De eerste 200 regels.
بگذار قطرات باران روی سرم ببارن
خيلي خب
نه ! خب بايد چيکار ميکردم ؟ مجبور بودم
مجبور بودي ؟ ! آره ! مجبورم کرد
اين يه قانون مردونست ، عزيزم
دستم انداخت
! کارش همينه که همش تورو دست بندازه چطور مشتري گير ميارن ؟
يعني منم بايد اجازه بدم که مورد ريشخند قرار بگيرم
اونم به واسطه يه کارگر آوره که مردونگي منو زير سوال ميبره ؟
اوه آره چون مردونگيت
مردونگيت يعني اينکه ميتوني
حلقه هاي کوچيک رو بندازي تو يه بطري
براي يه مرد کار بسيار مهميه
کار بسيار سختيه
اوه خيلي سخته ؟ براي همين يه پسر دوازده ساله
ميتونه بارها و بارها اينکارو بکنه
پس حتما بايد يه حلقه انداز باشه اوه
هي ، من اون خرس رو برنده شدم يا من اون خرس رو برنده شدم ؟
تو اون خرس رو براي من به دست آوردي منم خرس تورو به دست آوردم
. . . دوستشم دارم . . . و
تورو هم دوست دارم به همين راحتي
باورم نميشه که داريم ميريم خونه جديدمون
باورم نميشه قانع شدي برم به يه روستاي ساده
ها ها ، بي خيال الان حال و روزمون خيلي خوبه
الانم که تو يه همچين شهر کوچيکي هستيم
بايد قاب ذهني خودمون رو در مورد شهر کوچيکمون داشته باشيم
يعني ميخواي شبيه اون محليا بشي ؟
نميدونم
ولي براي خونه جديدمون يه يادگاري که خوش شانسي بياره ميخواستم
فکر ميکردم گردنبندت خيلي برات شانس مياره ؟
به اون خيلي نميشه گفت طلسم شانس
متاسفم تو اصلا طلسم شانس نداري
احتمالا ارواح خبيثه رو دور نگه ميداره
. . . ظاهرا جوابم نميده
آره
من فقط ميخوام . . . تو يه خونه فوق العاده و بدون نقص باشم
. . . و
. . . صداي خنده بچه ها بياد
! اوه ! بازم شروع شد ها ها
دو ساعت و پونزده دقيقه از
آخرين باري که به يچمون اشاره کرديم ميگذره
تو هم دلت ميخواد بچه داشته باشي
درسته من دلم ميخوام بچه درست کنم
کاري که از اين به بعد ميکني کاملا به خودت بستگي داره
عزيزم من فقط دنبال همخوابگيم
اوه باشه
. . . خب
. . . اگه امشب کارت بازي کني مم
تدي خرسه اي که بردم . . . پسر
شايد حق با تو باشه
شايد بتونيم همين امشب شروع کنيم
! هي مگان
! عزيزم
عزيزم ، خوبي ؟
ديديش ؟ کي ؟
! دختره ! يه دختر وسط جاده بود
به خدا ! يکي رو تو جاده ديدم
احتمالا حيووني چيزي بوده . . . عزيزم يا هر چيز ديگه ، من
يه چيزي
بيا برگرديم تو ماشين ! اينجا خيلي سرده
حرفمو باور ميکني ؟
البته که باور ميکنم برو تو ماشين
! شبيه خُلا شدي
گيرم کرديم
مطمئني ؟
آره کاملا
خيلي خب از نظر من دو تا انتخاب داريم
ميتونيم زنگ بزنيم يه يدک کش بياد و منتظر بمونيم
که با اين وضع تمام شب بايد صبر کنيم
. . . يا
يا چي ؟ بزاريم بريم
بين اين همه بارون و گل ؟
. . . آره ، چيزي تا خونده نمونده
باهات يه قراري ميزارم باشه
اگه بتوني بگيريش مال خودت ميشه
! تو ديوونه اي
آره ولي من کاملا ! در اختيار تو هستم عزيزم
ميتوني منو بگيري ؟ ! آها
بازم شکستت دادم ها ها
اينکار واسه چي بود ؟
من ميخواستم جايزمو بگيرم هه
هي عزيزم
چطوري زيباي خفته من
خواهش ميکنم پلک رو هم نذاشتم
خب ، ساعت رو ديوار که غير اينو ميگه
ساعت 1:15 ه ؟ جدي ميگي ؟
آره فکر کردم برات نهار درست کنم
. . . بعد فهميدم
قراره اولين صبحونت رو
تو خونه جديدت بخوري درسته ؟ هه
ممنون آقا غذاي مخصوص خونه ، خانم
هه
ببخشيد انقدر زياد خوابيدم
گمونم بايد کسل شده باشي
