذیت نکن، رایان جَوون، خیلی خوشتیپ
پس حالا بهتون گفته که یه دیوار بسازید
به نظر من که ضروری نیست
- ولی هرچی که خانمِ بکت بخواد - چرا مجبورتون کرده که
از اینجا شروعش کنید؟ دقیقا از کنار باغ ما؟
ما تصمیمگیر نیستیم. ما طبق دستور اون کار میکنیم
...حوض رو لایروبی کنید، مرغا رو بکشید- باشه، بچهها از دیدنتون خوشحال شدم، بای بای-
!کیکا معرکهان، خانم فلاور- شیطون بلا-
یکی باید جلومو بگیره، بعداً میبینمتون
آخ
یه تپه چوب. اوه خون
حالت خوبه دبرا؟
خیلی ناجوره- آره، خب، میخوام بگم این واسه بچههاست-
میفهمم. بله واسه بچههاست. بخش یک رو واضحش میکنم
و شاید ”کفترگوزها” از
کالیهای دستوپاچلفتی” بهتر باشه”
شان چطوره؟ - شان داره رو طراحیاش کار میکنه
و همونطور که گفتم، مشخصا، من یه طرح دارم. و وقتی میگمش که تو
”یه دفعه بهم بگی”میتونی بهم بگی چیه؟
- من باید یه چیزی تا هفتهی دیگه ببینم - هفتهی دیگه؟ مشکلی نیست
'باشه' - باشه - بای- خب ممنون از کمکت- بای
- آقای فلاور - اوه، ممنون شان
- مجبور نیستی تعظیم کنی - سوپِ منهم
من هم ممنونم
خیلی خوبه، خیلی قویه
بله، ایده واسه کتابِ کمیک
زن رتیلی - زن رتیلی -مسترگِی - مسترگِی
و این.... نعوظشه؟
بله، البته، مسترگِی همیشه نعوظ داشت
نقطه ضعفش درواقع، بسیار حساس
زن رتیلی خواست سکس با یه عالمه آدم گی
”مسترگِی محافظت کرد.”گمشو زن رتیلی
"با آدمهای دگرجنسگرا سکس کن! قدرت گیها! "
صبح به خیر خانم فلاور. اوهایو گوزایماسو
سلام شان. بله، دقیقا
خانم فلاور پاتون! لطفا اوه نگران نباش. میتونم دوکلام حرف بزنم؟
آره
احتمالا اون شربت جادویی داشت برای ساختن چهره بینقص. خیلی زیبا
ممنون شان. نگرانش نباش
مشکلی نیست
!پاها بسیار بزرگ. خانم فلاور. قوی
پای بسیار بزرگ
ممنون. راستش، ببخشید، ناراحت نمیشی؟ - مشکلی نیست
نه، منظورم اینه که، ناراحت نمیشی بری بیرون؟ تموم شد
من برای سالگرد ازدواج غذا درست میکنم. بسیار خوشمزه، بسیار هوشمندانه
خوش بگذره، چند دیقه دیگه میبینمتون - ممنون. آره، دیقه. درسته
انگلیسیش داره خوب میشه، نه؟ - آره
!بزن بریم. جشن سالگرد ازدواج
خیلی دوستداشتنیه که شما دوستای انقدر.... خوبی هستین
سالگرد ازدواجمون مبارک
!اوه بله سالگرد ازدواجمون مبارک
راستش این چیزیه که میخواستم راجع بهش باهات صحبت کنم
گمون کنم که دیگه جشن نگیریم
... حالا که کسی نمیآد؟ راستش، داشتم فکر میکردم
چیز خاصی نیست، مشخصا، ولی هنوز هستن کسایی بهشون نگفته باشیم
بکتها، برای مثال بکتها نژادپرستن
پس مارتین. یا اون یارو بیل که قبلنا میاومد این اطراف
اممم، بیلِ پستچی؟
آره پستچی بودش نه؟ درسته گمون کنم
.... من فقط فکر کردم باید تلاش کنیم که
منظورم اینه، واسه دوقلوها، واسه خاطر مادرت
مادرم فکر میکنه همه یه لولهکشن به اسم جیمز
داری میگی ترجیح میدی به خودت زحمت ندی؟
نه میگم ممکنه درکل کمتر تنشزا باشه که
چن تا نژادپرست و یه پستچی رو به خونمون دعوت نکنیم
پس تو ترجیح میدی نکنی؟ من اینو نگفتم
درمورد دوقلوها خیلی خوب عمل کردیم، نه؟
این نشونهی خیلی خوبیه که اونا ۲۵ سالشونه ولی هنوز میخوان تو خونهی ما زندگی کنن
منظورم اینه، ما والدین خوبی هستیم، نه؟ آره، آره، هستیم
من که به شخصه از آزادیِ جنسیمون خیلی خوشحالم
.... که هردوتامون داریم و
...منظورم اینه، بیشتر من ازش استفاده میبرم
خدایی.... اوففف! میفهمی؟
ما نمیخوایم بیشازحد خوشحال باشیم. دیوونه که نیستیم
... ولی... میدونی از یه طرف دیگه
... اممم.. همچنین هیچکس نمیخواد از یه چیز خوب زیادهازحد داشته باشه، که منظور از چیزخوب
.لذته
میخوای چک کنم که
کسی این اطراف هست که یادمون رفته باشه؟ ممنون موریس
و میدونم که ما معمولا از این کارا نمیکنیم ولی... خب واسه تنوع... ببخشید
نه، ممنونم ازت نه ممنونم ازت؟ آره ببخشید
... فکر کردم که نه، معذرتخواهی نکن
بله، به خاطر هدیه ازت ممنونم - اوه بله درسته -خیلی هوشمندانه بود
میخوای من..؟ -نه زحمت نکش، بندازش دور، آشغاله-اه
و یک دیویدی رایگان
فکر کردم به نظرت بامزه بیاد، به خاطر... به خاطر کراواتش
آره آره
امیدوارم واسه من چیزی نگرفته باشی
...نه... نمیخواستم که
... البته که برات یه چیز گرفتم، من برات
!اوه موریس مجبور نبودی برات اینو گرفتم
اوه خدایا! واسه من؟
آره - تو شان رو...؟ - آره من بهش گفتم که...
