De eerste 200 regels.
چندتا مسوده رو تا الان پشت سر گذاشتیم؟
شیش تا عالیجناب
تمامی بی ثباتی ها یک راه به سوی
وضوح و قوا باز میکنن
مثل یک شکاف که در اوج ایجاد میشه
...فقط الان
اینطور بنظر میرسه که هوا ازش بیرون رفته باشه
همش فکر میکنم که چرا
اگه منظورتون اینه که به یورک تاون برگردید
...ما فکر کردیم ...بهتر بگم اینطور بنظر میرسید
- که اینکار اجتناب ناپذیره - بله
ولی چیزی که اذیتم میکنه چیزی نیست که اضافه شده
ولی چیزیه که گرفته شده
نظر من اینه که
این جنگ بزودی به نفع ما تموم میشه
متاسفانه باید بگم عالیجناب
...با توجه به بدهی ها و جنگ های همزمانمون
صدای موزیکو نمیشنوی؟
اوه هندل
موسیقی اتش بازی سلطنتی
پدربزرگ من یعنی جورج دوم
حکم این کار رو دادن تا
پیمان اکسی لا چپالا رو جشن بگیرن
که این میراث اون شد
...ولی
من میترسم با توجه به این
...کنگره ای که دارم
از میراث من به عنوان پادشاهی که آمریکارو از دست داد یاد خواهد شد
نه تمامی آمریکارو عالیجناب
هنوز کانادا هست
اون همش مال ماست احمق
همش مال منه
اونا استقلال میخوان؟
بهشون خون رو تحویل میدم
اون کلونل رو کشت
همشونو بکشید
شلیک نکنید
شلیک نکنید
برگردید عقب
شلیک نکنید
شلیک نکنید
شلیک نکنید افراد
تو چیکار کردی؟
اونا سرگرد مانت گومری رو کشتن
اونا داشتن تسلیم میشدن
مواظب زندانیا باشید
و اون شمشیر لعنتی رو بردار
حالا
بزار برم بزار برم
- سیسرو,سیسرو منم - بزار برم
دنبالت اومدم بزن بریم
ایست
ما مردم آزاد هستیم
ما فقط داریم سعی میکنیم که از اینجا دور بشیم
خب ما آمریکایی هستیم پس اسلحه هاتونو بیارید پایین
:مترجم caped._.crusader
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
حداقل اون هنوز ایستاده
من با کورن والیس و افرادش به روبستو خواهم رفت
هماهنگی ها برای پیروی شما انجام شده
یعنی اوضاع اینقدر بده؟ واقعا باید بریم؟
دوباره برمیگردیم
رُک بگم زمان بندی نمیتونست بهتر از این باشه
من از پادشاه در خواست افراد بیشتری میکنم
و برمیگردم و جوری واشنگتن رو نابود میکنم
که اون ژنرال های جنتلمن هیچ جوره نمیتونن این کارو بکنن
...بهش فکر کن
فرمانده ی نیروهای انگلیسی در شمال آمریکا
بهم اعتماد کن
تو در لندن ستایش خواهی شد درست جوری که اینجا میشی
ابیگیل کیفم رو بگیر و تو سالن بزارش
اونا میگن که بهش آسیب خواهند رسوند قربان
این فقط یه نمایش برای گرفتن خونبهاست
اونا همینطور گفتم که یکی از تفنگدارای منو دارن
من تو لندن هیچ تفنگداری نداشتم
اونا دارن لاف میزنن
اونا شمایل ظاهریشو توضیح دادن
یونیفرمی که براش درست کرده بودن
من میدونم که پنجاه پوند پول خیلی زیادیه قربان
اونا مزدور هستن و من بابتش پولی نمیدم
- پس من اینکارو میکنم - تو همچین کاری نمیکنی
- با من بیا ابیگیل اینجا امن نیست - نمیتونم,بدون سیسرو نمیتونم
شاید بتونی یه راه برای جذب وطن پرستا پیدا بکنی
موفق باشی
- لباسای کثیف سرگرد هاولت؟ - اونجان
من هیچ لباس کثیفی بیرون نفرستادم
میدونم قربان
این چیزیه که من به یکی از افراد شما گفتم
و اونم گذاشت که من بیام تو
من باید یه مجوز برای خروج از شهر داشته باشم
- خروج از شهر؟ - و از خط دشمنا
...در قبال این من براتون اطلاعاتی دارم
در مورد یه جاسوس شورشی
من تورو یادم میاد
تو منو پیش سرگرد اندوک فرستادی
مردی که تو اونو به عنوان مدیر سازمان اطلاعاتی جایگزین کردی
و حالا اینجایی که در مورد کولپر بهم بگی
مسئله اینه؟
یکمی برای اینکار دیر شده
با توجه به اینکه من حالا هم میدونم
که اسمش ایبراهام وودهاله
و شما دوتا با هم همکاری کردید
تا کلونل سیمکو رو بکشید
عزیزم اشکالی نداره من متاسفم