آره شدي
! عزيزم ! اوه
اون ديگه چي بود ؟
هيچي کار نميکنه
فکر ميکني چي شده ؟
خطرات خونه جديده ديگه
آها ، من بعدا يه نگاهي بهش ميکنم
فعلا ، حادثه دگرگون شد
امنه ؟ ! آره
بايد برم ابزارم رو بيارم ! تو بخور
چه خبر ؟
دوباره يادم بنداز چرا من انقدر کتاب دارم
چون تو نويسنده اي کارت همينه
آره
اين رمان آشغال چيه ؟
حداقل نويسندنش که خيلي جيگره
رمان آشغال ؟
! اندرو فکر کنم گفتي که ليوان هات رو از کارتن درنياوردي
! من هيچي رو جابجا نکردم ! هيچي
جدي تو اينکارو کردي ؟
چي ؟
متوجه نشدم انقدر چيز ميز براي باز کردن داري
نه
تو اينکارو نکردي ؟
( کارگرا ( حمل اسباب و اثاثيه
گمونم ولي خيلي عجيب به نظر مياد
اونارو ديدي ؟
عجيب بودن يعني اينکه دست کم ميگيريش
اميدوارم چيزي رو نشکسته باشن
. . . اينجوري بهش فکر کن
هر چي زمان براي جابجا کردن وسايل صرف کنيم زمان براي بازي بيشتر داريم
اوه نشتي داره
ولي اين همون خونه رويايي توئه
نياز به تعمير داره ! آها
! برو درستش کن
باورم نميشه که اتاق مهمان هم داريم
اميدوارم اين اتاق براي مدت زيادي اتاق مهمان نمونه
اوه ؟ برنامه هاي ديگه اي داري ؟
شايد يه اتاق بچه ؟
جوري حرف ميزني انگار يه بچه بزرگ داري
با من تصور کن ، باشه ؟
. . . ميتونيم . . . اين ميز رو جابجا کنيم
آها بره اونجا
يه صندلي جنبان هم بزاريم اين گوشه کنار پنجره
تخت بچه هم ميتونه همونجا روبروي ديوار قرار بگيره
! تخت با کي شوخي ميکني ؟
اون بچه هر شب بايد بخوابه رو تخت ما
من خونمون رو دوست دارم
فقط کنارم باش
از اينکه اينجام خيلي خوشحالم
من هيچوقت هيچوقت نميخوام از اينجا برم
پس همينجا ميمونيم
پس اينجا ميشه اتاق بچه ولي ته راهرو
اتاق خواب دوم ميتونه براي بچه شماره دوم باشه
وو سوار شو با هم بريم بزار رو اوليش کار کنيم ، خب ؟
بايد يه خونه درختي هم تو حياط پشتي درست کنيم
شايد بتونيم يه استخري چيزي رديف کنيم
تا بزرگ نشن نه
اتاق زير شيرووني هم مکان مناسبي براي اتاق بازيه
ميتونيم يه تلويزيون بزرگ هم بزاريم اونجا . . . با کاناپه
ميبينم دهنت تکون ميخوره ، درست ؟ ولي فقط اين صدارو ميشنوم
انگار که پول نقد ما داره از حساب بانکيمون خارج ميشه
! چيزيمون نميشه
تو بايد به نوشتن کتاب هات ادامه بدي
منم نقاشي ميکشم
از اين پس به شادي زندگي ميکنيم
دوست دارم
. . . ولي اول
بايد وسايل رو جابجا کنيم
! برو
چيه ؟ چي شده ؟
يه چيزي اونجاست
تو حياط ؟
! نه درست اونجا داره منو نگاه ميکنه
عزيزم به خاطر طوفانه داره بازيت ميده
خودم ديدمش
نه بيا اينجا ما تو طبقه دوميم
بيا اينجا
امکان نداره اينجا دو طبقست
ميبيني ؟
يه بازتابِ
آره با عقل جور درمياد
اوه ترسيدي ؟
بايد يه فکري بکنيم
شما دستور بديد بنده اجرايي ميکنم
برو
برو بيرون
! برو بيرون
اوه خداي من
قيافه هارو ببين
خانم پينکلتون
ميبينم سخت مشغول کاري
همون کارتن هاييه که مادرت فرستاده ؟
آره
شما خانم پينکلتون رو ديدي ؟ چرا ، نه نديدم
خيلي از ديدن شما خوشوقتم خانم پينکلتون
شما خانما نهار خوردين ؟
نه نخورديم
خب گشنته ؟ چون من دارم از گشنگي ميميرم
الان اصلا گشنم نيست
فکر کنم دلم ميخواد يخورده بيشتر داخل اين کارتن هارو وارسي کنم
! باشه خيلي خب
پايين ميبينمت باشه ؟ ! باشه
سلام ؟
کسي اونجاست ؟
! عزيزم
No comments yet. Be the first to leave one.