که... طراحیش کنه
...خیلی دوس دارم جوریو که سینههای دختره و چیز پسره... اممم
...آره... اممم... فکر میکردم تو...شاید لذت ببری از
آلته
آره.. واو
... و این فقط داره نشون میده تو چه وضعیت هیجانانگیزی هستیم که
چنین هدایای چالشبرانگیزی به همدیگه میدیم
درسته - و نشون میده که ما چه قدر درمورد سکس روشنفکریم - هنر
منظور من اینه، هنر
خدایا، ابن باید هوگو باشه
از بعد طلاق عجیبغریب شده ! خانم فلاور
ترامبونیست اینجاست بله، ممنون شان، اومدم
تو دوست نداشت؟ اوه نه من دوستش دارم، عاشقشم، تو رو هم دوست دارم شان
دارم؟ آره، چرا که نه!؟
من مشخصا دوستت دارم من کلوچه درست کرد
سلام هوگو، چطوری؟ من نمیخوام ترامبون بزنم، من ناراحتم
اوه عزیزم، بیا یه خرده وزن خوانی کنیم باشه؟
ببینیم میتونیم یه ذره سرحالت کنیم؟ ببخشید دبرا- اوه نه نگرانش نباش
احتمالاً بهخاطر طلاقتون ناراحته
مرسی
ابیگل ابیگل
ابیگل
ابیگل اَ بیـــــ گـــل
سلام دونالد
چی کار میکنی؟ دارم میدوم
ایول، آره، خوبه
من فقط دارم رو طراحیم واسه یه اختراع جدید کار میکنم
بعدش میرم تو شهر یه کپه پنیر بخرم
ما یهکم دیگه یه جشن داریم اگه بخوای بیای؟ سالگرد ازدواج مامان و بابا
چه تصادف جالبی که ما همینجوری هی به هم برخورد میکنیم، اینجور فکر نمیکنی؟
تو این هفته سومین باره فکر میکنی چه معنیای داره؟
شیر،شیر،شیر،شیر ...شیر، شیر، شیر،شیر
اوه دونالد بزن قدش! ما دوستیم !ازم دور شو
باید قهوهی واقعی رو امتحان کنی. از اسنپکافهی من استفاده کن.
هشت برابر از قهوهی معمولی قویتره، نصف اون دونه میخواد
ممم
!آره
ناموس قهوه خیلی خوبه دونالد
آقای فلاور خامهای
من یکی از اونا رو خیلی سریع میخوام بابا از اسنپکافهی من استفاده کن
طراحیشو واسشون چند ماه پیش فرستادم، منتظر جوابشونم
نه ممنون دونالد
من فقط یه قهوهی معمولی میخوام، اگه ایرادی نداشته باشه؟
هممم، این چیه؟
(این دستگاه فاندوی نوین و دودزای منه(دستگاه آبکردن شکلات
خیلی هم خوب، یه ذره واسه میز بزرگه، اگه بشه تکونش داد
چرا درخت شکسته؟
احتمالا امی ازش بالا میرفته یا همچین چیزی
اوه منو ببینید من تو یه درختم من خیلی عجیبم” خب حدس بزن چی؟؟ ”
تو چاق هم هستی چون درخت شکسته
میتونی چک کنی ببینی صبحونهاشو خورده؟ - چرا؟
چون بعضی وقتا یادش میره تبعیضِ تخمی
این اصلا با عقل جور در نمیآد دونالد خب، عالی، امی هم با عقل جور در نمیآد
یا ابلفضل ننه
..صبح بهخیر
جیمز. لولهها چطورن؟
خوبن ممنون
این نوای دلانگیزِ مارتین وبستره؟
نیست؟ ببخشید
موز
ابیگل
ابیگل
چی کار میکنی؟
گمشو - اون چیه - هیچی، گمشو
!گودایوا
این دفعه جواب نمیده متاسفانه، من براش آمادهام
یه مشت میزنم به نوکش
صحیح، من به مامان و بابا میگم
.... درست نیست که تو یه
چه گهی داری میخوری؟ ! نباید به خانواده شلیک کنی
همه اینو میدونن! این اتاق مایهی آبروریزیه
بفرما، ببین
پس چرا هنور میلیونر نشدی؟
از جاروبرقیِ همراه من استفاده کن. هیچکس از یه زن کثیف خوشش نمیآد
پس تو چرا هنوز جنگیری نشدی؟ عجیب الخلقه
فقط یه جاروشارژی رو به ماشین اسباببازی چسبوندی
آره، خب این از هر چی تو بتونی بسازی بهتره.
ننه گراب در میان خاک و خل دزدکی حرکت میکرد
یگانه شاهدِ آسیب آقای گراب
او گلبرگها را جمع کرد و از دید پنهانشان نمود
تکههای دردسرِ آلالهی آقای گراب را؛
تا بیلی و بلا و خانم گرابِ عزیز
به جنون او پی نبرند
و فقط عشقش را ببینند
سلام ننه جیمز
No comments yet. Be the first to leave one.