متاسفم
لطفا بشینید
متاسفم,من دستگیرت نمیکنم
منم داشتم برنامه ریزی میکردم که سیمکو رو بکشم
فکر میکنی کی اون احضاریه های قلابی رو فرستاد؟
البته اگه اینو به کسی بگی من انکارش میکنم
خب حالا چرا واقعا اینجایی؟
شورشیا پسرم و مردی که عاشقشم رو
... تو کنتیکت گرفتن ...منظورم اینه که
مردی که فرستادم تا اونو به خونه بیاره
فکر میکردم که میتونم به اردوگاه واشنگتن برم
و درخواست بخششون رو کنم
آنا استرانگ
سرگرد تالمج
در مورد وودهال چی بهشون گفتی؟
که شما فهمیدید که اون کیه
و اینکه اونو از خطر دور کنن
و از اونجایی که جنگ داره نزدیک میشه
چیزی رو از دست ندادیم
خب ابیگیل تو خوش شانسی
من دارم میرم به ستوکت
تا آقای کولپر رو ببینم
اون یه بدهی بهم داره و بعد اینکه بدهیم رو ازش گرفتم
این کشور نفرین شده رو ترک خواهم کرد
میتونم باهاتون بیام؟
متاسفانه باید بگم که خیلی خطرناکه
منبع های من دارن میگن که گیرنده های برده ها
دارن از جنوب بیشتر و بیشتر میشن
حاکم کارلتون داره ترتیبی میده که
اشراف زاده های سیاه پوست
به نوا اسکوتیا انتقال داده بشن
پیشنهاد میکنم که
قبل اینکه دیر بشه سوار یکی از اون کشتیا بشی
من پیامو به ایبراهام میدم
و اونم به اردوگاه واشنگتن میده
حالا هر وقتی که این اتفاق بتونه بیوفته
اسم اون مرد چیه؟
- کی؟ - مردی که تو عاشقشی
اکینبود
اکینبود
خب اگه دوست داشته باشی میتونی یه نامه بدی براش ببرم که
توش توضیح بدی کجا قراره ملاقاتش کنی
چرا باید بهم کمک کنی؟
ما تو یه تجارت کثیف یکسانیم اینطور نیست؟
اگه ما جاسوسا
...به هم دیگه کمک نکنیم
تو میخوای که یه سرباز باشی هان؟
مشکلی نیست
- ببین این اندازته - بفرما
- ممنونم قربان - ممنونم
و برای اجتناب از این
من میخوام که تو پاییز اینارو بکارم
و اگه همه چی خوب پیش بره تو سهمتو میگیری
این برای تو معامله ی بهتریه
- دونه هاتو میخوای مجانی بدی؟ - نه نه با اینکار اعتبارم میره بالا
باشه؟ وقتی که محصولات من وارد بشه
پولشونو بهت میپردازم
محصولات آخریت آفت زده شدن
کرم حشره بود نه؟
چرا پولتو از ایالت پدرت نمیگیری؟
اه سرگرد
از دیدنت خوشحالم لطفا بیا تو
چه تراکنش پیچیده ای
وقتی که سرگرد بهم نامه نوشت فکر کردم که اون وایت هال رو تصرف کرده
ایبراهام و من یه قرار های قبلی داشتیم
...فقط وقت اینو نداشتیم که تا حالا
بهش سر و سامون بدیم
خب من کی باشم که شکایت کنم؟
- ممکنه بقیه هدف هم داشته باشن - یه معامله یه معاملست مری
این یادداشت منه
که توسط بانکدار هام تو یورک سیتی نوشته شده
پس اگه این باعث استنتاج معامله ی ما میشه
من وایت هال رو تصرف میکنم
من میدونم که ما باهم اختلافات و تفاوت هایی داشتیم
ولی میدونم که تو سر حرفت میمونی
حرف من برای گرفتن یه وام کافیه؟
من متاسفم,میدونم که تو میتونی بدهیتو پرداخت کنی
ولی نمیتونم تا برداشت بعدی صبر کنم
من به همه ی اینا و حتی بیشتر برای شروع یه زندگی جدید نیاز دارم
با این وجود تو لایق پاداش برای خدمتت هستی
اگه من جای تو بودم مستقیم به بالا میرفتم
اون بهت مدیونه ایبراهام
پیشنهاد میدم که بری تا دِینِش رو ادا کنه
این تنها چیز منطقیِ که کل روز شنیدم
حالا که حرف از دِین شد
یه دِین دیگه هست که تو به یکی از افرادت بدهکاری
خدمتکار سرگرد اندراک ابیگیل
پسرش همراه با مردی به اسم اکینبود
که براشون واقعا اهمیت قائله
توسط شورشی ها گرفته شده
فکر میکنم که اون یکی از تفنگدارای قبلی سیمکو بود
به تالمج خبر میدم
از طریق ارتباطی که تو نیویورک داری؟
فقط کنجکاوم بدونم که اون شخص کیه
همم
متاسفانه باید بگم که مجبوری کنجکاو باقی بمونی
No comments yet. Be the first to leave one.