Dark

Dark

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

Dark S02E02 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Dark S02E02 NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark S02E02 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark S02E02 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark S02E02 GERMAN WEBRip x264-ION10
Een commentaar door Caped._.crusader
►► Caped Crusader | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

Tags

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
Gepubliceerd op: 2019-06-21
Downloads: 104
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

ما تونستیم ذره‌ی خدا و حجم ایجاد شده ازش رو پایدار بکنیم

،تو حالت پایدار بنظر یجور پورتال درست میکنه

که احتمالا اجازه‌ی سفر در زمان به شخص میده

اگه به اون ذره برق به ولتاژ کافی برسه

میتونه در طولانی مدت در حالت پایدار بمونه

فرستادن اشیا از این پورتال در حالت پایدار در حال حاضر امکان پذیره

یه ژنراتور باید مقدار جریان کافی برای این درست کنه

،حتی بعد از مشاهده‌ی طولانی مدت

ما نمیدونیم که منبع انرژی ذره‌ی ناپایدار چیه

اندازه گیری ها نشون میده که

هیچ از دست دادن انرژی وجود نداره

بنظر میرسه که یه سیستم بازگشتی انرژی باشه

سطح تششعات اون ذره از سطح کنترل بالاتره

با اینوجود هنوز هیچ نشونی از پوسیدگی دیده نشده

این بر اساس قانون پایداری انرژی منطقی بنظر میرسه

ولی با اینوجود با قانون دوم ترمودینامیک در تضاده

همینطور این ذره بنظر میرسه که بدون توجه به دمای بیرونی موجوده

یعنی در آنِ واحد در حالت جامد، مایع و گازه

و مولکول هاش بنظر در یه حالت چرخه‌ی دائمی ـن

.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..

آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.

«:: مــتـرجـم: علی موسویان ::» |^| Caped crusader |^|

بیست و دوم ژوئن 1987

پنج روز تا آخر الزمان

گانیز

کاپیتان آینده هدایت گر اتمی

،هی خواب آلو امروز یکمی دیرمون شده

بیخیال، همه چی مرتبه

فقط یه هفته دیگه دووم بیار و بعدش میرسیم به تعطیلات تابستونی

امروز تولد مامانمه

میدونی که راجب این چی گفتیم

...گذشته گذشتست

و الان هم الانه

بریم تو کارش؟

یالا

رجینا، دیرت میشه

،نمایندگی فرانسه تو ملاقات این سیاره من نمیتونم انجامش بدم

،اشکالی نداره من کار دیگه‌ای برای انجام ندارم

رجینا- من واقعا میتونم بیشتر این کارو انجام بدم-

رجینا

اینو از کجا پیدا کردی؟

شبیه گرچن ـه- مزخرفه-

رجینا، کجایی؟

گوش کن

من درواقع میخواستم باهات صحبت کنم

یچیزی هست که باید بهت بگم

سلام بابابزرگ، میشه بریم؟

،لازم نیست خدافظی کنی اشکالی نداره

میخواستی چیزی بهم بگی؟

بیخیال

،بسیارخب بعدا میبینمت

پلیس

هشتم ژانویه 1921

"سیک ماندوس کرایسته است"

و اینگونه جهان خلق شد

مصاحبه با دوشیزه تیدمن

به این زودی فراموش کردی؟- نه-

فکر کردم بالاخره میخوای تنها انجامش بدی

چرا؟ کار بهتری برای انجام داری؟

نه، فقط واسم سواله چرا داریم با دوشیزه تیدمن شروع میکنیم

اون هیچ ارتباطی به افراد گمشده نداره

یا هرکسی که اطراف غارها یا نیروگاه اتمی ناپدید شده

برادر همکارت الریک نیلسون هم تو اون منطقه تو سال 1986 ناپدید شد

...و بعدش

همینطور دری تو اون غارها هست که مستقیم به نیروگاه اتمی راه داره

الکساندر تیدمن و همسرش چند وقته که با همن؟

من دقیق نمیدونم

رجینا تو اواسط بیست سالگیش بود

چطور؟

بنظرت این غیر طبیعی نیست؟

چی؟

که الکساندر تیدمن فامیلی همسرش رو روی خودش گذاشت؟

نه

بریم؟

میای؟- آره-

هی، کجا بودی؟

چرا بهم زنگ نزدی؟ من کل اون مدت میخواستم باهات صحبت کنم

،سال پیش فهمیدم از کجا پول بدست آوردی

،ساک چهل یورو، سکس از پشت 85 کارای کثیف هم هزینه‌ی بیشتری داشت؟

با کی اینکارارو کردی؟ برای کی تو این گه دونی ساک زدی؟

،چیزی تغییر نکرده هنوزم همه دروغ میگن، همه خیانت میکنن

اصلا نمیدونم داری راجب چی صحبت میکنی- تعقیبت کردم-

میدونم از کی پولت رو گرفتی

اولین فکرت هم این بود که من خودفروشی میکنم؟

دیگه چی میتونه باشه؟

من سینه ها یا باسنم رو نمیفروشم

،من نسخه های درمان هورمونی میفروشم احمق جون

پدرم عادت داشت ازشون استفاده کنه تا هزینه‌ی ملاقات هاش رو بدست بیاره

،اون دیگه نمیره و حالا من ساقی جدیدشم

چرا اینکارو میکنی؟

،من به اون کمک میکنم، اونم به من به همین سادگی

،راز ها مشکل ندارن مشکل مزخرفاتی ـه که به همدیگه نسبت میدیم

،بهت گفتم بهت ربطی نداره و همینطورم هست

،باورم نمیشه جاسوسیم رو کردی مغزت چقدر داغونه؟

این چیه؟

یه ماشین زمان

این ماشین سی و سه سال به گذشته

و سی و سه سال به آینده میبرتت

جدی میگی؟

من همه‌ش رو اشتباه انجام دادم

من سعی کردم یه راز نگهدارم

،حقیقت اینه که این همون چیزیه که همه ـمون رو نابود میکنه

این رازها

مامان، میدونم این احمقانه بنظر میرسه

بخاطر همینه میخوام خودت ببینی

با چشمای خودت

منظورت چیه؟

راز بابا رو

از سر راه برو کنار خرخون

هانا، یالا

به چی زل زدی؟

،خدارو شکر که اینجایی یکی تو دفتر منتظرته

من چیزی نمیدونستم

راجب اون سگ

اون میگه که مال اونه

این سگ شماست؟

من خیلی متاسفم

اون اومد سمت من

،ما به پناهگاه زنگ زدیم ولی کسی گزارش گم شدنش رو نداده

و اونم شبیه سگی ـه که من تو بچگی داشتم- گرچن-

تو اینو از کجا میدونی؟

چون این سگه منه

درست جوری که سگ توئه

ببخشید؟

و نتیجه‌ی آزمایش خون؟

پس همین الانشم پخش شده

به بیمارستان؟

این جمعه؟

نه

آره، این باید جواب بده

نگران نباش، من یکی رو دارم

آره

ردی از مد نیلسن پیدا نشد

تقویم پلیس 1986

ده و نیم صبح، بازجویی: هلج داپلر، چرا از مسیر جنگلی نرفتی؟

چرا از جنگل نرفتی؟

میدونم باورش سخته

ولی من یادمه

چیو؟

اون لحظه رو

برو سمت کرکره ها

بهم اعتماد کن

،دو نفر پشت نیمکت نشستن هرمن و کوالچیک

منشی ما الان به نیمکت راستی نزدیک میشه

رفتنی با پرونده صورتش رو باد میزنه

کوالچیک رو نگاه کن

اون الان خودکارش رو میندازه

تو چجوری اینکارو کردی؟

من همه‌ش رو تجربه کردم

هرچیزی که شما تجربه کردید و خواهید کرد

من توئم

و توسط خودم بهم گفته شده که تو و من یه شخصیم

این غیر ممکنه

این گرچن ـه

روزی که دوید سمت اون غار من اونجا منتظرش بودم

،اون بلافاصله منو شناخت انگاری که حتی یه ثانیه هم بزرگتر نشده بودم

من آوردمش این سمت تا تو بتونی پیداش کنی

بعضی چیزا باید اتفاق بیوفتن جوری که همیشه میوفتن

اون غار

اون تصادف تابستون گذشته

بالاخره یچیز دیگه اتفاق افتاد

به روح اعتقاد داری؟

منظورت چیه؟

کتابی که داریم تو مدرسه میخونیم

راجب ارواح و شیاطینی ـه که

از والدین ـمون به ارث میبریم

...و

اونایی که ما انتقالشون میدیم

چیزای تاریکی ـه

از هر نسل به نسل دیگر

شاید

ولی تو مطمئنا بهترین ویژگی های مادرت رو به ارث بردی

من اصلا نمیدونستم که اون ویژگی خوبی هم داره

جدی؟

تو هیچی نمیدونی

اون هیچوقت این اطراف نیست

،و وقتیم که هست تمام کاری که میکنه نق نق کردنه

اون هیچوقت بهم نگفته که دوسم داره

دوست دارم

رابطه ـت با اولریک نیلسون رو چطور توضیح میدی؟

فکر کنم مشخصه که ما هیچ رابطه‌ای با نیلسون ها نداریم

با اینوجود روز قبل ناپدید شدنش تو هتل تو پیداش شد

چی میخواست؟

میخواست بدونه واقعا چه اتفاقی تو 1986 افتاده

...چون من آخرین کسی بودم

که برادرش رو زنده دیده بود

شوهرتون

چه مدت تو ویندن زندگی کرده؟

از سال 1986، چطور؟

چرا اسم فامیلی شما رو انتخاب کردن؟

این چه ربطی به قضایا داره؟

...اگه کارمون تموم شده

هنوزم یچیزی هست

نه؟

سال پیش، یه غریبه به اون هتل اومد

اونا وسایلشن

اون یه اتاق میخواست

شبیه بی خانمان ها بود

پول نقد داد

میکل کجاست؟

More Farsi Persian subtitles for Dark

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left